بي اعتنايي وپامال نمودن حقوق بشر درافغانستان به قاعده مبدل مي گردد | مجله حقوق بشر | DW | 05.06.2008
  1. Inhalt
  2. Navigation
  3. Weitere Inhalte
  4. Metanavigation
  5. Suche
  6. Choose from 30 Languages

مجله حقوق بشر

بي اعتنايي وپامال نمودن حقوق بشر درافغانستان به قاعده مبدل مي گردد

شکنجه متهمان جهت اقرارگرفتن ناحق ازآنها، عدم تامين احتياجات اوليه براي بيجا شدگان داخلي و کارشاق اطفال جهت تهيه بخورونميربراي خانواده ، نمونه هايي ازفروپاشي اميدها براي تطبيق حقوق بشر درافغانستان اند.

پرویز کامبخش خبرنگارجوان ودانشجو که محکوم به اعدام شناخته شده است، به دلیل مشکلات روانی زندان دربیمارستان می باشد

پرویز کامبخش خبرنگارجوان ودانشجو که محکوم به اعدام شناخته شده است، به دلیل مشکلات روانی زندان دربیمارستان می باشد

دادگاه پرويز کامبخش را به بيمارستان فرستاد

دادگاه استيناف افغانستان به روز يک شنبه پرويزکامبخش خبرنگارافغانستان را که به اتهام بي احترامي به اسلام توسط يک دادگاه ابتدايي درولايت بلخ محکوم به اعدام اعلام شده است، به روزيک شنبه جهت اجراي آزمايشهاي طبي به بيمارستان فرستاده است. کامبخش گفته است که نيروهاي امنيتي ويرا شکنجه کرده وببيني اش را شکسته اند.

کامبخش که دراواخر ماه اکتوبر سال گذشته عيسوي بازداشت شده است درماه جنوري محکوم به اعدام اعلام شده است. کامبخش اتهامات وارده عليه خود را رد کرده است. وي گفته است نيروهاي امنيتي به کمک شکنجه خواسته اند ويرا وادار به اقرار بکنند.

افضل نورستاني، وکيل مدافع کامبخش اين دعاوي کامبخش را مکرراً درمحکمه بيان داشته وتقاضا کرده است تا وي را جهت اجراي آزمايشهاي که براي دادگاه استياف لازم اند ، به بيمارستان بفرستند.

نورستاني گفته است : " موکل من درتوقيف شکنجه شده است بيني ومچ دست وي شکتسه است". عبدالسلام قاضي زاده، قاضي مربوطه توافق نموده است که کامبخش به بيمارستان فرستاده شود و محاکمه به نتايج آزمايشهاي بيمارستان موکول گردد.

کامبخش ازجانب محکمه متهم است که يک مقاله انتقادي درمورد حقوق زنان دراسلام را درانترنت خوانده و چند نقل آن را به هم صنفانش نيز داده است. صدور حکم محکمه ابتداييه ولايت بلخ عليه کامبخش که وي را به خاطر خواندن مقاله اي محکوم به اعدام خوانده است، زنگ خطر را دربين گروههاي مدافع حقوق رسانه ها وحکومتها به صدا درآورده است. اينها ازحامد کرزي رئيس جمهور افغانستان تقاضا نموده اند تا درقضيه مداخله نموده وجان کامبخش را نجات بدهد.

این عودت کنندگان به افغانستان نمی دانند درکجا زندگی بکنند ، چه کاربنمایند وچه بخورند.

این عودت کنندگان به افغانستان نمی دانند درکجا زندگی بکنند ، چه کاربنمایند وچه بخورند.

کمپ مهاجران درجلوزي بسته شد ومهاجران برگشته به وطن با مشکلات روبه رو اند

#bä

ازماه مارچ سال جاري بدينسو حدود 120000 مهاجرافغان ازپاکستان به کشور برگشته اند که ازاين جمله بيش از نصف ان ازکمپ جلوزي مي باشند.

با حمله شورويها به افغانستان درسال 1979 وبا شدت گرفتن جنگهاي تنظيمي دراوايل سالهاي 90 ، به دهها هزارمهاجر درکمپ جلوزي پناه بردند. اين کمپ درايالت شمالغربي پاکستان قراردارد.

کمپ جلوزي مطابق به يک توافق ميان کميسارياي عالي مهاجران سازمان ملل متحد وحکومت پاکستان درسال 2006 ميلادي مي بايست ازمهاجران افغان تخليه گردد. تطبيق اين فيصله نامه بنابرايجابات بشردوستانه عملاً تا همين اواخر موکول شده بود.

نادرفرهاد، سخنگوي کمسيارياي عالي ملل متحد براي مهاجران درکابل گفته است که اين مهاجران داوطلبانه به کشور برگشته وآنها دوگزينه داشته اند؛ يا اينکه به افغانستان برگردند ويا درکدام نقطه ديگر پاکستان سکونت يابند. گفته مي شود که درماه مارچ سال 2008 درکمپ جلوزي بين 80000-100000 مهاجرافغان زندگي مي کرده اند، اکنون حدود54000نفرآنها به قسم عودت کننده به افغانستان ثبت نام شده اند. اين نشان مي دهد که ديگران به مناطق ديگري درپاکستان رفته اند.

عودت کنندگان ازکمپ جلوزي درافغانستان به قسم بيجا شدگان داخلي مي باشند. اين بيجا شدگان بيشتر درولايات ننگرهار، لغمان وکنرها مسکن گزيده اند. بسياري ازآنها درمناطق زادگاه شان رفته اند حدود 14000 نفرشان درولايات ننگرها ر ولغمان به صورت موقت اسکان يافته اند.دريک اعلاميه کميسارياي عالي سازمان ملل متحد که به روز دوم جون امسال انتشاريافته است، گفته مي شود که " برخي خانواده ها قادرنبوده اند بنابر منازعات قبيله اي ، فقدان زمين وعدم امنيت به مناطق زادگاه شان برگردند.".

عبدالقادر مشاوروزارت امور مهاجران وعودت کنندگان گفته است که " تقريباً همه اينها از فقدان دسترسي به نيازهاي اساسي شان مانند غذا ، آب ، مراقبتهاي صحي وپناهگاه رنج مي برند"

گفته مي شود که اکنون تانکهاي آب وتيمهاي سيارطبي به حل مشکلات آنها مي پردازند. باوجود اين راه حلهاي عاجل؛ اين مردم که نه مالک زميني مي باشند ونه مي توانند به مناطق زادگاه شان برگردند، نياز به راه حلهاي درازمدت ودايمي دارند. اختصاص وتوزيع زمين يکي ازراههاي حل براي خانوادههاي بيزمين مي باشد. آنچه تاکنون به نام توزيع زمين براي مهاجران صورت گرفته است، بسياربي نظم بوده ، پرازمشکلات دست وپاگيرديوان سالارانه مي باشند ، درآن شفافيتي وجود ندارد وبنابراين تا کنون نتوانسته اند به صورت موثري به مشکلات اين عودت کنندگان به ميهن پاسخ بگويند.

کودکان افغان براي اداي قروض خانواده هاي شان کارمي کنند

با رونق گرفتن خانه سازی هزاران کودک خردسال به کار توانفرسای خشمت مالی روی آورده اند

با رونق گرفتن خانه سازی هزاران کودک خردسال به کار توانفرسای خشمت مالی روی آورده اند

درولسوالي سرخرود ولايت ننگرهار حدود 38 داش خشت پزي وجود دارد وبيش از 2200 پسرخرد سال درآنجا کارمي کنند. اين واقعيتي است که خبرنگارتلويزيون الجزيره به تاريخ دوم ماه جون امسال گزارش نموده است.

شفيق الله پسر ده ساله اي است . او مي گويد:"من نمي خواهم براي تمام زندگي خشت مالي بکنم . من مي خواهم به مکتب بروم ، اما نمي توانم اين کار را بکنم ، زيرا فقير استم . خانواده من 800 دالر قرضداراند، من بايد کاربکنم".

بسياري ازپسران مجبورمي باشند دراين دستگاه هاي خشت پزي کاربکنند ، زيرا والدين آنها قرضدارمالکان اين داشهاي خشت مي باشند. محمد گل صاحب يکي ازاين داشتهاي خشت نزديک به جلال آباد مي گويد: " اينها ديگر راهي ندارند مگراينکه مانند غلام براي من کار بکنند. هرخانواده آنها هزاران افغاني ازمن قرضدارمي باشند. اينها بايد قرضه هاي شان را باکارشان بپردازند".

نهادهاي حکومتي مي گويند برخي ازموسسات غيردولتي را تشويق نموده اند تا براي اداي قروض اين خانواده ها کمک بکنند. مگرخود اين پسران وخانواده هاي شان به اين وعده هاي حکومت باورندارند. قاري يکي ازخشتمالها مي گويد:" هرگاه ما به مالکان اين داشهاي خشت پول ندهيم ، آنها ما را نمي گذارند. آنها قدرت مند اند ، تفنگ دارند ومردم قدرتمند را درحکومت مي شناسند". قاري مي افزايد: " زندگي من تباه شده است من نگران آينده فرزندانم مي باشم ". پسران خردسال دراين داشهاي خشت روزانه بين 8-12 ساعت کارمي کنند.

موسسه حمايت ازاطفال ملل متحد يا يونيسف تخمين مي کند که ازجمله اطفال 5-14 ساله افغانستان ، 30% آنها به نحوي ازانحا جهت تامين معيشت خانواده کارمي کنند.باوجودي که گفته مي شود با سقوط طالبان مکتب رفتن براي اطفال گسترش يافته است، بازهم نصف جوانان افغان بين 15-24 ساله ناخوان مي باشند . اين خطرهنگامي افزايش مي يابد که کودکان افغان به علت فقر اقتصادي نتوانند ديگر به دروس شان درمکتب ادامه بدهند.

آگهی