بي سرپناهان افغانستان حق دارند خانه اي داشته باشند | مجله حقوق بشر | DW | 04.10.2007
  1. Inhalt
  2. Navigation
  3. Weitere Inhalte
  4. Metanavigation
  5. Suche
  6. Choose from 30 Languages

مجله حقوق بشر

بي سرپناهان افغانستان حق دارند خانه اي داشته باشند

همين اکنون تنها درشهرکابل پايتخت افغانستان حدود نيم مليون انسان بي خانه وجود داردواکثراً درويرانه ها ، خيمه ها ويا بعضاً فضاي باز زندگي را به سرمي برند.سازمانهاي بين المللي ومقامات مسئوول درحکومت افغانستان متقابلاً بارمسئووليت اين فاجعه را بردوش يکديگرحواله مي کنند. جامعه مدني افغانستان نيز به دنبال انجام دادن چنان اقدامات پرآوازه وجدا اززندگي مردم محروم است که شايد پرداختن به چنين موضوعي را اصلاً ازجمله و

کودکان مناطق فقیرنشین شهرکابل بااین سالدانه داغ فقر را تازنده انددررخساره های شان حمل خواهند نمود

کودکان مناطق فقیرنشین شهرکابل بااین سالدانه داغ فقر را تازنده انددررخساره های شان حمل خواهند نمود

ظايف خود نشناسد. خود مردم نيز نمي دانند بلاخره چه بکنند؟

داشتن سرپناه مناسب مطابق به ميثاق بين المللي حقوق اقتصادي، اجتماعي وفرهنگي که جزء لاحق اعلاميه جهاني حقوق بشرمي باشد ، حق انسانها است . ذکرحق را دراينجا براي آن مهم مي دانيم که همه حکومتها به شمول حکومت افغانستان که اين ميثاق را امضا نموده اند؛ به نحوي مکلف به تامين آن مي کند.

اين درحالي است که همين اکنون تنها درشهرکابل پايتخت افغانستان حدود نيم مليون انسان بي خانه وجود دارندواکثراً درويرانه ها ، خيمه ها ويا بعضاً فضاي باز زندگي را به سرمي برند.سازمانهاي بين المللي ومقامات مسئوول درحکومت افغانستان متقابلاً بارمسئووليت اين فاجعه را بردوش يکديگرحواله مي کنند. جامعه مدني افغانستان نيز به دنبال انجام دادن چنان اقدامات پرآوازه وجدا اززندگي مردم محروم است که شايد پرداختن به چنين موضوعي را اصلاً ازجمله وظايف خود نشناسد. خود مردم نيز نمي دانند بلاخره چه بکنند؟ چنين امري درسايرنقاط جهان نيز اتفاق افتاده است ومردم محروم وبي خانه کوشيده اندخودشان دررا ه بهبود زندگي شان گامهاي سنجيده شده اي بردارند.

محلات فقيرنشين درشهرکابل

درکشورهاي جهان سوم ، به دنبال رشد شهرها وخانه خراب شدن دهقانان ، آنان براي يافتن قوت لايموتي ، بدون هرگونه توشه اي به شهرها هجوم مي آورند. درافغانستان رجوع مردم به شهرها وپايتخت نخست دراثرجنگهاي طولاني وجستجوي منطقه امن تروبعداً دراثرسرازيرشدن مهاجراني که ازخارج به وطن عودت مي کنند به وجود آمده اند. شهرکابل خود نمونه اي ازاين توسعه غيرقانونمند ودردناک زندگي شهري است که انواع مختلف وبسياررقت انگيزمناطق فقيرنشين درآن به وجود آمده اند .درحاليکه درشهرنيم ويران کابل ، بقاياي عمارات تخريب شده؛ هريک مکاني براي زندگي يک خانواده بي سرپناه شده است ، مناطق شرقي وشمالغربي شهرکابل نمونه هايي از بخشهاي فقيرنشين ومحروم را به وجود مي آورند که بعضاً زندگي دردرون خيمه ها بوده ودربرخي موارد فقط پارچه هايي رنگارنگ نوعي ستروخلوت ازهمسايگان را تامين مي کنند. خانواده هايي که دراين مناطق زندگي مي کنند، دراطراف خيمه هاي شان ديوارهاي کوتاهي ازگل برپا مي کنند تا جلو سرازيرشدن آب باران را بگيرند. محروقات آنها ازپارچه هاي کاغذ وزباله ها توسط کودکان شان فراهم آورده مي شوند. فضاي ماحول اين خيمه ها همه پرازذباله ها وفضولات است. اين مناطق کانون داغ امراض گوناگون وساري اند. بيکاري مزمن به صورت بالقوه چنين محلاتي را به مراکز هرگونه جنحه وجنايت تبديل مي کند. آب اکثراً ازفاصله هاي دور صرفاً براي مقاصد نوشيدن وپختن ، وقسماً رو ودست شستن آورده مي شود. بزرگان خانواده دربيکاري مطلق قراردارند.زيرا درشهري که 50-70% جمعيت آن بيکارمي باشند ودرکشوري که قريب 30% مردم آن کاري ندارند، کاريافتن مشکل است. باشندگان اين مناطق ازجمله همان شش ونيم مليون افغاني مي باشند که وابسته به جيره غذايي امدادي اند.

با آنکه موسسه هبيتات ملل متحد اعتراف مي کند که نيم مليون انسان بي خانه درکابل وجود دارد، لاکن درزمينه رفع اين مشکل هيچ اقدامي انجام نداده است. موسسات دولتي نيز موضوع را پشت گوش انداخته وطوري که معلوم مي شود، امرطبعيي وجلوگيري ناپذيرش مي دانند.

درحاليکه درافغانستان يک جامعه مدني عريض وطويل وجود دارد، کدام نهاد جامعه مدني در راه حل اين مشکل تلاش اساسي را به راه نيانداخته است. اين درحالي است که بااستفاده از تجارب سايرجوامع مي توان دست کم چند گام اساسي دراين راه برداشت. وضع ابتربي خانه ها درافغانستان ازآنجهت کسب اهميت مي نمايد که اخراج توده وارمهاجران ازکشورهاي همسايه وفقدان تدابيراساسي ازجانب نهاد هاي مسئوول ؛ توام با نزديک شدن فصل سرما وزمستان ،مشکلات موجود را دوچندان مي سازند.

ديگران به مشکل مناطق فقيرنشين ومحروم شهرها چگونه برخورد مي کنند؟

آدمها نظربه موقعيت خود نسبت به يک معضله اجتماعي راه حلها ارائه مي کنند. بسياري اوقات ديدگاه هاي مسئوولين امور ومردمي که مشکل زندگي درمحلات فقيررا تجربه کرده اند ؛ يکي نمي باشد.

مومبي يکي ازشهرهاي بسيارغني و صنعتي هند است. دراين شهر25000 نفربرروي سنگفرشهاي پياده روها دربين سرکهاي پرازموتر وانبارزباله ها وکثافات زندگي مي کنند. درهمينجا ها زنان نان پخته مي کنند، وکودکان برروي خاک يا بازي مي کنند ويا مي خوابند. درهميجا مردم با اندک آبي که ذخيره مي کنند دست وروي شان را مي شويند.

امروزبيش ازيک هزارمليون انسان درسطح جهان درچنين مناطق فقيري زندگي مي کنند ومي کوشند ازمصيبتهاي حاکم براين محيطها نجات يابند. " سپارک " يک موسسه غيردولتي بزرگ هند که هدف آن کاربراي ايجاد محلات رهايش و زيرساختها براي فقراي شهرمي باشد. شيلا پاتل رئيس سپارک مشکل را چنين ارزيابي مي کند:

"مانمي توانيم به اين دليل تسليم شويم که مي گويد :مسئوولان شهربا اين قدرمردمي که به اينجا مي آيند چه کنند؟ زيرا درهمينجا است که نقش برنامه گذاري ونقش حکومتداري معلوم مي شود. بايد معلوم شود که چه کساني به اينجا مي آيند؟، اينها درکجاکارمي کنند؟، چطورازيک جا به جاي ديگري مي روند؟ براي به دست آوردن خدمات اساسي اينها به کجا مراجعه بکنند؟ کي اين خدمات را براي آنها فراهم مي آورد؟ اينها همه سوالهايي اند که بايد پرسيد وجوابهاي انها پيدا شوند. درصورتي که اداره شهريا شاروالي نتواند براي آن راهي بيابد، اين وظيفه حکومت ملي است که کاري را انجام بدهد."

ازنظرشيلا پاتل که بيش ازبيست سال دراين رشته کارکرده است، مشکل اصلي نبودن پول نيست ، بلکه طرزبرخورد به اين مسئله مي باشد.ازنظراو شارواليها بايد درقدم اول خود را تغييربدهند، وپس ازآن برنامه هاي لازم را تهيه بکنند ، درست درصورت داشتن چنين برنامه اي است که يک پروژه مي تواند موفق گردد. پاتل علاوه مي کند:

" هرگاه کارها به خوبي ترتيب شوند، وهرکس واقعاً بخواهد کاري انجام بدهد، درآنصورت پول پيدامي شود.قسمت غم انگيزکار درآن است که يا پول پيدا نمي شود ويا اگرپولي هست به طورمناسب به کارانداخته نمي شود. اين بدان معنا است که ازيک طرف ما تلاش مي کنيم تا پول به دست آوريم وازجانب ديگر ما دريافتن يک پروژه خوب که برايش پول داده شود؛ دچارمشکلات مي باشيم ."

محمد حلفاني که يک کارمند موسسه اسکان ملل متحد يا هبيتات مي باشد، مانند شيلا پاتل فکرمي کند. او مي گويد شايد پول براي ساکنان اين محلات فقيرنشين يک مشکل باشد ، اما براي مجموع سيستم مشکل نيست. محمد حلفاني مي گويد پول کافي اي براي اين منظورمي توان ازموسسات خصوصي گرفته، تا موسسات بين المللي ، وازحکومت محلي گرفته تا حکومت مرکزي پيدا نمود. اومي گويد لازم است تا اين منابع را طوري تدوين نمود که ديگرمحلات فقيرنشيني درشهرها باقي نماند.

حلفاني مي گويد : " آنچه من بدان باوردارم اين است که اين نوع اسکان ويرانگر نتيجه تکامل طبيعي جوامع انساني نيست. اينها نتيجه کج فکريها وانحرافات متعددي مي باشند. اينها نتيجه فراموشکاريها وازنظرانداختنها مي باشند. هرگاه مانند سايرنقاط جهان ؛ دقت کافي براي ازبين بردن اين کج فکريها و فشارها مبذول گردد، امکان آن وجود دارد که محلات فقيرنشين ومحروم شهررا ازبين برد."

جوکين ارپورتهام که اصلاً فرزند شخص ثروتمندي است که پدرش دريک مبارزه انتخاباتي تمام زندگي اش را ازدست داده وخودش از45 سال بدين سو دريک محله فقيرنشين مومبي زندگي مي کند، دراواسط سالهاي 1970 اتحاديه ملي انجمنهاي ساکنان محلات فقيرنشين را درهند تشکيل داد. اوبرعکس محمد حلفاني مامورملل متحد فکرنمي کند که کاربه اين آساني باشد. جوکين ارپورتهام مي گويد:

" ملل متحد قصرهاي هوايي مي سازد. چنين کاري هرگز، هرگز وهرگزممکن نيست . اغنيا ازاستثماردست نمي کشند. يک آدم پولدارهرگزنمي گويد: حال ديگربرايم بس است. ضرورت به آن است که ارزشها تغييربخورند نه اينکه تنها مسائل مادي تغييربخورند."

جورکين پورتهام موسس سازماني است که براي همه آن کساني که درسرپناه هاي غيرقانوني درسرتاسرهند زندگي مي کنند، کارمي کند. هدف وي آن است که فقراي شهريکجا شوند تاديدگاه هاي شان را براي حل مشکلاتي که با آن روبرو اند حل نمايند. اومي گويد:

" ما يکجا کارمي کنيم تا اوضاع را تغييربدهيم. ما انتظارنداريم که کسي نزدما بيايد وبگويد که چگونه زندگي کنيم ، چگونه بخوريم ، چگونه راه برويم وهرکارمان را چگونه انجام بدهيم . ما خود مان را درک مي کنيم .تصادف همان بوده است که ما درمحلات فقيرنشين شهرباشيم وازاينرو ما مي خواهيم خود مان را سازماندهي کنيم تا وضع مان را درمحلات فقيرنشين بهتربسازيم ."

ازنمونه هاي کار جورکين پورتهام يکي هم اينست که وقتي به منطقه فقيرنشين مومبي آمد ، درآنجا کسي نبود که زباله ها را بيرون بکشد. او بچه هاي منطقه را نزدش خواست وتقاضا نمود تا زباله هارا جمع کنند. بعداً وي ازآنها تقاضا نمود تا بسته بنديها ي زباله را دربرابرشاروالي يا بلديه شهرقراردهند. اين کاروي نتيجه داد. وي تا امروز به مبارزه اش ادامه داده است ومي گويد که ما به حمايت اخلاقي بيشترازپول نيازداريم . جورکين پورتهام حرفهاي جالبي دارد . اومي گويد:

" همدردي داشتن با ما کافي است. همين کمکي است که شما مي کنيد.شما به ما آب ندهيد ، بلکه همدردي نماييد که ماآب نداريم ."

صدا و ویدیوهای مرتبط با این موضوع

آگهی