کنفرانس ″جستجوي راه حل بحران وبن بست فعلي معضله افغانستان ″ | مصاحبه ها | DW | 10.10.2007
  1. Inhalt
  2. Navigation
  3. Weitere Inhalte
  4. Metanavigation
  5. Suche
  6. Choose from 30 Languages

مصاحبه ها

کنفرانس "جستجوي راه حل بحران وبن بست فعلي معضله افغانستان "

روزيکشنبه 7 اکتوبر شماري ازافغانستان تبارهاي بيرون ازکشورومهاجرين افغان درفرانکفورت آلمان گردهم آمدند تابه قول هيات برگزاري محفل براي "بحران وبن بست فعلي معضله " افغانستان راه حل جستجونمايند.

(من منحيث يکي ازمبتکرين کنفرانس دراين موقف نيستم که دفاع ازنيروهاي مسلح که درافغانستان حرکت مي کنند، دردفاع ازآنها بپردازم.)

(من منحيث يکي ازمبتکرين کنفرانس دراين موقف نيستم که دفاع ازنيروهاي مسلح که درافغانستان حرکت مي کنند، دردفاع ازآنها بپردازم.)

بنابرادعاي يکي ازبرگزارکنندگان اين محفل، اين دومين گردهمايي به اين مناسبت مي باشد. شايد به سادگي بتوان گفت که کنفرانسهاي زيادي توسط کشورهاي بانفوذ ومهاجرين ويا افغانستان تبارهاي که خود شهروندان کشورهاي ديگرمي باشند ،برگزار گرديده اند و هرکدام درآغازاميدهاي فراواني را به ميان آورده ولي شايد هم بتوان گفت اغلب بي نيتجه مانده اند.

درحالي که کنفرانسهاي به سطح سران کشورهاي جهان براي کمک به افغانستان وبراي دريافت راه حل مشکلات افغانستان برگزارگرديده ولي هنوزپاسخگوي مشکلات افغانستان نبوده ؛ سوال اين است که اين کنفرانس چقدرمي توان مفيد باشد وچقدرقادرخواهد بودکه راه حلي عملي براي افغانستان ارئه نمايد. در رابطه با انجينرمحمد عظيم آبرومند يک نفرازبرگزارکنندگان اين کنفرانس گفتگوي داريم .

دويچه ويله : آقاي آبرومند ؛شما کنفرانسي را درفرانکفورت برگزارکرديد که البته اين دومين کنفرانس شما است. ازفراخوان شما چنين برمي آيد که شما افغانستان را دريک بحران وبن بست فکرمي کنيد. راه بيرون رفت ازاين بحران را درچه مي دانيد؟

آبرومند: قبل ازهمه به شما وشنوندگان عزيزسلام مي فرستم . دررابطه به سوال مشخص شما که مردم دعوت شده که دراين دوردوم کنفرانسي که به تاريخ 7 اکتوبرسال جاري درفرانکفورت انعقاد مي يابد؛ افرادي شرکت مي کنند که قبلاً درحدود 250 نفرازوطنداران وعلاقمندان افغانستان شش ماه پيش در"کنفرانس" شهراسن آلمان شرکت نموده بودند، اينجا مي آيند. ما مي خواهيم نشان دهي کنيم وضع بحران افغانستان خيلي پيچيده وعميق است ويک معضله بزرگ بين المللي درافغانستان ايجاد کرده . تخاصم ، خشونت وخون ريزي درافغانستان بعدازانعقاد کنفرانس بن – پترزبرگ آلمان- که وعده اي رفاه،آرامي ، ثبات وصلح درافغانستان را داده بودند،درپهلويش مبارزه عليه تروريزم درمنطقه را داده بودند همه اش تقريباً به ناکامي مواجه شده است. يگانه چيزي که ممکن است موفق باشد مبارزه عليه تروريزم است که فعلاً به يک جنگ شديد اصلا مبدل شده . آنطرف ديگرهم صف آرايي مي کند ويک نقطه ديگررا مي خواستم اظهارکنم که علاقمندان مساله افغانستان ، بحران افغانستان که ازاين مساله بيرون بيايند متوجه گرديدند که درحدود شش سال گذشته به تمسک به منابع موثق، بيشترازهزارافغان جان خود را ازدست داده اند. دراين تشنجات نظامي که درافغانستان واقع مي شود توقع ما وتقاضاي ما اينست که ختم جنگ وخونريزي درافغانستان وکشيدن پاي مذاکره دوطرف يا سه طرف قضيه که افغانستان عمل نظامي مي کنند به پاي ميزمذاکره اين تقاضاي صريح ، قاطعانه ومشخص ما است.

دويچه ويله : اما راه بيرون رفت را درچه مي دانيد چه راه حل عملي به آن پيشنهاد مي کنيد؟

آبرومند: راه حل عملي اينست که ما بايد يک مکانيزم را براي مذاکره ومفاهمه سياسي با نيروهاي مقاومت يا همين مخالفين مسلحانه که درافغانستان هستند. يک مکانيزم مشخص و واضح را به ميان بياورند. مکانيزم مشخص و واضح درفراخوان قبلي ما که بود تعويض حداقل نيروهاي نظامي خط اول جنگي نيروهاي ناتوبه نيروهاي کشورهاي اسلامي .

دويچه ويله : آقاي آبرومند؛ شما مي گوييد نيروهاي مقاومت ، ما يکطرف قضايا حکومت قانوني داريم که مشروعيت قانوني دموکراتيک دارد که براساس قانون اساسي اين دولت انتخاب شده است پارلماني قانوني داريم که نمايندگان مردم درآنجا هستند. ازطرف ديگرشما نيروهاي مقاومت مي گوييد. منظورشما ازنيروهاي مقاومت کي ها هستند؟

آبرومند: همين کساني استند که ازطرف ناتو وجمع کثيري ازکشورهاي اروپايي به نام مخالفين افراطي مسلحانه ياد مي شوند يکي اينها اند. دوم قانون اساسي افغانستان که به ميان آمده است؛ يک کشورمدرن حتماً به يک قانون اساسي ضرورت دارد و افغانستان نمي تواند ازاين مستثنا باشد. ما دعوت مي کنيم همه کساني که درافغانستان سهمگيري درفعاليتهاي سياسي دارند که مراعات ازاصول اساسي قانون اساسي افغانستان ضروري وحياتي براي يک جمع کثيري ازمردم است که مي خواهند درپاي قانون يک کاري انجام بدهند. متاسفانه خدمات اساسي دراين راستا صورت نگرفته است.

دويچه ويله : اماآقاي آبرومند شما ازنيروهاي مقاومت گفتيد؛ درحال حاضرنيروهاي دولت افغانستان ونيروهاي ناتوبا نيروهاي مسلح که درگيرهستند شامل چهارگروه مي شوند. گروه مسلح دهشت افگن طالبان است، بخشي ازحزب اسلامي حکمتيار، گروه مولوي حقاني وشبکه دهشت افگن القاعده هستندکه عليه حکومت وحتا عليه ملاهاي نرمش پذيرحمله دهشت افگنانه انجام مي دهند. آيا شما اين ها را نيروهاي مقاومت ملي مي دانيد؟

آبرومند: من مي خواهم که به شما بگويم کساني که درافغانستان جنگ مي کنند؛ تشخيص قواي ناتو درافغانستان درآغازدوره انعقاد کنفرانس بن اين بود که درافغانستان به گفتاراصلي محرکين اصلي ياعلاقمندان افغان ومشاورين افغان شان20 هزارنيروي تروريست درافغانستان وجود دارد. ما مي بينيم که دامنه جنگ درعرصه شش سال جريان پيداکرد بيشترازجنگ جهاني دوم وتاکنون با مدرنترين سلاح باامکانات وسيع تبليغاتي باهمه اي امکانات سران کشورهاي اروپايي وغربي که مدرنترين سلاح وامکانات ومتخصصين وامکانات مادي ومعنوي که دراختيارشان است دامن 20هزارتروريست را درافغانستان چيده نتوانسته اند. امروزبيشتراز50هزارنفرطفل ، زن ، مرد پيروجوان ،پسروبچه ودختررا ازدست داديم ، خون شان ريخته است. آيا فکرمي کنيد که مساله تروريزم درافغانستان با وجودي که ما درگذشته سيزده سال قبل يعني سيزده سال جنگ درمقابل اتحاد جماهيرشوروي ما – بهتراست ملت افغانستان بگويم – نماي خوب براي ثبات ، صلح وآزادي جهان بود. وبراي اين قسمت قرباني بيش از2.5 ميليون انسان را براي جهانيان داد،بخاطرثبات ،صلح وآزادي ودموکراسي . امروزچطورمي تواند شده که همين مردم فقيروبيچاره که روياروي را درمقابل يک ابرقدرت روسي داشتند وجنگ کردند وتمام نهادهاي کشورشان ودولتي شان ازميان برداشته وصدمات معنوي وفرهنگي ومادي گرفتند، قرا وقصبات شان ويران شد امروز يکدم تبديل مي شوند به نيروي محرک تروريزم ، اين امکان ندارد. مردم افغان هميشه متنفرازتروريزم بودند وهستند.

دويچه ويله : اما درحال حاضرنيروهاي مسلح دهشت افگن ، نيروهاي مسلحي که هر روز زن وکودک را مي کشند، حمله انتحاري مي کنند، حتا درمسجد حمله مي کنند که نمونه اش را درقندهارداريم . چندروزپيش درماه رمضان طفل نه ماهه ، طفل سه ساله وزن جوان را درکابل کشتند. اين نيروهاي اند که درمقابل دولت افغانستان ونيروهاي ناتومي جنگند. آيا شما اينها را نيروهاي مقاومت ملي مي گوييد؟

آبرومند: {هرحرکتي که دهشت افگنانه باشد؛ بخون يک افغان را بريزاند اين حرکت ، حرکت دهشت افگنانه است. هرحرکت وهرحرکتي نظامي اي که يک افغان ملکي را ازميان مي برد، آيا با توپ ، با تفنگ ويا با بمب وحرکتهاي دهشت افگنانه به هرترتيبش حرکتي محکوم است ضد همه قوانين بشري است واين محکوم است.} ازجانب ديگرهمين حرکت که فراخوانش صلح طلبي است اين درچهارچوکات صلح وميثاقهاي صلح طلبانه هيچ جانمي گيرد. ازهمان خاطرمحکوم است.

دويچه ويله : پس اين نيروهاي مقاومت ملي کي ها اند؟

آبرومند: من ازنيروهاي مقاومت ملي صحبت نکردم . من ازمقاومت مسلحانه اي که قواي ناتو درافغانستان با آن درگيراست ،صحبت کردم . ماهم به جان وبا فکروبا هوش ازمنابع خبري ومجاري تبليغاتي دنيا مي شنويم که درافغانستان خونريزي جريان دارد. من ازهمين نيروگپ مي زنم که به پاي ميزمذاکره کشانده شوند .کشاندن آنهاهم تنها ازطريق همين قواي ناتودرافغانستان به رهبراضلاع متحده امريکا امکان پذيراست. که آنها پيشنهاد اين را کنند که يک مکانيزم بوجود بياورند که بتوانند آنها را ازحالت جنگ ، ازحالت دهشت ، ازحالت خونريزي به پاي ميزمذاکره بکشانند. طوري که ما امروزشاهد اين هستيم که درعرصه شش سال گذشته درافغانستان ازدياد خونريزي، طبق خبرامروزي شما که 5100 نفردرنه ماه گذشته سال جاري درافغانستان کشته شده اند. ما مي خواهيم ازخونريزي جلوگيري کنيم.

دويچه ويله : آقاي آبرومند ؛ دولت افغانستان وسازمان ملل متحد با اينکه آنها را نيروهاي دهشت افگن مي شناسند؛ حتا حاضرشدند که اگرآنها قانون اساسي افغانستان را بپذيرند وبيايند دست ازجنگ وکشتاربکشند حاضرند که آنها را ببخشند. آنها غيرازاين که افکارتندروانه خودشان را دارندوديگرقانوني را نمي پذيرند. غيراين چه راه حلي ديگرشما پيشنهاد مي کنيد؟

آبرومند: من راه حل را درچهارچوب قانون اساسي مي دانم درصورتي که شما همين انعقاد قانون خود کنفرانس بن درآن وقت براي توضيح قدرت وتکميل قدرت سياسي غيرعادلانه بود. بخاطري که دوگروه مشخص با يازده نفرازطرف ايتلاف شمال ، يازده نفرازگروه روم دراين سهمگيري داشتند براي تدوين قدرت سياسي وتوزيع قدرت سياسي درافغانستان. اين احساس در درون مردم افغانستان نهفته است که قطعات واقشارمختلف ديگرافغانستان سهيم درخود تثبيت قانون اساسي نبودند. حتا درلويه جرگه براي تصويب قانون اساسي افغانستان 24 راي اضافي سرشماري شده بود. اين چطوربا معيارهاي دموارکراسي قابل شماراست. من دعوت مي کنم تمام مردم افغانستان را که احترام به قانون اساسي منهاي همان تمرکزقدرت دررياست جمهوري ومنهاي القاب که دررابطه باشخصيت هاي ممکن است معروف باشندمنهاي اين قابل پذيرش براي مردم افغانستان باشد. چرا جامعه افغانستان به يک دولت مدرن ضرورت دارد. ما فعلاً براي ملت سازي درافغانستان ضرورت هيچ نداريم مردم افغانستان احساس ملت دارند به دولت سازي ضرورت داريم ودعوت مي کنيم نيروهاي ايتلاف را درافغانستان که دردولت سازي مدرن به افغانستان کمک ومعاونت خاضعانه کنند.

دويچه ويله :ببنيد آقاي آبرومند؛ دولت افغانستان حاضراست مذاکره با آنها بکند اما آنها نمي خواهند مذاکره بکنند. آنها جواب دعوت به مذاکره را با حملات انتحاري مي دهند. جواب مذاکره را با ويران کردن مکتب وشفاخانه وپل وپلچک مي دهند. پس راه ديگرچه است. آيا اين را دوباره بگذارند که پايگاههاي القاعده تشکيل گردد، چه کاري بايد بکنند راه مذاکره را که دهشت افگنان نمي پذيرند؟

آبرومند: من منحيث يکي ازکساني که دراين کنفرانس سهم دارم ويکي ازمبتکرين کنفرانس صلح براي افغانستان هستم. دراين موقف نيستم که دفاع ازنيروهاي مسلح که درافغانستان حرکت مي کنند، دردفاع ازآنها بپردازم. يا سخنگوي آنها باشم. مااين کنفرانس را براساس تصاويب که در دوراول اين کنفرانس شد، کميسيون صلح براي آزادي افغانستان موقف پل بين قواي مقاومت مسلحانه يا مخالفين مسلحانه دولت ونيروهاي ناتومي تواند باشد ومي خواهد زمينه هاي مفاهمه ومذاکره ومکانيزم براي آينده افغانستان که درآن ثبات وصلح بوجود بيايد ويک قانون که درآن توضيح قدرت ؛قانون اساسي که توزيع قدرت عادلانه بوده باشد مي خواهيم جستجوکنيم وامکانات مذاکره ومفاهمه سياسي را درآن بسنجيم. من پيشنهادکردم که اگريک قسمت ازقواي ناتودرجاههاي پايگاههاي خود راجع شوند دوباره و عوض آنها قواي درآنجامتمرکزشوند که ازکشورهاي اسلامي باشند. يعني مربوط به کنفرانس اسلامي باشند اين هم مي شود يک نمادي براي صلح طلبي براي افغانها باشد. چرا فعلاً حکومت فعلي صرف درچهارچوب کابل – ازمشروعيت غيرآن خارج است – نه حاکميت دارد نه مشروعيت. ولوقانون اساسي که بدون مشروعيت ...

دويچه ويله : منظورشما ازمشروعيت چيست؟ دولت افغانستان مشروعيت قانوني دارد به اساس ارکان دموکراسي انتخابات برگزارگرديد، جامعه جهاني آن را به رسميت مي شناسد ،مردم عملاً درانتخابات شرکت کردند و راي دادند. چگونه شما مي گوييد که مشروعيت قانوني ندارد؟

آبرومند: ما ازمشروعيت قانوني گپ مي زنيم ، به واقعه تاريخي که درپترزبرگ رخداد اشاره مي کنم. خدمات دولتي مبني بر مسووليت که مي خواهد داشته باشد درسطح ملي وبين المللي سه رکن اساسي دارد؛ امنيت ، رفاه اجتماعي وعدالت اجتماعي مي باشند. اين سه رکن اساسي را امروز حکومت فعلي درافغانستان اجرا نمي کند. بلکه به کمک نيروهاي خارجي مي خواهند اقدام براي امنيت کنند که دراين درسرتاسر افغانستان متاسفانه موفق نيست.

دويچه ويله : حکومت افغانستان کفايت اين ويا صلاحيت اين را ندارد که صلح را تامين بکند يا مشروعيت ندارد؟ اين کاملاً دوچيزجدا ازهم است.

آبرومند: من مي خواهم که درپاي اين بگويم که مشروعيت شان بخاطرصدمه وارد شده که خدمات دولتي را که يک نظام دموکراسي براي مردم وعده مي کند به هيچ صورت به حداقل آن اکتفا کرده نمي تواند. يعني کفاف خدمات دولتي که پرنسيپ هاي دموکراسي براي مردم وعده مي دهد حداقل آن را براي مردم تحويل نمي دهد. يعني درمعاهده دموکراسي پذيرفتن اين اصل مهم واساسي است که سه وظيفه عمده واساسي را يک دولت حداقل بايد آن را عملي کند. امنيت ، رفاه اجتماعي وعدالت اجتماعي. هرسه آن شامل اين مي شود که حکومت فعلي بي کفايت است. وازنقطه نظرقانون اساسي فعلي افغانستان اين امکان دراختيار رهبرسياسي فعلي افغانستان است که استعفابدهد تا راه انتخابات جديد با نظامت(نظارت) موسسه(سازمان) ملل متحد وسران کشورهاي اسلامي درافغانستان ، انتخابات جديد با امکانات جديد دراختيارمردم قراربگيرد تا صلح وثبات وآرامي درافغانستان استقراربيابد.

دويچه ويله : يکي ازاتهامات وانتقاداتي که خود شما مطرح کرديد وخيلي ها برروند صلح دموکراتيک افغانستان که ازنوامبر2001 به بعد آغازشد ، مطرح مي کنند ؛ تصميم گيري در7000 کيلومتر دورازافغانستان يا تصميم درخارج ازافغانستان مي باشد. عين اشتباه را شما تکرارنمي کنيد که درخارج ازکشوربا يک قشرخاص درخارج ازکشور کنفرانس برگزارمي کنيد. چرا اين کنفرانس با حضورنمايندگان تمام اقشارافغانستان برگزارنمي کنيد؟

آبرومند: اين سوال بسيارموجه ودرست است. ما ازاشخاصي که دراروپا ،امريکا ، کانادا وحتا درپاکستان وايران هستند وآنها تسريع کنندگان صلح طلبي، اکثريت خاموش افغانستان است،(خواستيم ).

اصلاً بهترين کاراين مي شد که درداخل خود افغانستان مردم مبتکراين کارمي شدند. آنها آنقدرپاشيده هستند ازنقطه نظررواني وامکانات مادي دراختيارشان نيست که تنفس آرام در روزکنند.{ مادراني که ديروزگريه مي کنند بخاطرفقروگرسنگي }آنها چطورامکان اين را پيدا مي کنند که دراين فضاي فضاي فقروگرسنگي( اين کار را بکنند.)

دويچه ويله : اما شما چرا اين کنفرانس را درآنجا برگزارنکرديد؟

آبرومند: ما اين امکانات دراختيارما نيست. مااين امکانات را پيداکنيم . من مي خواهم برايتان بگويم که يکي ازشبکه هاي تلويزيوني تنها براي فراخواني که ما مي خواهيم فراخواني براي صلح طلبي کنيم آن را سانسورکرد. {برازاين گفته نمي شود که آيا امکانات اين است درافغانستان که قواي ناتو} {آيا چرا ني} عده اي کثيري حاضرهستند که همچوکنفرانسها درافغانستان دايرکنند. درصورتي که امکانات حداقل براي انتشاراين کنفرانس درافغانستان ميسرباشد.

دويچه ويله : يک جهان تشکرازشما.

یاداشت: متن گفتگوبدون کم وکاست نوشته شده وبرخی که جملات تکمیل نبوده بین قوس گرفته شده است.

صدا و ویدیوهای مرتبط با این موضوع

مطالب مرتبط

آگهی