«در افغانستان امنیت جانی نداشتم، در آلمان امنیت روانی ندارم» | افغانستان | DW | 14.12.2019
  1. Inhalt
  2. Navigation
  3. Weitere Inhalte
  4. Metanavigation
  5. Suche
  6. Choose from 30 Languages
آگهی

افغانستان

«در افغانستان امنیت جانی نداشتم، در آلمان امنیت روانی ندارم»

در زمان مامورت نیروهای بین المللی آیساف در افغانستان، بسیاری افغان های با ارتش آلمان فدرال همکاری کردند که شمار زیادی از آنها تهدید شده و مجبور به ترک زادگاهشان شدند، اما در آلمان نیز امنیت روحی ندارند.

Afghanistan Ortskraft Qais Jalal (privat)

قیس جلال در زمان همکاری با اردوی آلمان در افغانستان

بسیاری از این همکاران سابق اردوی آلمان در این کشور احساس می کنند که پذیرفته نمی شوند. قیس جلال یکی از آنها است که در وضعی نامطمئن به سر می برد.

شمار زیادی از افغان ها در آن زمان به عنوان ترجمان، محافظ و یا رانندگان در اردوی آلمان کار می کردند. قیس جلال ۱۸ ساله بود که به عنوان ترجمان کارش را آغاز کرد.

او شش سال سربازان ارتش آلمان را شب و روز در بسیاری نقاط افغانستان و در مناطق خطرناک جنگی همراهی کرد. قیس قصه می کند: »در آغاز، زمانی که سربازان آلمان واسکت و کلاه حفاظتی را به من دادند، احساس خوبی نداشتم. من فقط فکر کردم که خدایا حالا به کدام طرف حرکت می کنیم؟«

از آن زمان به بعد ترس او را در هر عملیات همراهی می کرد. به خصوص که وضعیت امنیتی بعد سال ۲۰۱۰ آشکارا بدتر شد. اما این خطر باعث نشد که او به کار با سربازان آلمان ادامه ندهد. او می افزاید: »من همیشه شاهد اتفاقات بدی بودم. من در جنگ به دنیا آمده و در جنگ بزرگ شدم؛ به این دلیل توانستم مدت شش در جنگ برای اردوی آلمان نیز کار کنم.«

Qais Jalal (DW)

قیس جلال حالا با خانواده اش در شهر لایپزیگ آلمان زندگی می کند

وینفرید نختوی، کارشناس امور سیاسی امنیتی می گوید که کارمندان ملکی افغان برای سازمان های امدادی غیردولتی و اردوی آلمان نقش بسیار مهمی داشتند. امروز نیز حدود ۱۶۰۰ امدادگر افغان در افغانستان مشغول اند، باوجود آنکه ماموریت آیسف در سال ۲۰۱۴ رسماً پایان یافت.

خیانتکار، کافر و خائن

در مورد بسیاری از این همکاران نیروهای خارجی و موسسات بین المللی در افغانستان پیش داروی هایی وجود دارد. قیس می گوید: »اگر طالبان من را می گرفتند، فوراً سرم را جدا می کردند؛ اما افراطی های محلی نیز با من مخالف داشتند. من معمولا این کلمات را از آنها می شنیدم: خیانتکار، کافر و خائن.«

قیس بعد از شش سال کار با اردوی آلمان، از سرپرستش خواهش کرد که به او کمک کند تا با خانواده اش به آلمان برود. بالاخره او اجازه یافت تا باهمسر و پسرش به عنوان بخشی از برنامه ادغام برای همکاران محلی آلمان، به این کشور بیاید.

Afghanistan Ortskraft Qais Jalal (privat)

قیس جلال در زمان همکاری با اردوی آلمان در افغانستان

او زبان آلمانی را آموخت و در یک سال شهادتنامه مکتب را با نمره خوب به دست آورد و به عنوان امدادگر امور ادغام در اداره خارجی ها در شهر لایپزیگ آلمان مشغول کار شد. او نمی خواست وابسته به کمک های دولتی باشد. باوجود آن هم احساس خوشبختی ندارد؛ زیرا بعد از پنج سال زندگی در آلمان، مدت اقامتش هنوز هم محدود است.

قیس باور دارد که او در افغانستان برای آلمان کار زیادی انجام داده و حتی جانش را به خطر انداخته است. حالا وزارت داخله تصمیم گرفته است که مدت اقامت قیس و دیگر همکاران محلی سابق اردوی آلمان را تا پایان سال ۲۰۲۱ تمدید کند. این امر برای او یک تسلی خاطر کوچک است. اما بعد از دو سال او انتظار دارد که آلمان برای او به عنوان کارمند پیشین اردوی این کشور، برای در دراز مدت حق یک زندگی جدید در وطن جدیدش فراهم کند.

 والتر، ترزا  کلارا

آگهی