بازتاب باختری: یادگار آیینه ها (1) | جامعه و فرهنگ | DW | 05.06.2011
  1. Inhalt
  2. Navigation
  3. Weitere Inhalte
  4. Metanavigation
  5. Suche
  6. Choose from 30 Languages
آگهی

جامعه و فرهنگ

بازتاب باختری: یادگار آیینه ها (1)

می گویند مهربان بودن بهتر از آگاه بودن اسـت. واصف باختری افزون بر آن دو، بخشـایشگـر نیز هسـت. شـاید هرگز نشـده که از او پرسیده باشیم و پاسخ نشنیده باشیم.

default

کلوپ قلم افغانها در سویدن، روز شنبه با برگزاری مراسمی از واصف باختری، شاعر، نویسنده و پژوهشگر برجسته افغان بزرگداشت کرد. در این مراسم، شمار زیادی از نویسندگان و شاعران افغانستان شرکت کرده بودند و با خوانش مقالههایی، آثار و کارنامه باختری را به بررسی و ستایش گرفتند.

یکی از مقالههایی که برای این مراسم تهیه شده بود، نوشتهای از صبور الله سیاه سنگ، نویسنده و پژوهشگر افغان مقیم کانادا، تحت عنوان «بازتاب باختری: یادگار آیینهها» است. آقای سیاه سنگ این نوشته را به صورت کامل برای نشر در اختیار دویچه وله/ صدای آلمان قرار داده است که در دو بخش به نشر میرسد.

بخش اول (رسانه های افغانستان)

خواهش کسی را به زمین افگندن، چراغ رهنمـایی را روشن نسـاختن و دسـت کمک دراز نکردن در قاموس باختری نیسـت.

هزار بار گواه بوده ایم که به سـروده های هر نوجوان یا سـالمند با دلگـرمی گوش فرا داده، و به نرمـای ویژه گفته اسـت: "خیلی خوب. اگـر فلان واژه این گونه یا آن گونه شود، بهتر خواهد بود". هرگونه نوشـته را ژرفکاوانه خوانده و رهجویان را بی دریغانه رهنمون شـده اسـت. برای صدها برنامه پیام نگاشـته و بر دهها گزینه دیباچه، تا مگـر از این رهگذر نیز فانوس فرهنگ چند فتیله روشنتر نگهداشـته شود. و اگـر نقد نمی نگارد، هـم از آن روسـت که نمی خواهد آباد نشـده ها را "ویران" کند. مگـر نگفته اند، مهربان بودن بهتر از آگاه بودن اسـت؟

آیا دیگـران از او نوشـته اند؟ اگـر آری، چگونه، در کجا و به چه پیمـانه؟ نگاهی به شش دهه پسین نشـان می دهد که از او "کمترین" یاد شـده اسـت. آیا راهی هسـت به بازتاب کارنامه اش، از سپیده دم نخسـتین سـروده تا برنامه بزرگداشـت روز چهارم جون 2011 دسـت یافت؟ از کجا باید آغازید؟

واصف باختری، شاعر، پژوهشگر و نویسنده افغانستان

واصف باختری، شاعر، پژوهشگر و نویسنده افغانستان

نبشـته کنونی می خواهد به بازتاب های دسـترس بپردازد. اینجا، اگـر از کس یا کسـانی نام گـرفته نشـده باشـد، هرگز نمی تواند آگاهانه یا نقشه مندانه باشـد. به سخن دیگـر، نام نبردن بهانه نادیده گـرفتن نیسـت.

افغانسـتان / فارســی

1) در دوردسـت ترین یادگارها، برگ های روزنامه "بیدار" (مزار شـریف/ 1953 یا 1954) نخسـتین غزل چاپ شـده واصف باختری را می نمـایاند و بالاتر از آن، یادداشـت تک واژه "... تشـــویقی..." را. این فشـرده که می تواند نخسـتین "بازتاب" باختری به شـمـار رود، به گمـان فراوان از سـوی محمد اکبر ارفاقی نگاشـته شـده اسـت، زیرا شش دهه پیش هـمو گـرداننده "بیدار" بود.باختری در گفت و شنود پخش ناشـده (با پرتو نادری/ بی بی سی – فبروری 1999) می گوید: "تقریبأ هر روز در روزنامه بیدار گاهی یک غزل و دو غزل و گاهی هـم بیشـتر، به هـمین سلسله منظم به چاپ می رسید. روزی، بیتی چند نوشـتم و برای پدر دادم. مرحوم پدرم آن را جهت اصلاح به مرحوم رقیم داد. مرحوم رقیم در چند جای این شعر به منظور بهبود و اصلاح دخل و تصرفهایی کرده بود. من که در آن روزگار ده سـاله بودم، این شعر در روزنامه بیدار چاپ شـد و یک کلمه "تشویقی" هـم در کنار نامم نوشـته بود. من آن وقت معنای تشویقی را نمی فهـمیدم. بعدأ پدر برایم توضیح کرد که این شعر را به این منظور چاپ کرده اند که تو شوق بیشـتر برای شعر گفتن پیدا کنی."

2) پس از آن سخن "تشویقی"، نکته ها و تکه های کوتاه اینجا و آنجا به نشـانی او نگاشـته شـدند و درنگ هایی را به تمـاشـا گذاشـتند.

شـاید نخسـتین تبصره دو سه پاراگـرافی در پیرامون چند غزل باختری نوشـته سید زکریا مخلص باشـد. این یادداشـت در روزنامه "بیدار" (1955) چاپ شـده بود و به سـایه روشن های زیبایی، خوشنوایی و روانی آهنگ غزل هایش روشنی می انداخت.

3) در بهار 1960، واصف باختری در برنامه مشـاعره، "شـاعر سـال" شناخته شـد و نام ونشـانش بازتاب گسـترده تر یافت. مشـت نمونه بسیار، می توان از نوشـته پرمـایه عبدالواحد حقیقت یاد کرد.

4) در تابسـتان 1961، روزنامه "بیدار" در بحث "شخصیتهای ادبی مزارشـریف" واصف هژده سـاله را با شـایسـتگی سـتود و از امیدواری به آینده اش نوشـت.

5) در 1965، محمد نسیم نکهت سعیدی در مقاله مفصلی از چند سـرود او در نقش نمونه های برگزیده یاد کرد. نبشـته پیشگفته در هـمـان سـال در مجله های "برگ سبز" و "پشـتون ژغ" پخش شـد.

6) پویا فاریابی در گاهنامه "هنر" (کابل/ 1980) "یک دو سخن در زمینه شناخت شعر و شخصیت واصف باختری" را نوشـت و از چشـم انداز تکنیکی به نمـایه و درونمـایه هنرش پرداخت.

7) محمد رحیم الهام در 1983، برخی از سـروده های او را از نگاه زبانشناسی و زیبایی شناسی بررسی کرد و ناهـمـانندی آن با کارکردهای دیگـران را به نمـایش نهاد.

8) عالم افتخار در روزنامه "حقیقت انقلاب ثور" (کابل/ 1984) با رویکرد تازه به جلوه های زیبایی، تصویر، تخیل و عاطفه سـروده های باختری سـتون هایی نوشـت.

9) حسین فخری در کتاب "حدیث فطرت فرهنگ و فترت فرهنگ" (پشـاور/ نوامبر 1997) با دو نوشـته دامنه دار ("تاملاتی پیرامون دیباچه یی در فرجام" و "پلی میان زمین و زمـان") بررسی چهارمین و پنجمین گزینه سـروده های باختری را روی دسـت گـرفت.

10) "امتزاج رنگ ها در ترجمه" و "اسطوره ناامیدی" از دکتور بشیر سخاورز نیز در هـمین زمینه در کتاب "چند مقاله" (دهلی/ جون 1997) پدیدار شـدند.

11) "شـاعر شـاعران" نگاه کارشناسنانه و موشگافانه محمد کاظم کاظمی سـرود پرداز و نویسنده نامبردار افغانسـتان به جایگاه واصف باختری در گسـتره هنر کشور اسـت. این پرداز دارای سـوژه نو، در شـمـاره نهـم/ دهـم گاهنامه "در دری" (بهار/ تابسـتان 1999) رخ نمود و خوانندگان زیادی را سـوی خود کشـانید.

12) "در کاجسـتان شعر و شعور واصف باختری" به گـرامیداشـت شصتمین زادروز شـاعر، در گاهنامه "آسمـایی"، شـمـاره 24/ مـارچ 2003، از سـوی دکتور لطیف ناظمی نگاشـته شـد.

13) "اوصافی از واصف و وصف او در صف اصحاب فلسفه" به نکوداشـت شصتمین سـالگـره باختری، در "آسمـایی" شـمـاره 25/ مـارچ 2003، به خامه رهنورد زریاب به نوشـت آمد.

14) "گزارش باختری از پاکیزگی آبهای شعر جهان" نبشـته دیگـریسـت از دکتور ولی پرخاش احمدی در پیرامون برگـردانهای وی. این "گزارش" در نوامبر 2004 در چندین رسـانه بازتاب یافت.

صبور الله سیاه سنگ، پژوهشگر افغان مقیم کانادا

صبور الله سیاه سنگ، پژوهشگر افغان مقیم کانادا

) "خواه آیینه شو، خواه مشو جنگ ندارد" نوشـته بلندی بود از دکتور رازق رویین در کابل ناتهـ، شـمـاره سیزدهـم/ سپتمبر/ اکتبر 2005. در بخشی از این یادنامه گلایه آمیز آمده اسـت: "آقای باختری درنزد من از احترام بسیار برخورداربوده و هنوز هـم هسـت. چون شـاعری اسـت سزاوار هرگونه بزرگداشـت. من یکی دوبار اینجا و آنجا چیزهایی درباره آن بزرگوار نوشـته ام که هـمه تراویده یی از احترام و ارجگذاری من نسبت به ایشـان بوده اسـت و نه چیزی دیگـر. ایشـان یکی از دوسـتان و یاران قدیم من اند."

16) گاهنامه "پرنیان"، به هـمت منیژه باختری و ناصر هوتکی، شـمـاره هفتم (2006) را ویژه واصف باختری سـاخت و بیشـتر از سی یادگار تازه یا پیشین را گرد آورد. برخی از آنچه یاد شـدند، چنین اند:

"لبخندی به یاد اسـتاد" از شفیق پیام

"وسـوسه های غربت" از رازق فانی

"من او را دیده بودم" از نبی عظیمی

"اعلم روزگار مـا" از حیدری وجودی

"بی هـمه گان بسـر شود" از حسین فخری

"واصفی که من میشناسم" از سنا غزنوی

"باختری نقاد ژرفنگـر" از معروف کبیری

"واصف باختری و تاریخ" از نیلاب رحیمی

"یاد آن لحظه های سبز بخیر" از وهاب مجیر

"انسـانِ آرمـانشهر باختری" از قنبرعلی تابش

"باختری و سکوت کشنده اش" از سخیداد هاتف

"سفری به ناکجاآباد شگـرف" از سـرور آذرخش

"باغبان باغسـتان ادب افغانسـتان" از سید سـرور حسینی

"برگهایی از زیسـتنامه واصف باختری" از صالح محمد خلیق

"قربانی شـدن روشنفکران در رمـانتیزم فرهنگی" از خالد خسـرو

"رهنوردی در دامنه کوه افسـوس ادب" از مولوی محمد صدیق حزب اللهی

"باختری دانشـمند فرهیخته و سیمـای تابناک افغانسـتان" از داوود پنجشیری

17) شـمس الحق آریانفر در فصل بلند "واصف باختری بزرگترین ادبیات شناس و سـرآمد نوگـرایی" به نیمرخ دیگـر این هنرمند اندیشـمند پرداخت. مقاله یاد شـده در هفته نامه "پیام مجاهد" (2006) و سپس در کتاب "شخصیت های کلان افغانسـتان" (2007) آمد.

18) تازگیها، چند نوشـته زیرین در سـانه ها بازتاب خوبی داشـته اند:

"در وزشگاه ثانیه های شـرقی" از حمزه واعظی - 2010

"یادداشـتی بر خطابه واصف باختری" از ربانی بغلانی - 2011

"آبروی گوهر مـا کوه تمکین بوده اسـت" از احمد یاسین فرخاری - 2011

البته، احمد یاسین فرخاری پنج سـروده واصف باختری را به زبان عربی ترجمه کرده اسـت.

19) از گفت و شنودها می توان به این دو نمونه چشـمگیر که دسـت کمی از زنجیره یادداشـتهای بالا ندارند، دل بسـت:

"شـامی با باختری" از پرتو نادری، فرزانه فارانی و فاروق فارانی – کابل/ 1993

"رو به رو با واصف باختری" از پرتو نادری – پشـاور/ 1999

20) شـمـاری از فرزانگان دیگـر مـانند دکتور سمیع حامد، گلنور بهـمن و... نیز رویکردهایی فشـرده یا بلند به کارنامه او داشـته اند. با دریغ، دسـترسی به آنها تا دم نگارش یادداشـت کنونی میسـر نگـردید.

افغانسـتان / پشـتو

از سـرودپردازان و نویسندگان پشـتو صدیق روهی، اسحاق ننگیال، غفور لیوال، پیر محمد کاروان، عارف خزان، احمد تکل، خالق رشید و دیگـران به کارکردهای گوناگون واصف باختری پرداخته اند. در این میانه، دلنامه غفور لیوال با سـرنامه "اسـتاد بیا! وا مـانده ایم" ارزش هنری ویژه دارد.

پایان بخش نخست

صبورالله سیاه سنگ

ویراستار: عاصف حسینی

DW.COM

آگهی