نقش محي الدين انيس در روشنگري | افغانستان | DW | 12.11.2010
  1. Inhalt
  2. Navigation
  3. Weitere Inhalte
  4. Metanavigation
  5. Suche
  6. Choose from 30 Languages

افغانستان

نقش محي الدين انيس در روشنگري

واضح است که جوامع دست يافته به دموکراسي و انتخابات، روشنگري هايي را ديده اند. اما کشور ما چنانچه با نيم نگاهي به پيشينه انتخابات نگريستيم، از روشنگري در اين زمينه محروم ماند.

نخستین شخصی که برای پی افگندن دموکراسی به روشنگری و تدریس پرداخته است، محی الدین انیس است

"نخستین شخصی که برای پی افگندن دموکراسی به روشنگری و تدریس پرداخته است، محی الدین انیس است"

در بخش دوم مقاله "پيشينه انتخابات در افغانستان"، نصير مهرين به تحليل نقش محي الدين انيس در روشنگري و انتخابات دوره های هفتم و هشتم شورا تمرکز مي کند.

بخش دوم

به نظر نگارنده، نخستين شخصي که در کشور ما به گونۀ جامع، براي پي افگندن نظام مبتني بر دموکراسي به روشنگري و تدريس پرداخته است، شادروان محي الدين خان است که بعدها به دليل اخبار زير نظرش (انيس) به محي الدين انيس شهرت يافت.

از روي فهرست عناوين و موضوعاتي که انيس در کتاب "نداي طلبۀ معارف"(6) به آنها تمرکز کرده است، برمي آيد که او بيش از هرکسي به ضرورت روشنگري و آشناسازي قشري که بايد وظايف ساختمان چنان نظام قانونمند را به دست مي گرفتند، آگاه بود. باور انيس که از ضرورت رويکرد به نظام قانونمند ناشي مي شد، قانون و ابعاد آن را معرفي مي کند. در همين راستا از نيازهايي چون بهره مندي از مجلس شورا، وکلا و انتخابات، سخن هاي توضيحي و بسيار مورد نياز جامعه را مي آورد. آن همه معلومات ارشادي را همزمان با تأکيد بر گسست از بدنۀ نهادهاي استبدادي يا آنچه خود با عنوان حکومت دستوري آورده است، براي پرورش و آگاه سازي دست اندرکاران آن روز و نسل جوان نوشت.

Parlament Maiwandwal Afghanistan

مقدمۀ رويداد لويه جرگه دارالسلطنۀ کابل، 1303 خورشيدي، به قلم غلام محمد کاتب

آنچه از قلم وي در بقيه اجزا در زمينۀ فوق تراويده است، درتاريخ کشور ما بي همتا و منحصر به فرد است. او در بارۀ آزادي قلم، فضيلت انتقاد، سواد آموزي، حقوق ملت، آزادي فردي، منور کردن مردم و ... سخن ها دارد. مي شود گفت که انيس در واقع کسي است که صداي دانش آموخته ترقي جو و نوآور را به ويژه براي آماده شدن جامعه به پذيرش و فراگيري فرهنگي که براي انتخابات حيثيت آب حياتي را دارا بود، نمايندگي نمود. اگر آن کوشش انيس را با توجه به مقياس هاي زمان و نيازهاي تاريخي و فرهنگي جامعۀ وقت در نظر بگيريم، براي کشور ما کاري نموده که در حد ژان ژاک روسو، مونتسکيو و شخصي در ايران اواخر سدۀ پيشين به اسم ميرزا يوسف خان تبريزي انجام داده اند.

گسست ها

آن آزمون ها و کوشش هاي تجددآميز اما آميخته با رسم خودرايانۀ شاه امان الله، که از سويي با سخت جاني و تحول ناپذيري نهادهاي محافظه کار و طرفداران طرز ادارۀ پيشينۀ کشور روبه رو بود، گسست تأثرباري در سير طبيعي رشد، نطفه هاي نخستين و کاربرد انتخابات ايجاد نمود.

هنگام تأمل در بازشناسي عوامل آن مي بينيم که نقش خود رايانۀ شخص شاه امان الله خان تأثير به سزايي داشت. در نتيجه آن خودرايي ها و رشد بيروکراسي و محافظه کاري ها بود که نظام در بطن خود اسباب رشد نهادها و افکاري را بيشتر پرورش داد و به سامان نشاند که در نتيجه با جريان نوآوري ها گسستي به عمل آمد.

در پيامد آن مي بينيم که دورۀ 9 ماهۀ حاکميت امير حبيب الله کلکاني مي آيد که با الفباي مولفه هاي اصلاحات و مفهوم انتخاب آشنا نبود. اين وضعيت در دورۀ محمد نادر خان، تا پايان صدارت سردار محمد هاشم، (1325خورشيدي) به درازا کشيد. واژۀ انتخابات در مفهوم حتا يکي از مظاهر ابتدايي آن چهره ننمود. براي شش دوره افرادي به نام وکلاي "شوراي ملي" به وسيلۀ والي ها و يا استشارۀ حکومت، به کابل مي آمدند و به صحه گذاري تصاميم و فيصله هاي حاکميت مشغول مي شدند.(7)

افرادي به نام وکلاي شوراي ملي به وسيلۀ والي ها و يا استشارۀ حکومت، به کابل مي آمدند و به صحه گذاري تصاميم حاکميت مشغول مي شدند

"افرادي به نام وکلاي "شوراي ملي" به وسيلۀ والي ها و يا استشارۀ حکومت، به کابل مي آمدند و به صحه گذاري تصاميم حاکميت مشغول مي شدند"

طرز حکومتداري محمد نادرشاه و سردار محمد هاشم خان، در حالي که استبدادي و خانوادگي بود، از آن نيز حکايت دارد که سرهم بندي نمودن نهادي با نام "شوراي ملي" ازطرف آنها جنبه هاي اغواگرانه، نمايشي و فريبنده داشت. در حاليکه در عمل هيچ احترامي به آن آزادي هايي قايل نبودند که سخن حداقل از انتخاب داشته باشد. اين پس رفت در زمينۀ باورمندي و توسل به انتخابات در کشور، با برکناري سردار محمد هاشم خان، در چهرۀ سردار شاه محمود خان، چرخشي اندک ديگرگونه يي از طرف دربار سلطنتي ديد.

انتخابات دوره هاي 7 و 8 شورا

چرخشي که در سياست دربار سلطنتي در نخستين مرحلۀ صدارت سردار شاه محمود خان رونما شد، پاره يي از آزادي ها، انتخابات دورۀ هفتم شورا و انتخاب روئساي بلديه (شاروالي ها) را با خود همراه داشت. پنداشته مي شود که انگيزه هاي آن را بهره برداري اقتصادي و مقابله با پيامدهاي بحران ناشي از جنگ دوم جهاني تشکيل مي داد. اما پيامد آن ، سهمگيري جدي و تحرک جنبش گونه يي بود که اصلاح طلبي ها و تمايل به پيشرفت هاي متنوع اجتماعي و اقتصادي و ايجاد ساختاري با بنيادهاي مشروطه از آن سر برمي آوردند. حضور مؤثر نشريات انتقادي،علاقه و سهمگيري مردم در انتخابات، تبارز چهره هاي مردمي و گسترش مطالبات صنفي در حريم دانشگاه کابل، سبب شدند که حکومت نگذارد انتخابات دورۀ هشتم شورا رشد دورۀ هفتم را به نمايش بگذارد. بنا بر آن حکومت به امکان هردم ميسر يا ابزار تقلب و مداخله روي آورد و با گام تکميلي سرکوبگرانه پيشکسوتان حرکت را زنداني نمود. اين سرکوبگري ها در زمان شاه محمود خان يا خود همان صدر اعظم "دموکراسي بخش" عملي شد. با برکناري او، صدر اعظم جديد، سردار محمد داؤد خان، با بي اعتنايي بيشتر به آرأي مردم در واقع احيأي ساليان صدارت محمد هاشم خان را در پيش گرفت و خودرايانه به حکومت پرداخت.

مجالس و گردهمآيي هاي "شوراي ملي" همان چهره و کارکرد شوراي ملي محمد نادر خان و محمد هاشم بود. بدين ترتيب بار ديگرمردم افغانستان از مزاياي دموکراسي و انتخابات، آزمون ها، تجربه اندوزي و معرفت يابي هاي آن، محروم ماندند.

نصیر مهرین

ویراستار: فرهمند

DW.COM