احمدی نژاد وخطرطالبانیزم نوع ایرانی | مصاحبه ها | DW | 17.01.2006
  1. Inhalt
  2. Navigation
  3. Weitere Inhalte
  4. Metanavigation
  5. Suche
  6. Choose from 30 Languages

مصاحبه ها

احمدی نژاد وخطرطالبانیزم نوع ایرانی

رامین براتی کارشناس امورسیاسی ایران سیاست های محمود احمدی نژاد رئیس جمهورایران را برای آینده ی این کشور ومنطقه خطرناک ومشکل آفرین می داند . اوطی گفت وشنودی با رادیو دویچه صدای آلمان باوجود اینکه خطریک طالبانیزم ایرانی را بدورازتصورمی داند باآنهم ازفضای اجتماعی موجود را یک گام به عقب برای ایران می داند.

دکترمهران براتی جامعه شناس وکارشناس امورسیاسی ایران

دکترمهران براتی جامعه شناس وکارشناس امورسیاسی ایران

دویچه ویله: آقای براتی با آمدن محمود احمدی نژاد چه تحولات مثبت و منفی در جامع امروز ایران دیده میشود؟

آقای براتی: تحولات مثبت خوب اتفاق نیفتاده، ولی تحولات منفی بسیار است. تحول مثبت میتوانست اتفاق بیفتد اگر آنطور که ایشان شش ماه پیش در مبارزات انتخاباتی خودشان به مردم قول دادند، بخصوص به اقشار و طبقات کم درآمد و فقیر جامعه و یا قشر متوسط کم درآمد جامعه قول دادند که وضع زندگی آنها بهتر شود و به اصطلاح خودش پول نقد را بر سر سفره مردم بیاورد. این شعار انتخاباتی احمدی نژاد بود و مردم زحمتکش، مردم کم درآمد شهری بخصوص اقشار متوسط شهری که درآمدشان با مخارجشان همسویی ندارد و نمی توانند مصارف تحصیل فرزندان خودشان را بپردازند، نمی توانند کرایه منزل شان را بپردازند؛ زن، شوهر و فرزند معمولاً دو سه بار در روز کار می نمایند و ساعت کارشان چیزی در حدود 14 تا 18 ساعت در روز است، تا بتوانند یک زندگی کاملاً معولی را بگذرانند. اینها کسانی بودند که به آقای احمدی نژاد رای دادند. ولی آنچه که در این چند ماه گذشته اتفاق افتاده است، نشان از این ندارد که وضع زندگی این مردم بهتر شده. ولی در بدتر شدن وضع همین قدر ما میتوانیم بگویم که الان بخصوص در هفته های اخیر در تهران تعداد زیادی قتل اتفاق افتاده. در همین چند هفته گذشته ده زن و مرد کشته شده اند که آنطوریکه گفته می شود اینها خانواده های نسبتاً پولدار جامعه بودند. معمولاً اعلام می نمودند در روزنامه ها که می خواهند خانه های خود را بفروشند. و قاتلین که بعنوان خریدار خانه ها خودشان را معرفی می کردند این خانم ها را سر بریدند و یا با 20 تا 30 ضرب چاقو اینها را کشته اند. و این نشان جدید خشونت در جامعه است.

دویچه ویله: در کل یعنی نا امنی بیشتر شده؟

آقای براتی: بله، ناامنی بیشتر شده در جامعه؛ بخصوص در مناطق مرزی کشور مانند بلوچستان، کردستان، اهواز و خرمشهر و جاهای که بخصوص به اصطلاًح ایرانیان عرب تبار ما زندگی می کنند ناامنی بیشتر شده است.

دویچه ویله: در کل در پهلوی این که ناامنی بیشتر شده و آقای احمدی نژاد به وعده های که داده بودند وفا ننمودند، چه تغییری شما در فضای سیاسی ـ اجتماعی ایران می بینید؟ بخاطریکه آقای خاتمی "رئیس جمهور پیشین ایران" بیشتر طرفدار این بودند ، یا حد اقل در خارج از ایران این طور دیده می شد که ایشان می خواستند اصلاحاتی وارد کنند و فضا را بازتر بسازند.

آقای براتی: بله، کاملاً درست است. ببینید آنچه که در ایران اتفاق افتاده، با آمدن آقای احمدی نژاد در حقیقت یک گروه جدید سیاسی که در این بیست هفت سال گذشته، به اصطلاح در زیر زمینی سیاسی ایران زندگی می کرده و در سال 1330ه. ش ، اینها به وجود آمدند. در سال 1332 به نام گروه "حجتیه " برسرزبان افتادند. اینها کسانی اند که اعتقاد به آمدن امام زمان دارند و اعتقاد به نهادی بعنوان ولایت فقیه در کشور ندارند. نیابت به اصطلاح امام زمان را از طرف ولی فقیه نمی پذیرند. در قاعده اینها یعنوان دشمنان کسانی مثل آیت الله خمینی و آیت الله خامنه ای در نظر گرفته میشدند. و آیت الله خمینی هم تا زمانی که زنده بود، اصلاً امکان این که اینها در صحنه سیاسی بیایند به اینها نداد. گرچه از درون گروه حجتیه یک گروه بنام "توابین حجتیه" با کمک آیت الله بهشتی آمدند و با آقای خمینی بیعت کردند و یک تعداد از اینها به اصطلاح منفعل شدند. یک تعدادی هم بر مخالفت با اقای خمینی برآمدند و این دسته های که منفعل شدند و با آقای خمینی بیعت نمودند، از درون اینها کسانی مثل "آیت الله مصباح یزدی" بیرون آمد که ایشان به اصطلاح پشتیبان اصلی روحانی آقای احمدی نژاد هستند و آنطور که گفته می شود ایشان می خواهند در رأس مجلس خبرگان چهارم قرار بگیرند که سال آینده قرار است انتخاب شوند. و این مجلس است که به اصطلاح رهبر مذهبی را تعیین می کند و ولایت فقیه را تعیین می کند. با آمدن آیت الله مصباح یزدی نوع آشتی آن نوع دید امام زمانی میان دید مهدویت و گروهای سیاسی دیگراسلامی به وجود آمده. گفته می شود نوع تقسیم کار به وجود آمده که رهبر ولایت فقیه را بعنوان رهبر سیاسی می بینند و نه مذهبی و رهبریت مذهبی باز مانده برای امام زمان. و آقای احمدی نژاد با گروه اش با این دید رخنه کردند در سپاه پاسداران. به تعداد بیشتر از 90 نفر از افراد سپاه در مجلس حالا نشسته اند، نهادهای اجتماعی و اقتصادی را در اختیار گرقته اند، رسانه های و مطبوعات را در اختیار گرفته اند. می شود گفت یک نیروی سیاسی جدید در رقابت با نیروهای قوی قبلی، مثل اقای هاشمی رفسنجانی و دیگر نیروها به صحنه آمده.

دویچه ویله: آیا خطر ایجاد طالبانیزم جدید در ایران وجود ندارد؟

آقای براتی: بله، ببینید طالبانیزم هم درجات گوناگون دارد. حتماً نباید طالبانیزم ایرانی نوع طالبانیزم باشد که در افغانستان بوجود آمد. ولی من فکر می کنم که استفاده ادیالوژیک از مذهب در سالهای به اصطلاح درین بخصوص هشت سال گذشته در زمان زندگی سیاسی آقای خاتمی کم رنگتر شده بود. و نیروهای برآمده از جنبش اسلامی ایران هم حدس می زدند که اگر روال اصلاحات اینطور پیش برود کم کم جامعه به ساختارهای سیاسی عادت می کند که امکان بروز و امکان قدرتمند شدن نیروهای شبیه آقای احمدی نژاد را نمی دهد. این ترس و وحشت از تغییر جامعه این نیرو را وادار کرد تا با میتودهای جدیدی باید به صحنه بیاید. ولی جامعه ایران تمایل یابی درآن بسیار گسترده شده، ما الان در ایران چیزی در حدود 33500 و یا 33600 نهاد مدنی میان جوانان، زنان، مردان و کسانی داریم که مرتب این ها در صحنه سیاسی فعال استند. این نیروها که در بدن جامع ایران بوجود آمده اند، نیروهای مقاومی خواهند بود در مقابل حرکتهای که آقای احمدی نژاد بوجود می آورد. این مسئله است، این نیرو است ولی نیروی مقابلش هم در جامعه بوجود آمده. به همین دلیل من فکر می کنم که خطر پیروز شدن یک نوع طالبانیزم ایرانی را زیاد بزرگ نمی بینم. ولی این خطر وجود دارد و می تواند ضربه های بزرگی به جنبش دمکراسی خواهی در ایران بزند و باز ما را بیست سال به عقب بیندازد، هرچقدر هم که مقاومت در جامعه قوی باشد در برابرش.

دویچه ویله: آیا بدلیل این که در جامعه گروه های ضد آقای احمدی نژاد بوجود آمدند، آیا به همین دلیل است که آقای احمدی نژاد کوشش می کنند تا خود را دشمن بسیار سرسخت امریکا و اسرائیل نشان بدهند و اظهارات بسیار دشمنانه و خصمانه در مقابل اسرائیل و امریکا انجام می دهند؟

آقای براتی: من فکر می کنم این نوع افراطی گری سیاسی در قسمت سیاست خارجی همیشه در ایران یک کار برد داخلی داشته. در زمان آقای خمینی و بعداً هم اینطور بوده. هروقت در ایران نیروهای اسلامی می خواستند فضای سیاسی را تنگ بکنند، هروقت می خواستند جلو آزادی خواهی مردم را بگیرند، همیشه به سیاست خارجی دست به افراط می زدند وبه این طریق که خودشان را یعنی ایران را مورد خطر و تهدید از خارج تلقی می کردند به این بهانه سرکوب داخلی را توجیه می کردند که ما الان از طرف خارج مورد تهدید هستیم، بنابر این کسی نباید صدایش بیرون بیاید. حالا هم فکر می کنم این همچو کاربرد دارد. هرچند در زمینه های نظامی و ادعای قدرتی که جمهوری اسلامی دارد، این می تواند جدا از این افراطی گری گامهای برداشته بشود که ربط به موقعیت جمهوری اسلامی دارد که خودش را بعنوان قدرت اصلی منطقه می داند و می خواهد بعنوان قدرت اصلی منطقه از طرف نیروهای بزرگ جهانی به رسمیت شناخته شود.

دویچه ویله: اما شما پیشتر اشاره کردید به عواقب از این سیاست؛ شما گفتید که به ایران و منطقه شاید بسیار خطرناک باشد؟.

آقای براتی: ببینید، ایران و یا دولت آقای احمدی نژاد، یا رهبری جمهوری اسلامی ، روی این حساب می کند که امریکا تهدید می کند ولی کاری نمی تواند بکند چون دستش در عراق بسته است. ولی من فکر می کنم که این یک حساب اشتباه است. به این دلیل که الان در زمان کنونی تنها پنج درصد نیرو و توان نظامی امریکا در خارج از مرزهای ایالات متحده به کار گرفته شده. یعنی اینطور نسیت که به لحاظ کیفیت و کمیت نظامی امریکا نتواند همچو کاری بکند. یک مسئله، مسئله مالی است و یک مسئله، مسئله منطقوی است. ما نمی دانیم که توان نیروی نظامی ایران در چه حد است و چه گامهای متقابلی ایران می تواند بردارد. ولی به هر صورت حدس می زنم که اگر همچو حمله ای انجام بگیرد کل این منطقه طوری تغییر خواهد کرد که ما لااقل در سی سال آینده امنیتی نه در افغانستان ، نه در عراق، نه در عربستان و دیگرکشورهای اسلامی خواهیم داشت. من از اروپا حرف نمی زنم و امیدوارم که کار به این جاها نکشد.

دویچه ویله : آقای براتی یک جهان تشکر.
آگهی