خوشبختی را چگونه و کجا می‌توان یافت؟ | آلمان و جهان | DW | 01.10.2019
  1. Inhalt
  2. Navigation
  3. Weitere Inhalte
  4. Metanavigation
  5. Suche
  6. Choose from 30 Languages
آگهی

آلمان و جهان

خوشبختی را چگونه و کجا می‌توان یافت؟

همه ما به دنبال خوشبختی هستیم و در جویای یافتن آن گاه گاهی موفق هم می شویم. خوشبختی چه هست؟ و کجا می توان آن را یافت؟ یک نکته تا حدی روشن است که خوشبختی زیاد هم دور نیست.

چیزهایی که باعث خوشبختی ما می شود، می توانند بسیار متفاوت باشند. از خوردن آیس‌کریم گرفته تا تعریف و تمجید شدن، طلوع آفتاب یا تولد یک کودک. هر چیزی می تواند فردی را خوشحال یا خوشبخت گرداند. با این حال خوشبختی و سعادت را می توان بسان هنرمندی دانست که خود را پوشانده است و ما اغلب متوجه او نمی‌شویم، هرچند در نزدیکی ما قرار دارد. هر کسی که آن را پیدا کند، می تواند خود را به معنای واقعی کلمه خوشبخت عنوان کند.

بر اساس یک تعریف روانشناختی، "خوشبختی نوعی احساسات بسیار قوی و مثبت است. خوشبختی یک وضعیت کامل و پایدار از رضایت شدید است."

خوشبختی مبتنی بر این تعریف ممکن است فلسفی به نظر برسد، اما در واقع قابل اندازه گیری است. کریستوف کسلر، متخصص مغز و اعصاب، محقق و نویسنده، می گوید که خوشبختی با کمک تصویرسازی تشدید مقناطیسی (ام آر ای) از مغز قابل نظارت است. او می گوید: "ما یک مرکز ویژه به نام سیستم مزولیمبیک در مغز داریم که به مرکز خوشبختی نیز شهرت دارد. وقتی که ما چیزی بسیار قابل توجه و احساس‌برانگیز را تجربه می کنیم، مثلا شهادتنامه ای به دست می آوریم و یا کودکی تولد می شود، این مرکز فعال می شود و دوپامین در مغز جریان پیدا می کند." کسلر می گوید که دوپامین، که به آن هورمون شادی نیز گفته می شود، مسئول خوشبختی بیش از حد در انسان است.

نشئه خوشبختی

کسی که لحظات خوشبختی را می شناسد، چه در نتیجه کیف بردن از یک غذا، توصیف و یا دست آوردی در زندگی باشد، می داند که خوشبخت بودن چه احساس خوبی است. این احساس نباید متوقف شود و اگر توقف داده شود، به زودی برخواهد گشت. کسلر به این باور است که مفهوم تکاملی این احساسات دقیقاَ در همین نکته نهفته است. او می گوید: «احساس خوشبختی با میل به تکرار آنچه این احساس را ایجاد کرده است، مرتبط است.»

از این رو نشئه خوشبختی ثمره رفتار موفقیت‌آمیز و نتیجه‌بخش است و فردی که مست خوشبختی است، تشویق می شود تا عمل قهرمانانه اش را تکرار کند. محققان مغز می گویند که این امر در رشد بشریت اهمیت اساسی داشته است.

کسلر می گوید: "متأسفانه مواد مخدر نیز سیستم شادی را تحریک می کنند." هروئین، تنباکو یا الکول ما را به سمت خوشبختی کوتاه مدت سوق می دهد و گذشته از آن ما را به سرعت وابسته یا معتاد می کند. بنابراین او می گوید که تلاش برای یافتن خوشبختی همچنین می تواند ما را به دام بیاندازد.

خوشبختی تا خوشبختی است

یوهانس میشالاک، استاد روانشناسی و روان درمانی در دانشگاه ویتن / هردک می گوید که خوشبختی به اشکال متفاوت پدیدار می شود که "نشئه خوشبختی" شدید اما زودگذر تنها یکی از آنهاست. علاوه بر این، میشالاک محقق «ذهن‌آگاهی» یا حضور در لحظه نیز است.

ذهن‌آگاهی همچنین در آموزه‌ها و میدیتیشن بودایی نقش اساسی دارد. در غرب، آموزش در بخش ذهن‌آگاهی عمدتاً از طریق روش های مختلف روان درمانی انجام می شود.

هرکسی که معتقد باشد خوشحالی تنها وقتی پیدا می شود که هورمون دوپامین در مغز به بالاترین میزان اش جریان پیدا کند، بسیار وابسته به شرایط بیرونی است. چنانچه همه می دانیم، زندگی عاری از دشواری و مشکلات نیست و زیاد طولانی هم نیست.

میشالاک می گوید خوشبختی همچنین می تواند بی سر و صدا پیدا شود. او توضیح می دهد: «ذهن آگاهی توجه انسان را به تجربیاتی متمرکز می‌کند که در همین جا و اکنون رخ می دهد، نه به روشی که انتظار بکشیم.»

اگر کودکان را در جریان بازی نظاره کرده باشیم، باید این تصور نزد ما پیدا شده باشد که "بودن در اینجا و اکنون" چه معنی دارد. برای اطفال دشوار نیست که با تمام تمرکز در "زمان حال" غرق شوند. برای آنها گذشته فقط به اندازه آینده نقش ناچیز دارد.

میشالاک می گوید: "با این وجود، ما در زندگی روزمره اغلب مشغول فکر کردن در مورد گذشته یا آینده هستیم، بنابراین به ندرت در لحظه ای که واقعاً هستیم، می باشیم.»

خوشبختی به شجاعت نیاز دارد

خوشبختی به شجاعت نیاز دارد، به این معنی که ما دایماً چیزی را از دست می دهیم. میشالاک می گوید: "ثروت یا مزیتی که لحظه اکنون با خود دارد، با تمرکز روی مشکلات از دست می رود." به بیان دیگر، وقتی در هنگام پیاده روی ذهن خود را مصروف رئيس بد، همکاران نه چندان خوب و یا شوهر ناسازگار بکنیم، متوجه هوای تازه و خنک پاییز و رنگ های زیبای این فصل نخواهیم شد.

به این ترتیب نه تنها لحظات خوشبختی از دست می روند، بلکه غرق شدن در افکار منفی حتی به افسردگی نزد فرد منجر می شود. در اینجا هم ذهن آگاهی می تواند کمک کند. تمرکز بر لحظه ای که در آن هستیم، روند غرق شدن در افکار منفی را قطع می کند. به جای اینکه خود را در خیال های دلگیرکننده در مورد چیزهای منفی خود غرق کنیم، حواس ما باید روی آنچه در حال حاضر تجربه می کنیم متمرکز شود.

فقط کسانی که وقت خود را برای تمرکز روی لحظه کنونی صرف کنند، می توانند در پایان توانایی عملکرد داشته باشند. میشالاک توضیح می دهد: «ذهن آگاهی می تواند به تصمیم گیری کمک کند: مثلا آیا رئیس ام آنقدر آزاردهنده است که مجبور به تغییر شغل هستم یا می توانم او را چنانکه هست قبول کنم.»

درد بخشی از آن است

ذهن آگاهی فقط به معنای این نیست که زیبایی های جهان، گل های شگفته، آواز پرندگان یا غذاهای خوشمزه را مورد تمرکز قرار بدهیم. وقتی کسی تمرکز ذهنی داشته باشد بیشتر خود را احساس خواهد کرد و این می تواند در پهلوی دیگر مسایل دردآور هم باشد. میشالاک می گوید، درک خشم یا اندوه خودی یک جنبه اساسی ذهن آگاهی است. بخش بزرگی از بدبختی بشر این است که ما با احساسات ظاهراً منفی خود در جنگ هستیم، به جای اینکه بگذاریم این احساسات منفی بیاید و دوباره ما را ترک کند.

بنابراین خبر خوب این است، کسانی که ذهن آگاهی دارند، در همه جا خوشبختی را پیدا می توانند. نکته بد این است که راه به سوی سعادت و خوشبختی لزوماً بدون درد نیست. البته هنوز هم امکان پیدا کردن یا حفظ احساس خوشبختی وجود دارد، مثلا در رابطه جنسی یا سکس، خوردن یا استفاده از مواد مخدر.

اما خوشبختی همیشه یکسان نیست. میشالاک می گوید: "مطالعات نشان داده است که کودکان در ابتدا تأثیر منفی بر رضایت والدین از زندگی شان دارند." مثلا کم‌خوابی، استرس و احساس این که دیگر در زندگی برای خود وقت ندارند، باعث می شود والدین زندگی روزمره در کنار کودک را کمتر راحت احساس کنند و بیشتر باعث نارضایتی شان شود. او می افزاید که با وجود این "احساس داشتن یک زندگی معنادار در فرد افزایش می یابد."

یولیا فرگین/ ن. ک. ا.

DW.COM

صدا و ویدیوهای مرتبط با این موضوع

آگهی