پنج سال پس از استاد جاويد | جامعه و فرهنگ | DW | 08.08.2007
  1. Inhalt
  2. Navigation
  3. Weitere Inhalte
  4. Metanavigation
  5. Suche
  6. Choose from 30 Languages

جامعه و فرهنگ

پنج سال پس از استاد جاويد

پنج سال از خاموشي اکادميسين پوهاند دکتور عبدالاحمد جاويد مي گذرد؛ از خاموشي مردي که پنجاه سال تمام آموخت ؛ خواند؛ آموزاند؛ نوشت و پژوهيد.

لطیف ناظمی نقادادبی وادبیات شناس ، نویسنده این جستار

لطیف ناظمی نقادادبی وادبیات شناس ، نویسنده این جستار

استاد جاويد در کابل زاده شد و در لندن در گذشت (اول جنوري 1927 ـ سي و يک جولاي 2002 ) او در (1949) ، درزبان وادبيات فارسي و در (1950) در حقوق، از دانشگاه تهران ليسانس گرفت . پس از بازگشت در کابل درس داد ووظيفۀ مديريت عمومي نشرات راديو به وي سپرده شد (1952) . بار ديگر به تهران برگشت و دکتوراي ادبيات را ازدانشگاه تهران به دست آورد. پس از بر گشت،در کابل به عضويت هيأت بررسي کتابهاي درسي وزارت معارف در آمد (1962) و در سال (1964) به عنوان استاد مدعو به تاشکند رفت وچون برگشت بار ديگر کسوت استادي زبان و ادبيات را بر دوش انداخت و سر انجام شوراي عالي پوهنتون افغانستان او را به رياست پوهنتون کابل برگزيد (1972). او در اين سمت نه تنها به سرسبزي ، خرمي و مشجر ساختن آن محيط علمي به جان کوشيد ؛ بل،در شيوۀ تدريس وروشمند کردن درسنامه ها نيز دست به تغييرات و ابتکارهايي چشمگيري زد.

استاد در درازاي دوران استاد ي خويش، صد ها شاگرد را در آنجا تربيت کرد و پنجاه تن از شاگردان را در کار نوشتن پايان مانۀ تحصيلي شان رهنمايي نمود.

او که مرد روشن نگري بود ؛ در روزگاري که بانوان هنوز در نقاب و حجاب بودند؛ پاي زنان را به راديو کشاند و به تشويق وي نخستين زن ، صدايش را از راديو کابل آن زمان سر داد.

استاد جاويد در عرصه هاي گوناگون قلم زد و جستار هايي بر جاي نهاد. از نخسين کارهايش مي توان ( افسانه هاي کابل ) را نام برد که د ر شماره هاي پيوسته در مجلۀ ادبي کابل ، ارگان انجمن ادبي کابل، چاپ مي گرديد.

ـ برخي از کتابهاي چاپ شدۀ دکتور جاويد:

1.آثار بر گزيده از نظم و نثر فارسي در 130 صفخه، چاپ کابل ،1333.

2. افسانه هاي قديم شهر کابل در 82 صفحه کابل،1343.

3.رايحۀ صلح در فرهنگ ما ، لندن،1998.

4. مدارا و مروت در ادبيات فارسي، لندن،1999.

5. اوستا ( مهمترين سرچشۀ تاريخ وفرهنگ ما)، 167 صفحه،سويدن، 1999.

افزون بر اينها کتابها و رساله هاي ديگري را نيز از آثار چاپ شدۀ وي ، بدين گونه ذکر کرده اند:

1.نگاهي به اشعار دري خوشحال خان ختک.

2.جغرافياي افغانستان.

3.تاريخ ادبيات دري در چهار جلد ـ

( متن درسي براي صنوف اول، دوم، سوم،وچهارم دانشگاه کابل).

4.تحقيق انتقادي در املا و انشاي فارسي.

5.قراأ ت فارسي براي صنف هفتم مکاتب معارف.

6. قراأت فارسي براي صنف هشتم مکاتب معارف.

7. قراأت فارسي براي صنف نهم مکاتب معارف.

8. متن سخنراني هاي راديويي.(1)

( فرهنگ جاويد) که نتيجۀ سالها کاوش و تتبع و دقت استاد درمتون و نظام واژگاني پارسي

دري است؛ پس از مرگ وي، اقبال چاپ يافته است.

افزون بر اينها ، پنچاه وپنج مقاله در زمينۀ ادبيات، تاريخ و جغرافيا نوشت که در مطبوعات درون مرزي وبرون مرزي ، منتشر شده است. نگاهي شتابزده به مجموعۀ آثارش مي نماياند که وي در عرصه هاي گوناگون اعم از زبان ، ادبيات ، تاريخ ، جغرافيا ، جغرافياي تاريخي و ادييات عاميانه آثار گرانسگيي پديد آورده است. به روايتي استاد جاويد در دوران مهاجرت خويش بيش ازهشتاد کنفراس، در کشور هاي گوناگون داشته است است.(2)

پژوهشهاي وي سبب گرديد که در سال(1986) از سوي اکادمي علوم کشور، عنوان اکادميسين را نصيب گردد و سال بعد از آن ،وزارت اطلاعات ، لقب کارمند شايسۀ فرهنگ را به او ارزاني کند. او چنان شيفتۀ دانش و فرهنگ و ادبيات بود که تا آخرين لحظه هاي زندگاني ،خامه و کتاب را بر زمين ننهاد و دل از خواندن و پژوهيدن باز نگرفت.

روزي که پنچاه سال کار فرهنگي اورا در دانشگاه لندن بزرگ مي داشتند ؛ او با تن نزاربرخاست

و در حالي که بيماري سرطان، تمام نيرويش راباز ستانده بود؛ با صداي لرزان اين شعر را بر خواند:

گر بمانديم زنده ،بر دوزيم

جامه يي کاز فراق چاک شده

گر بمرديم ،عذر ما بپذير

اي بسا آرزو که خاک شده

دريغا! چندان نماند که جامۀ چاک چاک فراق را بر دوزد و يا کارهاي علمي نيمکاره اش را به فرجام رساند.در غربت مرد و ديدارکابل و ريکا خانه هرگز ميسر نگشت . تنها اقبال او اين بودکه

( شهداي صا لحين) پيکر خاموش او را جاودانه در آغوش خويش گيردو بس.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

(1) کي کيست در فرهنگ برون مرزي افغانستان.پوهاند رسول رهين. جلد اول،استکهلم،1384،شوراي فرهنگي افغانستان،ص.79.

(2) همان.ص. 78.

آگهی