چرا وکلابه مجلس حاضرنمي شوند؟ | مصاحبه ها | DW | 28.09.2006
  1. Inhalt
  2. Navigation
  3. Weitere Inhalte
  4. Metanavigation
  5. Suche
  6. Choose from 30 Languages

مصاحبه ها

چرا وکلابه مجلس حاضرنمي شوند؟

بشردوست : دليل دومش اينست که تعدادي ازوکلا کاملاً بي سواد اند . يعني خواندن ونوشتن را ياد ندارند. کسي که صد درصد بي سواد باشد چگونه مي تواند که درپروسس ويا درکارقانون گذاري شرکت بکند وعلاقه بگيرد. بخاطري که يک طرح قانون يا يک فرمان تقنيني که مي آيد او حتا خوانده نمي تواند ودليل سومش اين است که علاوه براين که تعدادي ازکلاي ما صد درصد بي سواد مطلق اند- من فکرمي کنم که نود درصد وکلاي ولسي جرگه کساني اند که تحصيلات عال

بشردوست:راه حل دوامدار به نظرمن تنها وتنها با استعفاي آقاي حامدکرزي رييس جمهورافغانستان ولغو پارلمان افغانستان ممکن است .

بشردوست:راه حل دوامدار به نظرمن تنها وتنها با استعفاي آقاي حامدکرزي رييس جمهورافغانستان ولغو پارلمان افغانستان ممکن است .

� نه درحقوق، نه درجامعه شناسي ، نه درادبيات ونه درژورناليزم ، ندارند.

دويچه ويله : آقاي بشردوست چندين باراست که برخي ازنمايندگان پارلمان حتا رسانه ها ازغيابت مداوم بسياري ازوکلا شکايت نموده اند . چنانچه درهمين هفته نيزپارلمان به علت تکميل نشدن نصابش هيچ کارعملي نتوانست بکند. به نظرشما علت اين بي ميلي وکلا به کارچيست؟

بشرودوست: به نام خداوند وبه ياد شهداي عزيزافغانستان ؛ تشکرازلطف شما که به ما فرصت مي دهيد وسلام گرم ما به تمام شنوندگان راديوي شما به خصوص هموطنان ما که درخارج هستند.

من فکرمي کنم که اولترازهمه اين که درمطبوعات افغانستان دررسانه هاي همگاني نام اين وکلاي غيرحاضردايمي منتشرشد به نظرمن چيزي که دراين مساله بسيارمهم است ، اقدام وابتکارخبرنگاران افغانستان است.

خوشبختانه بعد در روزنامه هاي ديگراين منتشر شد تااين که منشي ولسي جرگه افغانستان مجبورشود که ليست رسمي را منتشرکند. بخاطري که ليست رسمي تقريباً بيست روزقبل تهيه شده بود اما تحت فشاري که هيات اداري ولسي جرگه قرارداشتند ؛ حتا ازانتشارنام غيرحاضران اباء مي ورزيدند. خوشبختانه ابتکارخبرنگاران که قدرت چهارم مي توانند باشند وباهمکاري ما توانست که حداقل يک گام مثبت را بردارند.

دويچه ويله : اما علت بي ميلي وکلا به کاروحاضرشدن به مجلس چه است ؟

بشردوست : من فکرمي کنم که عوامل ودلايل مختلف داشته باشد . نقطه ي که من فکر مي کنم مهم است اينست که دلسوزي نيست ، انگيزه نيست . اگرمايک دلسوزي داشته باشيم اگرما احساس مسؤوليت کنيم اگرما انگيزه ي خدمت به ملت داشته باشيم اگرما فکرکنيم که معاشي( دست مزد) که مي گيريم درمقابل کاراست ووقتي کارنکنيم معاشي که مي گيريم اين معاش حرام مي شود ؛ چون ازاين معاش تغذيه مي کنيم بنابراين درگوشت ما ، ما دررگ ما خون حرام درجريان مي شود وما خود را مسلمان مي گوييم نمازمي خوانيم وهربارکه دهن خود را بازمي کنيم دو تا سه کلمه ازاسلام به زبان مي آوريم . اين افراد متوجه اين مساله نيستند ؛ يکي ازدلايلش اينست. دليل دومش اينست که تعدادي ازوکلا کاملاً بي سواد اند . يعني خواندن ونوشتن را ياد ندارند. کسي که صد درصد بي سواد باشد چگونه مي تواند که درپروسس ويا درکارقانون گذاري شرکت بکند وعلاقه بگيرد.

بخاطري که يک طرح قانون يا يک فرمان تقنيني که مي آيد او حتا خوانده نمي تواند ودليل سومش اين است که علاوه براين که تعدادي ازکلاي ما صد درصد بي سواد مطلق اند- من فکرمي کنم که نود درصد وکلاي ولسي جرگه کساني اند که تحصيلات عالي نه درحقوق، نه درجامعه شناسي ، نه درادبيات ونه درژورناليزم ، ندارند. چون اينها تحصيلات عالي ندارند وچون اينها فهم اين که قانون دربخشهاي مختلف چيست ونقش آن چيست ، ندارند من فکرمي کنم باعث دلسردي مي شود . فکرمي کنم دليل چهارمش اين است که تعدادي زيادي افرادي اند که ازکوه پايين شده اند ،يک ساعت روي چوکي نشستن مثل آن است که روي يک تابه داغ بنشينند.

دويچه ويله : اما اين مانع کار پارلمان مي شود . براي پيشرفت کارپارلمان بخش اداري چه تدابيري درنظرگرفته است وپارلمان براي رفع اين معضله چه کاري کرده است؟

بشرودوست : اگردقيق به يادم مانده باشد تقريباً دوما يا سه ماه پيش ما اصول وظايف داخلي مربوط به حضوروغياب وکلا را درمجلس عمومي تصويب کرديم . اما برخلاف تمام قوانين دنيا ، برخلاف عرف وبرخلاف منطق هيا ت اداري ، آقاي قانوني تصميم گرفت که مصوبه ي جلسه عمومي ولسي جرگه اين به نظرکميسيون مصونيت وامتيازات وکلاگذاشته شود . شما اگرببينيد درکشورهاي ديگرمعمولاً کميسيون پيشنهاد مي کند وقتي جلسه عمومي تصويب کرد ، تصويب جلسه عمومي مظهراراده وکلا است . يک کميسيون يا يک فرد نمي تواندکه ازآن برگردد.

اما درولسي جرگه تصويب کرديم که کساني که سه روز متواترغيرحاضرهستند نام شان اعلان شود . اگريک ماه متواترغيرحاضرهستند اگراشتباه نکنم ؛ ازمعاش ايشان به تدريج بايد کم شود. اما برخلاف منطق ، برخلاف قانون ، آقاي قانوني مصوبه ي عمومي جلسه عمومي را ارجاع کرد به يک کميسيون که اين اعضاي کميسيون عضوجلسه عمومي مي باشند. اين بخاطراين است که اول آقاي قانوني مسايل حقوقي را نمي فهمد ودوم آقاي قانوني نمي خواهد همان پارتي بازيش ( گروه گرايي ) ازبين برود.

دويچه ويله : آقاي بشردوست ، بسيارجالب است ؛ وقتي خود وکلا نمي توانند مشکل خودشان را حل کنند چگونه اين ها مشکل مردم را حل خواهند کرد؟

بشردوست : به هيچ صورت ؛ من فکرمي کنم وکلاي که درپارلمان افغانستان هستند چه درولسي جرگه وچه درمشرانوجرگه ، تاجايي که درهشت ماه من مي بينم ، تاجايي که من مطالعه وبررسي مي کنم اينهابراي حل مشکل مردم نيامده اند. درعين زماني که وکلا حاضرنيستند که خدمت کنند وکارکنند. پارلمان افغانستان چه مشرانو جرگه و چه ولسي جرگه تنها پارلمان دنيا است که در روز سه – چهارساعت تشکيل جلسه مي دهند ودراين سه – چهارساعت هم اکثريت شان حاضرنمي شوند بناءً نصاب تکميل نمي شود.

اينها براي حل مشکل مردم نيامده اند . براي اين آمده اند که ازامتيازات ومنافع شخصي ، قومي وتنظيمي خود دفاع کنند . درعين زماني که وکلاي ما براي جلسات حاضرنمي شوند وقتي که معاش توزيع مي شود کل شان حاضراند. نه تنها اينها براي معاش گرفتن حاضرهستند بلکه اين هاسعي دارند که تنها خرچ دسترخوان وکلا وسناتوران 67 هزارافغاني باشد.

دويچه ويله : آقاي بشردوست ، هميشه روشنفکران ومنتقدين انتقاد مي کنند اما راه حل عملي ارائه نمي کنند. حالا به نظرشما راه حل عملي چه است ، چه بايد کرد؟

بشردوست : يکي راه حل مقطعي است که مي توانيم پيشنهاد کنيم . راه حل مقطعي آن به نظرمن اينست که اول خود آقاي قانوني خلاف ماده 106 قانون اساسي افغانستان درکرسي رياست ولسي جرگه نشسته است . بايد رييس طبق قانون اساسي ما انتخاب شود که بتواند بعد نظم وتشکيل جلسه را براساس منافع ملي تنظيم کند.

پيشنهاد دوم من اين است که هر وکيل که يک روز غيرحاضرباشد بايد ازمعاشش فيصدي کم شود . مثلاً 55 هزارافغاني اين معاش مي گيرند يک وکيلي که يک روزغيرحاضراست هزارافغاني ازمعاشش کم شود. اگردو روز غيرحاضراست دو هزارافغاني ازمعاشش کم شود اين تنها راهي است که اين وکلارا مي تواند آنجا بياورد وسرچوکي بنشاند. وراه حل دوامدار به نظرمن ، من همانطورکه بارها درخود پارلمان و درمصاحبه هاي خود گفتم ؛ تنها وتنها با استعفاي آقاي حامدکرزي رييس جمهورافغانستان ولغو پارلمان افغانستان ممکن است .اگراين پارلمان باشد، مشرانوجرگه ، ولسي جرگه وآقاي کرزي درپست رياست جمهوري خود باشد من معتقدم که روز به روز ما به سوي فاجعه ي بيشتروعميق تردرراه هستيم .

دويچه ويله : اين چگونه عملي است . به هرحال آقاي کرزي طي يک انتخابات حالا هراسمي که روي آن بگذاريم ، انتخاب شد وپارلمان هم همينطور . آيا پيشنهاد شما وطرح شما آسيبي به ديموکراسي نمي رساند؟

بشردوست : من فکرمي کنم دو راه ازنظرحقوقي وجود دارد . ما اول بايد ازخود سوال کنيم که ديموکراسي چيست . ديموکراسي طبق تعريف مشهوري که رييس جمهوراسبق آمريکا ابرهام لينکن کرده بود؛ ديموکراسي حکومت مردم توسط مردم براي مردم است . فعلاً حکومت افغانستان نه براي مردم است نه توسط مردم است ونه به وسيله ي مردم است . ازنظرحقوقي من فکرمي کنم دو راه وجود دارد .يکي اين که آقاي حامد کرزي خودش وضع بحران عميق ونابسامان عميق را درک کند وخودش استعفا کند. بخاطري که درچهارسال ونيم که درقدرت است تجربه نشان داد که نتوانست افغانستان را ازبحران نجات بدهد . راهي ديگري که به نظرمن موجود است اين است که چون آقاي حامد کرزي روي يک برنامه انتخاب شده بود و وعده هاي مشخص و واضح دربخش امنيت ؛ دربخش فساد اداري،دربخش اقتصاد دربخش فرهنگ ودربخش اجتماع داده بود . چون به يکي ازاين وعده ها وفانکرده بنابراين مامي توانيم که مسووليت آقاي حامد کرزي را درپارلمان مطرح کنيم که آقاي کرزي ازنظرحقوقي بايد برکنارشود. چون روزانتخابات بين مردم افغانستان وآقاي حامد کرزي يک قراردادي امضاء شد وآقاي کرزي بصورت روشن گفت که اين کارهارا مي کنم . نه تنها آقاي کرزي اين کارها را نکرد بلکه وضع که درسال 2004 وجود داشت چه ازنظراقتصادي وچه امنيتي صد در صد بدترشده است. بنابراين چون آقاي کرزي قرارداد خود را مراعات نکرد بناءً فسخ قرار دادش ازنظرحقوقي کدام مشکلي خلق نمي کند.

دويچه ويله : آقاي بشردوست تشکرازشما.

مطالب مرتبط