محمد هاشم توفيقي، شماره 23 | مصاحبه ها | DW | 02.08.2009
  1. Inhalt
  2. Navigation
  3. Weitere Inhalte
  4. Metanavigation
  5. Suche
  6. Choose from 30 Languages

مصاحبه ها

محمد هاشم توفيقي، شماره 23

انجنير محمد هاشم توفيقي، نامزد انتخابات رياست جمهوري، در سال 1311 هجري تولد شد. از ليسه حبيبيه فارغ شد و تحصيلات خود را در بخشهاي انجنيري و اقتصاد سياسي در انگلستان و آلمان به پايان رساند.

محمدهاشم توفیقی

محمدهاشم توفیقی

وي از زمان داوود خان تا زمان طالبان و حتا در دورهي موقت، در بخشهاي صنايع و کارخانهها کار کرده است. وي زماني در وزارت خارجه کار کرده است و زماني رياست عمومي کارخانجات نساجي دولتي را به عهده داشته است. وي خود را از طرفداران سرسخت و همکار نزديک سردار محمد داوود خان معرفي ميکند. شاه ولي روحاني و غلام علي امين، معاونان آقاي توفيقي ميباشند. در اين برنامه، گفتگويي داريم با آقاي توفيقي.

دويچه وله: با سپاس از شما آقاي توفيقي، ابتدا در بخش امنيت، چه برنامهاي براي بهتر شدن اوضاع امنيتي داريد؟

توفيقي: اين سوال بسيار قابل توجه است، قابل دقت است، و اکثر کارهاي ما که است، اولاً براساس همين سوال، اساس ميگيرد. براي امنيت افغانستان، سه عامل عمده است. سه معضلهي بزرگ خلق شده، اول اين که آقاي کرزي يکتعداد پايگاههاي عسکري به نام گراج [به خارجيها] داده. و اين گراجها مورد اين واقع شده که تمام افغانستان اعتراض کنند. مخصوصاً طبقهاي که مجاهد است، امروز به نام طالب ميجنگند. اينها مجاهد هستند که در زمان جنگ روسها مقابله ميکردند. اينها (خارجيها) قبول ندارند که افغانستان يک مملکت غيرمنسلک باشد. سياست اساسي افغانستان يک مملکت بيطرف بوده، از صد سال به اين طرف افغانستان يک مملکتي است که طرفداري نه غرب را کرده، نه شرق را. بنابراين، اولاً موضوع پايگاهها حل شود. افغانستان توان اين را ندارد که براي يک مملکت، يا چند مملکت پايگاه نظامي بدهد. پايگاه نظامي، در آينده بگويم، از نگاه دور ديد بسيار خطرناک است. به خاطر اين که اين سه پايگاه، پايگاه نظامي بمب اتمي خواهد بود. کشورهايي که با اينها مخالف هستند، اگر اينها (نيروهاي خارجي) يک پايگاه ميسازند، حتما آنها سه پايگاه ميسازند. اگر اينها يک فير(شليک) اتمي ميکنند، آنها سه فير(شليک) اتمي ميکنند. شما فکر کنيد که اگر يک بمب اتمي در بگرام تصادف ميکند، تا به چاريکار، تا به کابل ديگر زنده جان نيست. دوم، يک معضلهاي خلق کرد، اينجا آقاي کرزي منع صنايع قرار داد. منع صنايع نه تنها [شامل] صنعت است، بلکه زراعت ماهم همراي آن ازبين رفت. من براي شما ميگويم، ما صنايع خود را براساس مواد داخلياي که در مملکت توليد ميشود، اساس گذاشته بوديم. در صنايع نساجي ما چهار صد ميليون متر پارچه توليد ميکرديم در سال. 49 هزار نفر پيش ما راجستر(ثبت) کار بودند. اين مردم کجا شدند؟ گفتند ميرويم. يا به دزدي، يا به آدمکشي يا به اختطاف دست ميزنند. يا همراي طالبان رفتند. حتا رسماً اعلان کردند يک تعداد کارگراني که در قندهار بودند، که از اين به بعد طالب هستيم. [گفتند] ما مجبور هستيم به طرف طالبان برويم. معضلهي سوم اين است که ما يک اقتصادي خارجي را تقويت ميکنيم. يک واردات خارجي را تقويت ميکنيم، ما پول خارجي را سبسايدي ميکنيم. اگر حکومت ما باشد، اول همين معضله را بايد حل کنيم.

دويچه وله: آقاي توفيقي نظر شما در مورد حضور سربازان خارجي در افغانستان چيست و به نظر شما اين سربازان چه زماني بايد افغانستان را ترک بگويند؟

توفيقي: طوري که پيشتر عرض کردم، يک معضلهي بزرگي را همين بودن سربازان خارجي در افغانستان [خلق کرد]. اينها آمده بودند که ما کمک ميکنيم، در حالي که آمدند خلاف کنوانسيون پايگاهها ساختند و اين را کرزي گراج نام ماند. بايد اين معضله حل شود. راه حلاش اين است، ما يک پيشنهاد داريم، که ما به اين قوا کار نداريم. ما امنيت خود را سابق هم گرفته بوديم، حالا هم گرفته مي توانيم. هيچ مشکلي نداشتيم، در وقتي که ظاهر خان بود، داوود خان بود، ما امنيت خود را ميگرفتيم. اين بيامنيتي از همين سه مشکل پيدا شده. ما پيشنهاد کرديم طالبان هم تقريباً موافق هستند با ما، ما قواي ترکي را کار داريم، امنيت شان را ميگيريم. خود ما امنيت شان را ميگيريم که کسي به اين ها ضرر نرساند. مخصوصاً افسران شان را که عسکر(سرباز) افغانستان را دوباره تربيت کنند، ترميم کنند. ديگر، قواي عسکري آلمان است اينجا. ما فکر مي کنيم آلمانيها هيچ وقت استثمار کننده نبوده اند. پيش ما، به طالبان همينطور گفتم که برادران، همين گروپ را ما نگاه ميکنيم، سرکردگان شان را همان کسان فني شان را، که صنايع ما را بسازند، پليس ما را بسازند. قواي ناتو بگويم يا قواي متحدين بگويم، که با موافقت کنند، ما حاضر هستيم که همين دو قوا را اينجا نگاه کنيم. در ظرف شش ماه اينها خواهند ديد که ما از خود عسکر(سرباز) خواهد داشتيم، از خود امنيت خواهد داشتيم. اين زدوخوردي که شما مي بينيد، امروز فقط سر همين گپ است.

دويچه وله: در مورد مذاکره با مخالفان مسلح دولت از جمله با طالبان چه فکر ميکنيد؟

توفيقي: ما حاضر هم به تماس بوديم، سابق هم به تماس بوديم، با مخالفان طالبان کسي خارج از افغانستان نيست. همين طالباني اند که اشخاص فهميده بودند، اشخاص با دانش اند، علوم ديني پيش اينها است، بدون از اينها ما زندگي کرده نميتوانيم. بدون طالب و ملا ما زندگي کرده نميتوانيم، ما دين خود را نگاه کرده نميتوانيم. من که ديدم، اينها (طالبان) عيناً مثل من فکر ميکنند. من و طالب يک فکريم. ميگويند استقلال ملي خود را کار داريم، به آرامي و پيشرفت اقتصادي مملکت کار داريم. ديگر چيزي من کار ندارم.

دويچه وله: چگونه ميخواهيد اوضاع اقتصادي افغانستان را بهتر بسازيد، بهطور مثال در بخشهاي زراعت و يا صنعت؟

توفيقي: من دو پروگرام (برنامه) صاف و ساده در مرامنامهي خود دارم. يکي بايد در افغانستان برق يا انرژي (تامين شود). انرژي برق امروز به دست آوردناش آسانتر است نسبت به اين که ما معادن نفت و گاز خود را به کار بياندازيم. امروز در دنيا تخنيک بسيار پيش رفته، توليد برق توسط باد است. در صورتي که ما حتا توربينهاي دهکيلوواته، پانزده کيلوواته که در قريههاي بسيار خرد نصب کرده ميتوانيم. من براي شما گارنتي(تضمين) ميکنم که در ظرف سه سال چهار سال کل افغانستان برق خواهند داشت. چرا، در هرجاي افغانستان يک تپه يک کوه است. از سي متر بالاتر هميشه باد است. در صورتي که توليدات به دست خود ما باشد و ما محاسبه کرده بتوانيم. عوايد خود را با مصارف خود محاسبه کرده بتوانيم. هيچ مشکل نيست. همچنان معضل ديگر، آب بوده است. ما درياي بسيار کلان داريم. آن قدر زمين باير داريم که زمين دو سه متر بالاتر از دريا. همين قدر زمين است که افغانستان را کفايت مي کند بسيار به خوبي، حتا براي صادرات. ما از واترپمپهاي بادي کار گرفته ميتوانيم که حتا بعضي شان در يک ساعت صدهزار جريب زمين را آب مي دهد. تمام قوت خود را من مياندازم که روي اين کار شود.

دويچه وله: خطوط اساسي سياست خارجي شما بر اساس کدام معيارها در مقابل کشورهاي همسايه و ساير کشورهاي جهان تعيين خواهد شد؟

توفيقي: سياست من يک سياست صاف و ساده است. سياست صحيح سردار محمد داوود خان و اعلي حضرت محمد ظاهر؛ يک کشور غيرمنسلک. ما در وقت داوود خان هم حتا با پاکستاني ها گپ زديم، موضوع را حل کرديم. ما با هيچ کشور هسمايهي خود مخالفت نداريم. اگر چه کسي سر ما کمي اضافه روي کرده، از حدودي که همسايگي قبول مي کرد، [رعايت] نکرده. مگر ما اين را حل ميکنيم. اين کدام مشکلي نيست. در وقت داوود خان هم ما نشستيم همراي پاکستانيها گفتيم برادر معضله اينجا است. بيا که همين معضله را ما و شما خلاص کنيم. حتا اگر شنيده باشيد، داوود خان هم رفت پاکستان آشتي کرد و گفت معضله حل شده. من همان را پس تکرار ميکنم. مشاورش (مشاور داوود خان) هم من بودم.

دويچه وله: در همين رابطه، چه موقف و برنامهاي براي حل معضله "خط ديورند" داريد؟

توفيقي: خط ديورند يک خطي است که در حقيقت ملکيت افغانستان است. مگر يک سرزميني است که قطعاً انکشاف نکرده، نه مردماش انکشاف داده شده، نه طرف افغانستان، نه طرف پاکستان. موافقهاي که ما با پاکستان سابقا هم کرديم، که بياييد که همين منطقه را هردوي ما آباد کنيم. چرا سر اين جنگ داريم. بياييد که يک مردم است، يک طبقه است، يا پشتو زبان يا اردو زبان، همين منطقه را ما و شما انکشاف بدهيم. باز که مردم به انکشاف اقتصادي و اجتماعي و فرهنگي رسيدند، باز خود شان هر طرف که فيصله کردند بروند.

دويچه وله: تعريف شما از آزادي بيان و مطبوعات چيست و چگونه مي خواهيد از اين دو ارزش اساسي مردم سالاري دفاع کنيد؟

توفيقي: اين يک ارزش اساسي است در تمام دنيا، مگر اين طور شده که از اين سو استفاده ميشود. به صورت عموم سو استفاده ميشود. حالي آزادي بيان است. امروز يک کسي کانديد رياست جمهوري است. هرچه که ميگويد، گفته مي تواند. کل دستگاه را به دست دارد. پولاش را به دست دارد. من که ندارم، گفته نميتوانم. اين خوب آزادي بيان نشد. اين خوب آزادي پيسه شد، آزادي دارايي شد. آزادي بيان در صورتي که مخالف خواهشات عوام مردم واقع نشود، هيچ گپ نيست. حق هر کس است.

دويچه وله: تعريف شما از برابري حقوق زن و مرد چيست و چگونه مي خواهيد زنان و مردان افغانستان را از حقوق مساوي برخوردار بسازيد؟

توفيقي: اين را شما موضوع بسيار مغلق ساخته ايد. در قرآن پاک آمده که زن و مرد مساويانه کار کرده ميتوانند. در سپارهي 27 يا 28 بخوانيد، گفته ما به شما شب و روز را خلق کرديم که شما کار کنيد، نان تان را پيدا کنيد. نگفته که مرد برود کار کند يا زن پيدا کند. پس معلوم ميشود که وقت مساوات را خداوند داده که برود هرکس نان خود را پيدا بکند. اين موضوع از اين که کي باز حقوق زنان ضايع مي شود، در عرف و عادات منطقه تعلق دارد. يک منطقهاي که زياد انکشاف کرده مي بينيم که حقوق زنان شان بيشتر است و يک منطقهاي که کمتر انکشاف کرده، حقوق زنان شان کمتر است. انکشاف فرهنگي، اقتصادي يا تعليمي تمام اقوام حقوق زن را پس دوباره مساوي ميسازد. در دين هيچ معضله نيست.

دويچه وله: تعريف شما از وحدت ملي چيست و چگونه ميخواهيد براي تمام باشندگان افغانستان احساس اين را بدهيد که واقعاً برخورد يکسان با آنها صورت مي گيرد؟

توفيقي: اين صاف و ساده در همان معضله اي که من براي شما گفتم، تهيه ي آب و برق، حل ميشود. وقتي که شما به تمام اقوام يک رقم برق بدهيد، يک رقم آب بدهيد، يک رقم فرهنگ بدهيد، يک رقم مکتب بدهيد، اين خود به خود حل ميشود. شما همين حالا مقايسه کنيد بعضي ولايتها را که از آب و برق برخوردار هستند، در آنجا جنجال کمتر است. اين يک معضلهي اقتصادي و اجتماعي و فرهنگي است. اگر ياد تان باشد در وقت ظاهرخان اين معضله بسيار کم بود، در وقت داوود خان هيچ نبود.

دويچه وله: تعريف شما از حفظ ميحط زيست و انکشاف دومدار چيست و چگونه ميخواهيد که افغانها را براي حفظ بيشتر ميحط زيست تشويق کنيد؟

توفيقي: اگر راست بگويم، حقيقتاش را بگويم، در حصهي محيط زيست تا به حالي هيچ [کاري] نشده. اگر چيزي شده به روي کاغذ است. ما يک پنجاه ساله پلان داريم که همين درياي کابل که هست، يک مجراي آب بدررفت است. چنانچه صد سال پيش در افغانستان در شوربازار، در کوچهي قاضي کانال هاي بدر رفت تشکيل شده. اين هيچ معضله نيست، مگر سرش هيچ کار نشده. همين جادهي ميوند به اين بزرگي ساخته شد، مگر بدر رفت و آب اش معلوم نشد. هر پروژه ي ساختماني که [اعمار] ميشود، در تهيه ي برق، آب و بدر رفتاش بايد اول در نظر گرفته شود. سر اين هيچ کس تحقيق و دقت نميکند. من ميگويم که اساسي زير پلان گرفته شود. حتا زمان سردار داوود خان يک پلان منظم ساختماني شهر کابل با تمام کيفيتاش مد نظر گرفته شده بود، همان پلان بايد تطبيق شود.

گفتگو کننده: عارف فرهمند

ويراستار: ياسر

DW.COM