سیحون: من معتقدم که مذاکره با طالبان به معنای مذاکره با نازیهاست. | مصاحبه ها | DW | 02.10.2007
  1. Inhalt
  2. Navigation
  3. Weitere Inhalte
  4. Metanavigation
  5. Suche
  6. Choose from 30 Languages

مصاحبه ها

سیحون: من معتقدم که مذاکره با طالبان به معنای مذاکره با نازیهاست.

"افغانستان به تعبیرآقای غبارکشوریست که ازشط خون می گذرد اما بعداً بازهم همان پیراهن کثیف را برتن می کند. افغانستان بازهم یک بازگشت کرده است، یک بازگشت بسیارعجیب ."

دردرون دستگاه دولت افغانستان هم ازآغازپروژه طالبانیزم تا درون ارگ افغانستان نفوذ داشت.

"دردرون دستگاه دولت افغانستان هم ازآغازپروژه طالبانیزم تا درون ارگ افغانستان نفوذ داشت."

گفتگوبا آقای سیف الدین سیحون تحلیگر مسایل افغانستان :

دویچه ویله : آقای سیحون ؛ درحاشیه مجمع ملل متحد درنیویارک 17 کشوربه شمول افغانستان ، اوضاع افغانستان را به بررسی گرفتند. باردیگرگفته شد کارهای صورت گرفته ولی کافی نبوده است.

با توجه به اوضاع جاری افغانستان ؛ فکرمی کنید که این آخرین تلاشهای آقای کرزی برای پوشانیدن اوضاع نابسامان افغانستان است یا این که تحلیلگران و روشنفکران خیلی به قضایا بدبینانه نگاه می کنند واز خیلی چیزها چشم پوشی می کنند؟

سیف الدین سیحون : من معتقدم هستم که نباید بسیارآرمانی بود ونه بسیارهم ایدآلی ، وهمچنین نباید بسیارسطحی بود قضاوت کوتاه نگرانه کرد.

واقعبینانه همین است که متاسفانه ساختاردولت ازآغازکارازپروسه بن سنگ بنای آن دقیق گذاشته نشده است و ازنظرکارگذاری وازنظرکارایی وتوانمندی برای برپایی یک اداره ای که بتواند هم موسسات داخلی را به تحرک وفعالیت وادارد وهم ازکمکهای جهانی بتواند به شکل مؤثریک اداره کارا وکارسازایجاد کند، ایجاد نشد. افغانستان به تعبیرآقای غبارکشوریست که ازشط خون می گذرد اما بعداً بازهم همان پیراهن کثیف را برتن می کند.

افغانستان هم بازهم یک بازگشت کرده است، یک بازگشت بسیارعجیب . بالاخره کسانی که دراداره ناکامی دقیق وناکامی سراسری محرزبودند وبرپیشانی آنها حک شده بود ، اینها دوباره برسرکارآمدند وازآغازدولت درحقیقت یک تیول بود نزدمقامات تقسیم شده . کسانی بودندهیچ گونه الزام برای برپایی یک نهاد کارسازدر درون دولت وآن را بحیث یک پروژه تلقی نمی کردند ویک چیزی مقطعی وگذرا برای دست یابی به آن مقام برایشان بود.

به همین ترتیب جامعه جهانی درست است که میلیاردها دالر را به افغانستان سرازیرکرد اما این پررژه هابه نیاز واستراتیژیهای ملی مصرف نشد. درحقیقت بنابرعلایق وسلیقه های خودشان دراین را ه مصرف کردند.

مثلاً شما تصورکنید یک میلیارد ودصد میلیون دالربرای ظرفیت سازی یا ارتقای ظرفیتهای کاری درافغانستان مصرف شده است. حال آن که هیچگونه ظرفیتی برای هیچ اداره ای نتوانستند بسازند. موسسات خارجی خواستند یک سیمینار، یک ورکشاپ یا گارگاه را به راه اندختند برای آن که همان پول مصرف شود برای کارهای استراتیژیک ودورنمایی برپایی سکتورهاکارهای بسیاردقیق صورت نگرفته است. بله؛ دربعضی ساحات کارهایی صورت گرفته است. مثلاً درزمینه ترانسپورت ، درزمینه تاسیس موسسات خصوصی مخابراتی وبرخی زمینه های دیگر.امامساله برسراین است که فقرزدایی باید یکی ازپروژه های می بود که بسیاربسرعت انجام می یافت همچنان درزمینه اشتغال وایجاد کاربرای مردم کارهای باید می شد که دراین زمینه ها مردم ناراض اند.

دویچه ویله : آقای سیحون ؛شما به نکته جالبی اشاره کردید. گفتید افغانستان همواره برگشت تاریخی می کند وتاریخش را تکرارمی کند. دلیل این برگشت تاریخی چیست واشتباه کاردرکجاست وآیا این اشتباه کاری وخلاء توسط خبرگان و روشنفکران افغانستان عیان شده است؟

سیحون : متاسفانه نه ؛ هنوزهم یک چیزی که درافغانستان غریب است وبه آن هیچگونه توجه نشده ، تحلیل ساختاری جامعه ما است که بالاخره دلایل وعواملی که این جامعه دوباره عقب می گردد و در رأس امور کسان یاسیاستمداران پوپلیست وعوامگرای وارد می شوند وجامعه بستری می شود برای حضوروفعالیت آنها ، این تحلیل نشده است.

متاسفانه درافغانستان هیچگاهی کس نخواسته است واقعیت های تاریخی وسیاسی افغانستان ، دلایل پیشرفتها ، ناکامی ها وکامیابی ها را عمق نگری کند ویک ارزیابی ساختاری ودقیق صورت بگیرد وپاسخ درست بیابند . نه این کارنشده است .

درافغانستان فعلاً یک چیزاست که هیچ اداره ندارد. همه چیزبدست خارجی هاست، امنیت ، بازسازی ، پیشرفت فعلاً ازدرون دولت رهاشده ودردست موسسات خارجی است واین برپایه نیازهای ملی وخواستهای ملی طبقه بندی وتثبیت نشده است.

دویچه ویله : آقای سیحون اگردوباره به سوال اولی برگردیم، این برگشت تاریخی را که شما عنوان کردید، درمقطع اخیر ازکجاشروع شده است؟

سیحون : این مقطع ازتوافقات بن شروع شد. به این معنا که درتوافقنامه بن همان نیروها وگروههای که به گونه ای در درون دستگاه افغانستان برای شکست یک نظام وبرای شکست حاکمیت خودشان نقش داشتند وهمچنان خودشان عوامل بحران وعوامل ناکامی درهمه زمینه ها بودند آنها درحقیقت براوضاع سیاسی افغانستان مسلط شدند وافغانستان را بین خودشان تقسیم کردند مانند تیول به گروههای مختلف .

دلایل که بالاخره پس می گردد به بحران اولی وبازگشت می کند، عقب ماندگی بسیاروگسست تاریخی وبالاخره درجازدگی وجاماندگی مردم ونهادهای مدنی وجامعه مدنی ، احزاب وگروههای سیاسی افغانستان است. یعنی درحقیقت برمی گردد به عقب ماندگی جامعه .

دویچه ویله : آقای سیحون ؛ اخیراً بحث مذاکره با طالبان خیلی داغ است. با طالبانی که حداقل جامعه جهانی آنها را تروریست ودهشت افگن می داند. اگرواقعبینانه به اوضاع افغانستان ومشکلات افغانستان با امکانات داخلی وبین المللی آن ببینیم ؛ آیا این یک راه حلی هم برای افغانستان می تواند باشد ؟

سیحون : اساساًمذاکره با طالبان ازکجا برخاست؛ مذاکره با طالبان پروژه ای پاکستان بود. اصلاً پاکستان خواست که طالبان یا دوره مداخله خود را درافغانستان یک نوع توجیه بکند. یعنی گویا بگوید که؛ طالبان یک واقعیت تاریخی ویک واقعیت سیاسی جامعه افغانستان است ؛ باحضور37 کشورجهان هم سرانجام اینهامشروعیت دارند و درگذشته هم اگرپاکستان به گونه ای با طالبان درهمکاری مستقیم بود واین ناشی می شود ازواقعیت تاریخی جامعه افغانستان که طالبان به عنوان یک قوت آنوقت وهم اکنون مطرح بوده اند.

به عقیده من درحال حاضرپاکستان یک نوع می خواهد درهمین مقطع تاریخ مسوولیت مداخله بسیارخشن وغیرانسانی که در دوران طالبان انجام داد، آن را ازروی شانه های خود دوربکند و این گونه وانمود بکند که طالبان یک حقیقت در درون جامعه وتاریخ افغانستان استند. من معتقدم که این پروژه ای بود که سرانجام ناتورا هم مانند شوروی سابق درحقیقت به شکست واداشت. به دلیل این که پروژه هایی درپاکستان فعال بودند که دایماً – البته زمینه های داخلی زیادی برای حضورطالبان ویا برای ادامه ای کارداشت اما پاکستان ازهمان لحظه ای که قوای ایتلاف وامریکا درافغانستان به مداخله نظامی پرداخت؛ پاکستانیها وحلقاتی درآن کشور برای تقویه وحمایت طالبان فعال بودند واین تقویه وحمایت تا امروز گستره ای وسیع ازجغرافیای ازافغانستان را دربرگرفته است وکاربه جایی کشیده است که نهادهای بین المللی هم درحقیقت معتقد شدند. اساساً این پروژه ازطریق پاکستان به نهادهای بین المللی هم القا شد. درحالی که در روزهای اول حمله اینها (نیروهای بین المللی ) توانستند تا 24 ساعت ازکل افغانستان خارج بسازند اما سه ماه چهارماه می شود که درولسوالی سنگین ودرولایت هلمند آنها نمی توانند که یک ولسوالی را پس بگیرند.

به عقیده ای من این بازی موش وپشک بازی دستگاههای خارجی برای حضور وتوجیه قدرت طالبان است ودولت ومردم افغانستان را مرعوب می کنند که به هرحال ؛ حالاما چه کارکنیم . ازدست مانشد . طالبان یک واقعیت است . زورنظامی هم دارند.!!!

دردرون دستگاه دولت افغانستان هم ازآغازپروژه طالبانیزم تا درون ارگ افغانستان نفوذ داشت وآن پروژه فعال بود وتا این دم کارمی کند.

دویچه ویله : آقای سیحون؛ حالا ؛ مذاکره با طالبان آیا یک راه حل برای بیرون رفت بحران چندین ساله ای افغانستان است یا دربرابرشکست جامعه مدنی وروشنفکران افغانستان ؟

سیحون: من معتقدم که مذاکره با طالبان به معنای مذاکره با نازیهاست. همان قسمی که درجهان نازیها به عنوان یک نیروی شکست خورده ویک گروه به حساب فاشیست بودند؛ درافغانستان هم فاشیزم مذهبی عین همان کارهای نازیهارا انجام دادند، زمین سوخته ، تجارب نسل کشی وجنایت علیه بشریت را انجام دادند.

ولی اینجا جامعه جهانی متاسفانه این پروژه را طوری دوباره ازطریق پاکستان به خورد افغانستان داد که طالبان را به عنوان یک واقعیت نظامی وسیاسی افغانستان امروز متاسفانه مطرح کرد.

من معتقدم که مذاکره با طالبان ؛ همانطوری که دولت گام به گام بسوی عقب گرایی ، بسوی سیاست قومی همچنین بسوی بنیاد گرایی وتند روی مذهبی آرام ، آرام بازگشت می کند وبازگشت طالبان هم پروژه ای است که دوباره افغانستان درمسیرناکامی وبالاخره یک نوع عقب گشت است به طرف ، نادیده گرفتن حقوق بشر، حقوق زن، دموکراسی ، مشارکت اجتماعی وسیاسی وجاماندگی وجازدگی افغانستان دربسترعقب ماندگی تاریخی وقوم محوری وسیاستهای ناکام گذشته است.

دویچه ویله : یک جهان تشکرازشما.

دررابطه گفتگو با آقای میاگل وثیق رییس حزب رفاه مردم افغانستان را می توانید دربخش صوتی بشنوید.

آگهی