چرا احزاب در افغانسان نقش کمرنگ دارند؟ | مصاحبه ها | DW | 08.01.2008
  1. Inhalt
  2. Navigation
  3. Weitere Inhalte
  4. Metanavigation
  5. Suche
  6. Choose from 30 Languages

مصاحبه ها

چرا احزاب در افغانسان نقش کمرنگ دارند؟

قانون اساسی جديد افغانستان تاسيس احزاب سياسی را جز حقوق مسلم شهروندان اين کشور معرفی نموده است. افغانها طی شش سال گذشته بيستر از صد حزب سياسی تشکيل نموده اند که بنابر تحليل کارشناسان تا به حال از پشتيبانی توده های وسيع مردم برخوردار نگرديده اند. ما اين پرسش را که چرا چنين است به بحث گرفته و نخست با آقای فاضل سانچارکی، سخنگوی جبهه ملی که از جملهء احزاب مخالف حکومت به حساب ميرود، در ميان گذاشته ايم.

...مردم از احزاب و تنظيمها دل خوش ندارند...

...مردم از احزاب و تنظيمها دل خوش ندارند...

دويچه ويله : آقاي سانچارکي از نظرشما چرا نقش احزاب سياسي درافغانستان تا حدي کمرنگ است که نه دربين مردم جا يافته اند ونه قادر به تاثيرگذاري بالاي تصميم گيريهاي سياسي مي باشند؟

سانچارکي: يک دليل مي تواند سطح پايين فرهنگ سياسي درجامعه باشد. متاسفانه به دلايل مختلف ازجمله بحران دراز دامن افغانستان وسابقه جنگ وخشونت دراين کشور، سرکوب اهل فکر وانديشه وحلقات سياسي باعث شده است که فرهنگ سياسي عقب بماند ورشد نکند. يک دليل ديگرهم اين است که احزاب سياسي که در چارچوب قوانين نافذه کشور ازجمله قانون اساسي وقانون احزاب طي شش سال گذشته درافغانستان اعلام موجوديت کرده اند، درحلقه هاي کوچک ومحدود باقي مانده اند ونتوانسته اند در پيکر وبدنهء جامعه جايگاهي براي خود پيدا بکنند.

دويچه ويله: بلي ، آقاي سانچارکي پرسش هم دراين است که احزاب چرا موفق نشده اند تا جايگاهي براي خود درپيکر جامعه پيدا بکنند؟

سانچارکي: ببينيد؛ احزاب افغانستان را بايد به چند دسته تقسيم کرد؛ برخي ازاين احزاب را ما احزاب انجويي خطاب مي کنيم . اين احزاب حلقاتي بودند که به خاطر کسب کمکها چيزي را به نام حزب تاسيس ودرج دفاتر رسمي نموده اند. اما اين احزاب قادرنبودند تا با توده هاي مردم ارتباط برقرارکنند وبه دنبال اين کارهم نبودند. التبه اين احزاب زماني که کمکها به پايان رسيد، متلاشي شدند. البته جريانهاي سياسي ديگر هم استند که برنامه وطرح دارند اما به خاطر اينکه موسسين اين احزاب بيشتر درخارج ازکشور زندگي کرده اند با تحولات وپيچيدگيهاي اوضاع درافغانستان به شکل بايد وشايد آن آشنا نيستند. اين احزاب هم نتوانسته اند با حلقه هاي مختلف مردم ارتباط برقرار کنند. اما درپهلوي اين گروهها ؛ جريانهاي تنظيمي وجهادي وجود دارند – جريانهايي که درظرف دوسه دهه اخير درداخل کشور با موج حوادث ورويدادها درگير بودند. اين احزاب يک پايگاه وسيع دربين مردم دارندو...

دويچه ويله : ... آقاي سانچارکي شما ازپايگاه وسيع اين جريانها دربين مردم صحبت مي کنيد، اما مردم که ازاين جريانها ازاين تنطيمها دل خوشي ندارند. شما پايگاه وسيع را که ازآن ياد کرديد، درکجا مي بينيد؟

سانچارکي : من نميدانم که شما ازکدام مردم صحبت مي کنيد؟...

دويچه ويله : ...ازمردم افغانستان ...

سانچارکي : اگرهدف شما حلقات کوچک روشنفکري باشد که بنابرعلايق سياسي ، برخورد سياسي با موضوع دارند، طبعاً که ما درافغانستان احزاب به معني اکاديميک آن هيچ نداشته باشيم ...

دويچه ويله : ...آقاي سانچارکي ، هدف دراينجا حلقات روشنفکري ورقابتهاي سياسي نيست؛ بلکه هدف از نظرات وشکايات مردم است. مردمي که طي سالهاي گذشته دراثر جنگهاي همين تنظيمهايي که شما نام گرفتيد، اقارب خود را ازدست داده اند، زمين وخانه هاي خود را ازدست داده اند. اينکه صدا وشکايات اينها شنيده نمي شود؛ سخن جداگانه اي است، اما تاجايي که ديده مي شود اين تنظيمها دربين مردم جاي ندارند.

سانچارکي : شما با عنايت به صحبتهايي که بعضي ازهموطنان ما انجام مي دهند، بلافاصله داوري وقضاوت مي کنيد که اين تنظيمها دربين مردم جاي ندارند. به نظرمن اين گونه داوريها شتابزده مي باشد والبته دراين ترديد وجود ندارد که جنگها وخشونتهاي سه دهه اخير مردم افغانستان را متضرر ساخته وبه کشور بسيار آسيب رسانده ومشکلات زياد را به وجود آورده اند. اما يک واقعيت را نبايد شما فراموش کنيد که احزاب با خواستگاه وپايگاههاي قومي ، سمتي ومذهبي اي که دارند ، هنوز هم درافغانستان هرکدام اينها نماينده يک سمت ويک جريان قومي واتنيکي درکشور استند...

دويچه ويله :.. خود را نماينده يک قوم تلقي مي کنند...

سانچارحکي :... اما تا به حال تبديل به يک جريان ملي نشده اند.

دويچه ويله : آقاي سانچارکي اصل موضوع هم درهمين است که مردم افغانستان هنوز هم بنابرصحبتهايي که ما درگوشه هاي مختلف کشور داشته ايم والبته مطالبي را که شنوندگان ما که تعداد شان کم نيست با ما درميان گذاشته اند؛ به احزاب وتنظيمها به حيث يک جريان ملي نگاه نمي کنند. آنها مي دانند که اين تنظيمها امکانات مالي ونظامي دارند، اماجايگاه ملي ندارند. بناءً گروههايي را که شما مطرح کرديد، چه طوري که شما گفتيد احزاب انجويي يا احزابي که توسط ازخارج برگشته ها تاسيس شده ويا تنظيمها هيچکدام از پشتيباني مردم برخوردار نمي باشند. حالا شما درپهلوي اين سه گروه؛ گروههاي سياسي ديگر را هم مشاهده مي کنيد که در کارزار سياستهاي امروز افغانستان فعال باشند.

سانچارکي : ببينيد؛ ما طي شش سال گذشته درافغانستان همه چيز را ازصفر آغاز کرده ايم . به همين شکل درعرصه سياسي وتشکيل احزاب . البته طي اين شش سال راه خوب را طي کرده ودستاوردهاي خوب هم داشته ايم . شما ببينيد که جبهه ملي افغانستان درواقع يک مدل بسيارخوب ازوحدت ملي وهمکاري گروهها وجريانات سياسي مختلف است که چندين جريان بزرگ قومي ، مذهبي ، سمتي ، سياسي ولساني را گره زده ودريک نقطه مدل بسيارخوب ازوحدت ملي ارائه کرده که اميدواراستيم آهسته آهسته درهمين سمت پيش برويم وازقالب جريانهاي کوچک برآييم ويک جريان ملي بزرگ را به وجود بياوريم، تا دريک رقابت تنگاتنگ امکانات تطبيق دموکراسي به وجود بيايد. البته نشانه هاي اين روند درحال حاضر درافغانستان قابل مشاهده است. به طورمثال 60 نهاد درقالب يک جريان به نام شوراي متحدملي جمع شده اند که بيشتر ازنسل دوم وسوم جهاد وجريانهاي فرهنگي وسياسي تشکيل شده است. به همين شکل برخي جريانهاي ديگر به جبهه متحدملي مي پيوندند- اين جريان خوبي است...

دويچه ويله : ... شما آقاي سانچارکي بدون شک که به حيث سخنگوي جبهه ملي ، ازاين جبهه طرفداري مي کنيد ، البته اين حق شماست . تحليلگران بيشتر براين نظراستند که جبهه ملي وگروهها واحزابي که زيرنام جبهه ملي جمع شده اند به يک دليل گردهم آمده اند وآنهم مخالفت با آقاي حامد کرزي مي باشد وکمتر بنابر باورمندي به دموکراسي. نظرشما دراين مورد چيست ؟

سانچارکي : شما فراموش نکنيد که دريک سال گذشته جبهه ملي افغانستان فعال بوده است، بهترين کمک درعرصه دموکراسي وآزادي بيان جبهه ملي داشته است...

دويچه ويله : ... به طورمثال ؟

سانچارکي : ... قانون رسانه ها درپارلمان افغانستان با کمک وحمايت اعضاي سرشناس جبهه ملي به تصويب مي رسد ولي همين قانون از طرف رئيس جمهور رد مي گردد. بناءً اين ادعا که جبهه ملي با دموکراسي ، ازادي بيان ، فعاليت آزاد رسانه ها ، حقوق زنان وفرهنگ شهروندي مخالفت دارد؛ درست نيست. برخلاف جبهه ملي با شناخت واقعيتهاي جامعه افغاني به خوبي به دموکراسي وآزادي بيان باوردارد.

دويچه ويله : آقاي سانچارکي ، شما بهترخبرداريد درجبهه ملي شخصيتهايي وجود دارند که متهم به تخطي ازحقوق بشر استند، متهم به جنايات جنگي استند. شما خود قبلاً گفتيد که داوريهاي خود سرانه مجازنيست. آيا درکل مي توان ادعا نمود که جبهه ملي ازدموکراسي وحقوق بشر دفاع مي کند؟

سانچارکي : ببينيد ؛ کساني که درافغانستان زندگي مي کنند بايد ازآيينه واقعيتهاي موجود افغانستان ببينند وما نبايد از نگاه الگوهاي ذهني وارزشهاي بي ارتباط به واقعيتهاي جامعه افغانستان به اوضاع نظر بياندازيم. ما بايد تمام واقعيتها را مورد بررسي قرار بدهيم ...

دويچه ويله : ...آقاي سانچارکي؛ حق باشماست. اما واقعيتها يک موضوع است و متهم به زيرپا گذاشتن موازين حقوق بشر ويا متهم به جنايتکار جنگي بودن موضوع ديگر. جرم درهمه جوامع جرم است ومجرم، مجرم .

سانچارکي : ببينيد؛ هيچ يک ازرهبران جبهه ملي با اين موضع مخالف نيستند که جرايم ومشکلاتي که درافغانستان به وجود آمده ، مورد بررسي قرار بگيرند. اما پيشداوري وقضاوت ونشانه گرفتن يک تعداد شخصيتها که هنوز کدام محکمه جرم آنان را ثابت نساخته است، اين خود يک نوع برخورد سياسي وذهني با واقعيتهاي افغانستان وبرخورد با پايه هاي ثبات افغانستان است.

دويچه ويله : بلي براين اساس بايد درانتظار برگزاري محکمه اي بود که اين گونه مسائل را مورد حل وفصل قرار بدهد. ازشما آقاي سانچارکي يک جهان تشکر که وقت تان را دراختيارما گذاشتيد.

سانچارکي : ازشما نيز تشکر.

آگهی