طالبان، يک حرکت افغاني يا ايديولوژيک؟ | افغانستان | DW | 13.10.2009
  1. Inhalt
  2. Navigation
  3. Weitere Inhalte
  4. Metanavigation
  5. Suche
  6. Choose from 30 Languages

افغانستان

طالبان، يک حرکت افغاني يا ايديولوژيک؟

مقامهاي امريکايي گفته اند که طالبان به اندازهي القاعده براي غرب خطرناک نيستند. در سال 2001 نيروهاي بينالمللي به هدف شکست طالبان و القاعده به افغانستان حمله کردند و در آن زمان تفکيکي ميان طالبان و القاعده وجود نداشت.

مشابهتهای رفتاری وعملی شورشیان طالب والقاعده ، تفکیک مواضع آنها را با پیچیدگیهای زیادی رو به رو ساخته است

مشابهتهای رفتاری وعملی شورشیان طالب والقاعده ، تفکیک مواضع آنها را با پیچیدگیهای زیادی رو به رو ساخته است

از سوي ديگر، طالبان و القاعده تاهنوز هيچگونه تفکيک ميان فعاليتها و اهداف شان را به صورت رسمي بيان نداشته اند.

با اين وجود، هم در داخل افغانستان و هم در خارج از آن، دو نوع رويکرد به طالبان و القاعده وجود دارد. با آن که هنوز طالبان تعريف مشخصي نشده اند، اما برخي در افغانستان و گاهي برخي مقامهاي غربي طالبان را از القاعده جدا ميانگارند.

نصرالله ستانکزي، استاد حقوق در دانشگاه کابل، ميان طالبان و القاعده تفکيک قايل است. به گفتهي او، القاعده يک سازمان بنيادگراي منظم است که هم از طريق سياسي و اقتصادي، و هم از طريق نظامي در تلاش رسيدن به هدف خود، که همانا ايجاد نظام افراطي باشد، ميباشد.

ستانکزي در مورد طالبان ميگويد: "درحالي که طالبان، اگر يک قسمتاش را جدا کنيم که با القاعده رابطه دارند، قسمت اعظم اينها مسلمانان، يا کساني هستند که ميتوانيم بگوييم مسلمانان عنعنوي هستند. به اين معنا که مخلوطي هستند از اسلام و تعاملات محيطياي که دارند. مجموع اين، طالبان را تشکيل داده است".

آقاي ستانکزي اتحاد طالبان و القاعده را به دليل داشتن دشمن مشترک ميداند. اما برخي تحليلگران ديگر تفاوت بنيادي ميان طالبان و القاعده قايل نيستند. قسيم اخگر، کارشناس مسايل افغانستان طالبان را بخشي از شبکهي القاعده ميداند.

آقاي اخگر ميگويد: "تصور اين دو تفکيک که زادهي غرض معين است، بيشتر از ناحيهي بعضي از حلقات افغاني القا شده است. در حاليکه واقعيت مساله اين است که طالبان بخش جداييناپذير از سازمان القاعده و يک شبکهاي از شبکههاي گوناگون القاعده هستند. پيوند بسيار نزديک داشتند".

ستانکزی استاد دانشگاه کابل بخش اعظم طالبان را مسلمانان عنعنوی ای می داند که درتعامل با حوادث پیرامونی شان شکل گرفته اند

ستانکزی استاد دانشگاه کابل بخش اعظم طالبان را مسلمانان عنعنوی ای می داند که درتعامل با حوادث پیرامونی شان شکل گرفته اند

طالبان در سال 2001، با وجود اخطارهاي مکرر امريکا مبني بر بيرون کردن القاعده از کشور، حاضر نشدند رهبر سازمان القاعده را از افغانستان بيرون کنند که منجر به حملهي امريکا در افغانستان شد و حاکميت طالبان را ساقط نمود. مسالهي جدا سازي طالبان از القاعده، زماني به يک بحث تبديل شد که رييس جمهور حامد کرزي طالبان را به "ميانهرو" و "تندرو" تقسيم نمود.

در همين حال، برخي به اين باور اند که طالبان يک جنبش اعتراضي مذهبي در درون افغانستان اند. اما برخي ديگر به اين باور اند که ايديولوژي افراطي، پيوند مشترک طالبان و القاعده است. قسيم اخگر به اين باور است که تعدادي در افغانستان هستند که براساس اعتقاد شان ميجنگند، اما هستهي اصلي طالبان نه يک جنبش قومي است و نه ايديولوژيک.

آقاي اخگر ميگويد: "در اين شکي نيست که تودههاي طالبان، ردههاي پايين طالبان براساس اعتقاد خود شان ميرزمند، اما هستهي اصلي طالبان در واقع نه يک هستهي ايديولوژيک، نه هستهي قومي است، بلکه هستهي وابسته به سازمان مخرب "آياسآي" پاکستان است".

اما نصرالله ستانکزي طالبان را يک حرکت مذهبي-عنعنوي معترض بر وضعيت موجود در افغانستان ميداند که بعد بينالمللي ندارند. در همين حال، ستانکزي نيز به اين باور است که پاکستان، به خصوص سازمان استخباراتي آن (آياسآي) از آن اشتفاده ميکنند.

قسیم اخگر تحلیل گرسیاسی افغانستان طالبان را نه یک حرکت قومی می داند ونه یک گروه ایدئولوژیک ،بلکه آنها را ساخته وپرداخته دستگاه استخبارات پاکستان برای اعمال نفوذ درافغانستان می شناسد

قسیم اخگر تحلیل گرسیاسی افغانستان طالبان را نه یک حرکت قومی می داند ونه یک گروه ایدئولوژیک ،بلکه آنها را ساخته وپرداخته دستگاه استخبارات پاکستان برای اعمال نفوذ درافغانستان می شناسد

در حالي که هشت سال است امريکا با طالبان در افغانستان مبارزه ميکند، به باور تحليلگران ابراز اين مطلب که طالبان به اندازهي القاعده نميتوانند خطرناک باشند، تلاشي است براي گفتگو با طالبان.

ستانکزي ميگويد: "امريکا چرا اين را (مطرح) ميکند، بايد بگويم که اين نشاندهندهي اين است که بايد مذاکرات زير پرده با طالبان جريان داشته باشد و امريکاييها از اين طريق، ميخواهند پيشزمينهها را مساعد بسازد که القاعدهاي که مراکز تجارت جهاني را زده، طالب آن نيست. و فردايي که طالب ميآيد در قدرت، با دولت افغانستان شريک ميشود، دولت افغانستان، تفکرات خود را يا شرايط خود را بر دولت افغانستان تحميل ميکند، اين منافع امريکا را تهديد نميکند".

اما آيا تفکيک طالبان از القاعده به غرض به نتيجه رسيدن مذاکره با طالبان ميتواند کارآ باشد؟

قسيم اخگر به اين باور است که سازمان استخبارات پاکستان از طالبان به عنوان وسيلهاي، از سالها به اين سو براي الحاق افغانستان به پاکستان استفاده کرده اند. بنابراين، به نظر آقاي اخگر، چنين تفکيکي بيشتر از اين که به نتيجه برسد، نوعي امتيازدهي به سازمان استخباراتي پاکستان که وي از آن به عنوان دولت اصلي پاکستان ياد ميکند، باشد.

اين درحالي است که مدتها به اين سو که گفته ميشود مذاکره با طالبان جريان دارد، هنوز نه تنها به نتيجهاي نرسيده، بلکه فعاليت طالبان بيشتر گسترش يافته، و مقامهاي غربي و افغاني به اعزام سربازان بيشتر تاکيد ميکنند.

عارف فرهمند

ويراستار: رسول رحيم

مطالب مرتبط