فرارسربازان امریکایی ازخدمت زیرپرچم | مجله حقوق بشر | DW | 29.06.2005
  1. Inhalt
  2. Navigation
  3. Weitere Inhalte
  4. Metanavigation
  5. Suche
  6. Choose from 30 Languages

مجله حقوق بشر

فرارسربازان امریکایی ازخدمت زیرپرچم

سرشت انسان یکی ازموضوعات مهم مورد بحث فلسفه میباشد.برخی ازفلاسفه انسان را طبعیتاً بدکارمیدانند درحالیکه شماربیشتری برنیکوکاری انسان تاکید میورزند. فکرمیشود

 من بخاطر حکومت امریکا مردم بیگناه را کشته ام

" من بخاطر حکومت امریکا مردم بیگناه را کشته ام "

راه حل پی بردن به زشتی وزیبایی سرشت انسان کمتربتواند با مباحثات فلسفی حل وفصل شود. بهترین راه برای نتیجه گیری رجوع به تجارب بزرگ انسانی است.

منشورجهانی حقوق بشرومیثاق ژنف محصول یک فرهنگ خاص نیست، بلکه برتجارب تاریخی ووجدان بیدارانسانها اتکا دارد.

جنگها، قطع نظر ازاینکه چه عوامل وانگیزه هایی میتوانند داشته باشند، چیزی جزقتل نفس انسانها ونابودی آثارتمدن نمیباشند. بنابراین بروزدهشتهای باورنکردنی دراین اقدامات خشونتبارامرغیرقابل اجتناب اند.

جنگ ضد تروردرافغانستان وعراق ازهمان آغازبارسنگین مسوولیت اطلاع رسانی را برای ژورنالیستان مطرح گردانید. خانم لیزه دوسیت خبرنگاربی بی سی به حق ازبکاربرد خویشتندارانهء واژه ی " تروریست " درمورد جناحهای درگیردریک جنگ ، سخن به میان آورده است. مجمع عمومی جاری سازمان ملل متحد که دردستورکارش آوردن اصلاحات دراین سازمان جهانی را پیش روی خود قرارداده است؛ درنظردارد که ، تا یکسال دیگر، تعریف مناسبی از" تروریسم " ارائه نماید. انگیزه های اولیه ی جنگها هرچه باشند، بسیاراتفاق افتاده است که دهشت وویرانی جنگ وجدان سربازان را آزارمیدهد وآنان را به قطع جنگ ویا دست کم امتناع شخصی ازشرکت درجنگ برمی انگیزد.

دوشنبه شب ، 27 ماه جون WDR، یا کانال سوم تلویزیون آلمان ، طی برنامه ی " دی ستوری" یا" سرگذشت"، زیرعنوان "فرارازخدمت زیرپرچم " راپورتاژ جالبی از دلایل فرارسربازان امریکایی ازجنگ عراق انتشارداده است . ازآنجاییکه دلایل فراراین سربازان بیشترمتوجه مسائل حقوق بشری میباشند، دراین هفته فرازهای آنرا به خدمت شما تقدیم می نماییم

فرارازخدمت زیرپرچم

درایالت تکساس، برای وداع با 3000 سرباز وافسرامریکایی که عازم جنگ عراق اند مراسم با شکوهی برگذارشده است، دراین مراسم که دوستان وخانواده های آنها شرکت ورزیده اند، ازکسانیکه برای جنگ به عراق میروند ، مانند قهرمانان ملی بزرگداشت می نمایند.

اما تا حال بیش از 6000 سربازامریکایی ازجنگ فرارنموده اند. دلایل این امرچیست ؟ آنان چطورترک وظیفه می نمایند؟ وجنگ چه ضربه های روانی ای درآنها پدید آورده است؟

کارل ویب ، ازشهرهوستون تکساس که 26 سال دارد، نمیخواهد به جنگ عراق برود. قطع نمودن قرارداد درارتش امریکا کاردشواریست. مقامات درصدد دستگیرنمودن آنان می باشند ودرصورت بازداشت شدن زندانی میگردند.

کارل ، درشهرتنسی درهوتل پنهان شده است . اومیگوید:

" من دراینجا بیسروصدا زندگی می کنم ، میخورم ، می نوشم و میخوابم ، ازانترنت دوری میکنم ، خط نمی نویسم ، یگان باربه رفقایم تلفون می کنم ، تنها باوکیلم تماس داشتم وآنهم بسیارکوتاه بود."

کارل میافزاید:

" بسیارخوش هستم که یکی دوسال درزندان باشم ، بجای اینکه دوسال به عراق بروم . بهترآنست که آدم درکانادا ومکسیکودرتبعید باشد."

کارل ویب ، مدت 8 سال درآلمان وکوریای جنوبی خدمت نظامی نموده است. اواصلاً دربخش حفظ الصحه کارمیکند ومستقیماً به عملیات جنگی ارتباطی ندارد. اماوی بهیچصورت نمیخواهد دراین جنگ شرکت ورزد.

کارل دلیل نرفتن به جنگ را اینطوربیان میدارد: " درست است که صدام حسین آدم بدی بود. اما ما درعراق برای کمک به مردم نرفته ایم. ما درعراق بخاطرامپریالیسم امریکا وبرای نفت آمده ایم."

جرمی هنزمان که 26 سال دارد ویک سربازپاراشوتیست یا چتربازاست، ازیکسال بدینسو با خانم وپسرکوچکش به تورنتوی کانادا پناه آورده است. اوکه می بایست جزسربازان نیروهای ویژه باشد، اکنون دریکی ازپسکوچه های تورنتو درخانهء محقری زندگی می کند.

حکومت کانادا بااینکه خود را ازجنگ عراق دورنگه میدارد، نمیخواهد با پناه دادن به عساکرفراری امریکایی، مناسباتش را با امریکا دچارمنازعه سازد.

جرمی، برای امتناع ازجنگ به یک اصل معمول درارتش امریکا استناد می کند وآن اینکه :

" کسیکه یک دستورغیرقانونی میگیرد، باید ازآن اطاعت نکند".

اومیگوید :

" جنگ امریکا درعراق برای من غیرقانونی است."

حکومت کانادا درمورد اینکه جنگ امریکا درعراق قانونی هست ویانه؟ تبصره ای نمیکند. اما وکیل جرمی درین رابطه دلایل متعدد دیگری می آورد. اومیگوید:

" یک قانون عام وجود دارد که مطابق به آن ، هرگاه یک سربازدلایل مقنع داشته باشد، میتواند ازشرکت درجنگ خودداری ورزد. نمیتوان سربازی را با اجباربه جنگ فرستاد. بویژه هرگاه دلایلی وجود داشته باشند که دریک جنگ قوانین جهانشمول حقوق بشرپامال میشوند."

جیمی ماسی، که درمنطقه وینس ویل ، ازتوابع کارولینای شمالی زندگی میکند، 12 سال درارتش خدمت نموده است ویکی ازتفنگداران دریایی امریکا بوده است- تفنگداردریایی بودن وظیفه ء بسیاردشواری درارتش امریکا میباشد- اوفرماندهی 30 سربازرابردوش داشته است.

جیمی ماسی درآغازلشکرکشی به عراق ، درخط مقدم جبهه جنگیده است.او درماه دسمبرسال 2003 بدلیل بیماری وانحطاط روانی یا دپرسیون ازارتش امریکا با احترام سبکدوش گردیده است. لاکن جیمی خود را یک آدم کش می شناسد. اودیگر نمیخواهد با این گناه زندگی کند. بنابراین ، درحالیکه لباس سربازی را برتن میکند، وبا لوحه ایکه برآن نوشته شده است :

" من بخاطر حکومت امریکا مردم بیگناه را کشته ام " ، به بازارمحل میرود. کمترکسی به حرفهای اوگوش فرامیدهد ومردم خاموشانه ازکنارش رد می شوند.

ماسی میگوید:

" درجنگ بغداد دانستم که فقط مرکزفرماندهی اهداف نظامی را می شناسد؛ بدون آنکه خود آدم بفهمد که چه میکند وچرا اینکارراانجام میدهد؟"

جیمی ماسی میافزاید:

" درعراق مردم لباس نظامی ندارند تا دانسته شود که چه کاره اند. من درسریک کودک 6 ساله با گلوله شلیک نموده ام . یک کودک 6 ساله چگونه میتواند تروریست باشد؟ درگزارشهای رسمی گفته میشود که این کودک دریک زمان غلط ودریک محل غلط قرارداشته است."

ماسی ادامه میدهد:

"من سه ماه درعراق بوده ام. دریک مورد ما درظرف 48 ساعت 30 تن ازافراد غیرنظامی را کشته ایم . هیچ یک ازشلیکهای مان دلیلی نداشته اند. من به قوماندانم گفتم : این درست نیست ، ما کنوانسیون ژنف را پامال می کنیم "

جیمی ماسی براین نظراست که :

" پس از 11 سپتمبر یک تب میهن پرستی میان امریکائیان پیداشده است. آنان میگویند : دیدید درکشورمان داخل شدند وچه کارها کردند.حال ما به آنان نشان میدهیم که کارها کرده میتوانیم "

آنانیکه مردم را به سربازی جلب می کنند

کریس رانچ یکی از7000 کسانیست که مردم را به خدمت سربازی جلب می نمایند. هرجلاب سربازان باید ماهانه ده نفررا به خدمت جلب نمیایند. درشرایط کنونی جلب افراد به خدمت نظامی کارآسانی نیست ، چه ، تاکنون 1500 سربازامریکایی درعراق کشته شده اند. ومردم با دقت ووسواس برای شرکت درنیروی نظامی تصمیم میگیرند.

رانچ میگوید:

" به هرجا میروم وازمردم می پرسم که آیا کسیرا می شناسند که بیکارباشد ودنبال کاربگردد؟"

رانچ درمورد حرفه اش توضیح میدهد که:

نخستین وظیفه ء جلاب آنست که مهربانانه رفتارنماید. درمورد فرد موردنظرمعلومات کسب کند. قد، وزن ونظافت لباس اورا درنظرگیرد.

برای رفع نگرانی افرادی که ازشرکت درجنگ عراق هراس دارند، ازآنان پرسیده میشود که : هرگاه درعراق جنگ نمی بود؛ توسربازی میکردی یانه؟ وبرای ازمیان بردن تشویش آنها میگوید: مهم آنست که تودرکدام قطعه وچه وظیفه ایرا انجام میدهی.

جلابان دربین خود ، کسانیرا که تازه جلب می شوند؛ " گوشت تازه " و " بدن گرم " میخوانند.

آگهی