کمک امپراتوری پروس به انقلاب اکتوبر روسیه | آلمان و جهان | DW | 07.11.2017
  1. Inhalt
  2. Navigation
  3. Weitere Inhalte
  4. Metanavigation
  5. Suche
  6. Choose from 30 Languages

آلمان و جهان

کمک امپراتوری پروس به انقلاب اکتوبر روسیه

انقلاب اکتوبر همچون پیروزی کارگران و دهقانان علیه امپراتوری تزاری پنداشته می شود. آنچه کمتر روشن است، نقشی است که قیصر آلمان داشته است. او از بلشویک ها در سال ۱۹۱۷ حمایت کرد.

زوریخ، نهم اپریل ۱۹۱۷: در ایستگاه قطار ۳۲ مهاجر روسی آماده عزیمت اند. آن ها یگانه کسانی نیستند که آمده اند.و به هنگام حرکت فریاد «خائینان، اوباشان و خوک ها» را سر می دهند. همچنان حامیان این گروه عازم سفر آمده اند. آن ها سرود انترناسیونال را می خوانند. برای مدت کوتاهی در خطوط آهن مانع ایجاد می شود، با اینهم قطار با سر و صدا به حرکت در می آید.

این یک قطار ویژه آلمانی از قیصر ویلهلم دوم است که در دسترس قرار داده شده است تا انقلاب را در روسیه بیشتر شدت بخشد. زیرا  در یکی از واگن های این قطار کسی نشسته است که شخص دیگری غیر از ولادیمیر ایلیچ لنین نمی باشد. لنین با کمک آلمان تبعیدگاهش را در سویس ترک گفته و یک هفته بعد به هدفش در پتروگراد رسید که امروز سنت پترزبورگ خوانده می شود. در روسیه انقلاب فبروری سپری شده است، نیکولای دوم تزار روسیه تاجش را از دست داده است و یک حکومت موقت روی کار است و هنوز انقلاب بزرگی در خزان در چشمرس قرار ندارد. 

تفنگ های برچه دار پروسی و مشت های پرولتاریای روسیه

در برلین برگشت این تبعیدی مشهور به کشورش با علاقه مندی بزرگی دنبال می شد. قوماندان اعلای اردوی آلمان به وزارت خارجه چنین اطلاع داد: «ورود لنین به روسیه موفق شد. او کاملاً مطابق مراد کار می کند.» این یک تناقض سیاسی به نظر می آید که ویلهلم دوم قیصر آلمان با لنین که یک کمونیست است، متحد شود. هدف امپراتور آلمان تضعیف نهائی امپراتوری تزاری روسیه است که از سال ۱۹۱۴ به اینسو با به اصطلاح نیروهای مرکزی یعنی آلمان و آستریا- هنگری در حال جنگ بوده است.

محاسبه برلین روشن است: یعنی لنین و بلشویک هایش روسیه را بی ثبات می گردانند و در آن صورت (در میانه جنگ جهانی اول) در جبهه شرقی بار را سبک می گرداند. این برنامه کارگر واقع شد، زیرا امپراطوری آلمان از یک قاعده قدیمی دیپلوماسی استفاده کرد و آن اینکه: دشمن دشمن من، دوست من است.

Wladimir Iljitsch Lenin - Grundsatzrede in Petrograd 1917 (picture-alliance/dpa/Tass 437179/P. Wolkow)

ولادیمیر ایلیچ لنین به هنگام سخنرانی اساسی اش در پتروگراد در سال ۱۹۱۷

علاوه بر این، این فکر و طرح چیز کاملاً نوی نیست. مربوط به مردی می باشد که اسم مستعاری برای مبارزات کمونیستی به نام پارووس داشت. وی اسرائیل لازاریویچ هیلفند بود. او یک یهودی روسی بود که ثروتمند شده و از آن برای اعمال نفوذ استفاده می کرد و در پایان سال ۱۹۱۴ به سفیر آلمان در قسطنطنیه، پیشنهاد یک اتحاد بین «تفنگ های برچه دار پروسی و مشت پرولتاریا و یا کارگران روسی» می نمود. پارووس می گفت: منافع آلمان و انقلابیون روسیه یکی اند. او پس از شک و تردیدهای اولیه، قرار ملاقاتی در برلین به دست آورد.

سرمایه دار و در لفظ بلشویک

 

Alexander Parvus, russischer Revolutionär (gemeinfrei)

الکساندر پارووس انقلابی روسی

 هیلفند که می خواست بسیار آزاد باشد و دور و برش همیشه پر از زنان بود، نخست در سال ۱۸۹۱ به آلمان آمد. او با نام های مستعار مختلف برای روزنامه های چپی مقاله می نوشت و با همه کمونیست های نامدار زمانه اش مانند روزا لوکزمبورگ، کارل کائوتسکی، لنین و لیو تروتسکی ملاقات کرده بود. با وجود این، رفقا به دلیل سبک زندگی غیر سوسیالیستی اش به وی بی اعتماد بودند.

پس از یکشنبه خونین در ۲۲ جنوری ۱۹۰۵ یعنی هنگامی که تزار امر تیراندازی بر تظاهرکنندگان در سنت پترزبورگ را داد و حدود ۲۰۰ تن کشته شدند، هیلفند و تروتسکی در بین اولین تبعیدی هائی بودند که به وطن برگشتند. آن ها در راس شوراها قرار گرفتند، اما یکی بعد دیگری توسط پولیس بازداشت شدند.

  هیلفند درسائبریا زندانی شد، اما از آنجا فرار کرد و از طریق ایجاد امپراتوری شرکت هایش در قسطنطنیه مرد ثروتمندی گردید. حتی بانکی متعلق به وی بود. این سبب شد که تروتسکی، دوست دیرین و کمونیست اش از وی رو گرداند. حتا تروتسکی «فاتحه نامه ای برای دوست زنده» اش نوشت. با اینهم اشتعال جنگ در سال ۲۰۱۴ فرصتی را برای پارووس به وجود آورد تا کسب نفوذ نماید. او پس از ملاقاتش با سفیر آلمان در امپراتوری عثمانی، در ماه فبروری ۱۹۱۵ در وزارت خارجه در آلمان پذیرفته شد.

انقلاب روسیه در ۲۳ صفحه

این کمونیست روسی با سابقه نویسندگی در آلمان و موفقیت هائی که در بخش تشبثات خصوصی در قسطنطنیه داشت، گزارشی در مورد انقلاب روسیه برای وزارت خارجه آلمان نوشت. خط سیری را که او ترسیم نموده بود، صرف چند ماه پس از آن واقعاً اتفاق افتاد. هیلفند طی ۲۳ صفحه تایپی به طور جزء وار مشخص نموده بود که چه طور سرنگونی حکومت تزاری در صورت حمایت از خارج موفق گردیده می تواند. در اینجا موضوعات پول، خرابکاری و سرنگونی حکومت مطرح بود. یک ماه پس از آن اداره دارائی های امپراتوری آلمان دو میلیون مارک را «برای حمایت از تبلیغات انقلابی در روسیه» تصویب نمود.

هیلفند نیز شخصاً فعال گردید. علایق تجاری و اهداف سیاسی را کمتر می توان از همدیگر جدا نمود. او برنده کلاسیک جنگ است. او به همه چیز، اعم از اسلحه، فلزات، کنیاک، خاویار و رخت باب می پرداخت. از آنجائی که راه به سوی شرق از طریق جبهات می گذشت، مددگاران وی از طریق یک قریه سویدن در مرز با فنلند که متعلق به یک شاهزاده نشین بزرگ در امپراتوری روسیه بود، به قاچاق دست می زدند. مسلماً معلوم است که به مرزبانان رشوت می داده است. 

 Wilhelm II mit der Heeresleitung, 1917 (picture alliance/dpa/Everett Collection)

ویلهلم دوم قیصر آلمان در مقر فرماندهی اردو: دشمن دشمن من، دوست منست.

وقتی که این جمله رمزی گفته می شد که «من سلام اولگا را آورده ام»، انقلابیون روسی نه تنها مواد تبلیغاتی، بلکه همچنان اسلحه و مواد منفجره (دینامیت) نیز در مرز تبادله می کردند. با این «تحفه های آلمانی» کشتی ها در ارخنگیلسک غرق می شدند و بندر به آتش کشیده می شد. این فعالیت های پارووس توسط گراف الریش فون بروک دورف- رانتساو سفیر آلمان در کوپنهاگن همآهنگ گردانیده می شد که  می خواست حمایت از کمونیست ها در صورت انفجار اتحاد جنگی موجه به نظر آید.

انقلاب کردن در آلمان با پول روسیه؟

برنامه متهورانه هیلفند سرانجام موثر واقع شد. در ۷ نوامبر انقلابی صورت گرفت که در تاریخ همچون انقلاب اکتوبر آمده است. حکومت موقت سرنگون شد و شورا ها به قدرت رسیدند و یک هفته بعد روسیه گسست از پیمان نظامی آنتانت با فرانسه و بریتانیا را اعلام نمود. این در عمل پایان جنگ برای این کشور بود. ویلهلم دوم قیصر آلمان برای تضعیف نظامی کشور روسیه که مخالف جنگی اش بود، در مقیاس امروزین نیم میلیارد یورو هزینه کرد.

پارووس مستقیماً به حیث میانجی از جانب قیصر آلمان عمل کرد. بعد از مرگش کلاراسکین یک زن مارکسیست آلمانی او را به حیث یک «مرده گاو امپریالیسم» تقبیح کرد که لنین را در انقلاب کمک کرده بود. هیلفند در سال ۱۹۲۴ به عمر ۵۷ سالگی در برلین در اثر سکته دماغی جان سپرد. در مورد نقش تاریخی وی هم از جانب شوروی ها و هم از جانب امپراتوری آلمان سرپوش سکوت گذاشته شده بود.

اندکی پس از آن بعد از کشته شدن خانواده تزار در ۱۷ جولای ۱۹۱۸، لنین در نشست های حزبی غالباً متهم می شد که با تنها به کمک وجوه مالی از آلمان، تزار را سقوط داده است. او هیچوقت این گفته را دروغ نخواند، بالمقابل گفت: «البته می خواهم خاطر نشان نمایم که ما با پول روسیه انقلاب مشابهی را در آلمان به راه خواهیم انداخت.»

فولکر واگنر/رر.ع ف.

DW.COM