سال 2006 سال پرمحنت براي قربانيان حقوق بشردرافغانستان | مجله حقوق بشر | DW | 27.12.2006
  1. Inhalt
  2. Navigation
  3. Weitere Inhalte
  4. Metanavigation
  5. Suche
  6. Choose from 30 Languages

مجله حقوق بشر

سال 2006 سال پرمحنت براي قربانيان حقوق بشردرافغانستان

نماد اين سال، گورهاي دسته جمعي اند که درشرق کابل توسط سربازان سويدني گويا کشف گرديدند، واستخوانهاي مچ دست کالبد هاي اين کشته گان استبداد نشان مي دهند که هنوزهم درافغانستان حق به حقدارنه رسيده است.

بیم آن می رود که ولچکهای بند دست کالبد های کشف شده درگورهای دسته جمعی سرنوشت حق و آزادی درافغانستان نباشد

بیم آن می رود که ولچکهای بند دست کالبد های کشف شده درگورهای دسته جمعی سرنوشت حق و آزادی درافغانستان نباشد

سال 2006 سال پرمحنت براي قربانيان حقوق بشردرافغانستان

سال 2006 ميلادي روبه پايان است. سالي که نه تنها رنج ومحنت مردم افغانستان هيچگونه کاهش نيافت، بلکه ابعاد فاجعه بارتري برآن افزوده شد. نماد اين سال، گورهاي دسته جمعي اند که درشرق کابل توسط سربازان سويدني گويا کشف گرديدند، واستخوانهاي مچ دست کالبد هاي اين کشته گان استبداد نشان مي دهند که هنوزهم درافغانستان حق به حقدارنه رسيده است. فاجعه ي ديگرتبادله دختري با يک قلاده سگ درولايت بدخشان بود که هيچ اقدام جدي اي ازجانب حکومت افغانستان را درپي نداشت. وقتي که مقامات دولتي به خودحق مي دهند که به دفاع ازمتهمان به جنايات ضد بشري برخيزند وحتا ازآنها تجليل کنند، ديگر ازمردم چگونه مي توان انتظار داشت که برحرفهاي دولمتردان اعتماد بکنند. هيچ جفا کاري اي به اندازه تجاوز زعماي يک کشور برناموس کلمات مقدس حق ، عدالت وانصاف نمي تواند، اقتدارمعنوي ومشروعيت سياسي قدرتها را متزلزل بسازند.

عدالت انتقالي چيست؟

عدالت انتقالي عبارت ازبررسي اتهامات تخطيها وجرايم عليه کساني است که گفته مي شود مرتکب پامال نمودن حقوق بشري وجرايم جنگي وجرايم ضد بشري درافغانستان شده اند.

براي فراهم ساختن تسهيلات دراجراي وظيفه وتکليف مراجعي که به تطبيق عدالت انتقالي ارتباط دارند؛ دست کم دراين راستامي توان چهاردوره را تشخيص نمود:

دوره اول که ازکودتاي هفتم ثوروحاکميت دروان حزب دموکراتيک خلق واستيلاي نظامي شوروي تا پايان حکومت تحت الحمايه شوروي داکترنجيب الله را دربرمي گيرد.

دوره دوم که اززمان به قدرت رسيدن تنظيمهايي که خود را "جهادي" مي خوانند، ورژيمي را به نام دولت اسلامي افغانستان تشکيل دادند، تا به قدرت رسيدن طالبان را شامل مي گردد.

دوره سوم ، که مصادف با به قدرت رسيدن گروه طالبان وتشکيل رژيمي زيرعنوان امارت اسلامي است ، تا سقوط اين رژيم درنتيجه حمله نظامي ائتلاف بين المللي زيرفرماندهي ايالات متحده امريکا را احتوا مي کند.

دوره چهارم ازسقوط رژيم طالبان توسط ائتلاف بين المللي زيرفرماندهي ايالات متحده امريکا تا امروز را پوشش مي دهد.

درهرچهاردوره متذکره ، نيروهاي حاکم تخطيهاي آشکاري ازحقوق بشر، جرايم ضد بشري وجرايم جنگي انجام داده اند. مليونها انسان افغانستان ازاين ناحيه ازنگاه مادي ، معنوي ، رواني؛ سياسي واقتصادي قرباني شده اند. اينها طالب به کرسي نشستن حق وعدالت اند.

هدف تامين عدالت انتقالي فراهم ساختن زمينه يک صلح واقعي است که برمبنا ي حقيقت يابي استوارباشد؛ وازفراموشي که موجب تکرارفجايع بشري مي شود جلوگيري نمايد. هدف عدالت انتقالي اعاده حيثيت ودلجويي ازقربانيان وورثه آنها مي باشد. هدف عدالت انتقالي انتقام جويي ، تعذيب ،وتوهين کسي نيست ، بلکه مي خواهد با فراخواندن همه درمحکمه وجدانهاي شان يک اجتماع پرمدارا وعدالت گستررا پيريزي کند.

درحاليکه هيچ انسان مسئوولي درطرح قضاياي خورد وبزرگ نمي تواند شرايط خطيري امنيتي وبي ثباتي اي را که افغانستان امروز با آن دست وگريبان است ، ناديده بگيرد، درعين زمان هيچ مقام دولتي حق ندارد تا به نيابت ازملت حکم عفو بي محاکمه متهم ويا مجرم ضد بشري را صادرنمايد. اين حق تنها ازآن قربانيان ، ورثه آنها ومردم افغانستان مي باشد. جفا کاري بزرگترازتجليل ازمتهمان به نقض حقوق بشري وجرايم جنگي وجرايم ضد بشري تازماني که اينها توسط محاکم صالح برائت ذمه نگرفته باشند، توسط حکومتها نيست. زيرا با اين شيوه مهرمشروعيت برجنايت زده شده وآن را نهادينه مي سازند.

کشف گورهاي دسته جمعي توسط سربازان سويدني درشرق کابل وواکنش ورثه مقتولان

خانواده هاي مقتولان استبداد دوره حزب دموکراتيک خلق و استيلاي شوروي برافغانستان ، ازسالها بدين سو با آه وحسرت برفراموشي اي که ناشي ازنشئه قدرت نو به دولت رسيدگان است، نفرين مي فرستاده اند. برهيچ حکومتي که پس ازسقوط رژيم تحت الحمايه شوروي داکتر نجيب الله به قدرت رسيده است ، پوشيده نه بوده است ، که پولي گون کجا را مي گفته اند، ودهها هزارکشته استبداد درکجا درقعرگورهاي دسته جمعي فروافتاده اند. هيچ دولتمردي براين نقطه حساس عاطفي مليونها انسان رنجديده افغانستان عنايت نکرد ، تا ازقضا سربازان خارجي که فکرساختن سربازخانه اي را داشتند، ناگهان بااجساد فروپوسيده اي برخوردند که هنوزبراستخوانهاي مچ دست شان ولچک اسارت داشتند. بيم آن وجود دارد که مبادا سرنوشت حق وآزادي درافغانستان چنين باشد. خانم مهناز رستمي صادقي معلمي که پدروچهاربرادرش را درزمان حاکميت حزب دموکراتيک خلق ازدست داده است، دراين رابطه مي گويد:

"عکس وفيلم گورهاي دسته جمعي را درتلويزيون ديديم ، يک احساس جگرخوني زياد براي ما دست داد. ما در آرزوي آن استيم که همان جنايتکاراني که بنديها را درزمان امين با زجروشکنجه بسيار به قتل رساندند، وبه گورهاي دسته جمعي دفن کردند؛ به جزاي اعمال خود برسند، محاکمه شوند وازايشان پرسان شود که چرا اين کار را کردند؛ به کدام دليل ..؟! ما پنج تن ازاعضاي فاميل خود را دراين مورد ازدست داده ايم که عبارت ازپدرم وچهاربرادرجوانم مي باشند. دوبرادرم زن داربودند ودوبرادرم بي زن . اززمان امين تاحال ازمفقود شدن شان تقريباً 25-30 سال مي شود . يک بجه شب آمدند ، بردندشان . تا به امروزهيچ اثري ازايشان نيست ."

خانم مهنازرستمي صادقي باهمه رنجي که ازکشته شدن پنج تن ازاعضاي خانواده اش کشيده است ؛ خواستش را ازمحاکمه متهمان ومجرمان اين دوران چقدرمنصفانه بيان مي کند:

" ما درآرزوي همين هستيم که محاکمه جنايتکاران جنگي بايد صورت بگيرد، بايد اينها محاکمه بشوند- درمحضرعام محاکمه شوند. زماني که پدرم را بردند ، اسدالله سروري رئيس خاد بود. درآرزوي اين هستيم که همين قاتلين آنها محاکمه شوند وازآنها پرسيده شود که به کدام دليل اينقدرمردم را بردندوکشتند، چه هدف داشتند، ازاين کشتارخود چه حاصل گرفتند؟!"

گزارش ديده بان حقوق بشردرمورد تخطيهاي رهبران تنظيمها ازحقوق بشروواکنشهاي مردم

انسانها درهرموقعيت ومقامي بلا استثنا اين احتمال را با خود حمل مي کنند که مرتکب عمل خلافي تا سرحد جنايت شوند. ازاينرو هيچ انساني نمي تواند ازمحاکمه مستثني باشد، زيرا هيچ انساني فرشته نيست.ازجانب ديگرهراتهام به آدرس مشخصي راجع مي باشد. بنابراين اگراتهامي به يک انسان ويا يک افغان وارد مي شود، نمي توان ادعا نمود که برانسانها وافغانها اتهام وارد شده است. همين طورمادامي که اتهامي عليه مجاهدي واردشده است، نمي توان گفت که عليه مجاهدان اتهام وارد شده است. اين نمي توانها فقط درصورتي محترم شمرده مي شوند که قصد ايجاد يک جوعمومي ومغشوش درميان نباشد. آقاي محمد رضا يک تن ازباشندگان شهرکابل که شاهد جنگهاي تنظيمي تباه کن درپايتخت که موجب قتلها دهها هزارانسان بي گناه شده است ، دراين رابطه مي گويد:

" اينها ازاحساسات مردم سوء استفاده مي کنند؛ حال شما چه اين احساسات را بياريد درقالب قوم بگنجانيد ، چه احساسات را درقالب مذهب بگنجانيد ، چه اين احساسات را حتا درمسائل ترقي خواهي ومثلاً تجدد خواهي بگنجانيد.

دردوران کمونيستها جناياتي صورت گرفته اند که غيرقابل انکاراند وآن جنايتها مشخص اند که عاملين آن کيها اند. يک تعداد شان هستند يک تعداد شان نيستند. بعد ازآن دوران بسيارطولاني مجاهدين بوده است که درآن زمان کساني که امروزهم ازهمان عنوان مجاهد استفاده مي کنند ودرپارلمان هستند ودردولت هستند ودرصحنه هاي اجتماعي ، سياسي وفرهنگي امروزصاحب چوکي ، قدرت ومقام هستند. دردوران مجاهدين غيرازاينها کس ديگري نبوده است ."

صدا و ویدیوهای مرتبط با این موضوع

مطالب مرتبط

آگهی