جلال الدين در سرزمين مولانا؛ همچنان ناشناخته | افغانستان | DW | 12.01.2010
  1. Inhalt
  2. Navigation
  3. Weitere Inhalte
  4. Metanavigation
  5. Suche
  6. Choose from 30 Languages
آگهی

افغانستان

جلال الدين در سرزمين مولانا؛ همچنان ناشناخته

در کشوري که جنگ و بحران آن خبرساز خاص و عام در گوشه و کنار جهان گشته، بنياد فرهنگي آرمانشهر، هشتصدودومين سالزاد مولانا جلالالدين رومي بلخي را به تجليل گرفته است.

default

روز يکشنبه، تعدادي از شاعران کشور با خوانش اشعار و شنيدن موسيقي، سالروز تولد مولانا را گرامي داشتند.

"اي روح سرگردان سرگردان سرگردان

از بلخ تا قونيه، از بهسود تا تهران

گاهي ز مقدونيه سوي هند ميآيي

گه سوي مصرت ميبرند از دامن کنعان ..." (سيد ضيا قاسمي)

در روزگاري که نام افغانستان همزاد انتحار و انفجار شده، از ني مولانا خبري نيست، و اشعاري که به مناسبت سالروز مولانا سروده ميشود، نيز به شدت متاثر از روان تاريخي و واقعيتهاي اجتماعي-سياسي کشور است.

Qassimi, afghanischer Dichter

سید ضیا قاسمی، شاعرونویسنده افغانستان

محبوبه ابراهيمي، يکي از شاعراني که در اين محفل شعرش را به خوانش گرفت:

"....

گاهي به بام قصر برآي امان الله خان

کابل از آن بالا، تماشايي است

آه ميکشي و سيگار

آن قصر تابستاني از ملکه بود

جشنهاي پرشکوه شبانه

باغهاي پرسايه

اين برهوت از من است

خاک بادهاي عصرانه

تاجم را سربازان امريکايي به غارت بردند

پسرانم را بيدست بيپا به گدايي گماشتم

دخترانم را زيبا زيبا به اميران عرب فروختم

تهي

تنها

ويران

نشسته ام بر اين تخته سنگ

اين اول راه است يا آخر آن"

در زمانهاي که حتا حاميان دموکراسي از مذاکره با طالبان سخن ميگويند و از حذف نام ملا عمر از ليست سياه صحبت ميشود، سياست به نگاه غالب در شعر شاعران جوان تبديل شده است.

در بخشي از شعرهاي مجيب مهرداد، شاعر جوان کشور ميشنويم:

"....ولي ما بهجايي نرسيده ايم

اوباما

از هرچه ميگويي از مذاکره با طالب نگو

جراحتهاي صورت خواهرم آتش گرفته اند

همويي که صورتاش را به تيزاب سپرده اند در راه مکتب

خبر سازش با ظلمتي که استخوانهاي مان را ميجود

خبر مذاکره با مرداني که با خون زنان و کودکان آبياري ميکنند مزارع ايديولوژي شان را

صورت خواهرم به قريهاي سيلبرده ميماند

امواج تيزاب به قساوت باغچههاي صورتاش را ويران کردند

خواهرم غش ميکند

از مذاکره با طالب

هيچ نگو"

Naderi, Partaw, afghanischer Dichter

پرتونادری، شاعر ونویسنده افغانستان

هرچند مولانا را نميتوان به کشور و جغرافياي خاصي منتسب دانست، اما مولانا در سرزميني که زاده شد، سرزميني که او را از خود ميداند، همچنان ناشناخته و بيگانه است.

در مراکز اکادميک و دانشگاههاي کشور، بخشي به نام مولانا شناسي وجود ندارد، درحالي که چنين رشتهاي در برخي کشورهاي ديگر وجود دارد.

همچنان در ميان نادر تحقيقات اکادميکي که در کشور صورت گرفته است، شايد انگشت شمار آثار دانشگاهي را نتوان يافت که در مورد مولانا نگاشته شده باشد.

سيد ضيا قاسمي، شاعر و نويسنده ميگويد: "من در مقايسه به کشورهايي مثل ايران و ترکيه و کشورهاي غربي، فکر ميکنم ما با توجه به آن ادعايي که داريم که اصلا و اصالتا مولانا از ماست، [کار ما] بسيار بسيار اندک است. اگر ما در يک ميدان قضاوت علمي اين آثار را بگذاريم، کسي به ما حق نميدهد که ما اين ادعا را بکنيم واقعا".

همچنان از آثار مولانا، آنطوري که در ديگر کشورها کار گرفته ميشود، درافغانستان استفاده نشده است. به گفتهي ضيا قاسمي، از نظر کاربردي، بيشترين استفاده را امريکا از مولانا برده است و در بخشهاي هنري اين کشور ميتوان رگههايي برگرفته از آثار مولانا را مشاهده نمود.

با اين وجود، مولانا چه پيامي براي جامعهي درحال جنگ و بحران افغانستان دارد. پرتو نادري، شاعر و نويسنده ميگويد: "اين همهاش من فکر ميکنم پيامهايي است براي بهتر زيست کردن و براي بهتر فهميدن، يعني اين که اگر شما همديگر را بفهميد، به همان نقطهاي برميگرديد که همهي شما آرزو داريد. نوعي سازش، نوعي زندگي بهتر و نوعي در مصالحه زيست کردن در تمثيلهاي مثنوي معنوي به کثرت ديده شده است".

سيد ضيا قاسمي نيز به صلح و زيبايي در انديشهي مولانا تاکيد ميکند که ميتواند براي افغانستان امروز، مايههايي دوري از جنگ و خشونت گردد.

قاسمي ميگويد: "چيزي که به درد جامعهي ما ميخورد انديشهي صلح کلي مولانا است. از کثرتها که ميگذرد، وقتي به يک وحدت ميرسد، به يک منظر بسيار زيبا و آرام و صلح آميز ميرسد. نهايت راهي که مولانا در آن حرکت ميکند، صلح و زيبايي است".

تنها مردم عادي نيستند که با مولانا و انديشههاي او بيگانه اند، بلکه در ميان شعر شاعران جوان نيز رگههايي از سبک و روش مولانا را نميتوان ديد. شاعران جوان کشور بيشتر به سبکها و قالبهاي سپيد و نيمايي ميسرايند.

پرتو نادري ميگويد: "با کمال تاسف که چيزي که امروز يک بخش بزرگ ادبيات ما را، مشخصا ادبيات منظوم يا شعر ما را تهديد ميکند، نوعي بيگانگي نسل جوان است با ادبيات کلاسيک".

مولانا جلال الدين محمد بلخي در سال 604 هجري قمري در بلخ متولد شد و ديوان شمس و مثنوي معنوي، از آثار گرانبهاي وي به شمار ميروند.

عارف فرهمند، کابل

ویراستار: یاسر

آگهی