صفيه عمه جان رئيسه ي امورزنان ولايت قندهار ونماد تعهد وظيفه شناسي يک زن افغان را کشتند | مجله حقوق بشر | DW | 27.09.2006
  1. Inhalt
  2. Navigation
  3. Weitere Inhalte
  4. Metanavigation
  5. Suche
  6. Choose from 30 Languages

مجله حقوق بشر

صفيه عمه جان رئيسه ي امورزنان ولايت قندهار ونماد تعهد وظيفه شناسي يک زن افغان را کشتند

سحرگاه روز دوشنبه دو قاتل موترسايکل سوارخانم صفيه عمه جان رئيسه ي امورزنان ولايت قندهار را هنگامي که راهي دفترش بود با رگبارمسلسلها به قتل رساندند. اجتماع زنان ومعارف قندهاربا اين قتل يکي ازشايسته ترين پيش کسوتانش را ازدست داد.

صفیه عمه جان تا پای جان کوشید تا زنان افغان را ازخاکساری وگداگری نجات دهد

صفیه عمه جان تا پای جان کوشید تا زنان افغان را ازخاکساری وگداگری نجات دهد

" ازخانه عمه جان تلفون آمد که هله وي راکشته اند. مادامي که موتررا به آنجا برديم ، ديديم که عمه جان به خون آغشته است . وي را درموترقرارداديم . چند نفرازقريه هم بامن بودند. رياست زنان ديگريتيم شد."

اين صداي يکي ازمديران رياست زنان ولايت قندهاراست ، که جايگاه مرحومه صفيه عمه جان را دربين اهل معارف آن ولايت بازتاب مي دهد.

گفته اند که :

درمسلخ عشق جزنکو را نکشند لاغرصفتان زشت خو را نکشند

صفيه عمه جان کي بود؟

صفيه عمه جان درسال 1320 هجري خورشيدي درناحيه اول "چراغ روشنا ن " درمنزل حاجي محمد ملک بلوچ ديده برجهان گشود. شايد محله چراغ روشنان قندهاربانام صفيه عمه جان که شمع زندگي اش تاپاي جان درراه اعتلاي معارف ومعرفت انساندوستانه سوخت اسطوره ي دانشي زنان ومردان ديگري گردد.

صفيه عمه جان تعليماتش را درليسه ي زرغونه اناي قندهاربه پايان رساند وبراي ادامه تحصيلات عالي به کابل آمد وازدارالمعلمين عالي آنجا ليسانس دررشته تعليم وتربيت را به دست آورد.

عمه جان ازسال 1340 هجري خورشيدي بدين سو به حيث معلم ومديرمکتب متوسطه زرغونه انا و آمره مکتب شاه حسين هوتکي به کارآغازنمود. به هنگام رژيم شاهي اوبه پاس خدمات طولاني اش درراه تربيت فرزندان افغانستان به کسب مدال مطلاي معارف نايل آمد. پس ازسرنگوني رژيم زن ستيز وسرکوبگرطالبان وي مجدداً ازجانب دولت افغانستان به پاس خدمات فراموش ناشدني اش به معارف افغانستان با مدال مطلاي ديگري مورد قدرداني قرارگرفت . عمه جان مدت 45 سال به معارف افغانستان خدمت نمود. درطول جنگهاي طولاني هرگز کشورش را ترک نگفت وبا شوهرش دگروال متقاعد محمد طاهر وپسرش نقيب الله درهمانجا ماند وشريک غمهاي بيکران مردمش گرديد.باتشکيل وزارت امورزنان افغانستان درسال 2002 ميلادي وي متصدي رياست امورزنان ولايت قندهارشد. مرحومه خانم صفيه عمه جان درعين زمان حافظ قرآن وقاري خوش الحان قرآن کريم بوده است.

عمه جان اسوه خدمت گذاري به معارف افغانستان وچهره ي بي همتاي يک زن مبارزبود که درسفروحضربراي بهبودي وضع زنان افغانستان وروي پا ايستاندن وخود کفاشدن شان کارمي کرد. باري وي درآخرين مصاحبه اش به دنبال سفرجاپانش رويداد مذاکراتش با مقامات جاپاني را درمورد کمک به زنان دستفروش کلچه پز شهرقندهار چنين حکايت کرد:

" درجاپان براي شان گفتم که درقندهارکساني استند که کلچه مي پزند. موضوع طوري است که يک خانواده خود شان کارمي کنند. يعني يک زن با شوهر وفرزندانش يکجا کارمي کنند- ازروغن وآرد کلچه مي پزند ودربازاربه فروش مي رسانند.وآنها ازمن خواستند که توکوشش کن که آنها يک اتحاديه بسازند..."

دلسوزي مرحومه صفيه عمه جان به معارف افغانستان سرمشق بي همتايي است . حيات الله رفيقي رئيس معارف قندهار يکي ازنمونه هاي آن را چنين بيان مي کند:

" يک وقت وي آمره مکتب شاه حسين هوتکي بود. آن روز من دررياست بودم ، باران شديدي مي باريد. مکتب شاه حسين هوتکي که حال به نام مکتب افغان - ترک ياد مي شود ، يک ساختمان بسيارکهنه بود. من فکرمي کردم که اين تعميرشايد زيرآب شود. وقتي که به آنجا رفتم وپرسيدم آمره صاحب کجاست؟ ، به من گفتند که بيرون رفته است.وقتي پرسيدم کجاست ؟ ، گفتند آنجاست. وقتي متوجه شدم ، ديدم چوبي دردستش مي باشد وازدرخت ناژويي با لا مي رود. اين براي آن بود که بام مکتب زينه نداشت ووي مي خواست با چوبي که دردست داشت ؛ ناوه هاي بام مکتب را صاف کند."

يکي ازمديران معارف ولايت قندهاردرمورد رفتاراخلاقي وپرتواضع خانم صفيه عمه جان چنين مي گويد:

" شرافت وانساندوستي وي بي همتا بود. با تمام پرسونل مانند مادروخواهررفتارمي کرد. بازن ومرد، با مدير، چوکيدارو ملازم يکسان سلوک داشت. اوبرچوکي رياست نمي نشست ، وقتي برايش مي گفتم چرا برچوکي اش نمي نشيند؟ اومي گفت برايش مهم نيست که درکجامي نشيند."

جامعه زنان ومعارف افغانستان با چنين خصلتهاي بزرگمنشانه ومتعهدانه يي که درخانم صفيه عمه جان وجود داشت ، يکي ازبهترين سرمشقهايش را براي هميشه ازدست داده است واين ضايعه اي است جبران ناپذير.

کسي تاکنون مسئووليت قتل خانم صفيه عمه جان را بردوش نگرفته است.

ظاهراً قتل خانم صفيه عمه جان رئيسه ي امورزنان ولايت قندهاردرهاله اي ازابهام قراردارد. زيرا هيچ گروهي مسئووليت اين قتل ننگين را تا کنون بردوش نگرفته است . شاهدان عيني يي که درمحل حادثه قرارداشته اند ، دومرد دستارپوش وموترسايکل سواررا در150 متري خانه عمه جان ديده اند که انتظاروي را مي کشيده اند. آنها با رگبارکلاشينکوف عمه جان را مورد شليک قرارداده اند. گفته مي شود که موترازدوسو با گلوله هاي مسلسلها سوراخ سوراخ شده وشيشه هايش شکسته اند. چهارمرمي کلاشينکوف برسرعمه جان اصابت نموده است.

احمد جاويد خواهرزاده عمه جان مي گويد:

" ساعت هفت صبح هنگامي که به سوي دفترش مي رفت مورد حمله قرارگرفت وچهارمرمي به سرش اصابت نمود."

صفيه عمه جان که پس ازسرنگوني رژيم طالبان رياست امورزنان ولايت قندهار را دردست داشت ، خود وخانواده اش با کسي دشمني شخصي نداشتند. او با اعتباروشخصيتي ستوده يي که دربين مردم داشت ، آزادانه درهرنقطه شهررفت وآمد مي کرد.

بسياري قتل وي را به دشمنان افغانستان نسبت مي دهند. طرزاجراي اين قتل بيشتربه عملکرد دهشت آفرين طالبان شباهت دارد.

تداوم يک ستراتژي سبوتاژي يا تخريبکارانه همه ارزشهاي والاي يک جامعه را پامال مي کند

جنگي که ازسي سال بدين سو درافغانستان جريان دارد. با استراتژيهاي ويرانگراي همراه بوده است. سپاه اشغالگرشوروي براي ريشه کن ساختن مقاومت؛ قريه ها وخرمنها را مورد حمله زمين سوزان قرارمي دادند، تارابطه مقاومت گران را با مردم بگسلانند . درنتيجه روستاهاي افغانستان خالي ازسکنه مي شد ومردم مجبوربه مهاجرت داخلي ويا خارجي مي گرديدند. بنابراين مقاومتگران براي يک مدت طولاني مجبوربودند فقط درپناهگاه هاي شان ، به دورازهرگونه روابط اجتماعي وکارمولد؛ تنها با سلاحها وفکرکشتن وکشته شدن به سربرند. اين انزوا به تدريج خصلتهاي رواني ثانوي را که شامل کمرنگ شدن ارزشهاي اجتماعي وسنتي بود درآنها پرورش مي داد . استراتژي ضد شوروي نيز فقط برجنبه هاي سبوتاژي يا تخريبکارانه که شامل سوختاندن مکاتب ومدارس وادارات دولتي ، وقطع سيستم مواصلاتي براي ازبين بردن مشروعيت حکومت دست نشانده تدوين شده بود؛ تاکيد مي ورزيد. نخستين دولت اسلامي افغانستان پس ازسقوط رژيم تحت الحمايه شوروي داکترنجيب الله، درزيربارسنگين اين ناهنجاريهاي رواني واخلاقي؛ توسط طالبان سرنگون گرديد. طالبان نه تنها بديل دولتي بهتري نداشتند، بلکه با حاکم گردانيدن يک استبداد تمامتگرا درداخل وحرکات ماجراجويانه درروابط بين المللي ؛ زنگ خطررا براي جهان به صدا درآوردند. درپنجمين سال پس ازسقوط طالبان توسط ائتلاف بين المللي ضد دهشت افگني تحت فرماندهي ايالات متحده امريکا ، اينک آنان خود را دوباره سازماندهي نموده وحملات دهشت افگنانه ي شان را درشکل تشکيل جوقه هاي مرگ که قربانيان آن اکثراً افراد بي گناه وخدمتگارافغانستان اند، وعمليات انتحاريي که کثرت وقوع آنها شکل بي سابقه گرفته اند؛ توسعه داده اند. سوختاندن مکاتب وادارات دولتي ، حمله برمعلمان وتيمهاي امداد رساني، راهگيري واخازي ، وبالاخره اشتغال به زرع وتجارت مواد مخدر، جزء ادامه ي همان استراتژي سبوتاژي درشکل بسيارخبيث آن چيزي ديگري نيست که اکنون طالبان سلسله جنبان آن مي باشند. ناگفته پيدا است که ادامه ي اين تراژيدي قباحت قتل وکشتار وقدسيت ارزشهاي والاي سنتي جامعه افغاني را که در راس آن احترام وترحم به زنان است ازبين مي برد.

پوهاند دوکتوراحسان روستا مل يکي ازاستادان سرشناس حقوق ووزيراسبق عدليه افغانستان ، قتل صفيه عمه جان رئيسه امورزنان ولايت قندهار- يک زن 65 ساله اهل معارف ، حافظ وقاري قران کريم را دربافت غيرت وعنعنات افغاني چنين ارزيابي مي کند:

" ازنظراسلام ، دانش ، واخلاق هيچ عمل جنايتکارانه سخيف تروشديد ترازقتل يک انسان وآنهم يک زن – يک زن پير، بيچاره وبيوسيله قابل توجيه بوده نمي تواند. کشتن يک زن درعرف افغانها نيز مجازنيست. دربين افغانها يک عرف است که درکمال حفظ شرافت وحرمت زن ملاحظات لازمه را درشديد ترين شرايط حفظ مي کند."

آگهی