پیامدهای فقر اطفال درافغانستان | مجله حقوق بشر | DW | 04.06.2009
  1. Inhalt
  2. Navigation
  3. Weitere Inhalte
  4. Metanavigation
  5. Suche
  6. Choose from 30 Languages

مجله حقوق بشر

پیامدهای فقر اطفال درافغانستان

روز طفل دربسياري کشورها با آرزومندي براي زندگاني بهترنسل آينده تجليل مي شود. اين درحالي است که درکشورهاي فقير دولتهاي مسووليت ناپذير فقط براي جلب عنايت موسسات بين المللي اين روز را برگزارمي کنند.

این دخترک خورد سال درکارگاه قالین بافی این سنگین تری کارفکری وخسته کن ترین کارجسمی درتامین معیشت خانواده فقیرش سهم می گیرد

این دخترک خورد سال درکارگاه قالین بافی این سنگین تری کارفکری وخسته کن ترین کارجسمی درتامین معیشت خانواده فقیرش سهم می گیرد

درافغانستان شش مليون طفل درمعرض خطر اند

درکشوري که امنيت ونان نيست، هرجنايت وناروايي ممکن است. باري نورمحمد وصيل ، يک مقام وزارت کار و امور اجتماعي پس ازبازديد ازيتيم خانه اي درمزارشريف گفته بود: درافغانستان 6 مليون کودک درمعرض تجاوز جنسي، خشونت و کارخشن براي اطفال قرار دارند.

درافغانستان 50% اطفال يا 6 مليون از يک جمعيت 12 مليوني، نمي توانند به مکتب بروند ودرمعرض تهديدها وتجاوزات مختلف قرار دارند. اين اطفال درمعرض خطر اعتياد به مواد مخدر، تجاوز جنسي ، ازدواجهاي پايين تر ازسن قانوني ، قاچاق وخدمت براي گروههاي مسلح اند.

جامعه موجود افغانستان تا جايي ناسالم است، ووالدين آنقدرنگران اند که حتا مادران زنداني ترجيح مي دهند اطفال بيگناه شان را درزندان با خود نگه دارند. اين به دليل آن است که درزندان به تناسب محيط بيرون از زندان دست کم شرايط براي دسترسي به نوعي تعليم وتربيت و نوعي معالجه طبي بهتراست.

همين اکنون با 304 زنداني زن در افغانستان، 226 طفل شان يکجا زندگي مي کنند. مادران اين کودکان براي جلوگيري از بيدادگري وتجاوزبرفرزندان شان، ترجيح مي دهند اطفال شان درزندان بمانند.

چنين موضع مادران زنداني دقيقاً قابل درک است، زيرا تازه کميسيون حقوق بشر افغانستان گزارش کرده است که در شش ماه اول سال جاري 32 مورد تجاوز جنسي براطفال را ثبت کرده است. بيشترين عاملان اين تجاوز قدرتمنداني اند که ازپيگرد ومجازات معاف اند.

طفوليت مراحل گوناگوني را دربرمي گيرد.طفوليت نوزادي، کودکي ونوجواني يعني همه مراحل پيش از رسيدن به سن قانوني را دربرمي گيرد. مصيبت اطفال افغانستان تنها درساليان اول ودرنيمه راه طفوليت آغاز نمي شود. اين سرنوشت شوم از نوزادي دامنگير اين نسل سوخته است. يکي ازپنج طفلي که درافغانستان به دنيا مي آيند، پيش از رسيدن به عمر پنجسالگي مي ميرد. همانطور تقريباً درهرنيم ساعت يک زن افغان به علت مشکلات وبيماريهاي ناشي ازحاملگي وولادت جان مي سپارد.

تنها این وضع ابتر تدریس درمکاتب نیست که مانع ادامه تحصیل علم درکودکان می شود.فقر اقتصادی نقش بیشتری دارد

تنها این وضع ابتر تدریس درمکاتب نیست که مانع ادامه تحصیل علم درکودکان می شود.فقر اقتصادی نقش بیشتری دارد

حدود نصف اطفال افغانستان يعني تا 6 مليون طفل به دلايل فقراقتصادي ومسووليت کمک به تامين معيشت خانواده ، نمي توانند به مکتب بروند. اين تنها عدم امنيت ، نبود معلم ، کتاب وقرطاسيه نيست که روزتا روز شمار شاگردان مکاتب را کمتر مي سازد، بلکه فقر روز افزون عامل ديگراست که به اين غيبت ازمکتب دامن مي زند.

با افزايش سرسام آور قيمت غله جات دربازارجهاني وبروزخشکسالي وقحطي درکشور، ازسال گذشته بدينسو مشکلات اطفال فقير درافغانستان بيشترشده اند. قاچاق غله با کيسه هايي درپشت اطفال، که از راههاي بزرو صورت مي گرفته است، پديده جديدي است. کار بدانجا کشانده شد که دختري به خاطر انتقال هفت کيلو آرد براي خويشانش درکمپ مهاجران افغان در پاکستان بازداشت شد.

فقر وبينوايي و کمک براي تامين تامين معيشت خانواده اطفال را مجبورمي سازد که به جاي آموختن وياد گرفتن به کارهاي سختي تن بدهند.

آمار يونيسيف يا سازمان اطفال ملل متحد حاکي ازآن است که نزديک به يک چهارم اطفال افغانستان بين 7- 14 سالگي کارمي کنند. دختران نسبت به پسران بيشتر کارمي کنند ودرمناطق روستايي کاردختران ازاينهم زياد تراست. تنها درشهرکابل از وجود شصت هزارطفلي که کارمي کنند سخن به ميان آمده است که بدون ترديد ، شماراين اطفال خيلي بيشتر ازاين مي باشد. درکشوري که بيش از40 % مردم آن يعني حدود 12 مليون انسان بيکاراند، شايد کار اطفال واستخدام آنها عجيب به نظرآيد. اما درکشوري که حتا شرکتهاي ساختماني امريکايي براي کارساختماني دربرابرهشت ساعت کار 3 دالرامريکايي مي پردازند، اطفال را مي توان ارزان تراستخدام کرد، نسبت به کلانسالان بهترمورد بهره برداري قرارداد، بدون عقد کدام قرار دادي استخدام کرد، و به سادگي ازکاربيرون کرد.

اما ظرفيت جذب بازارکار واقتصادي سنتي زراعتي افغانستان براي جلب اطفال بسيارمحدود است. ازاينرو بسياري ازاين اطفال درفقدان تسهيلات تعليم وتربيت، نه درس خوانده مي توانند ونه کارمي يابند. اين نيروي انساني کم تجربه وبي پناه درمعرض بي سرنوشتي وانواع مختلف انحراف وتجاوز قرار مي گيرد.

همين اکنون درهمه ولايت کشوربه صدها هزارطفل درسرکها وپسکوچه ها آواره وسرگردان اند. بسياري ازاين اطفال اگر موترشويي نکنند وتکت تلفون ونشرات چاپي را نفروشند، دست به گداييگري ، کيسه بري، شرکت درشبکه توزيع کوکايين وسايرمواد مخدر مي زنند.درولايات کشور درهرکوچه وپسکوچه اي نوجواناني که درس نمي خوانند وکاري ندارند، معتاد به مواد مخدر والکل شده اند و بسياري ازآنها به قمار وفحشا رو آورده اند.

کودکان محروم ازمکتب و بیکار دسته دسته در کوچه ها وپسکوچه های افغانستان به بخت آزمایی وقماربازی مصروف اند

کودکان محروم ازمکتب و بیکار دسته دسته در کوچه ها وپسکوچه های افغانستان به بخت آزمایی وقماربازی مصروف اند

جامعه اي که به چنين فقرويرانگر ونا امني مزمن مبتلا شده است، شکارگاه هر درنده خويي شده مي تواند. قاچاق انسان، خريد وفروش انسان وقتل کودکان براي تجارت روي اعضاي بدن شان ، جنايات شناخته شده اي اند که درافغانستان جاري اند.همين جهنم نا امنيها است که نوجوانان را براي هرگونه ماجراجويي آماده مي سازد وريشهء حملات انتحاري را براي هميشه سيراب نگه مي دارد.

تامين امنيت و عرضه خدمات اساسي براي مردم وظيفه اساسي دولتها اند که مطابق به برنامه هاي مدوني عملي مي شوند. اما سوگمندانه درافغانستان چنين احساس مسووليتي درنهادهاي حکومتي برانگيخته نشده است. بي جهت نيست که نماينده ملل متحد درسال 2005 به هنگام تهيه گزارش درمورد فقر وفلاکت اجتماعي درافغانستان ، پس ازبازديد ازجلال آباد با تلخ انديشي به اين نتيجه مي رسد که : حکومت افغانستان " نه اصول رهنمايي درمورد تعليم وتربيت دارد، نه اصول رهنمايي درمورد صحت دارد، نه اصول رهنمايي درمورد اقتصاد دارد، نه اصول رهنمايي درمورد محيط زيست دارد و نه اصول رهنمايي درمورد امنيت دارد.به همه چيز برخورد روزمره مي کند وبسياري روزها بد اند".ناگفته پيد است که اين وضع تا امروز تغييري نکرده است.

جواد زنداني گوانتانامو قرباني نا امنيها،فقر و جنگ

به گزارش خبررساني فرانسه ، حکومت افغانستان از ايالات متحده امريکا تقاضا کرده است که يک جوان افغان به نام جواد را که دوران نوجواني اش را درزندان گوانتانامو گذشتانده است ودر آنجا به طور منظم شکنجه شده است ، به افغانستان تسليم دهد.

يک مقام عاليرتبه قضايي افغانستان گفته است که حکومت ا فغانستان به سفارت ايالات متحده امريکا درافغانستان نامه اي فرستاده است ودرآن تقاضا کرده است تا محمد جواد را که درسال 2002 ميلادي هنگامي که 12 سال داشت بازداشت شده است، دوباره به افغانستان برگرداند.

سيد شريف شريف يک مقام قضايي افغانستان گفته است:

" ما انتظار داريم که حکومت ايالات متحده امريکا بدون کدام تاخيري جواد را دوباره به افغانستان برگرداند".

سيد شريف شريف گفته است که زنداني ساختن جواد درآن عمر که اکنون 19 سال دارد " کاملاً غيرقانوني " بوده است.

دردسمبرسال 2002 پس ازآنکه براثر حمله با بمب دستي يک سرباز امريکايي درکابل زخمي شد، پليس افغانستان محمد جواد را بازداشت کرد وبه مقامات نظامي امريکايي سپرد. آنها نيزجواد را به زندان خليج گوانتانامو درکيوبا انتقال دادند.

هیچ مانعی وجود ندارد که روزی کدام طفل محروم ازمکتب وکار شکارجنگ افروزان شود وتفنگ بردارد

هیچ مانعی وجود ندارد که روزی کدام طفل محروم ازمکتب وکار شکارجنگ افروزان شود وتفنگ بردارد

وکيل تسخيري او که توسط حکومت امريکا تعيين شده است، اکنون درکابل است. اين وکيل عقيده دارد که جواد بي گناه است وبراي آزادي او تلاش مي کند.

جگلن اريک ماتلوو، يکي ازوکلاي مدافع نظامي درکابل دريک کنفرانس خبري گفته است که اين پسر به هنگام زنداني بودنش شکنجه شده است. او علاوه کرده است:

" دراين شکي نيست که جواد توسط حکومت امريکا درهفت سال گذشته شکنجه شده است".

روح الله قاري زاده رئيس انجمن وکلاي مدافع افغانستان به خبرنگاران گفته است: "جواد به هنگام بازداشتش درگوانتانامو با خشونت، بدرفتاري وشکنجهء نهايت غيرانساني مواجه بوده است".اينها شامل محروم ساختن ازخواب، لت وکوب وتهديد به مرگ بوده اند.

قاري زاده گفته است." آنها به دست او بوتلي را مي داده اند و برايش مي گفته اند که اين بمب دستي است، اگربيفتد انفجارمي کند"." همچنان آنها درچشم او مرچ مي پاشيده اند". قاري زاده گفته است که اين اطلاعات را ازوکيل مدافع امريکايي جواد به دست آورده است. قاري زاده گفته است که جواد چندين بار با کوبيدن سرش به ديوار مي خواسته است خود کشي بکند.

فکرمي شود دربين همه زندانيان گوانتانامو ، جواد کم سن وسال ترين آنها بوده باشد.

خبرگزاريها/ رسول رحيم

ويراستار: سيد روح الله ياسر

آگهی