اغفال و سر در گم ساختن مردم توسط مسوولين در کابل | افغانستان | DW | 07.09.2007
  1. Inhalt
  2. Navigation
  3. Weitere Inhalte
  4. Metanavigation
  5. Suche
  6. Choose from 30 Languages

افغانستان

اغفال و سر در گم ساختن مردم توسط مسوولين در کابل

به تعقيب اعلا ميه ملل متحد در مورد افزايش بي سابقه کشت ترياک وتوليد مواد مخدر، آقاي کرزي طي يک سخنراني تند و تيز وبي ملاحظه ، جهاني ومشخصاً نيروهاي انگليسي را مقصر معرفي نمود .

قسيم اخگر، تحليلگر امور سياسی و نويسنده اين جستار

قسيم اخگر، تحليلگر امور سياسی و نويسنده اين جستار

اين سخنراني که براي بسياري غير مترقبه .نا منتظره بود ، سفير انگليس را نيز بر انگيخت تا متقابلاً عکس العمل نشان دهد و طي مصاحبه اي ، بيکارگي وفساد دولتي درافغانستان و بي کفايتي مديريتي آنرا عامل اصلي قضيه نشان دهد . آقاي کرزي تا انجا پيش رفت که از مامورين حکومت خواست تا فقط از آمرين افغاني شان تبعيت نمايند و نه از دساتير خارجي ها. آقاي کرزي با عصبانيت زياد خطاب به خارجيان گفت که هلمند را به طالبان سپرديد واوضاع را به هم ريختيد و ......

اين سخنراني درواقعيت امر به يک دفاعيه پيشگيرانه بيشتر شبيه بود ، تا توضيح اصل قضيه . مسلم بود که به تعقيب اعلام نظر مقامات ملل متحد ، رسانه هاي بين المللي و نهادهاي ذيدخل مانند دفعات قبل ، انگشت اتهام شان را بسوي داخل افغانستان متوجه مي سازند وعوامل تقويه کننده رشد مواد مخدر و حاميا ن ما فياي مواد مخدر را در درون کابينه ونزديکان آقاي کرزي مي يابند .اين بويژه درشرايط حساسي که آقاي کرزي با رقبايش در پارلمان و جبهه ملي درگير نبرد قدرت است ، موضع اورا به شدت تضعيف مي نمايد ووسيله ي کوبنده اي بدست آنان ميدهد تا ويرا مورد حمله قرار دهند . بنا براين از طريق اين سخنراني ، خا رجيان در موضع کاملاً انفعالي قرار ميگيرند وهر ادعايي و تفسير و تحليلي که ارائه نمايند در حد يک دفاعيه از خود شان تقليل وتخفيف مي يابد و نه بيشتر. به خصوص که در اظهارات آقاي کرزي شواهد انکار نا پذيري دال بر صحت ادعا هاي وي وجود دارد که همگان از آن خبر دارند .

مثلاً مذاکره با طالبان در هلمند و سپردن موسي قلعه به طالبان به تبعيت از قرار داد مصالحه جنرال مشرف با طالبان در وزيرستان . در آنوقت انگليسي ها صريحاً گفتند که الگوي وزيرستا ن که در موسي قلعه مورد کپي برداري قرار گرفت ميتواند در ساير منا طق افغانستان نيز تطبيق گردد . اين در حالي بود که دولت افغانستان هيچ نقش مستقيمي در قضيه نداشت و در عين حال خود را مجبور به سکوت ميدانست. مسئله ديگري که رئيس دولت را در اين سخنراني انگيزه ميداد ، ضرورت پاسخ دادن به اتهاماتي بود که رقيبان سياسي وي درمورد وا بستگي وي به خارجيان و فرمانبري بي چون وچرا از دساتير آنان وارد ميکردند . در همين را بطه طرح ضرورت قانونمند ساختن حضور نيرو هاي خارجي در افغانستان قابل ياد آوري است که قسمآً متوجه عدم توجه آقاي کرزي نيز مي شد .

اما سومين مسأله نفس نا کامي دولت افغانستان و جامعه جهاني در مبارزه عليه مواد مخدر مي شود که هر دو طرف تا حال کوشيده اند با انداحتن گناه به گردن طرف مقابل خود را تبرئه نمايند وکو تاهي وقصور و نقش منفي خويش را بپوشانند . در حاليکه در اين قضيه هر دو جانب به يک اندازه مقصر هستند . دولت افغانستان با آنکه يک وزارت مستقل ويک رياست در چوکات وزارت خارجه را به ضميمه ادارات کوچک ، زير عنوان مبارزه با مواد مخدر بودجه و امکانات ميدهد جز دست گيري چند قاچاقبر کوچک و مقدار ي مواد مخدر ، دستآوردي نداشته است . در حاليکه به همين تناسب مواد مخدر و با لتبع کار کنان آن و اراراضي مزروعه بالتر رفته است . نيروهاي خارجي نيز که ظاهراً خود را فقط مسئول مبارزه با تروريزم مي دانند صلاح را در اين ديده اند که با ما فياي مواد مخدر روياروي نشوند و نوعي قرار نامکتوب با هم داشته باشند . پس راه جاره اي نست مگر اينکه هر دوطرف همديگر را متهم و از اينطريق خودرا تبرئه نمايند . مرجع سومي نيز وجود ندارد که در مورد دعاوي دو طرف حق قضاوت داشته باشد .

بر علاوه جريانات و حوادث و اتفاقات واقعي و يا تصنعي و بعضاً هم تصادفي ، هميشه امکان آنرا داده است که ذهنيت ها افکار و توجهات را به مسايل ديگري جلب نما يند وعجالتاً مسئله اي يا مسئله اي به فراموشي بسپارند و قضيه ديگري را عمده و مهم جلوه دهند . يک روز تروريزم ، يک روز مواد مخدر ، زماني انفلونزاي مرغي و ايدز و روز گاري نيز فساد اداري . در اين ميان اگر چيزي کم آمد ، توپ ها ي منقوش به کلمات مقدس يا انتشار کاريکاتور عليه پيامبر گرامي اسلام يا نظاير آن جاي خالي را پر ميکند و به بهانه آن چنان هنگامه اي بر پا مي شود که همه چيز را از خاطره ها فراموش کند . بنا بر اين آنچه مهم و اساسي ست و بصورت منظم و سيستماتيک پيگيري ميشود استراتيژي اغفال و سر در گم ساختن مردم افغانستا ن است که هم توسط دولت و حکومت و هم توسط اپوزيسيون نامنها د آن و هم توسط ولسي جرگه دنبال ميشود .

هم اکنون پارلمان افغانستان قضيه توپ هاي پرتاپ شده توسط امريکاييان را که منقش به پرچم کشور هاي اسلامي ست و کلمه مقدس توحيد در پرچم عربستان سعودي نيز برآن نقش بسته است و در ظاهر براي بازي کودکان ، هديه شده است . اينکار براي آن صورت ميگيرد که تنبلي و بيکارگي پارلمان را بپوشاند و افکار عمومي را از ارتشا و اختلاس و زمينخواري و فقر و بيچارگي روز افزون مردم .

آگهی