چهار ماه سرگردانی برای گرفتن یک جلد پاسپورت | افغانستان | DW | 27.02.2012
  1. Inhalt
  2. Navigation
  3. Weitere Inhalte
  4. Metanavigation
  5. Suche
  6. Choose from 30 Languages

افغانستان

چهار ماه سرگردانی برای گرفتن یک جلد پاسپورت

گرفتن یک جلد پاسپورت این روزها در افغانستان به یک مشکل جدی تبدیل شده است. چهار ماه می شود که صدها متقاضی برای گرفتن پاسپورت سرگردانند، اما هنوز نتوانسته اند پاسپورت بگیرند.

وزارت داخله افغانستان می گوید پاسپورت در اختیار ندارد تا به مردم توزیع کند. زیرا پاسپورت در خارج از افغانستان چاپ می شود و تا به افغانستان می رسد، وقت می گیرد. سلطان، باشنده ولایت غزنی که برای گرفتن پاسپورت به کابل آمده، می گوید: «چهار ماه است به کابل آمده ایم. کسانی که پارتی دارد کارشان ردیف می شود اما دیگران همچنان سرگردانند».

پاسپورت مانند بسیاری کارهای دیگری در افغانستان «دلال» دارد؛ کسانی که در بدل پول، در وقت کم برای مردم پاسپورت می گیرند. اما این «دلالان» که به صورت غیرقانونی کار می کنند، پول گزافی می گیرند. معمولاً دو صد دالر امریکایی (ده هزار افغانی) قیمت یک جلد پاسپورت در بازار سیاه است.

نبود ظرفیت

کمبود پاسپورت هر سال چند بار تکرار می شود. مشکل اصلی این است که حکومت افغانستان هزاران جلد پاسپورت کمپیوتری را چاپ کرده و در اختیار وزارت های داخله و خارجه گذاشته است. اما ریاست پاسپورت وزارت داخله هنوز نیروی انسانی برای استفاده از پاسپورت های کمپیوتری را ندارد.

حضرت عمر زاخیلوال، وزیر مالیه افغانستان می گوید وزارت مالیه چهار سال پیش یک میلیون پاسپورت الکترونیک را چاپ کرد و در اختیار وزارت خانه های داخله و خارجه قرار داد.

وزیر مالیه می گوید دلیل این که پاسپورت ها به شکل الکترونیک چاپ شدند این بود که تا سال 2012 در هیچ کشور پاسپورت های قلمی قابل قبول نخواهد بود.

زاخیل وال می گوید حالا که ریاست پاسپورت نتوانسته این پاسپورت ها را توزیع کند، مجبور شده که اخیرا صدها هزار جلد پاسپورت قلمی را چاپ و در اختیار این وزارت قرار دهد. اما وزارت داخله وعده داده است که به زودی مشکل پاسپورت حل می شود و برای همه متاقضیان پاسپورت توزیع می گردد.

مشکلی برای فقرا

مردم بیکار با وجود شرایط سختی که در ایران وجود دارد، برای پیدا کردن کار به این کشور می روند.

مردم بیکار با وجود شرایط سختی که در ایران وجود دارد، برای پیدا کردن کار به این کشور می روند.

کسانی که پول دارند یا با مقام های دولتی رابطه دارند، به سادگی می توانند پاسپورت بگیرند. اما این مشکل بیشتر کسانی را می رنجاند که نه پول کافی دارند تا توسط «دلال» پاسپورت بگیرند و نه به اصطلاح «واسطه»ای تا از طریق آنها به سادگی پاسپورت بگیرند.

بیشتر کسانی که ماه ها برای گرفتن پاسپورت سرگردان شده اند، ساکنان ولایت های دور افتاده هستند که شب ها را در هوتل ها سپری می کنند و روزها در صف پاسپورت می ایستند.

سید میر آغا یکی از متقاضیان پاسپورت، می گوید: «هرچه دنبال کار می گردیم کار نیست. ما سر خود را به خطر انداخته و اولادهای خود را بی سرنوشت می مانیم و به ایران می رویم. دولت باید بداند که مردم این قدر مشکل دارند».

شرایط دشوار کار در ایران

کارگرانی که پیش از این نیز در ایران کار کرده اند از وضعیت کار و برخورد ایرانی ها با کارگران افغان شکایت دارند. خشونت با کارگران افغان و توهین و تحقیر مسایلی اند که کارگران افغان در ایران از آن رنج می برند.

ذاکر حسین که سال ها در ایران کار کرده است، می گوید: «اصلا در ایران افغان ها بسیار بی ارزش اند. افغان برای ایرانی ها انسان گفته نمی شود. وقتی در افغانستان ما برای خود احترام نکنیم، دیگران حق دارند که چنین کنند». او می افزاید: «پیش از این قاچاق می رفتم اما حالا می خواهم قانونی بروم. ما کار می خواهیم در هر کجایی که باشد».

کارگران افغان اکثرا با پاسپورت های سه ماهه به ایران می روند. هاشم یک تن از متقاضیان پاسپورت در این مورد می گوید: «سه ماه پاسپورت وقت دارد و 60 ماه دیگر برگه می دهند. بعد از 12 ماه معلوم نیست که سرنوشت ما چی می شود. 60 تا 70 هزار افغانی مصرف می شود که در این مدت همین مصرف را هم کار نمی کنیم».

افغان هایی که برای کارکردن در ایران می روند گرفتن پاسپورت یگانه مشکل آنان نیست. آنها مجبورند هفته ها برای گرفتن ویزا سرگردان شوند.

شماری از افغان ها به صورت غیرقانونی و از راه قاچاق به ایران می روند اما در صورتی که توسط نیروهای انتظامی ایران دستگیر شوند، دوباره به افغانستان برگردانده می شوند.

ایستگاه آخر

برخی از افغان ها می گویند بیکاری و سرگردانی افغان ها در کشورهای همسایه بالاخره به اعتیاد آنها منجر می شود. در حال حاضر افغانستان یک میلیون معتاد دارد و بیشتر آنها از کشورهای همسایه به خصوص ایران به افغانستان آمده اند.

بصیر، باشنده شهر کابل می گوید برخی از اقاربش که در ایران با افراد «ولگرد» همراه بوده اند، معتاد شده و حالا در زیر پل ها زندگی می کنند.

او می گوید: «این یک فاجعه بزرگ برای کشور است. جوانانی که می توانند برای مردم شان خدمت کنند، به ایران می روند و از آنجا معتاد بر می گردند و باردوش جامعه می شوند.»

گزارشگر: حسین سیرت، کابل

ویراستار: عارف فرهمند

آگهی