مژده: من فکرمي کنم اين شگاف بعدازسقوط طالبان بوجود آمد. | مصاحبه ها | DW | 12.06.2007
  1. Inhalt
  2. Navigation
  3. Weitere Inhalte
  4. Metanavigation
  5. Suche
  6. Choose from 30 Languages

مصاحبه ها

مژده: من فکرمي کنم اين شگاف بعدازسقوط طالبان بوجود آمد.

"چيزي که خشونت گراها درافغانستان مي خواهند همان چيزي است که القاعده مي خواهد. منظورم طالبان خشونت گرا است. آنهامي خواهند که نيروهاي خارجيها ازافغانستان ازعربستان سعودي وازعراق خارج شوند وحمايت امريکا ازاسراييل پايان يايد."

کساني که اصلاً به طالبان ارتباط نداشتند،درپاکستان بودند آنهاتوسط دولت پاکستان دستگيرشدندوبالای امریکاییهاپنجهزاردالرفروخته شدند.

"کساني که اصلاً به طالبان ارتباط نداشتند،درپاکستان بودند آنهاتوسط دولت پاکستان دستگيرشدندوبالای امریکاییهاپنجهزاردالرفروخته شدند."

گفتگوبا وحيدمژده نویسنده وتحلیلگرمسایل افغانستان:

دويچه ويله : آقاي مژده دراين هفته درکنارديگررويدادها درافغانستان ، اسحاق نظامي رييس راديوي زمان طالبان به دولت افغانستان پيوست؛ چقدرمي توان پيوستن اين گونه افراد را مهم تلقي کرد؟

مژده : آقاي اسحاق نظامي درزمان طالبان همانطورکه شما اشاره کرديد؛ رييس راديوتلويزيون طالبان بود. البته درآن زمان تلويزيون نشرات نداشت. اما درحقيقت آقاي نظامي رييس راديو بود وخودش ازتمام کارهاي راديو مراقبت مي کرد وتا ديروقت شب درراديوبود.خودش نطاق بود ودرموارد مهم ازجمله ، وقتي که شخص ملاعمرفرماني صادرمي کرد يا فتواي صادرمي کرد؛ آقاي نظامي ترجيح مي داد که باصداي خودش پخش شود. البته صداي گرم وگيراي دارد ويک نطاق خوب زبان پشتواست.

اما اين که زياد به ملامحمد عمرنزديک باشد من دراين مورد درآن زمان چيزي نشينيده بودم.

دويچه ويله: به هرحال پيوستن افراد مانند آقاي نظامي چقدرمي تواند مهم تلقي شود؟

مژده : آقاي نظامي به عنوان کسي که – به هرحال – صدايش درآن زمان که تلويزيون نبود ؛ ازطريق راديو زياد طنين انداز بود. به عنوان يک کسي که {فکرمي کنم} ازطرف اکادمي علوم افغانستان رتبه پوهاندي يا پروفيسوري را برايش داده شده بود ودرآن زمان هم درحالي که عناوين افتخاري را نبايد درکنارنام خود ذکرکند ؛ خودرا پوهاند نظامي مي گفت ويا همانطورنشرمي شد.

آقاي نظامي يک شخصي است که به هرحال درآن زمان نام ونشان داشت. بناءً آمدنش به عنوان يکي ازکساني که صدايش را مردم زياد شنيده است؛ بدون شک براي طالبان يک هشدارويک ضربه هم است.

بخاطري که آقاي نظامي درصحبتي که اينجا (درکابل) داشتند؛ درحمايت ازقانون اساسي صحبت نمودند.

دويچه ويله : آيا مي توان گفت که اين آغازايجاد يک شگاف ميان طالبان است؟

مژده : من فکرمي کنم که اين شگاف قبلاً، بعدازسقوط بوجود آمد. من قبلاً گفتم ؛ سه گروه طالبان درآن زمان بوجود آمد. يک گروه خشونت گرا بودند که مي جنگيدند، يک گروه شان به دولت پيوستند ويک گروه کثيرازطالبان درپاکستان يا دربعضي مناطق درافغانستان بي سرنوشت باقي ماندند وتحت تعقيب وآزارقرارگرفتند. بسيارشان دستگيرشدند وبسياري هم رفتند دوباره درصف خشونت گراها پيوستند.

درآن زمان يک سياست روشن براي جذب گروهي که نمي خواستند فعال باشند ويا فعال نبودند ، وجود نداشت. به هرحال مشکل دولت با اين گروه نيست . مشکل دولت با گروهي است که آنها ترجيح مي دهند تا آخربجنگند. بنابراين آمدن کساني که درگيرجنگ نيستند؛ تاثيرچندان بر روند صلح درافغانستان نخواهد داشت.

دويچه ويله : آقاي نظامي درصحبتهايش ادعا کرده است که اوتلاش خواهد کرد که ديگرطالبان را تشويق به پيوستن به دولت بکند. به نظرشما چقدرمي تواند که دراين راستا نقش مثبت ايفا بکند؟

مژده : اگرتا همين مدتي که ما شاهد آن بوديم ؛ دولت سياست واقعبينانه ترمي داشت تعداد زيادي ازطالبان تا حال آمده بودند که متاسفانه اين کارصورت نگرفت. شرايط طوري بود که آنها ترجيح دادند نيايند. اما به هرحال آقاي نظامي آمده است درکنارش کساني ديگرهستند که مثل او غيرفعال بودند،درجنگ سهم نداشتند وآنها آرزومندند که درافغانستان بيايند وزندگي بکنند. زيرا که درپاکستان درهرفرصت آنها را تحت فشارقرارمي دهند وترس آنست که زماني که پاکستان ازسوي دولت افغانستان يا کشورهاي غربي تحت فشارقراربگيرند، پاکستان آنها دستگيرکنند. آنها ترجيح دادند پيش ازآن که اين کار را دولت پاکستان بکند ، آنهامي خواهند که بيايند ويکجا شوند با دولت ونشان بدهند که آنها درگيرجنگ نيستند ومي خواهند که زندگي بکنند دراين کشور.

دويچه ويله : آقا ي مژده شما گفتيد که دولت بايد يک سياست واقعبينانه را تعقيب مي کرد. حالا دولت افغانستان وشوراي ملي افغانستان منشورمصالحه ملي را تصويب کردند که به اساس آن تمام گروههاي درگيردرجنگهاي سه دهه گذشته ؛ هرگاه به دولت افغانستان بپيوندند وقانون اساسي را قبول بکنند،ازپيگرد قانوني درامان اند. منظورشما ازسياست واقعبينانه چيست ، دولت بايد چه کاري مي کرد؟

مژده : ببينيد؛ اين کارخيلي ديرصورت گرفت. زماني که طالبان درشمال افغانستان تسليم شدند وزماني که قندهاربه دولت - البته به نيروهاي خارجي – توسط طالبان تسليم داده شد يکي ازشرايطي که طالبان داشتند اين بود که طالباني که سلاح برزمين مي گذارند بايد کسي چيزي نگويد. درآن زمان آقاي کرزي هم وعده داده بود؛ کساني ديگرهم اين وعده را به طالبان دادند. امابعداً آن آنگونه عملي نشد. درشمال تعدادي زيادي ازطالبان قتل عام شدند وهمچنان درجنوب کساني که دستگيرشدند به گوانتاناموفرستاده شدند. عده يي درافغانستان شکنجه شدند. همچنان ماشاهد بوديم که کساني هم که اصلاً به طالبان ارتباط نداشتند، درپاکستان بودند آنها هم توسط دولت پاکستان دستگيرشدند وفروخته شدند بالاي امريکاييها. هرطالب را پنجهزار دالرامريکاييها مي خريدند. آنها هم کوشش مي کردند هرکسي که سروضع ظاهري اش به طالبان مي خورد آنهارا دستگيربکنند وبه امريکاييها تسليم بکنند.

بنابراين يک حالتي را آنهاخلق کردند ومردم را مجبورساختند که بروندبه صف خشونت گراها. اگردرآن زمان فکرمي شد که آنهايي که درگيرجنگ نيستند مي گفتند بيايند به دولت بپيوندند، مي آمدند. درجنوب کشورهم بيشترکساني را به قدرت رساندند و والي وقوماندان ساختند که آنها سابقه جنگ باطالبان را داشتند وآنها عقده داشتند ودرهرجايي که هرکسي را که ازگذشته مي يافتند آنهارا دستگيروشکنجه مي کردند. نتيجه همين شد که وضع خشونت بارفعلي به ميان آمد.

دويچه ويله : يعني شما مي خواهيد بگوييد که درحال حاضرشماري زيادي ازطالبان اند که مي خواهند به دولت بپيوندند ولي اعتماد ندارند ونيازبه يک تضمين قوي دارند.

مژده : بله؛ دقيقاً همينطوراست. ما درگذشته ها ديديم برخي ازافراد طالبان به ديدن آقاي کرزي درهمين کابل آمدند. اما دستگيرشدند وبه گوانتاناموفرستاده شدند. ازجمله آقاي نعيم کوچي را مي توانم به عنوان مثال بگويم که آمده بود ومهمان خود آقاي کرزي بود. اما بعداً با آن گونه يک مشکل پيش شد. بنابراين طالبان پيشترازهمه چيزتضميني را که مي خواهند ، تضمين ازخارجيها است نه ازدولت . بخاطري که اين را مي دانند که دولت ضعيف تراز آنست که بتواند آنهارا حمايت بکند. درصورتي که کساني ديگرآنهارا دستگيربکنند ؛ دولت نمي تواند آنهارا آزاد بکند.

دويچه ويله : بنابرگفته شما همانطورکه آقاي کوچي را بازداشت کردند اما درمقابل هم وزيرامورخارجه دوران طالبان شمارديگرازفرماندهان ارشد طالبان درکابل اند. ازجمله آقاي راکتي درپارلمان افغانستان است.

مژد ه :بله؛ اينها کساني اند يا کساني را درکابل داريم که يک دوره زندان را گذشتانده اند. بيشتردرکابل اين گونه افراد اند. مثل آقا متوکل که شما گفتيد. ويا آقاي ضعيف که سفيرسابق طالبان دراسلام آباد بود. اينها کساني اند که اززندان آزاد شده اند. همانطوري که مي دانيد طالبان يک گروه ايتلافي بود ودرداخل آنها تنظيمهاي متعدد بود. کساني که قبلاً با مولوي نصرالله منصوربودند آنها آمدند وهمين حالا هم درکابل حضوردارند. اما همانطورکه پيشتراشاره کردم مشکل دولت با اين افراد نيست. مشکل دولت با خشونت گراهاي است که درگيرجنگ اند. زماني که ماشاهد برگشت آنها به صلح باشيم مي توانيم اميدوار باشيم که خشونتها ي افغانستان کاهش خواهد يافت.

دويچه ويله : دسته خشونت گراي طالبان چه تقاضاي دارد ؟

مژده : چيزي که خشونت گراها درافغانستان مي خواهند همان چيزي است که القاعده مي خواهد. منظورم طالبان خشونت گرا است. آنهامي خواهند که نيروهاي خارجيها ازافغانستان ازعربستان سعودي وازعراق خارج شوند وحمايت امريکا ازاسراييل پايان يايد. به اينترتيب ما مي بينيم که اهداف ، اهداف ملي نيست بلکه اهداف گره خورده با مسايل بين المللي که حل آن درتوان دولتمردان ما نيست.

دويچه ويله : يک جهان تشکرازشما .

صدا و ویدیوهای مرتبط با این موضوع

آگهی