نگاهی به کارنامه های نظام امانی | افغانستان | DW | 13.12.2010
  1. Inhalt
  2. Navigation
  3. Weitere Inhalte
  4. Metanavigation
  5. Suche
  6. Choose from 30 Languages

افغانستان

نگاهی به کارنامه های نظام امانی

تحليل کارنامه حکومت هاي افغانستان سلسه نوشتاري از نصير مهرين، پژوهشگر افغان است. نخستين قسمت اين تحليل، به نظام اماني و دلايل سقوط آن متمرکز است که در سه بخش نشر مي شود.

امان الله خان و خانواده اش

نصیر مهرین، پژوهشگر افغان کارنامه حکومت های افغانستان را تحلیل می کند

از پژوهشگران مسایل تاریخی صمیمانه دعوت می کنیم که در صورت علاقمندی، در این سلسله نوشتار و بحث ها سهم بگیرند.

بخش نخست

مرگ امير حبيب الله خان ( 21 فبروري 1919، جلال آباد)، يا به گونۀ واضح تر قتلي که از لزوم ديد کودتاي درباري برخاسته بود، شهزاده امان الله جوان 27 ساله را بر مسند قدرت امارت فراز آورد.

طلوع امارت امان الله، از سنخ پیشینیان خانواده اش نبود، بلکه همراه بود با ابراز آرزوها و رویکردهای نوآورانه. کسب استقلال و بروز پاره یی از اصلاحات چشمگیر همزادانی بودند که در طلوع آن نظام پدید آمدند، و در فرجام گام های برداشته شده، نقشی از آزمون های سزاوار تأمل را در تاریخ جامعۀ ما بر جای نهاد.

نخستین جلوۀ پدیدار شدن تغییر و تحول، در شکستن پیمان و عهدی تبارز یافت که نیاکان امان الله خان با هند بریتانیایی به بهای از دست دادن استقلال بسته بودند. امیر جوان عهد و پیمان انصراف از استقلال افغانستان را نپذیرفت، بلکه طالب استقلال و خودارادیت شد. دو دیگر، امان الله خان به صدای نهفته در دل جامعه در زمینۀ ایجاد اصلاحات و ترقی جویی ها گوش داد که خود نیز پیام آن ها را در سینه داشت.

برای تحقق اصلاحات، برنامه ریزی و تلاش ها شروع شد. دستگاه های اداری و ساختارهای متفاوت با گذشته ایجاد گردیدند و اصلاحات بسیاری روی دست گرفته شد. یکی از ویژگی های آن اصلاحات این بود که پیش از همه هر کدام را در چارچوب قانونی در نظر می گرفت. بر مبنای چنان نیازی قانون اساسی تحت عنوان "اصول اساسی دولت علیۀ افغانستان" و ده ها نظام نامه وضع شدند. سیاست خارجی دولت جدید که تا حدودی موفقیت های پیش بینی شده را همراه داشت، زمینۀ کسب کمک ها و تحقق برنامه های اصلاحی و نوآوری ها را در ساحات اقتصادی، اجتماعی، تعلیم و تربیه، عمرانی ، اداری و سیاسی و نظامی فراهم آورد.

با وجود گذشت چندین دهه از آن زمان، هنوز هم تحلیل های متفاوت و متأثر از مواضع و نگرش های مختلف در بخش اصلاحات شناسی امان الله خان ادامه دارد.

یکی از نگرش ها پذیرفتن پاره یی از اصلاحات او است که از پاسخ گویی به نیاز مردم، زمان و رشد جامعه بر می خیزد. در پیوند با طرفداران نگرش نخستین، توجه به پسمانی های مزمن و دیرینۀ افغانستان و ضرورت ایجاد اصلاحات توجیه پذیر می شود. از این منظر وقتی از اصلاحات در زمان کوتاه دهۀ حکومت داری امیر جوان صحبت می شود، تجربه آفرینی هایش ایجاب بحث های بیشتری را می کند. تأمل به نارسایی ها، کمبودها، کج روی ها و اشتباهات و دیگر عوامل نامساعد، مکث بیشتر را مطالبه می کند.

نگرش دیگری که از قرائت دینی محافظه کارانه و تجدد ستیز از اسلام ناشی می شود، پیوند ناگسستنی با برداشت پیشوایان مذهبی مخالف در زمان امان الله خان دارد که آن اصلاحات را برنتابیده، وابستگی به حفظ سنن پیشین را ارج نهادند. در نگرش و موقف دومی، سنت های سازگار با نظام قبیله یی به سهولت محافظت خویش را توجیه کرده و حوزۀ بحث فراخ تر را با این حکم کوتاه می کند که اصلاحات امان الله خان غیراسلامی بود.

با توجه به دو دیدگاه بنیادین که مبنای برخورد با دورۀ امان الله خان اند، آن اصلاحات در محراق توجه قرار گرفته است. آن چه در پایان می آید، سایه روشن های تواند بود در معرفی فشردۀ اصلاحات و بازشناسی این دو دیدگاه.

دیدگاه نخست

براساس دیدگاه نخستین، واضح است که امیر جوان در راستای تحول طلبی آماده و کوشا بود. او به منظور مشوره با برخی مردم جامعه در جرگه ها تعدادی را گرد می آورد که در گذشته جلوه یی از آن وجود نداشت. عمل او با بنیاد سنت هایی که در گذشته ها در زمینۀ حکومت داری معمول بود، متمایز بود.

مردم به رفع تبعیض مذهبی نیاز داشتند. دولت در کاهش آن بار سنگین اقدام نمود. از همان رو بود که نه تنها تبعیض مشهور به دورۀ جد امان الله خان (امیرعبدالرحمان خان) رفع شد، بلکه با دید انسان گرایانه، هندوهای کشور در لویه جرگه و بقیه مشاغل دولتی سهم یافتند. به تحصیل دختران توجه شد. مردم به سوادآموزی نیاز داشتند.

اگر در زمان امیر حبیب الله خان، سال ها طول کشید تا سراج الاخبار انتشار یافت و با دشواری ها از حنجرۀ دردمند سخن گفت، در سال های پس از کسب استقلال نشریه های متعددی انتشار یافتند.

فابریکه ها و موسسات تولیدی از کشورهای خارج وارد و به کار انداخته شدند. اما این که چگونه برنامه ریزی شدند و چگونه از آن ها استفاده به عمل آمد، نیازمند نقد وابراز نظر است.

شاه امان الله براي محمد ظاهر شاه بعيت نامه فرستاد

شاه امان الله براي محمد ظاهر شاه بعيت نامه فرستاد

برعلاوه این فعالیت ها، آزادی زندانیان دورۀ امیر حبیب الله، حتا با بسیاری آزاد سازی های چند دهۀ پسین تفاوت داشت. زیرابه همه زندانیان سیاسی آزاد شده که عده یی در انتظار اعدام به سر می بردند، چوکی های دولتی و وظایفی سپرده شد که در چرخاندن ماشین دولتی بسیار مؤثر بود.

بازتاب استقبال مردم طی این مرحله از فعالیت های اصلاحی در برخی کتاب های جدی، این است که همه خوشنود بودند. اما آن وضعیت، زوگذر بود. زیرا با گذشت زمان و شکل گیری قطب بندی های اجتماعی – ذهنی و تنش های خشونت آمیز، پایان یافت.

دو عامل بیش از همه در پیدایش مصیبت ها مؤثر به نظر می رسند: ناسازگاری برداشت های سطحی با تجدد

از آن جایی که اصلاحات دورۀ امان الله خان واکنش های خشونت آمیز را در پی داشت، نتوانست تحقق یابد. گرفتاری های نظامی و مصارف کمرشکن آن، بار سنگینی را بر دوش دولت می گذاشت.

صف بندی های شورشیان به ویژه با نشانه های دینی تبارز یافت. وضع قانون اساسی و نظام نامه های متعدد، و آغاز اصلاحات برای قشر سنت گرایی که بیشتر با هویت ملایی معرفی می شدند، ناخوشایند بود.

اگر عصاره و فشردۀ بخشی از نظام نامه های دورۀ امانی را در نظر آوریم، تردیدی بر جای نمی گذارد که تطبیق آن ها محدودیت هایی را برای ملاهای سنتی با خود داشت. با وجود آن که نظام نامه ها و بخش قابل ملاحظۀ اصلاحات بر مبنای باورمندی به دین اسلام وضع شده بودند، اما ملاها و به تدریج قشر اشرافیت و دارندۀ مریدها، آن ها را با معیارها، تعبیرها و تفسیرهای معین خودشان به ارزیابی گرفتند، و آن را مردود، غیراسلامی و کفرآمیز تبلیغ نمودند.

به طور مثال، "محمد صادق مجددی (ملقب به گل آغا) با فضل الرحیم خواهر زادۀ خود به تاریخ 28 سپتمبر 1928 کاغذی ترتیب داد و در آن امضای 400 ملا وعالم دین را گرفت و به شاه گسیل کرد. در این کاغذ آن ها اصلاحات امان الله خان را مخالف اصول اسلام دانستند و شاه را متهم به انحراف از اصو ل دین ساختند...".

در اعلامیۀ 12 فقره یی رهبران شورش شنوار (1929) از جمله تذکر داده شده بود که "قبایل مشرقی به توافق رسیدند آن اصلاحت را که مخالف شریعت است فسخ نموده و امیر امان الله شکست خورده را به قتل برسانند".

"عامل تمام این ناآرامی ها کدام محرک شخصی در برابر استبداد زمام داران نبوده، بلکه فسخ اصلاحات کفرآمیز و تقویت دین است. زیرا قوانینی که توسط امیر امان الله تدوین شده، در امور مذهب حنفی مداخله نموده و قوانین شریعت مقدس را از نظر انداخته است."

"ملاعبدالله، به یک دست قرآن مجید و به دست دیگر نظام نامه را گرفته، می گفت: مسلمان حقیقی باید بین نظام نامه و قرآن مجید انتخاب نماید."

یادداشت: عنوان قسمت دوم این تحلیل "اصلاحات تفنن آمیز و دستگاه ناسالم دولتی" است.

نصیر مهرین

ویراستار: فرهمند

مطالب مرتبط