راهبرد جديد امريکا براي افغانستان و پاکستان | افغانستان | DW | 05.05.2009
  1. Inhalt
  2. Navigation
  3. Weitere Inhalte
  4. Metanavigation
  5. Suche
  6. Choose from 30 Languages

افغانستان

راهبرد جديد امريکا براي افغانستان و پاکستان

"اوضاع افغانستان پيچيده است، اما ما مي دانيم که در آنجا چه بايد کرد و ما در آنجا فضاي تحرک کافي داريم. اوضاع پاکستان اساساً پيچيده تر است..."

دیدار اوباما از سربازان امریکایی در افغانستان

دیدار اوباما از سربازان امریکایی در افغانستان

بارک اوباما قبل از احراز مقام رياست جمهوري، به عنوان سناتور نيز استراتيژي حکومت بوش را در قسمت آسيايي جنوبي مورد ا نتقاد قرار مي داد؛ او مي گفت که جنگ در عراق منابع زيادي را به هدر مي دهد و توجه را از مشکل واقعي منحرف مي سازد: از تقويت شبکه القاعده. طالبان نيز که از طرف ايالات متحده امريکا شکست خورده پنداشته مي شدند، از اشتباه ايالات متحده امريکا بهره برداري کرده و خود را در افغانستان و پاکستان مجدداً سازماندهي کردند. به اين دليل اوباما در در نخستين ماه هاي رياست جمهوري اش امر اخراج بخشي از سربازان امريکايي از عراق را صادر کرد و در مقابل بر اعزام سربازان بيشتر در افغانستان تأکيد نمود و به ويژه توجه اش را به پاکستان معطوف کرد.

بنياد گرايان افراطي از خاک پاکستان به افغانستان نفوذ و به عمليات تروريستي شان دست مي زنند و شورشيان در افغانستان بي ثباتي در پاکستان را تشديد مي کنند. استراتيژي جديد ايالات متحده امريکا براي منطقه به اين منظور است تا مسأله را در اين رابطه در نظر گيرد. چنانچه هيلري کلينتون وزير خارجه در برابر کميسيون مجلس سنا در امور خارجه توضيح داد که هدف اين استراتيژي:

طالبان نيز که از طرف ايالات متحده امريکا شکست خورده پنداشته مي شدند، از اشتباه ايالات متحده امريکا بهره برداري کرده و خود را در افغانستان و پاکستان مجدداً سازماندهي کردند

طالبان نيز که از طرف ايالات متحده امريکا شکست خورده پنداشته مي شدند، از اشتباه ايالات متحده امريکا بهره برداري کرده و خود را در افغانستان و پاکستان مجدداً سازماندهي کردند

"تجزيه کردن سازمان تروريستي القاعده، از ميان برداشتن و پيروزي بر آن و جلوگيري از عقب نشيني بدون نقصان اعضاي اين شبکه در بخش هاي از خاک افغانستان و يا پاکستان است."

در اين رابطه حالا توجه کارشناسان قبل از همه به کشور بي ثبات پاکستان جلب شده است. جان ناگِل (John Nagel)، رييس "مرکز در امور امنيت جديد امريکا" در سمينار شوراي روابط خارجي اظهار داشت:

"اوضاع افغانستان پيچيده است، اما ما مي دانيم که در آنجا چه بايد کرد و ما در آنجا فضاي تحرک کافي داريم. اوضاع پاکستان اساساً پيچيده تر است. ما در اينجا مجبور به عمل در کشوري هسيتم که مغرور و مستقل است. پاکستان داراي ساختارهاي پا برجا است، اما اين ساختار ها جهت مقابله با تهديد ها مناسب نيستند، تهديد هاي که پاکستان حالا در برابر آن ها قرار دارد."

به طور نمونه از نظر ناگل باوجود آن که ارتش پاکستان در موقعيتي قرار دارد تا دشمني را از يک منطقه براند، اما سربازان قادر نيستند تا آن منطقه را نگهدارند و نيز نمي توانند در آن جا زيرساخت هاي مطمئني به وجود آورند؛ اما در مبارزه عليه شورشيان هرسه توانايي لازم است. او تأکيد مي کند:

"ما بايد ارتش پاکستان را در اين جهت آموزش دهيم تا عليه شورشيان با موفقيت مبارزه کنند. اين يک روند آموختن است که ارتش ايالات متحده امريکا مي بايست در سال هاي اخير ياد بگيرد و حالا ارتش پاکستان در برابر چنين امري قرار دارد."

از نظر ليزا کورتيس کارشناس ديگر، فقدان توانايي اجرايي دليل مهم است که حکومت پاکستان را بيشتر وادار به مصالحه با طالبان کرده است. مثلاً واگذار کردن درۀ سوات براي طالبان تا آنها در آنجا شريعت خاص شان را اجرا کنند.

ارتش پاکستان در موقعيتي قرار دارد تا دشمني را از يک منطقه براند، اما سربازان قادر نيستند تا آن منطقه را نگهدارند

"ارتش پاکستان در موقعيتي قرار دارد تا دشمني را از يک منطقه براند، اما سربازان قادر نيستند تا آن منطقه را نگهدارند"

بارک اوباما در کنفرانس خبري در هفته گذشته هراس اش را از وضعيت ناثبات پاکستان چنين بيان کرد:

"هراس من اين نيست که [حکومت پاکستان] به زودي سقوط مي کند و طالبان بر پاکستان حاکميت مي يابند، بلکه هراس من به اين دليل است که حکومت در آنجا بسيار شکننده است و در موقعيتي نيست تا خدمات بنيادي را دراختيار قرار دهد، از قبيل مکاتب، خدمات صحي، دولت قانون و نظام حقوقي که براي اکثريت مردم کارا باشد."

آنچه که هرچه بيشتر اوضاع در پاکستان را بسيار پيچيده ساخته است، ذخاير سلاح هاي اتمي آن است، چيزي که حکومت ايالات متحده امريکا سعي مي کند تا آن را بي اهميت جلو دهد. مثلاً بارک اوباما در اين باره اظهار داشت:

"من مطمئن هستم که ذخاير سلاح هاي هسته يي پاکستان به دست هاي شورشيان نمي افتد."

هدف اوباما از گفتگو با سران پاکستان و افغانستان، آصف علي زرداري و حامد کرزي در واشنگتن در اين هفته قبل از همه دو چيز است: از يک طرف اوباما مي خواهد آن دو را مطمئن سازد که امريکا هر دو کشور را از نظر سياسي، نظامي و اقتصادي مورد حمايت قرار مي دهد؛ از جانب ديگر اوباما بر اين امر اصرار مي ورزد تا حکومت پاکستان و افغانستان در مقابل کمک هاي امريکا مسوول و حسابده باشند. اوباما نيز مي خواهد واضح سازد که ايالات متحده امريکا بر حملات راکتي بر اهداف شورشان در خاک پاکستان ادامه خواهد داد، تا زماني که پاکستان خود حاضر به اجرايي چنين اقداماتي نباشد و توانايي آن را نداشته باشد.

برگمن/ مبلغويراستار: ملک

آگهی