سي سال از ششم جدي گذشت، جنگ هنوز ادامه دارد | افغانستان | DW | 27.12.2009
  1. Inhalt
  2. Navigation
  3. Weitere Inhalte
  4. Metanavigation
  5. Suche
  6. Choose from 30 Languages
آگهی

افغانستان

سي سال از ششم جدي گذشت، جنگ هنوز ادامه دارد

ششم جدي مصادف است با سيامين سالروزهجوم نظامي ارتش روسيهي شوروي به افغانستان؛هجومي که برعلاوهي حدوديک ميليون قرباني،منشاي مشکلات وبحرانهايي شدکه تابه امروزادامه دارد.تحلیلگران پس ازسی سال به این رویدادچگونه می نگرند؟

داکترموسوي: روشنفکران افغاني، چه مسلماناش، چه مارکسيستاش، چه ليبرالاش، متاسفانه به يک راه حلي که رسيدند، اين بود که اقتدارگرايي محور بحث قرار گرفت.

داکترموسوي: "روشنفکران افغاني، چه مسلماناش، چه مارکسيستاش، چه ليبرالاش، متاسفانه به يک راه حلي که رسيدند، اين بود که اقتدارگرايي محور بحث قرار گرفت. "

با ورود نيروهاي شوروي، حفيظ الله امين کشته شد و ببرک کارمل به قدرت رسيد.

هرچند نيروهاي شوروي بر اثر مقاومت مردم افغانستان حدود ده سال بعد از هجوم مجبور به ترک افغانستان شدند، اما چيزي که از آن روز تا اکنون باقي مانده، جنگ و بحران است که هر روزه قرباني ميگيرد.

تحليلگران، مشکلات و بحرانهاي کنوني را زادهي هجوم نظامي ارتش شوروي به افغانستان ميدانند.

عبدالحميد مبارزه، تحليلگر مسايل تاريخي کشور ميگويد: "در اين خوب شکي نيست که کودتاههايي که در افغانستان يکي پي ديگري صورت گرفت، سير نورمال پيشرفت افغانستان را، سيري نورمالي را که افغانستان در دههي دموکراسي آغاز کرده بود، قطع کرد و يک حرکت غيرطبيعي در افغانستان آغاز شد".

اما به باور داکتر سيد عسکر موسوي، محقق و کارشناس مسايل سياسي افغانستان، بحران پيشتر از هجوم روسيه شوروي به افغانستان در سال 1358، دامنگير افغانستان شده بود.

داکتر موسوي ميگويد: "واقعيت قضيه اين است که سي سال پيش، چهل سال پيش اگر برگرديم، افغانستان در اوج بحران رسيده بود. چند سال پيش از روي کار آمدن داوود خان (1351) قحطي افغانستان را زد که مردم چغچران در همين کوته سنگي بچهها و دختران خود را ميفروختند و مملکت از بحران گذشته بود".

داکتر سيد عسکر موسوي، محقق و کارشناس مسايل سياسي افغانستان،

داکتر سيد عسکر موسوي، محقق و کارشناس مسايل سياسي افغانستان

تصور ميشود که تمايل روسيه به رسيدن به آبهاي گرم و روحيهي توسعهطلبي ابرقدرت شرق، عامل اصلي هجوم روسيه به افغانستان بوده است. به گفتهي مبارز، شوروي براي تسلط ايديولوژي کمونيستي به افغانستان حمله کرد.

از سوي ديگر، کشورهاي غربي نيز مانع هجوم نظامي روسيه به افغانستان نشدند. داکتر موسوي به گفتههاي وزير خارجه امريکا در زمان کارتر اشاره ميکند که گفته بود تلاش کرديم تا روسيه را به صورت غيرمستقيم به حضور نظامي در افغانستان تشويق کرده، بعداً در آنجا نگهداريم. سرانجام افغانستان، به قولي "تلک"ي شد براي به دام انداختن روسيه؛ زيرا اعتقاد خدشهناپذير مردم در برابر نيروهايي که با بيپروايي تمام با معتقدات و جان مردم بازي ميکردند، در کنار تلاشهاي غربيها، افغانستان را به گردابي براي روسيه شوروي تبديل نمود.

حمايت امريکا از گروههاي مجاهدين عملاً تلاشهاي امريکا براي فرسايش روسيه را آشکار ساخت.

برعلاوهي اين عوامل، داکتر موسوي ميافزايد که وضعيت داخلي نيز به نحوي حضور يک پشتوانهي خارجي را الزامي ميکرد، زيرا روشنفکراني که در پي برون رفت از وضعيت آشفته بودند، اقتدارگرايي با پشتوانهي خارجي را راه حل مشکل ميدانستند.

داکتر موسوي ميافزايد: "روشنفکران افغاني، چه مسلماناش، چه مارکسيستاش، چه ليبرالاش، متاسفانه به يک راه حلي که رسيدند، اين بود که اقتدارگرايي محور بحث قرار گرفت. يعني اگر ما قدرت را بگيريم، بعد ما همين کارها را ميکنيم، چنانچه همين حالا هم همين تفکر حاکم است. و بعد قدرت را که گرفتند، بهخاطر گرفتن قدرت اينها متوجه شدند که شما در افغانستان نميتوانيد قدرت را بگيريد، مگر اين که پشتوانهي خارجي داشته باشيد".

با اينحال، زماني نيروهاي روسيهي شوروي به افغانستان هجوم آوردند، که معامله با روسيهي شوروي، با درنظرداشت قطببنديهاي جهاني، مسالهاي ساده نبود. به گفتهي موسوي حزب دموکراتيک خلق زماني وارد معامله با روسيه شد، که آمادگياش را نداشت. زيرا حزب دموکراتيک نيز دچار تنش و دو پارچگي شد.

از تلفات جنگ با روسها آمار دقيقي در دست نيست، اما گفته ميشود حدود يک ميليون انسان تلف شدند. با وجود شکلگيري حکومت جديد و با حمايت جامعهجهاني، هنوز از قتلهايي که گورهاي دستهجمعي آن حالا کشف ميشوند، بازپرسياي صورت نگرفته است. با تکرار تلفات انساني و عدم دادخواهي، ششم جدي براي مردمي که از سي سال به اين طرف قرباني ميدهند، ديگر يک رويداد مربوط به گذشته نيست، بلکه به روندي در زندگي شان تبديل شده است.

با آن که با شکلگيري روند جديد مردم اميدوار به تامين عدالت و التيام بخشيدن دردهاي شان بودند، اما چنين نشد.

عبدالحميد مبارزه، دليل اين مساله را در نوع نگاه جامعه جهاني به ارتباط ميان عدالت و امنيت ميبيند. زيرا نگاه جامعه جهاني بعد از کنفرانس بن اين بوده که نبايد امنيت را قرباني عدالت کرد.

مبارز ميگويد: "من اين را در همان اشتباهي ميبينم که لخضر ابراهيمي، نماينده خاص سازمان ملل متحد زماني که در افغانستان آمد، گفت اول امنيت، باز عدالت. درحالي که ما معتقد بوديم تا که عدالت تامين نشود، امنيت در کشور نميآيد".

روسيه و امريکا، حضور مشابه؟

در آستانهي سيامين سالروز هجوم ارتش شوروي به افغانستان، سفير روسيه در کابل گفته است امريکا مرتکب همان اشتباهي ميشود که روسيه مرتکب شده بود.

حضور نظامي امريکا با هجوم نظامي روسيه از بسياري وجوه متفاوت است. تنها تلفات انساني ميتواند وجه تشابهي اين دو حضور باشد.

مبارز ميگويد: "آنها (روسيه) به خاطر تسلط ايديولوژي خود به افغانستان مداخله کرده بودند. در حالي که در آن وقت سازمان ملل متحد چندين بار هم در شوراي امنيت، هم در مجمع عمومي فيصلههايي بر ضد تجاوز خارجي در افغانستان صادر کرده بودند".

حضور نظامي کنوني 43 کشور جهان در افغانستان، از يک طرف مبتني بر فيصلهي شوراي امنيت ملل متحد ميباشد و از سوي ديگر، حداکثر مردم افغانستان اين حضور را ضامن ثبات نيمبند کنوني ميدانند، هرچند اين رضايت ممکن است از ترس عامل سومي، يعني طالبان و کشورهاي همسايه باشد.

داکتر موسوي ميگويد، فرستادن نيروي نظامي توسط امريکا بدون شناخت از درون افغانستان، ميتواند شباهت ديگر حضور نظامي امريکا و روسيه در افغانستان باشد.

با اين همه، گفتههاي سفير روسيه در افغانستان شکل نرم جنگي تعبير شد که در زمان حضور نظامي روسيه، مطرح بود.

داکتر موسوي ميگويد: "اولا سفير روسيه با امريکا دارد دقيقا بحثهايي را ميکند که چهل سال پيش داشت، يعني به آنها ميخواهد بگويد که ما شما را در جايي گذاشتيم، که شما ما را در همانجا گذاشتيد. اين جنگ سر خانهي ما ميشود، ولي جنگ هنوز جنگ آنها است. تعبير ديگرش اين است که هنوز اين جنگ همان جنگ کلاسيک قديمي يا جنگ سرد است".

با آنکه بر اثر مقاومت مردم نزديک به بيست سال قبل نيروهاي شوروي از افغانستان خارج شدند، اما چيزي که هنوز براي مردم افغانستان چون يک رويا ميماند، صلح است و ختم جنگ.

عارف فرهمند، کابل

ویراستار: یاسر

DW.COM

مطالب مرتبط

آگهی