به مناسبت سالروز ″انقلاب″ هفت ثور | افغانستان | DW | 27.04.2009
  1. Inhalt
  2. Navigation
  3. Weitere Inhalte
  4. Metanavigation
  5. Suche
  6. Choose from 30 Languages

افغانستان

به مناسبت سالروز "انقلاب" هفت ثور

کودتا هفت ثور درنتيجه سرکوب رژيم داود و تغييرات درسياست خارجي اين رژيم که با روبرگرداني ازشوروي توام بود ، ازمدت ها پيش دقيقاً مقدمه چيني شده بود.

قدرت از رژيم اقتدارگراي داود به سوسياليسم ديوانسالارانه نوع شوروي که مورد پيروي حزب دموکراتيک خلق افغانستان ودرراس آن نورمحمد تره کي قرارداشت، انتقال مي يابد

قدرت از رژيم اقتدارگراي داود به " سوسياليسم ديوانسالارانه " نوع شوروي که مورد پيروي حزب دموکراتيک خلق افغانستان ودرراس آن نورمحمد تره کي قرارداشت، انتقال مي يابد

به تاريخ 7 ثورسال 1357 کاخ رياست جمهوري محمد داود مورد حمله بخشي ازتانک هاي قواي چهارزره دارپلچرخي تحت فرماندهي جگرن محمد اسلم وطنجارقرارگرفت . بخشي ازنيروهاي هوايي به قومانداني دگروال عبدالقادرنيزدرحمله هوايي برکاخ سهيم بودند.

پس ازحدود ده ساعتي که تانک ها درسرکهاي پايتخت با نيروهاي وفاداربه رژيم اقتدارگراي محمد داود مي جنگند و هواپيماهاي جت شکاري نوع ميگ 21 روسي اهداف شان را درکاخ رياست جمهوري وسايرقطعات نظامي اطراف شهرکابل ، به طورنمايشي ومانند بازيگران فيلم ها مورد ضربت قرارمي دهند، سقوط رژيم داود ازلحاظ فني انجام مي بابد. ازنگاه سياسي نيز اين براي کودتاگران موفقيتي به شمارمي رود و فقط يک ساعت پس ازسقوط رژيم داود است که رژيم " رفقا" درکابل توسط شوروي ها رسماً به رسميت شناخته مي شود.

با سرنگوني سلطه داود، برخي ازاعضاي کابينه و هسته اصلي خانواده اش جان خود را ازدست مي دهند. حزب دموکراتيک خلق افغانستان براريکه قدرت مي نشيند.

قدرت از رژيم اقتدارگراي داود به " سوسياليسم ديوانسالارانه " نوع شوروي که مورد پيروي حزب دموکراتيک خلق افغانستان ودرراس آن نورمحمد تره کي قرارداشت، انتقال مي يابد. تره کي ورفقاي حزبي اش با اين اقدام شان از " انقلاب نمونه " براي جهان سوم دم مي زدند.

حفیظ الله امین، یکی از طراحان عمدۀ کودتای هفت ثور بود

حفیظ الله امین، یکی از طراحان عمدۀ کودتای هفت ثور بود

به هرصورت اين کودتا درنتيجه سرکوب رژيم داود و تغييرات درسياست خارجي اين رژيم که با روبرگرداني ازشوروي توام بود ، ازمدت ها پيش دقيقاً مقدمه چيني شده بود. بدين ترتيب همزمان با پايان يافتن دوره پنجساله رياست جمهوري داود، اين کودتا به پايان دوران حکمروايي 47 ساله آل نادرو پايان حاکميت اقتدارگرا وقسماً استبدادي تبارمحمدزايي نيز منجرگرديد.

اقدامات اجتماعي وسياسي حزب دموکراتيک خلق افغانستان درسياست داخلي وخارجي ، مبتني برجهت يابي يک جانبه آن حزب به جانب اتحاد شوروي و درکليت آن ها ناقص ، تفنني و ازبسياري جهات ناسنجيده و جزمي بودند. براين مسأله در گيري هاي شديد قدرت بين جناحهاي خلقي وپرچمي افزوده مي شد که قبل از همه قدرت طلبي هيئت حاکم حزبي، درشکل کيش شخصيت پرستي خود نمايي مي کرد.

درپهلوي اين، دوعامل يعني اقدامات اجتماعي وسياسي عجولانه و افراطي و جهت يابي غلط درسياست خارجي، به طورغيرمنتظره ولي به هرصورت منحيث پيامد سياسي آن، منجربه مقاومت هاي خود جوش مردم افغانستان عليه حزب دموکراتيک خلق افغانستان ودرفرجام منجربه لشکرکشي ارتش سرخ به افغانستان گرديد.

هدف لشکرکشي نيروهاي اشغال گر، تحکيم علايق ومنافع اتحادشوروي درجناح جنوبي وبه طورضمني نجات دادن " انقلاب " رفقا درکابل بود که براي شوروي همچون سبک سران قابل استفاده پنداشته مي شدند. درعصرجنگ سرد ، با اين حمله نظامي شوروي ، افغانستان با شدت بيشتربه توپ بازي ابرقدرت ها مبدل گرديد. درست با حمله ارتش سرخ بود که مقاومت افغانها شدت يافت.

حزب دموکراتيک خلق افغانستان ، به شمول هردوجناح خلق وپرچم آن ، درتحليل هاي سياسي اجتماعي شان براين نظربودند که درافغانستان صرفاً " مناسبات فئودالي " حاکم است. با چنين تحليلي حزب دچارارزيابي غلطي بود وبراين پي نمي برد که درافغانستان همزمان با اين، مناسبات توليدي مختلفي مانند مناسبات ماقبل فئودالي ، فئودالي وهمچنان سرمايه داري وجود دارد. درتحليل هاي حزب دموکراتيک خلق افغانستان، مجامع همبستگي روستاها، نقش رهبري کننده ريش سفيدانو وفاداري هاي قبيله اي جايي نداشتند. همين امرموجب گرديد تا کادرهاي حزب دموکراتيک خلق افغانستان با اصلاحات ارضي برخورد اراده گرايانه کنند که درآخرين تحليل به شکست وناکامي انجاميد.

نجیب الله، آخرین رهبر قدرتمند حزب دموکراتیک خلق افغانستان

نجیب الله، آخرین رهبر قدرتمند حزب دموکراتیک خلق افغانستان

حزب دموکراتيک خلق افغانستان اهميت ساختارهاي سنتي را ناديده گرفت و به اعتقادات ديني اسلام مردمي کم بها داد. چنانکه بعدها " رفقا" خود شان به اين اشتباه اساسي شان اعتراف نمودند، مسلمانان معتدل را درقبضۀ " بنياد گرايان اسلامي " قراردادند. اين سياست جاهلانه به تقويت مواضع نيروهاي اسلامگراي افراطي درجنبش مقاومت ملي افغانستان عليه تجاوز شوروي منجرشد.

درسطح سياسي حزب دموکراتيک خلق افغانستان بسيارمتکبر، انحصارگرا ومتفنن بود. جناحهاي مختلف اين حزب اکثراً به اين شعارمعتقد بودند که " کسي که با ما نيست دشمن ماست! ". باري نورمحمد تره کي ، دبيرکل اين حزب گفته بود: " ما با بلدوزرها برنعش دشمنان مان خواهيم راند." درنتيجه اخلاف وي ازحفيظ الله امنين گرفته تا ببرک کارمل و نجيب الله ، هريک با تفاوتهاي جزئي اي، اين سياست را به اجرا درآوردند.

درنتيجه اي اين بيرحمي ها ، دهها هزارتن ازديگرانديشان ، ازدموکرات ها گرفته تا ناسيوناليس تها وافغان هاي با گرايش مذهبي ، به شمول زنان، کودکان وپيرمردان قرباني به زندان انداختنهاي خود سرانه ، شکنجه هاي باورنکردني وبالاخره کشتارهاي بيرحمانه گرديدند.

تره کي که باري شاگردش امين ازوي به مثابه " معلم نابغه " و " روح حزب " تجليل مي نمود، با تحليل سياسي ضعيفي که داشت ، براين نظربود که مردم افغانستان سياست هاي مطرح شده توسط حزب دموکراتيک خلق افغانستان را " چه به زور ويا به رضا" پيروي مي کنند. اما انکشافات تاريخي نشان داد که افغان ها ازروي ترس ازدساتيرحاکمان خودکامه ، قطع نظرازاين که چه ايدئولوژي اي دارند، پيروي نمي کنند. روشنگري تدريجي ، کاراقناعي دموکراتيک ومشارکت فعال درزندگي اجتماعي ، ابزارهاي موثري براي تحول اجتماعي مي باشند.

مطمئناً همبستگي سياسي جهان اسلام ازيک طرف و حمايت مالي ونظامي جهان غرب ازجانب ديگر، با توجه به آمادگي مردم افغانستان براي قرباني دادن، درفرجام موجب بيرون رفتن نيروهاي شوروي ازافغانستان وبدين ترتيب ناکامي نهايي " انقلاب نمونه " گرديد.

دوکتور صميمي

ويراستار: مبلغ

مطالب مرتبط

آگهی