دیدگاه های داکترابوالحسن بنی صدرنخستین رئیس جمهورایران درمورد نامه احمدی نژاد به بوش | مصاحبه ها | DW | 11.05.2006
  1. Inhalt
  2. Navigation
  3. Weitere Inhalte
  4. Metanavigation
  5. Suche
  6. Choose from 30 Languages

مصاحبه ها

دیدگاه های داکترابوالحسن بنی صدرنخستین رئیس جمهورایران درمورد نامه احمدی نژاد به بوش

به قول سرمقاله نويس لوموند : اين رژيم تنها قدرت جهان؛ امريکا را مي شناسد. ( اين) يک اعتراف است که امريکا يک قدرت برترجهان است. تصديق مي کند که اداره امورد نيا دردست امريکا است. منتهي به ايشان مي نويسد که شما بد تصدي کرديد.

دکترسیدابوالحسن بنی صدرنخستین رئیس جمهورایران

دکترسیدابوالحسن بنی صدرنخستین رئیس جمهورایران

دويچه ويله :آقاي بني صدر؛ آقاي احمدي نژاد رئيس جمهورايران نامه اي به آقاي بوش رئيس جمهورامريکا نوشته است. تحليلهاي گوناگوني ازاين نامه صورت گرفته است. انگيزه نوشتن اين نامه توسط آقاي احمدي نژاد را شما درچه مي بينيد؟

بني صدر: عرض کنم به شما ؛ شنيده ايد اين ضرب المثل فارسي را : " ازکوزه همان برون تراود که دراوست." بنابراين درخود متن نامه است که هدفها را جستجو بايد کرد. والا خواهند گفت که شما سوء نظرداريد، وازبيرون مي خواهيد چيزهايي را به آن نوشته نسبت بدهيد که درآن نيست. به خود متن که مراجعه بکنيم ، مي بينيم که اول خطاب به رئيس جمهورامريکا است. خوب معناي اين چيست؟ غيرازاين رئيس جمهورامريکا دولت ديگري دردنيا وجود ندارد؟ چرا!؟ ولي معناي اينکه نامه خطاب به اواست، به قول سرمقاله نويس لوموند : اين رژيم تنها قدرت جهان؛ امريکا را مي شناسد. ( اين) يک اعتراف است که امريکا يک قدرت برترجهان است. تصديق مي کند که اداره امورد نيا دردست امريکا است. منتهي به ايشان مي نويسد که شما بد تصدي کرديد.

دويچه ويله : جناب بني صدر، آقاي احمدي نژاد گفته است که اين اولين نامه است ودرآينده به ديگرسران دولتها نيزنامه هايي خواهد نوشت.

بني صدر: خوب، حالا به ديگران هم بنويسد. حال ماداريم درمورد محتواي اين نامه صحبت مي کنيم . درمورد نامه هاي ديگربايد محتواي آنها را ديد. فعلاً دراين نامه مخاطب اوامريکا است ومحتواي نامه مي گويد که آنچه درپنج قاره دنيا مي گذرد، اين را به امريکا نسبت مي دهد. يعني مي پذيرد که امريکا قدرت اداره کننده جهان است ، منتها اعتراض مي کند که شما بد اداره مي کنيد. ولي درخود نامه يک اشاره کوتاهي است که شما چرا پيشرفت علمي وتکنولوژيک رابرديگران روا نمي بينيد. درواقع معناي اين اشاره کوتاه اين است که هرگاه ازراه مذاکره امريکا حاضربشود؛ ماهم حاضريم مذاکره بکنيم . خوب ، اثراولش اين است که آن شش کشور(و) درنتيجه شوراي امنيت ؛ تصميم ( گيري) را به تأخيربياندازند، که ببينند حالا امريکا چه واکنشي نشان مي دهد. درواقع هدف سوم ، هدف اول اينکه : امريکا قدرت اول جهان است، دو(م )، يک " گفتي" انجام شده ومحتاج يک "گويي " است – جوابي است ازجانب امريکا- درنتيجه يک تحصيل زماني است براي اينکه شوراي امنيت تصميمش را به عقب بياندازد. غيرازاينها هنوزهدفها دارد.

دويچه ويله :يعني شما فکرمي کنيد که آقاي احمدي نژاد آخرين ابزارش را به خاطرمشکلات هسته اي ايران مي خواهد استفاده بکند؟

بني صدر: من مي گويم نه، اومي خواهد که دريک جريان درخود رژيم که با امريکا درگفتگو بوده ، واين درواقع با نوشتن اين نامه يک سبوتاژکرده – يک خرابکاري کرده – درکارآن مذاکره کنندگان واين نامه برخلاف آنچه گفتم که ظاهرش " گفت " است، محتاج جواب است، اما محتواي (نامه) يک رئيس قوه مجريه اي که مي بايست پيشنهادات مشخصي راجع به مسائل ارائه بدهد تا بشود رويش گفتگو کرد؛ نيست.اين نامه درواقع بلکه جلوگيري ازآنست. يعني مي خواهد به دنياي اسلام بگويد ، به مردم استغاثه کند- که ما مظلوميم ، به خاطرآنکه دربرابرزورگوييهاي امريکا ، وکيل مدافع شمائيم .

خوب اگرروابطش را با اينها( امريکا) عادي کرد؛ مي گويند که پس قبول کردي که باهمين هم ميشود رابطه را عادي کرد. ديگرلطف کرده به زورگوييهاي خودت درايران خاتمه بده . براي اينکه آنچه را که خطاب به آقاي بوش نوشته است، صد ( چند ) بيشتر(ش) را خود با مردم ايران مي کنند.

دويچه ويله : آقاي بني صدر، خيلي ها معتقد اند که بااين اقدام آقاي احمدي نژاد خواسته است که ابتکارعمل را دست خودش بگيرد.

بني صدر: همين را که حالا گفتم .يک دسته رقيب دارند به رهبري آقاي هاشمي رفسنجاني که اصلاح طلبها هم (دربين آنها )استند. اينها درسال 2003 درهمين فصلي که الان داريد شما حرف مي زنيد- دربهار2003- موافقت آقاي خامنه اي را به دست آوردند که ازطريق سفارت سويس به امريکا پيشنهاد گفتگو کردند- درمورد همه مسائل – آن وقت آقاي بوش تن به اين گفتگو نداد.( در) اين ايام شبکه آقاي هاشمي رفسنجاني که با امريکاييها مشغول گفتگوبوده، به حکومت آقاي بوش گفته است که اگراين اصلاح طلبها شکست خوردند، واين راديکالها حاکم شدند؛ زيرسرشما امريکاييها است . حالاهم درايران کسي که مي تواند وضعيت رادردرون رژيم برگرداند؛ هاشمي رفسنجاني است. هرگاه امريکا فکرتغييررژيم را رها کند، آقاي رفسنجاني مي تواند اوضاع را دردست بگيرد وتحول تدريجي مثل چين و حل مشکلات ( راسبب شود).

اين آقا براي کارشکني درکارآنها دست به انتشاراين نامه زد، البته به اين کارتنها اکتفا نکرده ؛براي آنکه آن شبکه وآن گروه را فلج کنند؛ دستگيريهايي درخودايران هم انجام داده اند.

دويچه ويله : آقاي بني صدر، معمولاً عرف قبلي طوري بوده است که نامه را رهبران مي نوشته اند. مثلاً درگذشته آقاي خميني اين کاررا کرده ونامه اي به گرباچوف نوشته بود. حالا چرا آقاي احمدي نژاد اين نامه را نوشته است، وچراآقاي خامنه اي آنرا ننوشته است؟

بني صدر: چرا ؛ به دليل اينکه فرض کنيم که آقاي خامنه اي مي خواست اين نامه را امضا کند، مي گفتند يک مقام روحاني است درمقام ارشاد به اصطلاح : کلمة حق عندسلطان جائر- سخن حق درنزدقدرت ستمگرکرده و اين مطالب ...وآن دنباله سياسي پيدا نمي کرد. آن اثري که الان براي شما توضيح دادم ؛ آن نامه به جا نمي گذاشت.پندنامه اي تلقي مي شد وارشاد نامه اي.هرچند آن آقا درسرکوبگري صد بارازاين مخاطب آقاي احمدي نژاد اگربدترنباشد، بهترنيست.اين به جاي خود ، ولي خوب اين نامه آنجوري ( آن طور) تلقي مي شد، چنانکه نامه آقاي خميني به آقاي گربا چوف – گرچه پوشش بود- آنهم واقعيت نداشت. نه اينکه خيال کنيد يک ارشادي بود، آنهم يک پوششي بود براي معامله اي . ظاهرش نامه بود ، باطنش يک چيزديگري.

دويچه ويله : آقاي بني صدر، پيآمداين نامه چه خواهد بود؟

بني صدر: پيآمد اين نامه : حالافرض بکنيم امريکا به اين نامه جواب بدهد- فعلاً که نخواسته است جوابي بدهد - اگرفرض کنيم که فشارآوردند که نخيرجواب بدهيد؛ اين دوجواب دارد: يک جواب اينکه مي شود مثل اين آقا يک جواب ايدئولوژيک وفهرست تبهکاريها که مثلاً شما به عنوان رژيم هشت سال جنگ کرديد، دوملت را تباه کرديد، زندانهايت اينجور( چنين) بود، اعدامهايت اينجوربود و.... درواقع اين به او مي گويد که تواين جنايت را کردي ، آنهم به اين مي گويد که تواين جنايت را مي کني . اين کاربه جايي نمي رسد. يک وقت است که مي خواهد جواب سياسي بدهد. مي گويد: آقا به طورمشخص درست اينکه دنيا اينجوراست ، وضعيت خوب نيست، لطف فرموده شما به اين خرابي اضافه نکنيد. دست ازتوليد اتوم برداريد. اين بازهنوزمشکل را حل نمي کند. يک جواب ديگردارد که بگويد : بسيارخوب ، من حاضرم درهمين گفتگوهايي که شما با اروپاييها داريد، من هم شرکت مي کنم ، موضوعات مشخص اينهاست ، بنشينيم باهم گفتگو کنيم .

دويچه ويله : آقاي بني صدربه عنوان آخرين سوال مي خواستم يک نتيجه گيري کنيم : آينده دولت ايران را چگونه مي بينيد، فکر مي کنيد که با امريکا کنارمي آيد وزانو مي زند به گفته هاي امريکا؟

بني صدر:اميد من اين است که امريکا وضعيت را بفهمد وازاين دوکارحتماً چشم بپوشد: يکي تهديد ايران به جنگ وديگري تهديد به تحريم، تامردم ايران فرصت پيدا کنند، مجال پيداکنند، خود را ازشراين رژيم رهاکنند. اگراين کاررا نکردورفت روي فشار، بستگي کامل به اين دارد که در اين فشار روس وچين را هم مي تواند با خود موافق بکند ويا نکند. اگرآنها را موافق بکند براي رژيم کنوني مثل دفعات قبل چاره اي نمي ماند جزجام زهرتسليم را سرکشيدن . حالا اميد من اين است : اولاً مردم ايران هوشيارباشند وابتکارعمل را خود به دست بگيرند ، دواينکه اين آقاي بوش که ازجهت بنياد گرايي هيچ فرقي با آقاي احمدي نژاد ندارد سرعقل بيايد و دست ازفشاروتهديد خارجي نسبت به کشورما بردارد.

دويچه ويله : آقاي بني صدر، يک جهان سپاس وتشکرازشما