مذاکرات سه جانبه روي ميزي که يک پايه دارد | افغانستان | DW | 08.05.2009
  1. Inhalt
  2. Navigation
  3. Weitere Inhalte
  4. Metanavigation
  5. Suche
  6. Choose from 30 Languages

افغانستان

مذاکرات سه جانبه روي ميزي که يک پايه دارد

به نظر نمي رسد اين مذاکرات، نتايج قابل انتظاري داشته باشد. در موقعيت کنوني هم پايه هاي اقتدار آصف علي زرداري ضعيف تر از آنست که به تعهداتش عمل کند وهم ازآقاي کرزي که موعد رياستش درحال پايان يافتن است.

قسیم اخگر

قسیم اخگر

آقاي حامد کرزي، رييس جمهورافغانستان پس ازاعلام رسمي نامزدي اش وثبت نام درکمييسيون انتخابات، راهي امريکا شد، تادرمذاکرات سه جانبه اي که محور آن، مبارزه با تروريزم ودريافت راهکارهاي تازه درمورد آنست، با آصف علي زرداري، در حضوراوباما به گفتگو بپردازد. باوجود آنکه، بسياري ازمفسران سياسي، به نتايج اين مذاکرات خوش بين هستند، به نظر نمي رسد که اين مذاکرات، نتايج قابل انتظاري داشته باشد. زيرا در موقعيت کنوني هم پايه هاي اقتدار آصف علي زرداري ضعيف تر ولرزان تر از آنست که به تعهداتش عمل کند وهم آزآقاي کرزي که موعد رياستش درحال پايان يافتن است وخود درگير کوشش هاي انتخاباتي اش مي باشد.

آقاي کرزي با بي توجهي به قانون اساسي خود را آماده مي سازد که پس از به آخررسيدن دوره رياستش درماه جوزا همچنان برمسند قدرت بماند وامکان نظارت وحتي هدايت روند انتخابات را داشته باشد، تا بر رقبايش پيروز گردد. اين دلمشغولي ومصروفيت وي را چه در برخورد با مسايل داخلي وچه دربرخورد با روابط خارجي واميدارد که بيشتر از پيش محافظه کارانه وتسليم طلبانه باشد. وي دراين شرايط حاضر نخواهد شد بر موضعي که پاکستاني ها را براوخشمگين سازد اصرار ورزد. ازطرف ديگر آصف علي زرداري که ازروي يک سوء تصادف به رهبري حزب مردم و قدرت سياسي رسيد ، بي آنکه پيوندي ارگانيک با حزب مردم داشته باشد، چنانچه تا حال نشان داد، سياستي کاملاً تسليم طلبانه ومصلحت بينانه را در پيش گرفته است وتمايلات وگرايشهاي "آي. اس. آي." ونظاميان را مبناي کارش قرارداده است که يکي ازبارز ترين نمونه اش را در امضاي توافقنامه با طالبان وسپردن ايالت سوات به طالبان مي توان مشاهده کرد.

پس ازآن مذاکرات حملات لفظي تند وخلاف عرف ديپلماتيک ازطرف مشرف به آدرس آقاي کرزي نيز ضميمه آن شد.

پس ازآن مذاکرات حملات لفظي تند وخلاف عرف ديپلماتيک ازطرف مشرف به آدرس آقاي کرزي نيز ضميمه آن شد.

زمزمه هاي مبني بر فشار امريکا بخاطرتقسيم قدرت با نواز شريف از سويي وپيش بيني سقوط دولت پاکستان طي دوهفته توسط ژنرال پتريوس وبرخي از رسانه هاي خارجي، همه وهم موقعيت لرزان وبي ثبات آقاي زر داري را نشان مي دهد. به اين ترتيب هردو رييس جمهور دروضعيت مشابه قرار دارند وازهمين موضع ضعيف وشکننده، خواهند کوشيد، اين مذاکرات را ازسر بگذرانند. اما براي هردوي آنها سفر به امريکا وديدار وهم صحبت شدن با آقاي اوباما خالي از فايده نخواهد بود.

بويژه براي آقاي کرزي که پس از يک دوره سردي درروابطش با امريکا وانتقادات شديد مقامات کاخ سفيد مبني بر بي کفايتي وفساد رهبري وي و براي اولين بار پس از روي کار آمدن اوبا، مهمان کاخ سفيد مي شود. ازياد نبرده ايم که خانم هيلاري کلينتن وزير خارجه امريکا دولت آقاي کرزي را دولت مواد مخدر لقب داد. متقابلاً آقاي کرزي نيز با انتقاد هاي شديد ازعمليات حساب نشده امريکاييان وکشتارغير نظاميان دربمب ريزي نيروي هوايي امريکا وتلاشي هاي خود سرانه منازل، به مقابله بالمثل پرداخت. گرم شدن مجدد رابطه با کاخ سفيد، اين امکان را به کرزي مي بخشد که آن را به نشانه حمايت امريکا از خودش تبليغ کند. بد بختانه در کشوري که همه چشم ها به امريکا دوخته شده است وبرخي ازرقباي آقاي کرزي نيز مي کوشند چنين وانمود نمايند که امريکا پشت سر شان هست، اين تبليغات بي اثر هم نيست ومشخصاً درآستانه انتخابات خيلي کار آيي دارد. بعيد به نظر مي رسد که مذاکره با زرداري نتيجه بهتري از آن مذاکراتي داشته باشد که جنرال مشرف با آقاي کرزي در دور پيش داشت و جورج پوش پادر مياني مي کرد.

پس ازآن مذاکرات نه فقط عمليات انتحاري به هدايت " آي. اس. آي." در افغانستان افزايش يافت بلکه حملات لفظي تند وخلاف عرف ديپلماتيک ازطرف مشرف به آدرس آقاي کرزي نيز ضميمه آن شد.

اگرزرداری مجبور شود به خاطر حضور وگل روي اوباما تعهداتي را به گردن گيرد، درعمل برخلاف آن خواهد کرد يعني سياست دوگانه اسلافش را درقبال افغانستان ادامه خواهد داد.

اگرزرداری مجبور شود به خاطر حضور وگل روي اوباما تعهداتي را به گردن گيرد، درعمل برخلاف آن خواهد کرد يعني سياست دوگانه اسلافش را درقبال افغانستان ادامه خواهد داد.

مسلم است که زرداري نمي تواند و درموقعيتي نيست که بتواند با آقاي کرزي به توافقي برسد که مخالف توافقاتش با طالبان هست. اگر هم مجبور شود به خاطر حضور وگل روي اوباما تعهداتي را به گردن گيرد، درعمل برخلاف آن خواهد کرد. يعني سياست دوگانه اسلافش را درقبال افغانستان ادامه خواهد داد. زرداري حتي اگر بخواهد، بازهم نمي تواند برخلاف نظاميان پاکستان و"آي. اس. آي." تصميمي بگيرد. ناروشن نيست که سازماندهنده وتمويل کننده طالبان ومشوق آنها ، "آي. اس. آي" است . آي اس آي از طريق شوراهايي که در همه ايالات پاکستان ازسند تا صوبه سرحد واز کويته تا پنجاب بوجود آورده است، براي طالبان سپاهي تربيه مي کند وامکانات پولي وتسليحاتي دراختيار آنها مي گذارد، آيا مي توان تصور کرد که آي اس آي به نابودي اين دست پروردگان خودش به اين سادگي رضا بدهد.

اکنون که موجوديت پاکستان در معرض تهديد است، دست اندر کاران امور در پاکستان تلاش دارنداز طريق بحران آفريني درافغانستان وهند توسط نيروهاي تند رو افراطي نظير طالبان، وقت بيشتري کمايي کنند. دراين ميان، اين فقط او باما وامريکا ست که مي تواند با وارد کردن فشار جدي بر پاکستان، مي تواند تأثير تعيين کننده اي داشته باشد، هر چند شواهد اميدوار کننده اي در اين مورد وجود ندارد. با آنکه همه قبول دارند که دست کم طالبان درميان استخبارات پاکستان حامياني دارند وبخشي از امکانات طالبان ازهمين طريق تمويل مي شود، به پاکستان کمک مي نمايند.

قسیم اخگر

آگهی