آیا می‌توان پس از سکته مغزی به زندگی روزمره بازگشت؟ | صحت | DW | 28.06.2022

صفحه جدید دویچه وله را ببینید

سایت جدید دویچه وله هنوز کامل نیست. نظر شما می‌‌تواند کار ما را بهبود بخشد. از نسخه بتای دویچه وله دیدن کنید.

  1. Inhalt
  2. Navigation
  3. Weitere Inhalte
  4. Metanavigation
  5. Suche
  6. Choose from 30 Languages

صحت

آیا می‌توان پس از سکته مغزی به زندگی روزمره بازگشت؟

سالانه میلیون‌ها نفر در جهان به دلایل مختلف دچار سکته مغزی می‌شوند. بسیاری از انسان‌ها علایم این اختلال نورولوژیک را نمی‌شناسند، و به همین خاطر آن را جدی نمی‌گیرند. اما آیا پس از سکته مغزی می‌توان به زندگی روزمره بازگشت؟

تنها در آلمان سالانه حدود ۲۷۰ هزار نفر دچار سکته مغزی می‌شوند

تنها در آلمان سالانه حدود ۲۷۰ هزار نفر دچار سکته مغزی می‌شوند

اندرئا زوس ۵ سال پیش، در ۳۲ سالگی، دچار سکته مغزی شده و از آن به بعد با پیامد های آن زندگی می کند. او نخست احساس کرده بود روشنایی چشم خود را از دست داده است، و همچنین فکر می کرد که شاید دچار یک بی نظمی سیستم خونی شده است. شاید این همان حسی باشد که همه چیز در برابر چشمان انسان تیره شده یا به اصطلاح «چشمان انسان سیاهی می کند» و برای یک لحظه کوتاه چیزی را دیده نمی تواند.

اندرئا زوس، که پیش از آن در مسابقه دوش ماراتون شرکت کرده بود، اولین فرزندش را به دنیا آورده بود و از نظر جسمی بسیار سالم بود، به هیچ صورت گمان نمی کرد که شاید دچار سکته مغزی شده باشد. وقتی او را به شفاخانه منتقل کردند، نمی دانست که چه بلایی بر سرش آمده است. او لحظه سکته مغزی خود را به یاد می آورد: «در آن زمان واقعاً علایم (سکته مغزی) را نمی دانستم.»

اندرئا زوس در ۳۲ سالگی دچار به اصطلاح «سکته مغزی جوانی» شد. این اصطلاح در مورد کسانی به کار برده می شود که بین سنین ۱۸ تا ۴۰ و یا هم تا ۵۵ دچار سکته مغزی می شوند. آمار نشان می دهد که میزان ابتلا به این اختلال نورولوژیک در این گروه های سنی همواره افزایش می یابد. به قول «سازمان جهانی سکته مغزی»، این میزان در سنین ۱۵ تا ۴۹ سالگی، سالانه ۱۴ درصد است.

نتیجه یک مطالعه در سال ۲۰۲۲ در ایالات متحده امریکا نشان داده است که زنان زیر ۳۵ سال ۴۴ درصد بیشتر از مردان همین گروه سنی دچار سکته مغزی می شوند. آمار در مورد گروه سنی بین ۳۵ تا ۴۹ سال، متناقض است.

Infografik Schlaganfallrisiko nach Geschlecht DA

انواعی سکته مغزی

سکته مغزی در اثر اختلال خون رسانی به ناحیه ای از مغز رخ می دهد. یعنی وقتی خون رسانی به قسمتی از مغز دچار اختلال شده و متوقف گردد، این قسمت مغز دیگر نمی تواند عملکرد طبیعی خود را داشته باشد.

انواع مختلفی از سکته مغزی وجود دارد. سکته مغزی ناشی از بسته شدن یکی از رگ های خون رسان مغز با یک لخته خون (ترومبوز) و نرسیدن آکسیجن به مغز را سکته مغزی ایسکمیک می گویند.

همچنان خونریزی مغزی نیز می تواند منجر به سکته مغزی گردد، که به آن سکته هموراژیک می گویند. در این نوع سکته یک یا چند رگ مغز می ترکد یا دیواره رگ پاره می شود و خون به بیرون رخنه کرده و انساج مغز را تحت فشار می آورد. هرچند در مجموع گفته می شود که مردان نسبت به زنان بیشتر دچار سکته مغزی می گردند، اما بر اساس گزارش سازمان جهانی سکته مغزی، در تمام گروه های سنی و انواع سکته های مغزی، زنان سالانه بیشتر دچار آن می گردند.

علایم سکته مغزی

معمولاً قبل از بروز سکته مغزی علایم هشدار دهنده ای وجود ندارد یا اینکه علایم آن بسیار جزئی اند. اما همینکه سکته مغزی رخ بدهد، به ویژه در برخی موارد، علایم آن در عرض چند ثانیه یا چند دقیقه خود را نشان می دهند. این علایم بستگی به آن قسمتی از مغز دارند که دچار سکته می شود. ضعف و کرختی و یا حتی فلج صورت و بازو ها یا پا ها، آنهم در اکثر موارد در یک سمت بدن، از دست دادن تعادل بدن، اختلال در حرف زدن، بروز مشکل در خوردن غذا، تیرگی نور چشم، به خصوص در یک جانب، سردرد شدید و ناگهانی، از دست دادن حافظه کوتاه مدت و دراز مدت، سرگیجی و افتادن ناگهانی به زمین، بی اختیاری ادرار و مدفوع، مشکلات در یافتن کلمات برای بیان یک مطلب و فهمیدن آنچه دیگران می گویند، و عدم توانایی در انجام حرکات ظریف، از جمله علایم عمده سکته مغزی اند.

پیامدهای سکته مغزی: شروع مجدد از صفر

برای اندرئا زوس، زمان پس از سکته مغزی، به شروع یک زندگی جدید می ماند. به قول وی «وضعیتی که همه چیز را باید دوباره از صفر شروع کنی.»

در آن زمان برای وی اختلالات در بینایی جزو اولین علایم بود. او بعداً شروع کرد که در یک وبلاگ، تجربیات خود را به اشتراک بگذارد. او در این وبلاگ نوشت: «با گذشت هر روز و هر هفته چیزهای جدیدی بروز می کردند که دیگر نمی توانستم انجام بدهم.» او کلالت زبان پیدا کرد، نمی توانست کلمات را درست تلفظ کند، املا و دستور زبان را فراموش کرد. او می گوید: «مثلاً دیگر نمی دانستم که الماری را چگونه بنویسم.»

او همچنان حس جهت یابی خود را از دست داد: «من یک بار در سوپرمارکت بودم و فقط می خواستم آب میوه بگیرم، ناگهان نمی دانستم کجا می روم و یا از کجا آمده ام.» علاوه بر آن سمت چپ بدنش فلج شده بود، و پای چپ خود را نمی توانست کنترول کند.

اندرئا زوس باید چیز های زیادی را دوباره از صفر یاد می گرفت: «دخترم یاد گرفت که مکعب ها را روی هم بچیند. من این را دقیقاً همزمان با او یاد گرفتم.» او حتی امروز، پنج سال بعد از سکته مغزی، باید با عواقب آن زندگی کند. او هنوز هم یک اختلال گفتاری دارد، که اغلب پس از سکته رخ می دهد. افزون بر آن او، به دلیل عدم کنترول کامل پا، دیگر نمی تواند مثل گذشته ورزش کند.

با اینهمه اندرئا زوس دیدگاه مثبت به زندگی دارد. او چند سال پیش وارد دانشگاه شده و همین چند هفته پیش تحصیلاتش را در رشته حقوق مالیات به پایان رساند. او می گوید: «تحصیل برای من مانند درمان بود.»

اندرئا زوس در ۳۲ سالگی دچار سکته مغزی شد و از آن زمان تاکنون با پیامد های آن زندگی می کند

اندرئا زوس در ۳۲ سالگی دچار سکته مغزی شد و از آن زمان تاکنون با پیامد های آن زندگی می کند

علل سکته مغزی در سنین پایین اغلب نامشخص است

اندرئا زوس تا به امروز دلیل سکته مغزی خود را نمی داند. او یک ورزشکار بود، زندگی سالمی داشت و به طور منظم در مسابقات ماراتون می دوید.

در واقع علل سکته مغزی را نمی توان همیشه به طور دقیق تعیین کرد. در کل خطر سکته مغزی زمانی افزایش می یابد که افراد اضافه وزن دارند، سگرت می کشند یا زیاد الکول می نوشند و در نتیجه آن فشار بلند خون یا دیابت دارند. همچنان مصرف زیاد نمک و چربی، تحرک کم، و در مجموع رژیم نامناسب غذایی، از جمله عوامل سکته های مغزی به شمار می روند.

یک تحقیق علمی در سال ۲۰۲۱ در ایالات متحده امریکا نشان می دهد که خطر سکته مغزی در زنان و مردان مبتلا به سردردی میگرن توأم با «آورا»، که یک نقص عملکرد عصبی است، حدود دو و نیم برابر بیشتر است.

عوامل دیگر خطر، که به ویژه متوجه زنان است، شامل اریتمی های قلبی یا اختلال ریتم قلب، و مصرف قرص ضد حاملگی است. هنس یوآخیم فون بودینگن، متخصص مغز و اعصاب و طب روانی در مرکز عصبی راوینسبورگ می گوید که علت سکته مغزی در حدود ۳۰ درصد از بیماران ناشناخته می ماند.

نحوه درمان

بعد از بروز سکته مغزی بیمار باید بلافاصله به شفاخانه منتقل گردد. به هر اندازه که فرد مبتلا زودتر تحت معالجه قرار بگیرد، به همان پیمانه شانس زنده ماندن و بازگشت اش به زندگی روزمره بیشتر است. سکته مغزی سومین عامل مرگ و میر در جهان به شمار می رود.

درمان اولیه پس از وقوع یک سکته مغزی شامل تحت نظر گرفتن دقیق فرد و انجام اقدامات پرستاری برای محافظت جهاز تنفسی او می باشد. در صورتی که در شریان خون، لخته دیده شود، باید فوراً از دارو های خاص رقیق ساختن خون استفاده شود. اما در هر موردی نباید از این دارو ها استفاده کرد، زیرا باعث افزایش خطر بروز خونریزی در مغز می گردد.

ویدیو را ببینید 02:42

مغز ما انسان‌ها چگونه کار می‌کند؟

چه چیزهای برای مراقبت های بعد از وقوع سکته مهم اند؟

به گفته فون بودینگن، یکی از مهمترین نکات در مراقبت های بعدی این است که «بیماران می دانند سکته مغزی چیست و چگونه و چرا درمان شده اند». این بسیار مهم است تا بیماران بفهمند که چرا اندازه گیری فشار خون و مصرف منظم داروهای شان منطقی است.

تغییر عادات و نحوه زندگی مثل کم کردن میزان چربی در رژیم غذایی و ترک کردن مصرف دخانیات می توانند باعث کاهش خطر بروز یک سکته مغزی دیگر در آینده شوند. پیش بینی پیامد یک سکته مغزی بسیار دشوار است و بستگی زیادی به عوامل ایجاد کنندهٔ آن دارد. معمولاً یک سوم افراد بعد از سکته مغزی به بهبودی کامل یا نسبتاً کامل دست می یابند. یک سوم دیگر از افراد نیز دچار ناتوانی های به صورت دایمی می شوند. اگر مشکلاتی که برای افراد بعد از سکته مغزی ایجاد می شوند، در طول ۶ ماه بهبود نیابند، احتمالاً این مشکلات دایمی خواهند بود. حدود ۲۰ درصد از افرادی که دچار سکته مغزی می شوند در عرض یک ماه می میرند.

تشخیص زودهنگام این عارضه می‌تواند کمک چشمگیری به جلوگیری از آن یا کاهش آسیب های سکته مغزی داشته باشد.

راه بازگشت به زندگی روزمره

به باور هنس یوآخیم فون بودینگن، متخصص مغز و اعصاب، افراد جوان پس از سکته مغزی شانس خوبی دارند که به زندگی روزمره شان برگردند: «مغز دارای خاصیتی است که با آن عملکردهای از دست رفته را می توان تا حدی یا حتی به طور کامل جایگزین کرد.» پس مراقبت های بعد از سکته مغزی، به ویژه برای جوانان، بسیار ارزشمند است.

با آنهم اندرئا زوس و خانواده اش مجبور بودند خود را با شرایط جدید وفق بدهند. او می گوید: «من حمایت زیادی از سوی همسر و مادرم داشتم. بدون آنها هیچ کاری نمی توانستم.» او هر هفته به جلسات درمانی خود می رود: فیزیوتراپی هفته ای دو بار، گفتار درمانی هفته ای یکبار، و معمولاً هفته یک بار هم تراپی برای انجام کارها. اما در حال حاضر بخشی از فعالیت هایش متوقف شده است، زیرا او برای بار دوم باردار است.

سیلیا توماس / ص.ا، ع.ف

 

DW.COM