چرا محمد يونس برنده جايزه صلح نوبل شد | مجله حقوق بشر | DW | 18.10.2006
  1. Inhalt
  2. Navigation
  3. Weitere Inhalte
  4. Metanavigation
  5. Suche
  6. Choose from 30 Languages

مجله حقوق بشر

چرا محمد يونس برنده جايزه صلح نوبل شد

دموکراسي وحقوق بشردرکشورهايي که درآنجا فقربيداد مي کند نمي توانند تضمين بقا داشته باشند

محمد یونس اولین قرضه اش را که 27 دالربود ازجیب خود به یک زن فقیرتادیه نمود

محمد یونس اولین قرضه اش را که 27 دالربود ازجیب خود به یک زن فقیرتادیه نمود

جايزه صلح نوبل امسال به محمد يونس اقتصاد دادن بنگله ديشي تعلق گرفت . کميته اهداي جوايزنوبل ضمن اعلام اين خبرگفته است که اين جايزه به محمد يونس به پاس خدمات وي درجهت " توسعه اقتصادي واجتماعي ازپايين " اهدا مي شود. همانطوري که محمد يونس خود گفته است، همه کساني که براي فقرزدايي درسرتاسرجهان مبارزه مي نماينددرخوشي ناشي ازاهداي جايزه ي نوبل به وي سهيم اند.ناگفته پيداست که دموکراسي وحقوق بشردرکشورهايي که درآنجا فقربيداد مي کند نمي توانند تضمين بقا داشته باشند. همين اکنون 850 مليون انسان فقيرتهديد به گرسنگي مي شوند. 70% درصد آنها دردهات زندگي مي کنند. تنها آماررسمي درافغانستان نشان مي دهد که 6 مليون انسان دراين کشورتهديد به گرسنگي مي شوند ودونيم مليون انسان ديگر به کمبود مواد غذايي مبتلا اند. اهميت کارمحمديونس دررابطه با چنين فقيرعظيم درجهان نهفته است.

نلاشهاي پيگيرمحمد يونس براي اهداي کريدت يا اعتبارات کوچک به فقراي روستا ، درکشوربلاکشيده ودچاربحران بنگله ديش ، واقعاً " انقلاب خاموشي" بوده است. فلسفه کاروزندگي محمد يونس عبارت بوده است از" ازکمک به کساني که به خود کمک مي کنند" .ازآنجايي که جايزه صلح نوبل به شخصيتهاي يگانه يي تقديم مي گردد که با ارائه راه حلهاي موفقيت آميز درمعضلات بزرگ جهاني راه گشا بوده اند، درضمن کوشش به عمل مي آيد تا آنها سرمشق ديگران نيز گردند. دربرنامه امروزين مجله حقوق بشر نخست مختصري به زندگينامه ي محمد يونس برنده جايزه نوبل ازبنگله ديش مي پردازيم وبدنبال آن تبصره تحليلي ماسکويت احسان را درمورد تاثيراجتماعي واقتصادي کار محمد يونس درکشوربنگله ديش به خدمت تان بازگومي نمايم :

نگاهي به زندگي وکارمحمد يونس :

زبند بند وجودم آگهي سرشار مي گردد

به هرجامي روم آيينه يي بيدار مي گردد

( بيدل )

،

زندگي وکارمحمديونس اقتصاد دان بنگله ديشي وبرنده ي جايزه صلح نوبل امسال مصداق اين بيت ميرزا عبدالقادربيدل است . خود محمد يونس دررابطه به اينکه چگونه مفکوره اهداي اعتبارات يا کريدتهاي کوچک به فقراي روستا ها درذهن وي پيدا شد چنين مي گويد:

"خوش بختم ازاينکه من به حيث استاد دردانشگاه چيتاکانگ بودم . در دورا دور اين دانشگاه روستا ها قرارداشتند. براي رسيدن به ديوار دانشگاه من مي بايست ازاين روستا ها عبورمي کردم. من رنج وغم مردم فقيررا مي ديدم وتصميم گرفتم تا براي چاره جويي کاري انجام دهم . همان بود که مفکوره تهيه اعتبارات يا کريدتهاي کوچک براي تغييردادن زندگي ايشان درذهنم پيدا شد."

محمد يونس به سال 1940 عيسوي درروستاي " باتوه " واقع در "هاتازاري" - ازتوابع چيتاکانگ - ديده به جهان گشود.وي تاهفت سالگي درهمين روستا به سربرد، بعد ها به چيتاکانگ جايي که پدرش تجارت جواهرات داشت آمد.خانمش افروجي يونس پروفيسورفزيک دردردانشگاه جهانگيرنگراست.خانواده وي همه اهل دانش وفرهنگ اند، يک برادرش پروفيسورفزيک وبرادرديگرش ازبرنامه سازان به نام تلويزيون بنگله ديش مي باشد.

محمد يونس به سال 1961 ماستري اش را دررشته اقتصاد ازدانشگاه داکه به دست آورد و به سال 1969 ازدانشگاه وندربلت دوکتوري اش را دررشته اقتصاد گرفت . با برگشت به کشورش درسال 1972 به حيث پروفيسوراقتصاد دردانشگاه چيتاکانگ به کارآغازکرد. او درسال 1974 پيشتازمفکوره "گرام سارکر" – حکومت قريه – شد. بين سالهاي 1975-1989 رئيس برنامه هاي اقتصادي روستا ها بود. درعين زمان به سال 1976 "گرامين بانک " – بانک مناطق روستايي – را تاسيس کرد. محمد يونس به سال 1978 جايزه رئيس جمهوررا به خاطرابتکار سيستم کوپراتيفي موسوم به " تبهاگا خمار" به دست آورد. درسال 1994 جايزه سازمان غذايي جهان به وي تعلق گرفت. بلاخره درسال 2006 جايزه صلح نوبل به شخص وي وبه بانکي که تاسيس کرده بود ؛ تفويض گرديد.

زندگي حرفه يي پروفيسورمحمد يونس سراسرتلاش وابتکاربوده است.دراوج اين زندگي افتخارآميز تاسيس گرامين بانک – بانک مناطق روستايي – درسال 1976 قراردارد. روياي تشکيل چنين بانکي هنگامي نزد محمد يونس تقويت گرديد که درفحط سالي 1974 بنلگله ديش وي اولين قرضه اش را که معادل 27 دالرامريکايي مي شد، ازجيب خود به زني ازقريه " جوبره" تاديه نمود. اين زن ازچوب بانکس اثاثه منزل مي ساخت ومي فروخت. چنين زناني بايد درمقابل سود قرض مي گرفتند، آنها کالايي را که مي ساختند مي فروختند وپول قرضه دهندگان را دوباره مي پرداختند. بانکها حاضرنبوده اند تا قرضه هاي کوچکي به چنين افراد بدهند.

يونس درسال 1976 بانک گرامين را تاسيس کردتابه فقراي بنگله ديش قرضه هاي کوچکي بدهد. تاکنون اين بانک مبلغ 5.1 مليارد دالر به 5.3 مليون قرضه گير، داده است.براي آنکه بازپرداخت قروض بايد تضمين گردد به "گروههاي همبستگي" ضرورت بود. ترتيب قرضه دادن طوري است که گروههاي کوچک غيررسمي به صورت يکجايي تقاضاي قرضه مي کنند، همينها اند که بازپرداخت قروض را تامين مي کنند.اين گروهها اصولاً تشبثات اقتصادي همديگررا حمايت وتقويت مي کنند تا امکان بازپرداخت قروض ميسرگردد. با پيشرفت اعطاي قرضه هاي کوچک ، گرامين بانک – بانک مناطق روستايي – رشته هاي ديگري را نيز براي تاديه قرضه هاي متناوب به فقرا روي دست گرفت. اين رشته ها شامل اعطاي قرضه ها براي فقراي روستاها جهت ساختن خانه وسرپناه ؛ تمويل امورماهيگيري ، پروژه هاي آبياري، سرمايه هاي اوليه براي کاروتشبث، نساجي وسايرفعاليتها درپهلوي معاملات عادي بانکها مانند حفظ امانات مي باشند. اکنون اين مودل بانکداري براي اعطاي قرضه هاي کوچک دربسياري کشورهاي درحال توسعه – همچنان افغانستان ولو به شکل سمبوليک - وايالات متحده امريکا اقتباس مي شود. قريب 23 کشورازچنين مودلي پيروي مي کنند.

کميته اعطاي جوايزنوبل ناروي امتيازمالي جايزه صلح نوبل را به دوبخش تقسيم نموده است که نصف آن به خود پروفيسورمحمد يونس ونصف ديگرآن به گرامين بانک که توسط محمد يونس بنياد گذاري شده است اعطا مي شود. برنده جايزه صلح نوبل درنظردارد تاسهم خودش را که بالغ بر 1.4 مليون دالرمي شود براي تاسيس يک شرکت تهيه مواد خوراکي داراي ارزش غذايي بلند ، براي فقرا اختصاص دهد.

اوله دونالد ميوس ؛ رئيس کميته جوايزنوبل دليل اعطاي اين جايزه را به محمد يونس چنين گفته است:

" مادامي که گروههاي بزرگ مردم کدام راه بيرون رفت ازفقرنداشته باشند؛ صلح واقعي نمي تواند وجود داشته باشد.قرضه هاي کوچک چنين امکاني را فراهم مي سازند. يک توسعه اقتصادي مثبت خود تضميني است براي دموکراسي وحقوق بشر.

***

"انقلاب آرام" دربنگله ديش

در35 سال اخيرنهاد هاي دولتي بنگله ديش نتوانسته اند بهبودي دروضع کشوربه وجود آورند.آميخته شدن سياست با جنايتکاري دراين کشور؛ نابرابريهاي باورنکردنيي را دربين مردم به وجود آورده وآنها را به حاشيه اجتماع درزيرخط فقر رانده است. محمد يونس معتقد است که دستگاه سياسي موجود نمي تواند کاري براي تساوي اقتصادي مردم نمايد. او مي دانست که روستاها ودهات بنگله ديش جايي اند که تغييرات ازآنجا آغازمي گردند، بنابراين وي نظام اعطاي قرضه هاي کوچک براي فقراي ده را به وجود آورد.

محمد يونس اهميت ملي وجهاني کاري که آغازکرده است به خوبي آگاه مي باشد. پس ازآنکه جايزه صلح نوبل به وي تعلق گرفت ، چنين گفت :

" اين براي همه ملت جاي خوشي است. حتا همه آن کساني که خارج ازبنگه ديش با اعطاي قرضه هاي کوچک سروکاردارند ومي خواهند فقررا ازميان بردارند، اعطاي اين جايزه را تجليل مي کنند."

مرجينا زن ميانسالي از ازقريه "شيراجگاني" که ازاين قرضه ها مستفيد شده است مي گويد:

"بااين قرضه کوچک من توانستم حيوانات ، مرغ وبزتربيه کنم وزمينم راکشت نمايم . من فقط بايک قرضه 20000 تاکا- واحد پولي بنگله ديش – آغازکردم وتاکنون قادرشده ام 200000 تاکا به دست آورم . من کودکانم را به مکتب مي فرستم . ديگرکدام مشکلي ندارم. خوش هستم ."

روشن ؛ زن ديگري است که ازاين قرضه ها يا کريدتهاي کوچک استفاده کرده است. او مي گويد:

" من با قرضه کوچک 3000 تاکا به تجارت اسباب بازي پلاستيکي آغاز کردم . پول کافي يي به دست آوردم تا تجارت مصالح جات را آغازکنم . اکنون من مي توانم قرضه هايم را بپردازم .من مي توانم خانواده ام را به پيش ببرم . هيچ کس باورنمي کند که روزگاري من گدا بوده ام ."

آدمهاي فقيرمانند مرجينا وروشن؛ عملاً توسط رهبران سياسي فراموش مي شوند وازآنها فقط به مثابه بانکي براي راي دادن استفاده مي شود.اما پروفيسوريونس ازکرامت انساني آنها حمايت کرد ونشان داد که ديگرآنها بانکي براي راي دادن نيستند.

جايزه صلح نوبل حتا به مثابه ي نماد خيزش جديد ملت بنگله ديش مي گردد که ازدرون عميقاً پارچه پارچه مي باشد.

پروفيسوريونس ابرازاميداري مي کند:

" منازعات ومناظرات سياسي مي بايست صلح کشورمارا ازبين ببرد. ازاين جايزه صلح نوبل به قسم جشني دربنگله ديش تجليل شد. انتخابات آينده بايد انتخابات صلح وجشنها باشد وسياست بنگله ديش بايد اين خصوصيت جشن مردمي را به خود بگيرد."

آگهی