روز جهاني کارگر و بدروزي کارگران افغان | مجله حقوق بشر | DW | 01.05.2010
  1. Inhalt
  2. Navigation
  3. Weitere Inhalte
  4. Metanavigation
  5. Suche
  6. Choose from 30 Languages
آگهی

مجله حقوق بشر

روز جهاني کارگر و بدروزي کارگران افغان

امروز شنبه، اول ماه مي، روز جهاني کارگر است. اما کارگران شهر کابل، از اين روز بيخبر اند. براي کارگران افغان، روزي ميتواند روز کارگر باشد، که بتوانند دو صد افغاني کار کنند.

این لشکر بیکار ومنتظر کار قادر نیست به اهمیت روز کارگر فکرکند

این لشکر بیکار ومنتظر کار قادر نیست به اهمیت روز کارگر فکرکند

روز کارگر درشرايطي درافغانستان برگزارمي شود که مطابق به آمار موسسات بين المللي حدود 35 تا 40 درصد مردم افغانستان دربيکاري به سرمي برند و تا 80 درصد مردم درزيرخط فقر زندگي مي کنند. اين درحالي است که بيشترين بيکاران قشرجوان کشورمي باشند. جوانان 70% جمعيت افغانستان را تشکيل مي دهند.

سلطان يکي ازکارگران تعميراتي مي گويد: "مزدورکاري ميکنم. وضعيت کار خوب نيست. کار و بار نيست. مردم اينجا از صبح تا غروب در چوک ايستاد هستند، هرچه که تلاش ميکنند، کار نيست. روزانه اگر کار گير بيايد، دو و نيم تا سه صد افغاني، کار ميکنم".

سلطان، يکي از هزاران کارگر بيکاري است که صبح وقت در چوک کوته سنگي گردهم ميآيند تا اگر بخت ياري کند و براي يک روز کار پيدا کنند، شب بتوانند چند قرص نان خشک براي خانوادهي خود ببرند.

تنها در يکي از چوکهاي کابل صدها نفر منتظر کار اند. از اين ميان، تعداد کمي شانس مييابند تا کار گير بياورند. بسياري شان تا ساعت دوازده بجهي ظهر و تعدادي هم تا شام تشنه و گرسنه، منتظر مينشينند، و شام بدون اين که پولي براي نان خانوادهي خود داشته باشند، به خانه برميگردند.

امروز شنبه، اول ماه مي، روز جهاني کارگر است. اما کارگران شهر کابل، از اين روز بيخبر اند. براي کارگران افغان، روزي ميتواند روز کارگر باشد، که بتوانند دو صد افغاني کار کنند.

در اين سالها، به دليل مشکلات اقتصادي بسياري کساني که توانايي مهاجرت به کشورهاي همسايه را نداشته اند، به دليل نبود کار در روستاها و خشکسالي، به شهرها و عمدتا کابل رجوع کرده اند.

نه تنها کاریابی خود مشکل لاینحلی است که کارکردن با ابزار بسیار ابتدایی نیز ثمره کار را کاهش می دهد

نه تنها کاریابی خود مشکل لاینحلی است که کارکردن با ابزار بسیار ابتدایی نیز ثمره کار را کاهش می دهد

کريم از ولايت دايکندي به کابل آمده است تا بتواند از طريق مزدورکاري، معيشت خانواده ي ده نفري اش را تامين کند اما از عهدهي تامين مصارف خانوادهاش برآمده نميتواند: "روزانه دو صد روپه (افغاني) که بگيرم، خرج خودم را هم بکنم، از کجا بتوانم خانوادهي خود را نان بدهم؟ نميتوانم، توانايي اش را ندارم. بايد دولت افغانستان توجه کند به اين مردم غريب، يک کارخانه اي راه اندازي کند که مردم را سر کار ببرد".

کريم فقط ميتواند در هفته دو – سه روز کار گير بياورد و به صورت متوسط در هفته، حدود پنج-شش صد افغاني کار کند.

هزاران نفري که روزانه در کنار سرکها و چوکهاي شهر کابل منتظر اند، با کريم همسرنوشت اند.

سنگعلي، ديگر کارگري است که بسياري روزها نااميد به خانه برمي گردد: " يک نفر کارگر هستم، ده نفر اعضاي خانواده دارم. اصلا کار هيچ نيست. هفتهي دو روز، سه روز اگر سر کار برويم، ديگرش بيکار هستيم. کفاف خودم را هم نميکند، خانواده را که هيچ".

دیگر با این ساز وبرگ عقبمانده نمی توان مشکل بیکاری دهها ملیون انسان را درافغانستان حل کرد

دیگر با این ساز وبرگ عقبمانده نمی توان مشکل بیکاری دهها ملیون انسان را درافغانستان حل کرد

در زمان جنگهاي داخلي و حکومت طالبان، هرچند وضعيت بدتر از امروز بود، اما خوبي آن دوره ها براي مردم غريب اين بود که با وجود تمام مشکلات دروازهي کشورهاي همسايه به روي افغانها باز بود.

بعد از شکست طالبان، تعداد زياد افغانهاي مهاجر به وطن برگشتند؛ اما وقتي با مشکلات بيکاري برخوردند، تعدادي دوباره مهاجر شدند. اکنون، شرايط براي مهاجرين افغان در کشورهاي همسايه نيز به شدت سخت و طاقتفرسا است.

سنگ علي مانند بسياري کسان ديگر، تصميم به مهاجرت داشته، اما چون مي داند که کشورهاي همسايه براي مهاجرين مشکلات زياد خلق ميکنند، از تصميماش منصرف شده است: "ولا تصميم گرفتيم. حالي اگر مهاجرت کنيم، ما را نميگذارند مملکت ايران يا پاکستان. اگر بگذارند، ما ميرويم و کار ميکنيم".

بسياري افغانها از تنظيم خانواده چيزي نمي دانند و اغلب خانوادهها پرجمعيت اند. براي کساني که منبع عايداتي ندارند نيز داشتن پنج تا ده فرزند، يک امر عادي است. اما در شرايط کنوني، رنج تامين معيشت خانواده، لذت زندگي خانوادگي را از بسياري افغانها گرفته است.

حسين که ده سال است در شهر کابل کارگري ميکند، ميگويد: "کارگري در کابل براي آن کسي خوب است که فقط سروجان اش باشد؛ خرج خود را تکميل کند، و ديگر کدام نانخوري نداشته باشد".

در همين حال، وزارت کار و امور اجتماعي ميگويد که براساس آمارهاي ملل متحد، حدود چهل درصد کساني که واجد شرايط کار اند، بيکار هستند.

محمد غوث بشيري، معين وزارت کار و امور اجتماعي ميگويد: "سروي هاي نمونه اي که از طرف بعضي موسسات ملل متحد صورت گرفته، تعداد بي کاران را بين 35 الي 40 درصد از نفوس مستعد به کار، نشان ميدهد".

به گفتهي معين وزارت کار و امور اجتماعي، حدود پنج ميليون نفر به صورت رسمي يا شخصي در کشور کار ميکنند و در حدود سه صد هزار نفر ديگر، مصروف کار در نهادهاي دولتي هستند.

با اين وجود، وزارت کار و امور اجتماعي ميگويد که در سال گذشته توانسته حدود 360 هزار نفر را آموزش داده و به بازار کار عرضه نمايد.

اين درحالي است که بسياري کساني که در بخشهاي خصوصي کار ميکنند، مصوونيت کاري ندارند.

روز جهاني کارگر که يادمان شورش کارگران امريکايي در اول مي سال 1886 است، همه ساله در بسياري کشورها، تجليل ميشود.

گزارشگر: عارف فرهمند

ويراستار: رسول رحيم

مطالب مرتبط

آگهی