جنگ غذا؛ گرسنگی به مثابه تهدیدی برای امنیت جهان | مجله حقوق بشر | DW | 23.11.2011
  1. Inhalt
  2. Navigation
  3. Weitere Inhalte
  4. Metanavigation
  5. Suche
  6. Choose from 30 Languages
آگهی

مجله حقوق بشر

جنگ غذا؛ گرسنگی به مثابه تهدیدی برای امنیت جهان

برآورد می شود که تا سال 2050 میلادی، نزدیک به 9 میلیارد انسان در جهان تغذیه گردند. کارشناسان هراس دارند که مبادا محصولات غذایی نتواند برای جمعیت رو به رشد جهان بسنده باشد.

با افزایش جمعیت جهان، نگرانی کمبود مواد غذایی جدی تر می شود.

با افزایش جمعیت جهان، نگرانی کمبود مواد غذایی جدی تر می شود.

در جریان شورش های ناشی از گرسنگی در پاریس و لندن در اواسط قرن هجده، روحانی و اقتصاددان انگلیسی توماس رابرت مالتوس، در تیوری مشهور خود گفت: زمین با منابع محدودی که دارد می تواند برای شمار محدودی از انسان ها غذا تهیه کند. اگر جمعیت جهانی از آن محدوده افزایش یابد، قحطی و طاعون آن را محاصره خواهد کرد».

در گذشته های دور مانند زمان باستان، شورش های گرسنگی پدیده ای متداول بود. درسال 57 قبل از میلاد، سیسیرو در تظاهراتی به خاطر افزایش قیمت نان در روم، نوشت: «تورم شدید مسلط و قحطی قریب الوقوع بود».

در سال های بعد از آن، مردم روم حدود هشت بار گرسنگی بزرگ را تجربه کردند. امپراتور روم اقدام های پیشگیرانه را عملی کرد. غله جات مصری ها انحصار گردید و به مصرف ایتالیا و پایتخت آن روم اختصاص داده شده بود. امپراتورها شورش های ناشی از گرسنگی را پیشبینی می کردند، بنابراین قادر بودند با افکار سیاسی خود موفق باقی بمانند.

تغذیه شهرها به هزینه کل کشور

یواخیم فون براون: شورش نان در کشورهای عربی خیلی نمادین بود.

یواخیم فون براون: شورش نان در کشورهای عربی خیلی نمادین بود.

ولفگنگ هینریش، کارشناس زراعتی در موسسه «خدمات توسعه یی کلیسا» می گوید حتا حالا، نخبگان حکومت های کشورهای توسعه یافته، راه مشابه را تعقیب می کنند.

او می افزاید: «حکومت ها آرزو دارند که مناطق شهری را تا جایی که ممکن است، از طریق تثبیت قیمت ها، یارانه ها یا سبسایدی واردات گندم و غیره آرام کنند». به گفته او، به این ترتیب مقدار زیاد منابع به شهرها اختصاص می یابد و حکومت ها با استفاده از روش های سرکوب گرانه، علیه ناآرامی های ناشی از گرسنگی در مناطق روستایی عمل می کنند.

بحران غذایی سال 2008 پدیده ای به مقیاس جهانی بود. در افریقا، قسمت هایی از آسیا و حوزه کارابین به شورش های ناشی از گرسنگی منجر شد. حکومت ها به عوض پرداختن به اصلاحات بیشتر، از این مشکل در مبارزات سیاسی داخلی استفاده کردند.

براساس مطالعات «مرکز پژوهش های توسعه یی» در شهر بن، افزایش قیمت مواد غذایی در سال 2008 منجر به 50 مورد از ناآرامی ها و شورش ها گردید. برخی از این ناآرامی ها تغییر نظام را در پی داشت که به باور یواخم فون براون، پدیده جدیدی بود.

این ناآرامی ها همچنان سیاست مداران را که جهان را اداره می کنند، متعجب کرد. حالا چند سال است که این موضوع همچنان در مجمع سازمان ملل متحد و گروه «جی 20» یا بیست کشور صنعتی و نوخاسته صنعتی جهان مورد بحث قرار گرفته است.

گرسنگی، عامل خشونت های داخلی

از نظر علمی مشکل است که میان شورشگری و کمبود منابع غذایی رابطه مستقیم پیدا کرد. از لحاظ نظری، هر رقابت اضافی برای منابع در کشورها و مناطقی از نظر سیاسی شکننده، به خشونت هایی منجر خواهد شد.

شتیفن انگیننت، یکی از نویسندگان گزارش «پوتانسیل خشونت ناشی از کمبود منابع طبیعی» در انستیتوت آلمان برای امور بین المللی و دفاعی، می گوید در بسیاری موارد، گرسنگی و کمبود مواد غذایی عامل اصلی خشونت ها می باشد. توزیع ناعادلانه منابع و حکومت داری خراب، مشکلات امنیتی ایجاد خواهد کرد.

براین اساس، اعتراض ها بر علیه قیمت بلند مواد غذایی می تواند به خصومت علیه نظام های بر سر قدرت منجر گردد. چنانچه اعتراض های مردمی در تونس، پیش از این که ضدیت با نظام یا رییس جمهور باشد، ناشی از مشکل اقتصادی و غذایی بود.

یواخیم فون براون می افزاید: «شورش نان در بهار عربی خیلی نمادین بود.... این مشکلات عواملی برای تظاهرات در یک منازعه پیچیده سیاسی بود و تنها یکی از چندین عوامل نارضایتی».

حکومت ها کمتر به جمعیت فقیر روستایی و بیشتر به مناطق شهری توجه می کنند.

حکومت ها کمتر به جمعیت فقیر روستایی و بیشتر به مناطق شهری توجه می کنند.

تظاهرات ناشی از افزایش قیمت مواد غذایی در کشورهایی به وقوع می پیوندد که عایدات آنها کمتر از تونس می باشد. در چنین کشورهایی مانند اتیوپیا که براساس قانون اساسی زمین مربوط به دولت می باشد، کمبود مواد غذایی نقش عمده ای در نارضایتی بازی می کند.

در کنیا و اوگاندا موضوع اجاره زمین ها به مراتب بدتر شده است و قسمت های زیادی از زمین های مردم برای سرمایه گذاری به خارجی ها داده شده است. براساس تحقیق «آکسفام»، در میان سال های 2006 تا 2010، به تعداد 22500 تن در مناطقی از اوگاندا زمین های شان را از دست داده اند. این زمین ها را یک شرکت انگلیسی اجاره گرفته است.

تعدادی زیادی از مالکین این زمین ها شکایت کرده اند که آنها وادار شده اند تا جبراً از مالکیت زمین دست بکشند و حالا آنها هیچ چیزی به دست ندارند.

ماریتا ویگرثاله، کارشناس بخش زراعتی آکسفام می گوید موارد زیادی در پیوند به تصرف زمین های دهقانان وجود دارد: «به این مفهوم که سرمایه گذاران حقوق و نیازمندی های مردم فقیری را که در زمین خود کار می کنند و از آن منابع روزگار می گذرانند، نادیده می گیرند. آنها خانه و معیشت شان را از دست می دهند، بدون این که کسی به آنها گوش بدهد، تاوان آنها داده شود. و خود آنها نیز توان مناقشه در این مساله را ندارند».

دویچه وله/ ن. نوری

ویراستار: عارف فرهمند

DW.COM

آگهی