خاموشی یک تاریخ نگار | جامعه و فرهنگ | DW | 10.10.2011
  1. Inhalt
  2. Navigation
  3. Weitere Inhalte
  4. Metanavigation
  5. Suche
  6. Choose from 30 Languages

جامعه و فرهنگ

خاموشی یک تاریخ نگار

روز سه شنبه هفته گذشته، استاد احمد علی محبی پژوهشگر، تاریخ نگار و فعال اجتماعی پس از بیماری جانگداز و رنج آور چند ماهه جان به جان آفرین داد و در آرامگاه شهر "دارم اشتت" آلمان به خاک سپرده شد.

استاد علی محبی، تاریخ نگار و نویسنده افغان

استاد علی محبی، تاریخ نگار و نویسنده افغان

برای وداع ابدی او جمع پر شماری از فرهنگیان، دوستان و وابستگانش گرد آمده بودند. نکته یی را که در اینجا نباید از خاطر برد، دگرگونی شگرفی است که در ماه های پسین در نحوۀ خاکسپاری هم میهنان ما رخ می دهد. از یک سو دولت آلمان و کارگزاران گورستان ها رسم خاکسپاری سنتی ما را مدرنیزه کرده اند و با جرثقیل به گورگاه متوفی یورش می برند و هتک حرمت به آیین دیرینه ما می کنند؛ و از سویی هم  قاریان و ملایان دعای سرگور و خطابه های سوگوارانۀ سنتی تان شان را مدرن و امروزین ساخته اند و بدعت های دیگری را از این کشور ارمغان  آورده اند.

برای ملایان، فرصتی نیکویی به دست آمده است تا با بهره گیری از میکروفون و بلندگو، صدای خود را  تا اقصای گورستان به گوش همه خفتگان آن خاموشخانه برسانند و از سویی هم  دستگاه "لپ تاپ" و یا "آی پد" خود را از زیر عبا بیرون آورند و با استفاده از یادداشتهای تهیه شده به پندار خودشان، ذهن جمعیت گرد آمده را روشن سازند و چنین پندارند که این همه آدم ها نه از این جهان جیزی می دانند نه از آن جهان.

اینان آسمان و زمین را بهم می بافند؛ به بحثهای سیاسی تخصصی دست می زنند. مخالفان شان را می کوبند و بر موافقان خویش درود می فرستند. پند و اندرز می دهند. حرافی می کنند. به زعم خویش از دانشهای امروزین سخن می زنند. بر نویسنده و شاعر و نخبگان جامعه می شورند و چون  به بیان عربان، متکلم وحده اند و یگانه سرای و رقیبی و معترضی  هم در آنجا  برای خویش نمی بینند که توان دهان گشودن داشته باشد؛ هرچه ناسزا هم که بر زبان مبارک جاری شد از بیان  آن دریغ نمی ورزند. در نماز جنازه همه را به زور به جماعت می خوانند، حتی آنانی را که مشکل طهارت دارند یا با ریشخند و ناز به باد ناسزا و اهانت می گیرند. اجتهاد می کنند. فتوی می دهند و حکومت مطلقه یی را در قبرستان به راه می اندازند. در پایان آیین سوگواری هم در مسجد، همان آش است و همان کاسه و قلقلۀ همان گفتمان سیاسی و همان پرخاش و ناسزا. باری این رشته سر دراز دارد که در آینده آن را پی خواهیم گرفت.

به هر روی، استاد محبی را به سینۀ خاک سپردند و دوستان و وابستگانش با اندوه برگشتند که هر یک از وی خاطرۀ نیکویی در ذهن داشتند. او با کسی سر جنگ نداشت. از پرخاش می گریخت و دلی را نمی آزرد. تمام زندگانی خویش را در جستجو  در تاریخ و کنکاش در زوایای تاریک رویدادهای گذشته گذراند.

شاد روان محبی در سال 1309 در کابل زاده شد. آموزش های نخستین را در همان شهر دید. عربی و انگلیسی را همانجا فرا گرفت و با گشایش انجمن تاریخ در سال 1322 در شمار سیزده تن از نخستین اعضای هیأت آن انجمن درآمد و از آن پس دل به تاریخ سپرد و از خرمن دانش استاد احمد علی کهزاد خوشه چینی کرد.

Buchcover Afghanistan's Hazaras and Qezilbashs von Ali Mohebbi

زمانی آموزگار بود و روزگاری ترجمان زبان انگلیسی و در همه  حال در اندیشۀ نسل جوان سرزمین خویش بود. او بود که برای شاگردان مدرسه کورس های یاری درسی گشود و دست به گشایش کتابخانه برای آنان زد.

در سالهای غربت هم بیکار ننشست. خواند. پژوهید و در حوزۀ تاریخ دست به کنکاش زوایای تاریک ومبهم  تاریخ زد. از سوی دیگر تلاشهای سیاسی و اجتناعی خویش را  نیز سامان داد. در کنفراس های وابسته به بحران کشور مقاله خواند. خود به برگزاری کانفرانس ها و سیمینارها دست زد و در سال های اشغال با خامه اش و زبانش با اشغال گران رزمید. دینمدار بود ولی عصبیت های دینی را بر نمی تابید. از همین رو از سال 2008 که خانۀ مولانا را در فرانکفورت گشودیم او به این خانه پیوست و همواره از اندیشۀ مولانا و توسع دینی و عقیدتی وی پاسداری کرد. او حتی در روزهای ناتوانی هم با یاری کراچی دستی خویش نفس زنان پله ها را یکایک می پیمو د و خود را به خانۀ مولانا می رساند تا پیوندش را با این خانه و با آن خواجه نگسلد.

چند ماه پیش از خاموشی، کتاب "هزاره و قزلباش در لا به لای تاریخ افغانستان" را انتشار داد؛ کاری که سی سال تمام به آن مشغول بود. او منابع گوناگون را دیده بود و به گفتۀ بیهقی کتاب بسیار فرو نگریسته بود . او در این  کتاب بر آن بود تا  نقش و کارکرد هزاره گان را که همواره تاریخ نگاران رسمی آگاهانه بر آن گرد فراموشی ریخته  بودند، در نظام و ادارۀ کشور نشان دهد و در بخشهای دیگری از تاریخ کشور نیز نگاه تازه یی داشته باشد. این کتاب در واقع داری پنج بخش است:
ـ تاریخ ویژه
ـ تاریخ عمومی
ـ تاریخ فرهنگ کشور
ـ خاطرات نویسنده


محبی که تاریخ کشور را  باز بینی کرده است، به خوبی می داند که نقش تاریخی بسا از گروه های تباری کشور ما آگاهانه نادیده گرفته شده است و بایسته است تا نگاهی تازه به تاریخ سرزمین ما انداخته شود و سیمای راستین قاید ملی و خاین ملی باز شناخته شود؛ و روشن گردد که چه کسانی برای آزادی و آبادی این مرز و بوم  رزمیده اند. او در جایی می نگارد:

"باید در مورد دیگر اقوام مملکت مثل تاجیک ها و پشتون ها و اوزبک ها و ترکمن ها و بلوچ ها و پشه یی ها و نورستانی ها و غیره، پرس و پال های بیشتر صورت پذیرد و دفترهایی در پیشینۀ واقعی هر کدام آنها بدون قدبلندک و برتری جویی قبیلوی، تدارک دیده شود".

روان این فرهیخت مرد پرتلاش و صریح اللهجه شاد باد  که دل به فرهنگ و دانش سپرده بود.

لطیف ناظمی
ویراستار: عاصف حسینی