سالگروز ″اجلاس بين المللي براي باز سازي افغانستان″ در توکيو | افغانستان | DW | 22.01.2009
  1. Inhalt
  2. Navigation
  3. Weitere Inhalte
  4. Metanavigation
  5. Suche
  6. Choose from 30 Languages

افغانستان

سالگروز "اجلاس بين المللي براي باز سازي افغانستان" در توکيو

... بنابرين ميتوان نيتجه گرفت که افغانستان هنوز هم از نبود يک برنامه دقيق بازسازي با توجه به نياز هاي خود اين کشور زجر ميکشد و به مشکل روبرو ست .

اجلاس بين المللي براي باز سازي افغانستان

"اجلاس بين المللي براي باز سازي افغانستان"

پس از سقوط طالبان و انتقال حکومت در افغانستان، مهمترين نکتۀ مطرح و مورد توجه جامعه جهاني، بازسازي افغانستان و کمک هاي مالي در اين زمينه بود، به ويژه در "اجلاس بين المللي براي باز سازي افغانستان" در توکيو تأمين ثبات و بازسازي افغانستان به روز هاي 21 و 22 ماه جنوري سال 2002 بصورت جدي مورد مباحثه قرار گرفت .

در اجلاس توکيو براي بازسازي افغانستان که جاپان به عنوان کشور پذيرا و مهمان دار در آن نقش داشت، همچنان در کنارايالات متحده ي امريکا، اتحاديه اروپا به عنوان مرجع مستقل و همچنان کشور عربستان سعودي، نمايندگان پنجاه و هشت کشور جهان از جمله کشور هاي اروپايي و بيست و دو سازمان امداد بشري شرکت داشتند.

هفت سال پيش از امروز يعني جنوري 2002 در مراسم گشايش اجلاس توکيو، نخست وزير جاپان "يني شيرو کوي سومي اشاره بر آن نمود که بازسازي و تأمين صلح در سرزمين هندوکش ايجاب چالش بزرگي را مينمايد. وي همچنان اينرا روشن نمود که اداره داخلي در اين مورد مسووليت بزرگي را به دوش دارد . براساس سخنان وي آينده افغانستان باييست توسط خود مردم افغانستان و بوسيله شهروندان اين کشور رقم زده شود.

نمايندگي از يک" افغان به اصطلاح سربلند" براي کرزي به عنوان رييس دولت کشوري که کمک گيرنده است ساده نبود. کرزي رييس دولت انتقالي افغانستان در آن هنگام با صراحت گفت که دوست دارد نقش نماينده کشوري را داشته باشد که کمک دهنده باشد. رييس جمهور کرزي در پايان طرح برآورد مجموعي از خسارات و وضعيت ويراني ها در کشورش، به ضرورت مبارزه در برابر فساد اداري اشاره نموده افزود که دسترسي به يک دولت مرکزي توانمند و تجديد وحدت ملي نيازمند خلق و ایجاد بنیاد های قوي، تحکيم و حاکميت قانون ميباشد.

مسلمأ قبل از اين اجلاس ديدگاه هاي متفاوتي پيرامون کمک هاي مالي براي بازسازي افغانستان وجود داشت و يکي نيز ديدگاه جانب افغاني در مورد بود که بر ضرورت يک مارشال پلان يا برنامه ريزي گسترده و همه جانبه براي بازسازي افغانستان تأکيد مينمودند.

جانب اداره داخلي يا مديريت کنند گان دولت انتقالي افغانستان به رهبري حامد کرزي، براي بازسازي يک دولت توانمند کمک هاي مالي ضروري و حتمي براي بازسازي افغانستان را در حدود 45 ميليارد دالر امريکايي تخمين ميزدند.

در اجلاس دو روزه توکيو براي باز افغانستان، بانک جهاني، بانک انکشاف آسيايي و برنامه هاي انکشافي سازمان ملل همه با اتفاق هم اظهار داشتند که براي ده سال آينده حدود پانزده ميليارد دالر امريکايي براي باز سازي بنياد هاي اقتصادي و انکشاف اجتماعي افغانستان نياز ميرود و در اين پيرامون حدود 4،5 ميليارد دالر امريکايي را در فاصلۀ پنج سال آينده براي افغانستان تخصیص داده و قرار شد در 12 تا 15 ماه آينده همان سال 1،8 ميليارد دالر تحويل رييس دولت افغانستان دهند.

سهم امدادي ايالات متحده ي امريکا در سال 2002 براي افغانستان 296 مليون دالر امريکايي بود.

هايد ِ ميري ويشچوريک سول وزير همکاري هاي اقتصادي و انکشافي آلمان در سخنراني اش ابراز داشت که دولت اتحادي آلمان تا اکنون 50 مليون يورو کمک هاي فوري اقتصادي براي باز سازي افغانستان را انجام داده است .

اما وي اضافه نمود که دولت آلمان در نظر دارد دراين کمک هاي اوليه مجموعأ هشتاد مليون يورو براي باز سازي افغانستان مدد نمايد؛ اما براي دراز مدت در فاصله ي سالهاي 2002 ـ 2005 حدود 320 مليون يورو کمک هاي انکشافي براي افغانستان تخصيص يافته است.

بناءِ با توجه به سخنان وي ميتوان برداشت نمود که افغانستان در مرکز توجه کمک هاي انکشافي آلمان قرار داشت.

با اجلاس توکيو سنگ بناي کمک ها براي باز سازي افغانستان نهاده شد و از آن به بعد کنفرانس ها و گردهم آيي هاي در برلين، لندن و پاريس به همين منظور برگزار گرديد که در مجموع 25 ميليارد دالر براي افغانستان و بازسازي اين کشور تعين گرديده ودر مورد تعهداتي به عمل آمد.

ولي حدود 15 ميلارد دالر رسمأ از اين کمک ها به افغانستان سرازير گرديده است که به اين وسيله اين کمک هاي مالي براي افغانستان محدود و ناکافي بودند.

در ضمن کشور هاي کمک دهنده بر اساس قاعده "Lead Nation Prinzip" (هریک از کشور های کمک دهنده خود بخش مهم بازسازی افغانستان را به دوش گرفتند.) در بازسازي افغانستان مسووليت هايي را نيز خود عهده دار گردیدند. به همين دليل بنياد هاي موازي بهم ايجاد گرديد که اين مسأله تا حدي هم سبب به باد رفتن اين کمک ها گرديد و همچنان موجب آن شد که بخش اعظم کمک هاي مالي مختص به افغانستان به خود کشور هاي امداد کننده از جانب افغانستان پرداخته شود و يا هم به گونه به خود اين کشور ها دوباره واريز گرديد. همچنان بايد تأکيد نمود که بخش بسيار محدودي از اين کمک ها دربخش درآمد بودجه يي و يا مصارف داخلي افغانستان قيد گرديد. با توجه به درآمد بسيار محدود خود افغانستان ، اين کشور هنوز هم هفت سال پس از اجلاس توکيو با مشکلات و دشواري هاي چشمگير اقتصادي روبروست. بنابرين ميتوان نيتجه گرفت که افغانستان هنوز هم از نبود يک برنامه دقيق بازسازي با توجه به نياز هاي خود اين کشور زجر ميکشد و به مشکل روبرو ست .