زنان جنبش (MeToo#) شخصیت سال برگزیده شدند | آلمان و جهان | DW | 09.12.2017
  1. Inhalt
  2. Navigation
  3. Weitere Inhalte
  4. Metanavigation
  5. Suche
  6. Choose from 30 Languages

آلمان و جهان

زنان جنبش (MeToo#) شخصیت سال برگزیده شدند

یاگودا مارینیچ، خوشحال است که جنبش زنانه (MeToo#) قربانیان را از قربانی بودن شان آزاد می کند. اما به باور وی هنوز این جنبش باید به کشورهای زیادی برسد. مثلا به جنوب شرقی اروپا و همچنان آلمان. تبصره وی را بخوانید.

Jagoda Marinic Autorin (D. Piroelle)

یاگودا مارینیچ

دونالد ترامپ، رئیس جمهور ایالات متحده امریکا، در روز سنت نیکلاس می خواست اولین تویت اش را در واکنش به گزارش رسانه امریکایی "سی. ان. ان." منتشر کند. هنگامی که او آنلاین شد، دید که چند زن جلد مجله "تایم" را با جنبش مبارزاتت #من‌‌‌‌‌‌‌‌هم از آن خود کرده اند.

این زنان با بالاپوش های سیاه به عنوان "شخصیت سال" برگزیده شده و ترامپ را شکست دادند. ترامپ به این باور بود که او باز هم جلد مجله تایم را به عنوان "شخصیت سال" از آن خود می کند. او مردی است که می تواند بیت المقدس را به عنوان پایتخت اسرائیل اعلام کند، پس چرا نتوانست این زنان را شکست بدهد؟

این چیزی است که در ذهن مردان قدرتمند که در برابر آنها جنبش #من‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌هم قرار گرفته است، خطور می کند. اینک زنان این جایگاه را با توانمندی خودشان بدست آورده اند و احتمالا برای مردانی چون ترامپ غیرقابل تحمل است. جنبش زنانه #من‌هم یک فریاد اولیه جمعی بود که قربانیان را از قربانی بودن شان رهایی می بخشد. دیگر کسی نمی گوید که "آه ببین این بیچاره ها را که چه قیمتی را می پردازند." بلکه گفته می شود: «زنان توانا اند و او (ترامپ) یک بازنده.»

(MeToo#) باید رشد کند

تاریکی باید به آن اندازه باشد که مردم توانایی روشن ساختن را پیدا کنند. به اصطلاح مردم در بی عدالتی می تواننند، قدرت شان را بازیابند. دوره ترامپ یک نوع دوره تاریکی است. یک مرد نهایت ثروتمند که علیرغم جملات توهین آمیز جنسی، رئیس جمهور کشورش شد، جایی که تقریبا مثل همه کشورهای دیگر، تعداد زنان بیشتر از مردان است. پیروزی او در انتخابات آزاد، تحقیر نهایی برای همه زنان بود.

از زمان ایجاد جنبش #من‌هم، من همیشه یک ویدیوی سلاوی سیسیک فیلسوف سلووانیایی که ستاره ای درخشان بود را به خاطر می آورم. او در آن ویدیو بر روی یک پل در لیوبلیانا ایستاده است و این جملات را می گوید: «در اینجا در سمت راست من شما غرب را می بینید و در سمت چپ من بالقان را. تفاوت این است که زنان در غرب مورد ضرب و شتم قرار می گیرند و آنها این امر را خوش ندارند و در بالقان نیز زنان مورد ضرب و شتم قرار می گیرند و این امر را خوش دارند.» به این سادگی کلیشه های غربی و هم کلیشه های بالقان می تواند برملا گردند.

#من‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌هم یا (MeToo#) زنان جنوب شرقی اروپا کجاست؟ این برای زنان که بالای بدن آنها مانند یک کالا معامله می شود چه معنایی دارد؟ قاچاق انسان هنوز بخشی از جنبش #من‌‌‌‌هم نیست. این جنبش باید رشد کند، اما آنچه که فعلا اتفاق می افتد، یک آغاز است که باید از دیرزمان صورت می گرفت، و می تواند منجر به تغییر آگاهی در انسان ها شود. این جنبش باید به زنان در کلکته هندوستان و زنان در یوگسلاویای سابق نیز برسد. "جنگ بالقان" جنگی است که به دلیل جنایات علیه زنان و مادران در حافظه همه زنان این دنیا برای همیشه جاودانه خواهد ماند. جنبش #من‌هم اگر می خواهد موفق شود، باید خواسته های بیشتری داشته باشد. این جنبش باید بیشتر از یک هنرپیشه زیبا و شجاع که از خود در برابر قدرتمندان دفاع کرده می تواند و به دلیل زیبایی و یا شهرت با او همدلی صورت می گیرد، رشد کند. این جنبش باید به معنی حرمت هر زن باشد.

گرفتار در کلیشه ها
بسیاری از تصاویر رسانه ای زنان در جنوب شرقی اروپا، در حال حاضر هنوز در مرحله "زن شگفت انگیز"، "شیرین بیان عصر نو" یا "شما می توانید همه چیز را بدست بیاورید" قرار دارد. بدن ایده آل، داشتن فرزند، حرفه خوب. صنعت پاپ پر از نمایش ظاهری و جنسی است که زنانگی شگفت انگیز عامیانه را در خود دارد؛ زیرا اینها خریدار دارند. زیرا این همه با کلیشه زن مطلوب مطابقت دارد. اگر همین زنان شروع به گفتن #من‌هم کنند چه خواهد شد؟ آیا جامعه مایل به پذیرش یک نماد جنسی به عنوان یک ستاره است که سلطه مرد را انکار می کند؟ بسیاری از مردم به این باورند هستند که کشورهای جنوبی "تا کنون" به این مرحله نرسیده اند، که سلطه مردان "زورگو" و "پوک" هنوز حاکم است. هنوز هم همیشه "دیگران" مقصر خوانده می شوند.



اما پاسخ به این حد ساده هم نیست. حتی آلمان، قوی ترین و ثروتمندترین کشور در اروپا، هنوز آماده نیست. با وجود بحث های پر جنب و جوش در مورد جنبش #من‌هم، تا حال نام یک مرد هم در آلمان گرفته نشده است. این جنبش هیچ نظام پولی و قدرت مردانه را به نابودی نکشانده است.

در اینجا کاری درست پیش نمی رود. یک روز قبل از اینکه مجله تایم جنبش #من‌هم را به عنوان "شخصیت سال" اعلام کرد، سازمان بین المللی همکاری های اقتصادی اروپا ارقام مقایسوی در سطح بین المللی در قبال حقوق بازنشستگی را اعلام کرد و نوشت: از نظر برابری جنسیتی کدام کشور عقب مانده است؟ پاسخ این بود: آلمان! در هیچ کشور دیگری به زنان سالخورده به این اندازه مثل آلمان بد نمی گذرد. مادران مجرد فقیرترین جمعیت این کشور هستند و آسیب پذیرترین قشر هم کودکان آنان هستند.

می توان هم نظر سلاوی سیسیک بود: در غرب، احتمالا مردان کمتر زنان را می زنند، اما از لحاظ اقتصادی به سادگی مرد کنترول زن را در دست دارد و به این ترتیب زن وابستگی اقتصادی به مرد دارد. با این حال، زن اغلب نمی تواند روی حقوق بازنشستگی اش حساب کند. مدل بازنشستگی آلمان برای زنان این وابستگی را به بارآورده است.

پس از آن که فرزندان شان به سنی می رسند که خانه والدین را ترک می گویند، مرد اغلب همسرش را که از لحاظ اقتصادی حقوق خوبی ندارد و ضعیف است، ترک می کند و زنی دیگری را ترجیع می دهد. مدل آلمانی زناشویی تا پرداخت مالیات به دوران پس از جنگ باز می گردد. زن در آشپزخانه هنوز هم یک جایگزین برای زن حرفه ای است.

یاگودا مارینیچ نویسنده، نمایشنامه نویس و روزنامه نگار آلمانی-کروات است. او یک دختر مهاجران کرواسی در ویبلینگن بود. او در حال حاضر در هایدلبرگ آلمان زندگی می کند. اخیرا، او کتاب "تولید آلمان - آلمانی در آلمان چیست؟" را منتشر کرده است. در آن، وی با هویت آلمان به عنوان یک کشور مهاجرت برخورد می کند.  شما نیز می توانید نظرتان را پای این تبصره بنویسید و با دیگران شریک سازید.

یاگودا مارینیچ/ن.ک.ا