″...و خداوند به قلم سوگند یاد کرده است″ | مصاحبه ها | DW | 24.04.2009
  1. Inhalt
  2. Navigation
  3. Weitere Inhalte
  4. Metanavigation
  5. Suche
  6. Choose from 30 Languages

مصاحبه ها

"...و خداوند به قلم سوگند یاد کرده است"

قانون احوال شخصیه که سبب واکنش جدی جامعه ی جهانی گردید و حامد کرزی در پی آن وعده داد که در ارتباط به موادی از این قانون تجدید نظر خواهد کرد، با اعتراض شماری زیادی از زنان در افغانستان به ویژه شهر کابل نیز مؤاجه گردید.

تظاهرات جمعی از خانمهای معترض با برخورد خشونت آمیز طرفداران این قانون روبرو گردید

تظاهرات جمعی از خانمهای معترض با برخورد خشونت آمیز طرفداران این قانون روبرو گردید

وبه روز چهارشنبه پانزدهم ماه اپریل شهر کابل شاهد تظاهرات گسترده ی جمعی از خانمهای معترض به این قانون بود، که با برخورد خشونت آمیز طرفداران این قانون روبرو گردیدند. در عین حال برخی افراد که خود را از جملهء جانب داران آقای شیخ آصف محسنی یکی از طراحان قانون احوال شخصیه اهل تشیع معرفی کرده اند، دو مکتب عالی در غرب شهر کابل را نیز مورد حمله قرار داده اند. یعنی مکاتب دخترانه و پسرانه ی معرفت را.

پنج تن از شاگردان این مکتب، بانو راضیه ، بانو فاطمه ،آقای نصیر احمد، آقای رضا وبانو ساهره مهمان برنامه جوانان رادیو دویچه وله صدای آلمان بودند. نادیه فضل مجری برنامه، موضوع حمله به مکتب آنها و قانون احوال شخصیه اهل تشیع را با این جوانان به بحث گرفته است.

Demonstranten in Kabul

وبه روز چهارشنبه پانزدهم ماه اپریل شهر کابل شاهد تظاهرات گسترده ی جمعی از خانمهای معترض به این قانون بود

دویچه وله: با سلام به همه ی شما؛ بانو راضیه، درآغاز بگویید که فرق درسی شما با مکاتب دیگر شهر کابل در چه است؟ زیرا اتهامات ضد دینی به مکتب شما نسبت داده میشود.

راضیه: آنچه که ما در کنار مضامین درسی خویش میخوانیم ،تنها از لحاظ شعوری و معرفتی در بالابردن فهم ما نقش دارند،تا اکنون در کشور ما زمینه ی آن نبوده است که یک دانش آموز به این ترتیب علم بیاموزد ،بنابرین تنها تمایز مکتب معرفت شاید با مکاتب دیگر در همین باشد که از لحاظ شعوری هم بسیار تأثیر گذار برماست. یعنی ما فقط درس را به این عنوان نمیخوانیم که فقط یک دانش آموز باشیم بلکه یک دانش آموز باید در مورد جامعه خود نیز باید بیاندیشد.

وفکر میکنم شاید تنها مشکل برای بیرونی ها همین باشد،مثلأ ما مضمون انسان شناسی میخوانیم ،مضامینی برمحور علوم سیاسی میخوانیم که بدون شک شاگرد با آموختن همچنین مضامین پس از پایان صنف دوازدهم باید بداند که در جامعه اش چه اتفاقاتی میافتد وبر جامعه اش چه میگذرد وبا این مسایل چگونه برخورد باید نماید و من به عنوان یک دانش آموز که قرار است امسال دوره مکتب را تمام نمایم فکر نمیکنم که ما موضوعی ضد دینی ایرا در اینجا فراگرفته باشیم،برخلاف میتوانم بگویم که در همین مکتب بود که آگاه شدم اینکه چگونه برخوردی باید با دین خود داشته باشم.

دویچه وله: بانو فاطمه؛ دیدگاه خودت نسبت به قانون اهل تشیع چه است؟

Schulmädchen der Marefat schule bei der Muttertagsfeier

بنابرین تنها تمایز مکتب معرفت شاید با مکاتب دیگر در همین باشد که از لحاظ شعوری هم بسیار تأثیر گذار برماست

فاطمه: دراول قانون ایکه تصویب شده است قانونیست که توسط مرد ها ساخته شده است ،ومنهم به عنوان یک دختر،به عنوان یک انسان خودرا شایسته و سزاوارحقی میدانم که خداوند برای هر بنده خود داده است،بنابرین با دیدگاه ایکه من در قبال موضوعات دارم روشن است که نمیتوانم چنین یک قانونی را قبول نمایم.

زیرا در این قانون من به عنوان یک دختر و به عنوان یک انسان هیچ وقت مطرح نمیشوم،هیچوقت.

بنابرین منهم طرفدار این قانون نیستم زیرا این قانون توسط مردان ساخته شده است وهمچنان قانونیست که به نفع مردان است،به همین دلیل آنرا پوش مذهبی داده اند تا بتوانند مشروعیت آنرا به دیگران بقبولانند، در صورت ایکه اگر دقت نماییم در این قانون کرامت یک زن و حق یک زن بسیار زیاد تلف میشود.

دویچه وله: بانو ساهره، انتظار خودت از مردم در رابطه با قانون احوال شخصیه اهل تشیع چیست؟

ساهره: انتظار وخواهش ما از مردم ما اینست که بکوشند بیشتر آگاه شوند و آگاهانه بیاندیشند،تا مورد سوء استفاده دیگران واقع نشوند تا دیگران نتوانند از احساسات خوب آنها استفاده نمایند.

دویچه وله: آقای نصیر احمد انتظار و خواست خودت از مردم چیست؟

نصیر احمد: مردم باید خیلی هوشیار باشند،موقف خودرا ،موقعیت خودرا،تاریخ خودرا وشرایط جامعه خودرا باید درک نمایند،زیرا حمله نمودن بر یک مکتب وشعار دادن بر ضد یک مکتب وآتش زدن یک مکتب ،از یک فرهنگی میباشد ویا هم جزء فرهنگی شمرده میشود که از مدنیت دور باشد و در واقع خود همین عملی که انجام شد، نه تنها اینکه عمل درستی نبود،بلکه اساسأ عمل ضد انسانی وضد اسلامیست ،در حالیکه پیامبر اکرم "ص" میگوید و خداوند خودش اولین باریکه برای پیامبر قرآن را نازل نمود،برایشان گفت: "بخوان" و به اینترتیب قرآن با کلمه ی خواندن شروع میشود و همچنان خداوند به "قلم" سوگند یاد میکند.

این خود نشان میدهد که اهمیت آموزش علم در اسلام خیلی وبه مراتب بالاست. بنابرین حمله نمودن و هجوم آوردن بر یک مکتب نشان دهنده آنست که تحریک کننده هایی وجود دارند .

به این دلیل که مردم ما هشتاد تا نود در صد بیسواد اند و از نظر سطح شعور سیاسی و عقیدتی هنوز در حالت سنتی زندگی مینمایند بنابرین ممکن است که زود فریب هم بخورند در نهایت آتش زدن مکتب و حمله بردن به مکتب یک عمل طالبانیست.

Hamid Karzai PK in Kabul

حامد کرزی وعده داده است که در ارتباط به موادی از این قانون تجدید نظر خواهد کرد

دویچه وله: در سالهای اخیر در افغانستان تغییراتی هم رونما گردیده است، در مورد این تغیرات نظر خودت چیست؟

نصیر احمد: به باور من تغیرات هفت سال آخر فرصت های خوبی برای نسل جوان نیز هست،نسل جوانیکه از خوردی با خشونت بزرگ شده است و در کنار این همه خشونت جزء ویرانی و بیچارگی چیز دیگری ندیده اند و دستاورد دیگری نیز نداشته اند،بناً اکنون شرایط نسبتأ خوبی مساعد است که این جوانان خودرا خود پیدا نمایند،برای اینکه خود، بیشتر بفهمند باید درس بخوانند وبیشتر تلاش نمایند و تحصیل نمایند،اکنون زمینه های خوبی در این عرصه وجود دارد.

اما دولت تا اکنون نتوانسته برای نسل جوان کنونی کمک های لازم را بنماید وتسهیلاتی را با امکاناتی در دست جوان قرار بدهد.

در ضمن چون جامعه ما جامعه سنتی ست ،اگر جوانی بخواهد صحبت نماید میگویند که بزرگتر ها هست ،شما برای چه صحبت مینمایید وشما حق نظر دادن ندارید.

ولی در ارتباط به مشکلاتی که عرض اندام نموده است از یکطرف از سطح فرهنگ یا مشکل عدم تحمل پذیری یا پایین بودن ودر ضمن پایین بودن قدرت تحمل خود مردم و دوم اینکه تحریم دیگران سبب فریب خوردن آدم ها به سادگی میشود به جای اینکه فکر کنند و واقعأ بسنجند که به نفع و ضرر خوی در انجام عملی فکر کنند. مردم هنوز به شکل سنتی زندگی میکنند.

دویچه وله: آقای رضا به نظر خودت چرا در افغانستان کمتر بحث و مفاهمه بالای یک موضوع صورت میگیرد و بیشتر دست به خشونت وجنگ زده میشود؟

رضا: یکی از دلایلی اساسی بر اینکه مردم ما برمحور گپی که مطرح میشود ،فکر نمیکنند وقضاوت خیلی عجولانه مینمایند،پایین بودن سطح سواد در جامعه ماست،تقریبأ بیش از هشتاد در صد مردم ما بیسواد اند.طور مثال همانروزایکه حادثه حمله بر مکتب ما صورت گرفت کسانی آمده بوده بودند که من به صراحت و قاطعانه میتوانم بگویم که آنها از کتاب ها و مضامین درسی مکتب معرفت هیچ آگاهیی نداشتند.

دویچه وله: بانو فاطمه، در ارتباط به قانون احوال شخصیه اهل تشیع نظر خودت چیست؟

فاطمه: میتوانیم بگویم که جنبش ایکه در مقابل این قانون به وجود آمد ، یک گام اول بود،چنانچه گففته اند اولین گام، بزرگترین گام، مشکل ترین گام واساسی ترین گام است که بدون شک تأثیراتی هم از خود برجا گذاشت. برای ما هم این احساس را داد،که بدانیم ما به عنوان انسانهایکه در این جامعه زندگی میکنیم احساس آنرا داشته باشیم که وقتیکه در درون یک جامعه به عنوان یک دختر زندگی مینماییم،مسوولیت،ورسالت ما در جامعه خیلی بیشتر از مردان جامعه است.

دویچه وله: سپاس و امتنان از حضور همه ی تان.

آگهی