واعظي : فقدان احساس ملي دردولتمردان عامل عمده پسماني هاست. | مصاحبه ها | DW | 29.03.2007
  1. Inhalt
  2. Navigation
  3. Weitere Inhalte
  4. Metanavigation
  5. Suche
  6. Choose from 30 Languages

مصاحبه ها

واعظي : فقدان احساس ملي دردولتمردان عامل عمده پسماني هاست.

"بايد هم مديريت کنندگان افغانستان هم رهبران سياسي افغانستان وهم حتا رهبران مذهبي افغانستان به اين درد و درک وصداقت مشترک برسند که افغانستان خانه مشترک همه است وسرنوشت مشترک ايجاب مي کند که همه بايد ازخود خواهي ها، منيت ها ازمنافع گروهي تنگ قومي وقبيلوي وتفکرات منحط بدويت که وجود دارند بگذرند وبراي منفعت افغانستان، براي مصالح مردم افغانستان وبراي امنيت عمومي وسرنوشت روشن آينده ، تلاش بکنند."

تا زماني که صداقت وتعهد وجود نداشته باشند،ظرفيتهاي موجودبه هدرخواهندرفت وماهمچنان دريک تسلسل باطل خودخواهي وديگرناپذيري دورخواهيم زد.

تا زماني که صداقت وتعهد وجود نداشته باشند،ظرفيتهاي موجودبه هدرخواهندرفت وماهمچنان دريک تسلسل باطل خودخواهي وديگرناپذيري دورخواهيم زد.

دويچه ويله : آقاي واعظي ، سال 1385 خورشيدي با خوشي ها وغم ها ، کم کاريها وپرکاري ها وتمام مشکلاتش گذشت . شما به عنوان يکي ازناظران امورسياسي افغانستان ؛ سال گذشته ي افغانستان را چگونه ارزيابي مي کنيد؟

واعظي : تشکرازشما؛ بهرصورت سال گذشته همانطورکه شما فرموديد، سال پرازغم ها وشادي ها براي مردم افغانستان وبراي سرنوشت اجتماعي جامعه افغانستان بود. اما من فکرمي کنم اگرحوادث افغانستان را درسه محورخلاصه بکنيم ؛ متاسفانه سال گذشته سال زياد ميمون براي مردم افغانستان وسرنوشت سياسي جامعه افغانستان نبود.

اول اين که ؛ درحوزه سياست ما نوعي جناح بنديها وتنشهاي سياسي را دردرون حاکميت داشتيم . ائتلاف هاي در درون حاکميت بوجود آمد، چه درسطح پارلمان چه درسطح بيرون . ازطرف ديگرحوزه روابط بيروني هم ما نوع پريشاني درروابط با همسايگان خود داشتيم . ما درسال گذشته تنشهاي سياسي و جدالهاي لفظي شديد با دولت پاکستان داشتيم وکم وبيش هم نامهربانيهايي با همسايه اي ديگرمان ايران.

درحوزه اي اقتصادي هم متاسفانه يک روشني ويا روشنايي اميدبخش براي مردم تدارک نشده بود ومديريت نشده بود. درحوزه بازسازي - همانطور که شما مي دانيد- متاسفانه يک پروژه کلان ، يک پروژه قابل توجه ومفيد براي مردم افغانستان؛ چه درحوزه بازسازي وبهسازي زيربناهاي اقتصادي وتاسيسات اقتصادي بوجود نيامد وايجاد نشد وحتا شما مي دانيد که ؛ بخش ازبودجه هاي وزارتخانه ها مصرف نشد وبرگشت خورد.

اينها متاسفانه ضايعات وناموفقيت هاي بود که درحوزه مديريت کلان ما با آن روبرو بوديم.

درحوزه امنيتي يا دربعد امنيتي هم متاسفانه سال گذشته سال پرتنش وپرآشوب بود.شهرهاي افغانستان آماج حملات انتحاري قرارگرفته بود، درکابل ،درقندهار، درهرات درمزارجاهاي مختلف ما شاهد حملات انتحاري گسترده وسيع ومنظم وسنجيده شده گروه طالبان بوديم که به صورت سيستماتيک وبسيارمنظم عمل مي کرد. ازطرف ديگرجنگهاي سخت درموسي قلعه ، درهلمندو درپنجوايي پيش آمد.

مناطق مختلف بارها دست به دست شد ومهمترازهمه اين که گروه طالبان با نظم جديد ، بانظام جديد ، بانيروي تازه نفس وبا قدرت بيشتردرعرصه نظامي وارد کارزارشد که بخشهاي مهم ازهلمند هم اکنون هم دردست گروه طالبان است.

دويچه ويله : آقاي واعظي ؛ رسم اين است که هميشه ازاشتباهات مي آموزند؛ چرا درافغانستان درحالي که ازاوضاع نياموخته اند ، اوضاع بدترشده وهمانطور که شما فرموديد سال ميموني نبود؟

واعظي : من فکرمي کنم که ضعف عمومي يا نابساماني عمومي درحوزه فکرو آرمان سياستمداران ماست. هنوزدرذهنيت سياستگران ورهبران افغانستان چه درحوزه دولت وچه درمجامع سياسي واحزاب سياسي ، داراي يک تفکرملي نشده ايم . يعني همه اي رهبران ومديريت کنندگان عرصه اي سياست درافغانستان بيشتربه منافع شخصي ، حزبي وقومي خود مي انديشند وهنوزماتعريفي دقيق ويا اعتقاد عميق نسبت به پروسه اي ملت سازي، پيدانکرديم. به اين جهت است که نوع پريشاني هم درروابط قوه سه گانه هم دردرون دولت داريم وهم نوع پريشان رفتاري درحوزه روابط سياسي بين گروهها ودولت افغانستان . به اين جهت است که متاسفانه ما نتوانسته ايم وموفق نشده ايم که مرحله تفکرقبيله يي را تفکربه اصطلاح بدويت سياسي را به مرحله مدنيت اجتماعي وسياسي برسانيم. بنابراين من فکرمي کنم که ضعف ما بيشترضعف تفکرملي است.

دويچه ويله : اگرمشخص تربگوييم ؛ مهمترين ضعف مسوولين اموردرسال گذشته چه بوده است؟

واعظي : ببينيد؛ ما ازفقدان سه عنصرعمده درروابط ودرتعامل سياسي رنج مي بريم. يکي تعهد است. يعني سياستگران ما ومديريت کنندگان عرصه اي سياسي ما ازتعهدملي برخوردارنيستند. دوم صداقت است . يعني هيچ کدام ازرهبران ومتوليان امورسياسي متاسفانه صداقت ندارند. چه درحوزه کارخودشان وچه دربه اصطلاح دروعده ها ودرمطالبات مردم. سوم من فکرمي کنم ضعف مديريت است. يعني تمام ارگانهاي دولتي ومديريتهاي کلان درافغانستان درطول اين چند سال نشان دادند که آنها مديريت کارآ وموثرازخود نشان ندادند. درحوزه بازسازي ، درحوزه مديريتهاي خرد وچه درحوزه روابط بين قوه ها داراي نقطه ضعفهاي بسيارعمده وچالشهاي بسياربزرگ بوده که مانع يک کارمنسجم ومؤثربه اصطلاح درحوزه رفتارملي مي شده است.

دويچه ويله : آقاي واعظي ؛ بازهم رسم است که همه درآغازسال آرزومي کنند؛ حالا براي بهبودي اوضاع افغانستان درعرصه سياست ، اجتماع ودرکل چه اميدهايي است؟

واعظي : من فکرمي کنم که ما اگرشرايط فعلي افغانستان را باشرايط پنج سال گذشته مقايسه بکنيم ؛ شرايط که به اصطلاح ظلم سياه طالبان برتارک وسرنوشت مردم افغانستان حاکم بود ويا شرايط که گروهها واحزاب مختلف درگيريک نزاع فراگيرقومي و داخلي بودند فعلاً حداقل اين اميدواري است که يک دولت ولونا کارآمد ولي حداقل دولتي که با انتخاب عمومي ، با آراي مردم انتخاب شده است وازطرف ديگرمهمترازهمه اين که ازپشتيبانيهاي عمده بين المللي برخورداراست ونيروهاي بين المللي درافغانستان حاکميت وتوليت دارند وازطرف ديگراراده مردم افغانستان برآباد سازي وبهسازي روابط اجتماعي واقتصادي؛ اينها عناصرودلايل بسيارمحکم اند که ما بايد به آينده اميدوارباشيم. اگرانتقادي وجود دارد نسبت به ضعف ونا اميدي وجود دارد نسبت کارکرد دولت ومديريتهاي کلان من فکرمي کنم ناشي ازانتظارات بيش ازحد مردم است . انتظارات معقول ومنطقي ومشروع مردم افغانستان است که باتوجه به حمايتهاي بين المللي ، باتوجه به امکانات وظرفيتهاي اقتصادي که ايجاد شده مي بايست دولت افغانستان ومديريت کنندگان امورکلان درافغانستان بيشترازاين همت به خرچ مي دادند وتعهد به خرچ مي دادند وصداقت به خرچ مي دادند که روند امور را به سامان بکنند وبه نفع مردم افغانستان تغييربدهند.

دويچه ويله : اين اميدهاي را که گفتيد آيا منوط به کدام پيش شرطي هم است؟

واعظي : طبعاً؛ من فکر مي کنم تا زماني که ذهنيت آشفته مديريتي درافغانستان حاکم باشد اين آرمانها ومطالبات تحققش بسيارسخت است. بايد هم مديريت کنندگان افغانستان هم رهبران سياسي افغانستان وهم حتا رهبران مذهبي افغانستان به اين درد و درک وصداقت مشترک برسند افغانستان خانه مشترک همه است وسرنوشت مشترک ايجاب مي کند که همه بايد ازخود خواهي ها، منيت ها ازمنافع گروهي تنگ قومي وقبيلوي وتفکرات منحط بدويت که وجود دارند بگذرند وبراي منفعت افغانستان، براي مصالح مردم افغانستان وبراي امنيت عمومي وسرنوشت روشن آينده ، تلاش بکنند. تا زماني که اين صداقت وتعهد وجود نداشته باشند، امکانات وظرفيتهاي موجود به هدرخواهند رفت وما همچنان درگرداب ودريک تسلسل باطل خود خواهي وديگرناپذيري دورخواهيم زد.

دويچه ويله : يک جهان سپاس وتشکرازشما.

صدا و ویدیوهای مرتبط با این موضوع