واعظي: کودتاي 7 ثور تغيير دهنده مناسبات قدرت در افغانستان | مصاحبه ها | DW | 27.04.2006
  1. Inhalt
  2. Navigation
  3. Weitere Inhalte
  4. Metanavigation
  5. Suche
  6. Choose from 30 Languages

مصاحبه ها

واعظي: کودتاي 7 ثور تغيير دهنده مناسبات قدرت در افغانستان

...درنتيجه بعد ازقدرت گيري وايجاد تشکل وانسجام دردرون نظام داود خاني، به کودتا دست وقدرت را يک جانبه تصاحب کرد . حالا ما بايد ببينيم که پديده ها ويا درواقع پيآمدها هايي را که کودتاي هفت ثور منتج شد، چه بود؟ به نظرمن اگرازديد واقع بينانه به اين مسئله نگاه کنيم ، تغييرمناسبات قدرت چه درسطح حاکميت سياسي وچه برسرتعامل اجتماعي به عنوان مثال: برهم زدن مناسبات فئودالي درافغانستان وبرهم خوردن حاکميت يک جانبه خانداني در

...قدرت فساد مي آورد وقدرت مطلق فساد مطلق

"...قدرت فساد مي آورد وقدرت مطلق فساد مطلق "

افغانستان ازدستآوردها- ويا به تعبيرشما- ازميراثهايي بود که هفت ثور درواقع جلوه گرش بود.

دويچه ويله : آقاي واعظي ، به نظرشما هرگاه با يک ديد واقع بينانه به کودتاي هفت ثورنگاه شود، ميراث اجتماعي وسياسي اين پديده چيها استند؟

حمزه واعظي : ديدگاه واقع بينانه را بايد ازاين زاويه نگاه بکنيم که اصلاً تجربه هفت ثور، مثل بسياري ازتجربه هاي سياسي ، اجتماعي وتاريخي داراي نکات قابل تامل وهم نکات منفي مي باشند.

هرگاه ما به پديده هفت ثوروپديد آورندگان هفت ثورنگاه کنيم که بيشتربه قالب چپ معطوف است. خوب جنبش چپ تاريخ مشخصي درتاريخ سياسي وتحولات سياسي افغانستان دارد.

اين جنبش به حيث يک جنبش روشنفکري درتلاش بود که افغانستان را ازنگاه ايدئولوژيک ودرواقع درپنجه ايدئولوژيک به سمت اصلاحات سياسي پيش ببرد وبه همين دليل درتحولات سياسي افغانستان نقش گرفت ودرنهايت پس ازتحولات ومبارزات سياسي که دردوره دموکراسي ايجاد کرد وبعدازآن دردوره داود خان نقش مهم دربه قدرت رسانيدن داود خان داشت.

درنتيجه بعد ازقدرت گيري وايجاد تشکل وانسجام دردرون نظام داود خاني، به کودتا دست وقدرت را يک جانبه تصاحب کرد . حالا ما بايد ببينيم که پديده ها ويا درواقع پيآمدها هايي را که کودتاي هفت ثور منتج شد، چه بود؟ به نظرمن اگرازديد واقع بينانه به اين مسئله نگاه کنيم ، تغييرمناسبات قدرت چه درسطح حاکميت سياسي وچه برسرتعامل اجتماعي به عنوان مثال: برهم زدن مناسبات فئودالي درافغانستان وبرهم خوردن حاکميت يک جانبه خانداني درافغانستان ازدستآوردها- ويا به تعبيرشما- ازميراثهايي بود که هفت ثور درواقع جلوه گرش بود.

دويچه ويله : آقاي واعظي ؛ درهمين قسمت اين پرسش مطرح مي گردد که: زماني که شما ازتغييرات بنيادي درنظام اجتماعي – سياسي صحبت مي کنيد، آيا راستي به اين باوراستيد که واقعاً روابط فئودالي تغييرکرده وقدرت که قبلاً دردست يک خانواده بود- وحال درقبض يک گروه بخصوص درآمده بود، وبه مخالفين هيچکونه صلاحيت داده نمي شد- تغييربسيار بنيادي درفرهنگ سياسي افغانستان حساب مي گردد؟

واعظي :بلي البته منظورمن ازمناسبات قدرت اين بود که اينها درواقع نشانه هايي ازتغييررا پديد آوردند، اما متاسفانه همانطورکه گفته شد؛ درگذشت زمان قدرت فساد مي آورد وقدرت مطلق فساد مطلق . اينها هم دچارهمين فساد مطلق قدرت شدندوبه تعبيرشما قدرت سياسي را درچنگ گرفتند ودرواقع به کشتارمردم پرداختند وبه کشتارمخالفين به شکل بسياروحشيانه پرداختند.

منظورمن اين بود که به شکلي هرگاه حالا ازنظرتئوريک ما نگاه مي کنيم ، اينها درواقع علايم ونشانه هايي را ازتغييرمناسبات قدرت درافغانستان چه درسطح تعامل اجتماعي وچه درسطح حاکميت سياسي پديدآورده بودند، اما مرورزمان مارا به اين نتيجه رساند که اينها هم مثل بسياري ازقدرتمندان وحاکمان افغانستان؛ استبدادي را درافغانستان حاکم کردند که نمونه اش کمتردرتاريخ سياسي افغانستان قابل مشاهده است.

من فکر مي کنم که تحولاتي که در20-30 گذشته درافغانستان به وجود آمده اند، درواقع " فلاش بک " ( به خاطرآوردن دوباره گذشته ) بسيارخطرناک وتاريک است که دامنگيرنسل ما است.

بازهم به هرصورت اين مهاجرتهاي به وجود آمده وتحولاتي که به وجود آمده اند؛ فکرمي کنم عواقب پريشاني فکري وذهني فراواني را درنسل ما به وجود آورد. ولي بهرصورت بايد افغانستان را با انرژي جديد وبا فراموشي گذشته وتکيه براميد آينده دوباره ساخت واميدواربود.

دويچه ويله : آقاي واعظي ، آيا فعلاً فراموش نمودن گذشته ضرورت است ويا بررسي دقيق گذشته وآموختن ازآن ؟ يا به عبارت ديگر فراموش نکردن گذشته براي جلوگيري ازاشتباهات گذشته درآينده؟

واعظي : فراموش کردن گذشته به اين معني است که بايد دردهارا فراموش کرد. اما زخمهايي را که به وجود آمده اند، عوامل اين زخمهارا وتيرهايي را که باعث عميق شدن اين زخمها شده اند؛ بايد شناسايي کرد ودرواقع سپرهاي زرهي اي براي محافظت ازاين تيرها ايجاد کرد. به نظرمن فراموشي گذشته به اين معني است. ما نبايد باخاطرات گذشته زندگي کنيم ، بلکه بايد اين خاطرات را دست مايه اي قراربدهيم براي بهترشدن وبهترنگريستن به يک آينده روشن درفراسوي درازمدت آينده .

دويچه ويله :آقاي واعظي ازشما تشکر

آگهی