قدرتهاي بزرگ ملل متحد را به بي اهميت شدن مي کشانند | آلمان و جهان | DW | 25.09.2010
  1. Inhalt
  2. Navigation
  3. Weitere Inhalte
  4. Metanavigation
  5. Suche
  6. Choose from 30 Languages

آلمان و جهان

قدرتهاي بزرگ ملل متحد را به بي اهميت شدن مي کشانند

192 کشور جهان 65 امين مجمع عمومي ملل متحد را با احساس اين تهديد برگزارکردند که سازمان نامبرده درسايه نهاد قدرتمند گروه 20( جي 20) قرار مي گيرد.

فکرمی شود ملل متحد ازکانون تصمیم گیریهای سیاسی بین المللی به کناری رانده شود

فکرمی شود ملل متحد ازکانون تصمیم گیریهای سیاسی بین المللی به کناری رانده شود

با داوري روي اظهاراتي که روز افتتاح مجمع صورت گرفت، بيم آن مي رود که اين سازمان جهاني پيوسته بسوي بي اهميت شدن برود.

بارک اوباما رئيس جمهور ايالات متحده امريکا به روز پنجشنبه درسخنراني اش درمجمع عمومي سازمان ملل متحد به صورت کلي چهار ساحه خاصي را معين گردانيد که ملل متحد مي تواند درآن موارد اهميت داشته باشد.اين چهارساحه عبارت اند از: حقوق بشر، قدرتمند ساختن جنسيت، حکومتداري خوب و پاسداري صلح .

اوباما اظهار داشت که گروه 20 ( جي 20) " کانون همآهنگ سازي بين المللي " خواهد بود.

جوزف ديس، رئيس مجمع عمومي سازمان ملل متحد دراين ارتباط هشدار داد: " ملل متحد درخطرآن قرار دارد که با ظهور نقش پردازان ديگردرصحنه بين المللي به کنار رانده شود".

اوگفت که ازملل متحد انتقاد شده است که " بسيارناتوان وغيرموثر" مي باشد.

ديس که قبلاً رئيس جمهور فدراسيون سويس بوده است گفت:" اينطور احساس مي شود که تصميم گيري روي اقدامات عاجل دريک جرگه کوچک بسيار باسهولت وسرعت گرفته شده مي تواند".

اين " جرگه کوچک" که عبارت از گروه 20 (جي 20) است،که درحال حاضر يکي ازقدرتمند ترين نهاد هاي بيرون ازملل متحد مي باشد.

ديس گفت: درتاييد اهميت گروه 20( جي 20) " مابايد کاملاً معترف باشيم...نقشي را که نهادهايي مانند گروه 20 ( جي 20) انجام مي دهند، نمي توان به چالش گرفت. بحران اقتصادي ومالي اهميت واکنش سريع رانشان داد".

گروه 20 ( جي 20) که درسال 1999 تاسيس شد، شامل گروه هشت ( جي 8) يا هشت صنعتي ترين کشورهاي جهان يعني ايالات متحده امريکا، بريتانيا، فرانسه، آلمان، ايتاليا، جاپان، کانادا وروسيه، وهمچنان آسترليا ، مکسيکو، کورياي جنوبي، ترکيه، و نيز هفت کشور درحال توسعه مانند ارجنتين، برازيل، چين ، هند، اندونيزيا، عربستان سعودي وافريقاي جنوبي ، همراه با اتحاديه اروپا مي باشد.

سيلسو اموريم ، وزيرخارجه برازيل که يکي ازاعضاي گروه 20 ( جي 20) مي باشد در نشست افتتاحيه مجمع عمومي سازمان ملل متحد گفت : گروه 20 (جي 20) " گامي به جلو " مي باشد. با اينهم او عيان گفت که درگروه 20 ( جي 20) تنها يک کشور افريقايي حضور دارد. او علاوه کرد" گروه 20 بايد خود را با مشارکت کشورهاي بيشتر افريقايي انطباق دهد".

اموريم گفت : " اهميت ومشروعيت " گروه 20 (جي 20) تنها درصورتي به دست آمده مي تواند که با 192 عضو مجمع عمومي سازمان ملل متحد مذاکرات صريح ودايمي اش را ادامه بدهد.

او افزوده : همانطوري که لولا دا سلوا، رئيس جمهور برازيل اکثراً گفته است، چند جانبگي ( ملتي لتيرليسم ) وجه بين المللي دموکراسي مي باشد.

اموريم تصريح کرد که " ملل متحد بايد درمرکز عمده تصميم گيري سياست بين المللي باشد".

اوباما نيز درسخنراني اش روي اين حقيقت تاکيد کرد که گروه 20 ( جي 20) " نقطه کانوني براي همآهنگ سازي بين المللي است، زيرا درجهاني که رفاه وترقي بسيار منتشرهست، ما بايد حلقه همکاريهاي مان را توسعه دهيم واقتصاد هاي درحال انکشاف نوخاسته را درآن جا دهيم ".

اما اوباما چيز مهمتري را ناگفته گذاشت . او درمورد ملل متحد گفت : اين سازمان " هنوز مي تواند نقش غيرقابل انصرافي را براي پيشرفت حقوق بشر انجام دهد". اوباما افزود:" اکنون زمان آن است که ازتلاشهاي زنان ملل متحد براي دفاع ازحقوق زنان درجهان پذيرا شد. اين فرصتي است براي هرکشور عضو تا به ناظران بين المللي درانتخاباتش اجازه بدهد و تمويل ملل متحد براي دموکراسي را توسعه دهد".

اوباما درادامه گفتارش افزود: اين زماني است که پاسداري ازصلح به ترتيبي تقويت شود که منابع ضروري براي موفقيت ماموريتهاي صلح تامين شود و از قساوتهايي مانند خشونتهاي جنسي جلوگيري گردد وعدالت به اجرا درآيد.زيرا نه کرامت انساني ونه دموکراسي هيچکدام بدون تامين امنيت اساسي به وجود آمده نمي توانند".

فيليس بينيس رئيس پروژه بين الملل گرايي ( انترناسيوناليسم) جديد درموسسه تحقيقات پاليسي واشنگتن، به " انترنشنل پرس سرويسيز" گفته است : اوباما با اين نظرش روشن ساخت که" ملل متحد بيش ازاين ديگر يک نقش پرداز عظيم بين المللي نيست".

خانم نامبرده گفته است: او باما بي ميلي اعتراف کرد که ملل متحد هنوزمي تواند نقشي درحقوق بشربازي کند، اما او اين نقش را به زنان ملل متحد، به بودجه ملل متحد براي دموکراسي وشايد هم به پاسداري صلح محدود ساخت.

بينيس که مولف چندين کتاب درمورد ملل متحد وسياست خارجي ايالات متحده امريکا به شمول کتاب اخيرش به نام " پايان جنگ امريکا درافغانستان " مي باشد، مي گويد:" بنابراين روشن است که او کدام نقشي براي ملل متحد به مثابه اهرم چند جانبگي ( ملتي لتيراليسم ) نمي بيند ونه او منشور ملل متحد را هسته قوانين بين المللي مي شناسد".

بينيس گفت: بخش زياد سخنراني اوباما به بحران فلسطين و اسرائيل اختصاص يافته بود، به شمول اينکه جناحهاي مختلف چه کارهايي را بايد انجام بدهند. اما او ازکدام ماموريت بزرگتري براي ملل متحد چيزي نگفته است.

بينيس خاطرنشان کرد که " برعکس ، تنها دررابطه با ايران بود که او اشاره به قوانين بين المللي کرد واذعان کرد که اين يک وعده خشک وخالي نيست. درحاليکه درجايي که مربوط مسووليت پذيري اسرائيل براي اشغال وسايرتخطي هاي آن کشور بود، او با طفره رفتن نشان داده که درحقيقت قوانين بين المللي وعده ميان خالي اند".

خانم بينيس همچنان هوشدار داد که واقعاًَ درافق سياسي خطرهاي بزرگي به چشم مي خورند.

ايالات متحده امريکا با بحران کوزوو به اين آغاز کرد که جاي شوراي امنيت ملل متحد درمورد تصويب مشروعيت يک جنگ را - طوري که درمنشور سازمان ملل متحد تصريح شده است - پيمان اتلانتيک شمالي يا ناتو بگيرد.

بينيس گفت: گروه 8 ( جي 8) وتاجايي گروه 20 ( جي 20) خطري براي برنامه انکشافي ملل متحد جهت تصميم گيري براي انکشاف جهاني به وجود مي آورند.

ازنظربينيس ، طرح اوباما درمورد تغييراقليم درکوپنهاگن ، دقيقاً روند پاسخگويي به بحران اقليم را که طرح خود ملل متحد است، تضعيف مي کند.

آي پي اس / رسول رحيم

ويراستار: صفي ابراهيم خيل

آگهی