ششمين سالروزکنفرانس تاريخي پترزبرگ درمورد افغانستان | مصاحبه ها | DW | 05.12.2007
  1. Inhalt
  2. Navigation
  3. Weitere Inhalte
  4. Metanavigation
  5. Suche
  6. Choose from 30 Languages

مصاحبه ها

ششمين سالروزکنفرانس تاريخي پترزبرگ درمورد افغانستان

شش سال ازاجلاس تاريخي يا توافقات بن درپترزبرگ شهربن آلمان مي گذرد، اما با تمام توجهات جامعه جهاني وکمکهاي ميليارد دالري آن ها ، هنوزافغانستان در تمام عرصه هاي سياسي، اجتماعي و اقتصادي با مشکلات بزرگ مواجه است:

نشست تاریخی بن درسال 2001

نشست تاریخی بن درسال 2001

وضع امنيتي با ازدياد عمليات انتحاري به وسيله طالبان و القاعده هر روز بد تر مي گردد؛ امکانات کار و اشتغال براي مردم مهيا نشده است؛ بازگشت مهاجرين بسيار به کندي و آنهم با اخراج اجباري از کشور هاي همسايه صورت مي گيرد؛ فساد اداري در نهاد هاي دولتي بيداد مي کند و هيچ بديلي براي کشت خشخاش براي دهاقين به وجود نيامده است و بي اعتمادي مردم از حکومت روز به روز افزايش مي يابد.

از آن همه اميد و خوش بيني شش سال پيش که توافقات بن با سرنگوني طالبان براي مردم به ارمغان آورده بود، ديگر خبري نيست.

شش سال پيش ، به دعوت سازمان ملل متحد به تاريخ 27 ام ماه نومبرسال 2001 مسيحي ، چهارگروه سياسي افغان جهت گشودن راهي براي آينده کشور چندين قومي افغانستان به پترزبرگ – بن – دعوت شده بودند.

يوشکا فيشروزيرخارجه وقت جمهوري فدرالي آلمان درآغاز اجلاس؛ ازشرکت کنندگان جلسه تقاضاي يک مصالحه تاريخي نمود . پس ازهشت روز نشست؛ به تاريخ 5 ام ماه دسمبر " توافقات بن " امضا گرديد.

کنفرانس ملل متحد براي افغانستان درپترز برگ يک حادثه سياسي بين المللي دست اول بود. بيش از هزارخبرنگار درزيرشرايط امنيتي اکيد ازکونيگز وينتر، شهري که درپاي کوه پترزبرگ قراردارددرطول هشت روز ؛ جريان اين اجلاس طولاني افغانها را به جهان گزارش مي کردند. درآغازاجلاس لخضربراهيمي ، نماينده خاص ملل متحد براي افغانستان؛ پيام کوفي عنان دبيرکل سازمان ملل متحد را براي حضار بازگو کرد. عنان اين اجلاس را يک فرصت تاريخي براي آغاز يک روند که درفرجام صلح وآشتي ملي را بارآورد ؛ خوانده بود.

درسخنرانيهاي آغازين ، سخنگويان همه گروههاي شرکت کننده ، آمادگي شان را براي رسيدن به يک همرائي – وفاق – سياسي ابرازداشتند. با توجه به تناسب قدرت درافغانستان اين يک امربديهي نبود. پس ازبمباردمان فيصله کن امريکاييان درآغازاکتوبر ؛ شبه نظاميان طالب ازشهرهاي بزرگ عقب نشيني کرده بودند، ونيروهاي " جبهه متحد براي نجات افغانستان " که اتحاد شمال خوانده مي شود؛ پيش ازاين قدرت را درشمال دردست گرفته بودند وپس ازآن کابل را نيز متصرف شدند. پس ازآنکه يونس قانوني سخنگوي اتحاد شمال گفت که اتحاد شمال درچارچوب يک توافق سياسي مي خواهد قدرت را با گروههاي شرکت کننده ديگرتقسيم کند ، تا منجربه صلح درسرزمين کوهپايه هاي هندوکش گردد، سهولت زيادي به وجود آمد .

قانوني گفت :

" ما ازافغانستان وارد بن شديم . به نمايندگي ازملت ومردمي که 23 سال مقاومت وجهاد را پشت سرگذاشته اند. ما دريک دوره جديد قرارگرفتيم . ملت افغانستان به عنوان وجيبه ديني ومکلفيت ملي خود دربرابرتجاوزات مسلسل مقاومت کرده اند. ازاستقلال خود ، ازحاکميت ملي خود ، ازنواميس ملي وارزشهاي ديني خود به دفاع برخاستند. امروزاين ملت خود را مفتخرمي داند که پس از 23 سال مقاومت زمينه آن مساعد مي شود که درخانه مشترک ما افغانستان زمينه صلح وثبات ، اعاده استقلال ووحدت ملي تامين شود."

برعکس قانوني ، امين فرهنگ سخنگوي هيئت نمايندگي ظاهرشاه پادشاه پيشين افغانستان درمورد نتايج کنفرانس هنوزنامطمئن بود.

امين فرهنگ گفت :

" اگرتمام مشمولين اين کنفرانس با يک نظرنيک ونظرخوش بينانه ، با عقيده واعتقاد راسخ به اينکه ما چطورافغانستان را بعدا ازسالها ، ازحالت فعلي بيرون کرده وبه يک راه مسالمت آميز وصلح جويانه داخل بسازيم ؛ اگرهمه با اين ذهنيت ومفکوره دراين کنفرانس بيايند وسهم بگيرند، انشا الله يک راه حل پيدا مي شود."

هيئت نمايندگي اتحادشمال به زودي ازجانب اعضاي خود در درون افغانستان زيرفشارقرارگرفت . زيرا دردرون افغانستان نيروهاي عمده اتحاد شمال ازجمله برهان الدين رباني ، حاضربه يک سازش بي چون وچرا نبودند. جامعه بين المللي بدون چون وچرا ، براي افغانستان نوين خواهان ايجاد يک ساختارسياسي جديد بود که امکان همزيستي صلح آميز مردم را درسرزمين کوهپايه هاي هندوکش فراهم سازد.

درنخستين دورمذاکرات؛ اتحاد شمال درمباحثات پيرامون برگشت احتمالي سلطنت با قبول اينکه شاه سابق صرفاً يک نقش نمادين داشته باشد، موفق بدرشد. اتحاد شمال برگشت مجدد سلطنت را به مثابه نهادينه شدن تدريجي حاکميت پشتونها مي دانست . بهايي که براي انصراف ازبرگشت سلطنت پرداخته شد ؛ استعفاي رئيس جمهوررباني که يک تاجک است ازمقامش بود.

ازآنجايي که معلوم بود پشتونها که اکثريت جمعيت را درافغانستان تشکيل مي دهند، يک غيرپشتون را به حيث رئيس اداره موقتي قبول نخواهند کرد، نمايندگان همه جناحها روي يک نامزد مصالحتي ، يعني حامد کرزي 46 ساله، که پشتوني ازقندهار يعني مقرفرماندهي سابق طالبان بود، ودرهند علوم سياسي تحصيل کرده بود، و به کدام حزب سياسي منسوب نبود و همچنان به کدام قدرت داخلي وابسته نبود؛ توافق کردند. زماني که پاکستان ، ايران ، وروسيه به مثابه ناظران درجلسه حضورداشتند؛ با کرزي به حيث يک نامزد مصالحتي موافقت نمودند؛ يک مانع ديگرازبين برداشته شد. بدين ترتيب حامد کرزي که به زبانهاي اردو ، دري ، پشتو وانگليسي قادربه تکلم است درمقام کسي که مي تواند مورد وفاق همه شرکت کنندگان باشد، درراس اداره عبوري قرارگرفت .

بدين ترتيب رئيس دولت پشتون تبار؛ تاييد نمايندگهان اقوام ازبک ، تاجک وهزاره افغان را به دست آورد. همچنان قراربرآن شد که درحکومت عبوري به طورمتناسب نمايندگان همه گروههاي قومي مهم افغانستان سهيم گردند.

ديباچه سند کليدي اين همايش که به نام " توافقات بن " ياد مي شود ، حق همه مردم افغانستان را جهت " تعيين آزادانه آينده سياسي شان درانطباق با اصول اساسي اسلام ، دموکراسي ، کثرت گرايي سياسي وعدالت اجتماعي " به رسميت مي شناسد. دراين توافقات تاسيس يک اداره موقت ، تصويب يک قانون اساسي و انتخابات رياست جمهوري وشوراي ملي درموقع مناسب تذکاريافته بود.

اما بااينهمه کاربه اينجا تمام نمي شد. زيرا تعيين کرزي به مثابه رئيس حکومت موقت ، 7000 کيلو متردورترازافغانستان توسط برخي گروههايي که توسط ملل متحد انتخاب شده بودند؛ صورت گرفت . کرزي به يک مشروعيت بيشترنيازداشت، مشروعيتي که سنتهاي افغانستان ايجاب مي کند. مطابق به توافقات بن مي بايست يک لويه جرگه ، انتخاب کرزي را تائيد بکند.

درماه جون سال 2002 مسيحي حدود 1500 نماينده که دوسوم آن انتخابي ويک سوم آن توسط ملل متحد وسايرسازمانهاي غيروابسته انتخاب شدند، لويه جرگه فوق العاده اي را درکابل برگذارنمودند. دراين لويه جرگه قسماً آنها مسائل جنجال برانگيز، مغشوش و ضد ونقيض را مورد بحث قراردادند. ظاهرشاه ، پادشاه سابق افغانستان هنگام گشايش اين جرگه گفت :

" مردم به شما اعتماد نموده اند وشما ايشان را فراموش نکنيد . حالا ديگر وظيفه ومسئووليت شماست که در راه تحقق آرمانهاي مردم افغانستان بکوشيد."

نمايندگان مکلفيت هاي تاريخي شان را انجام دادند و با اکثريت قاطع به کرزي به مثابه رئيس دولت عبوري افغانستان راي موافق دادند. مطابق به اين توافقات گام بعدي عبارت ازدعوت لويه جرگه قانون اساسي به هنگام تحويل سال 2003 به سال 2004 بود. انطباق دادن ارزشهاي سنتي جامعه افغانستان با ارزش هاي دموکراسي کار دشواري بود. بنابراين موجب مباحثات ضد ونقيض درمورد ساختارهاي کشور که فدرالي يا متمرکز باشد گرديد. رئيس جمهورکرزي از يک قانون اساسي مبتني بر نظام رياست جمهوري متمرکز حمايت نمود. وي با حمايت ايالات متحده امريکا توانست دراين راه موفق گردد. کرزي درلويه جرگه گفت :

" افغانستان درشرايط موجود به يک نظام حکومتي ضرورت دارد که متکي بريک منبع مرکزي قدرت باشد."

کرزي به مثابه شخص مورد اعتماد امريکا ، درماه اکتوبر سال 2004 مسيحي مطابق به قانون اساسي اي که درماه جنوري سال 2004 مسيحي تصويب شده بود، درانتخابات شرکت نمود. 17 نامزد ديگر درمبارزه انتخاباتي با کرزي شرکت نموده بودند، درنتيجه کرزي با به دست آوردن 55% آرا به حيث رئيس دولت جمهوري اسلامي افغانستان انتخاب گرديد. با انتخابات شوراي ملي وشوراهاي ولايتي درماه سپتمبر سال 2005 مسيحي آخرين گامهاي قانوني براي پياده ساختن توافقات بن برداشته شد.

تجارب سالهاي اخيرحاکي ازآن است که به فرجام رساندن اين روند صلح دموکراتيک امري بس دشواري بوده است. بعد از شش سال طالبان و القاعده هنوز خطر جدي براي صلح و امنيت کشور هستند و علاوه بر اين ها افغانستان فاقد يک استراتژي براي بازسازي کشوراست که از تدابيرموردي وموقتي فراتر نمي رود.

آگهی