رضا و عباس خبرنگاران دویچه وله به مهاجران جوان چه گفتند؟ | مهاجرت به اروپا | DW | 11.10.2017
  1. Inhalt
  2. Navigation
  3. Weitere Inhalte
  4. Metanavigation
  5. Suche
  6. Choose from 30 Languages

مهاجرت به اروپا

رضا و عباس خبرنگاران دویچه وله به مهاجران جوان چه گفتند؟

دویچه وله میزبان گروهی از مهاجران جوانی بود که بدون خانواده های شان به آلمان آمده اند. دو خبرنگار که پیشینه مهاجرت دارند، تجارب شان را با این جوانان شریک ساخته و محتوای این رسانه در مورد مهاجران را به آنان معرفی کردند.

بهتر از هر کسی می توانم درک کنم نگرانی های شان چه بود. من خودم یک مهاجرم و علاوه بر این هر روزم با خبرهای کشورهای مبداء مهاجران و سیاست مهاجرت کشورهای اروپایی می گذرد. مسیر دشواری که این پناهجویان جوان می گذرانند را من قبلا گذرانده ام.

من رضا شیرمحمدی هستم، یک خبرنگار زاده افغانستان که شش سال و شش ماه و پانزده روز است در آلمان زندگی می کنم. حالا در جایی قرار دارم که باید تجربه هایم را با مهاجران تازه وارد تقسیم کنم. از زمانی که آمدم بدون حمایت مالی دولتی زندگی کرده ام. فراز و فرودهای زیادی را دیده ام و حس مهاجران تازه وارد را خوب می فهمم.

نگاه های شان سرگردان بود. در یکی از اتاق های کنفرانس به حرف های یاسمین القنابی همکارم گوش می کردند که به آلمانی برای شان در مورد محتوای معلوماتی و آموزشی دویچه وله برای مهاجران توضیح می داد. احاب التنانی شوهر یاسمین در "دهکده مسیحی برای جوانان" و در هماهنگی با اداره امور جوانان و اداره امور مهاجرت شهر ویسن کار می کند. او از یک گروه ۲۶ نفری مهاجران جوان مراقبت و سرپرسی می کند که از کشورهای مختلف هستند.

احاب و یاسمین ۱۰ تن از آنان را که پنج عرب و پنج افغان بودند، به دویچه وله آوردند تا با من و عباس الخشالی همکار عراقی ام آشنا سازند؛ چراکه من و عباس پیشینه مهاجرتی داریم. عباس برای بخش عربی دویچه وله کار می کند و سال های بیشتری از من در آلمان بوده است.

من و عباس با مهاجران خوش و بش کرده و سر سخن را در دو گروه جداگانه گشودیم. حرف هایم را با پنج مهاجر جوان افغان با این جمله آغاز کردم: «من زندگی ام را اینجا دوباره از صفر آغاز نمودم». این شاید خوشایند نبود، اما واقعیتی است که هر مهاجری به آن باور دارد و تجربه می کند.

دغدغه های بسیاری داشتند. دو نفرشان زیرسن بودند و دو نفر به تازگی ۱۸ ساله شده اند. دو مهاجر زیرسن فقط اقامت یک ساله و "ممانعت از اخراج" به دست آورده اند؛ در حالی که دو تن دیگر که ۱۸ ساله شده اند، درخواست پناهندگی شان رد شده است.

Deutsche Welle Bonn Besuch jugendlicher Migranten (DW/R. Shirmohammadi)

احاب التنانی نفر دوم در ردیف اول از سمت چپ

امان یکی از جوانان زیرسن خوشال بود که حداقل توانسته اقامت یک ساله و "ممانعت از اخراج" به دست آورد. وی گفت: «حالا دیگر زیاد چرت و فکر ندارم و می توانم بهتر روی درس و برنامه ریزی برای زندگی ام تمرکز کنم». هرچند او دوست داشت به عنوان پناهنده قبول شود و حق اقامت طولانی تر به دست آورد.

سوال اول شان این بود که چطور توانسته ام در آلمان خودم را پیدا کنم و اینجایی که هستم برسم؟ جواب من هم همانی بود که به همه مهاجران تازه وارد می دهم: «هدفم را مشخص ساختم. از خودم پرسیدم من کی هستم؟ چرا اینجا هستم؟ می خواهم چه کنم؟». بعد هم به آنها توضیح دادم که "کلید ادغام اجتماعی" فراگیری هرچه زودتر و بهتر زبان جامعه میزبان است.

خلاصه از همه جا و همه چیز مربوط به چند و چون زندگی یک مهاجر در یک ساعتی که وقت داشتیم با آنها صحبت کردم. لحظه ای فکر کردم شاید حس کنند نصیحت شان می کنم و خوششان نیاید. حرفم را قطع کردم و گفتم حالا شما سوال کنید.

از چهره شان معلوم بود سوال های زیادی دارند. یکی پرسید چرا نُه ماه است که جواب رد گرفته و پس از اعتراض به محکمه، دیگر اداره امور مهاجرت به وی پاسخی نداده؟ راستش برای این پرسش پاسخ واضحی وجود ندارد. حالا در اداره های آلمان به خاطر رسیدگی به صدها هزار درخواست پناهندگی و کمبود کارمند اکثرا چنین چیزی معمول است.

Deutsche Welle Bonn Besuch jugendlicher Migranten (DW/R. Shirmohammadi)

سمیر امیرزاده

دیگری پرسید چطور می توانم دوره کار آموزی پیدا کنم؟ این پرسشی بود که برایم فرصت را فراهم کرد تا به آنها توضیح دهم چطور می توان با آغاز یک دوره کارآموزی حرفه ای از اخراج به افغانستان جلوگیری کرد و در آینده با اقامت کاری در آلمان ماند. صفحات ویژه دویچه وله در زمینه مهاجرت و آموزش زبان آلمانی را به آنها معرفی نموده و خواندن چند گزارش معلوماتی را پیشنهاد کردم.

این جوانان که در شهر ویسن مکتب می روند، سوال هایی نیز در مورد ادامه تحصیل و شرایط کاری داشتند. اما از همه مهمتر وضع و آینده مبهم اکثر مهاجران افغان برای شان پرسش برانگیز بود که درخواست پناهندگی شان رد شده است.

سمیر امیرزاده یکی از این مهاجران که تازه ۱۸ ساله شده، درخواست پناهندگی اش برای اولین بار رد شده است. وی گفت: «از زمانی که جواب منفی گرفتم، ناامید شدم و نگران هستم. امروز که به دویچه وله آمدم، فهمیدم که کارهای زیادی باید انجام بدهم و راه های زیادی هست که اینجا بمانم». وی افزود کمی امیدوار شده است: «فهمیدم که باید دنبال یک دوره کارآموزی حرفه ای باشم. باید زبان را بهتر یاد بگیرم، بیشتر تلاش کنم و برای زندگی ام برنامه ریزی داشته باشم».

عباس هم با گروه پنج نفری مهاجران عرب زبان صحبت می کرد. صحبت شان گرم بود. هرچند نمی دانستم به زبان عربی با هم چه می گویند، اما مشخص بود که مهاجران جوان با دقت به حرف های عباس گوش می کنند. او خبرنگاری کارکشته است و تجربه های زیادی دارد.

احاب التنانی و یاسمین گفتند که گفتگو با این مهاجران جوان به آنان روحیه بخشیده تا امیدوار باشند که آنها هم می توانند بلاخره راه شان را در کشور میزبان پیدا کنند. الحاب گفت: «هدف ما هم همین بود که این جوانان انگیزه بیابند. خواستیم ببینند که مهاجرانی مثل برخی خبرنگاران دویچه وله هستند که حالا در شبکه ای معتبر جهانی کار می کنند». وی اضافه کرد: «همچنان امروز این جوانان اطلاعات مفیدی در مورد سبک زندگی، کاریابی و ادغام اجتماعی مهاجران به دست آوردند. با برنامه جدید آموزش زبان دویچه وله هم معرفی شدند». 

خلاصه حرف ها تمامی نداشت و من باید دوباره به دفتر کارم برمی گشتم تا برای برنامه رادیویی گزارشی تهیه کنم و هم این گزارش را برای شما بنویسم. جوانان حتی در مسیر بدرقه شان تا دروازه خروجی نیز سوال می پرسیدند. بلاخره قرار بر این شد که اگر سوالی داشتند، با من تماس بگیرند و اگر فرصتی مهیا شد، بیرون از دویچه وله یک دیگر را ببینیم.

امروز روز خوبی بود؛ چراکه برای اولین بار فکر کردم باعث شدم چند جوان به آینده شان امیدوار شوند. وقتی با من خداحافظی می کردند، لبخندی روی لبان شان بود؛ اما من به گذشته خودم و آینده ای فکر می کردم که این جوانان پیش رو دارند. برای شان بهترین ها را آرزو دارم و مطمئنم که اگر بخواهند، حتما می توانند.

رضا شیرمحمدی

DW.COM

WWW links

آگهی