آيا مي توان بحران افغانستان راحل نمود؟! ویا... | افغانستان | DW | 01.02.2008
  1. Inhalt
  2. Navigation
  3. Weitere Inhalte
  4. Metanavigation
  5. Suche
  6. Choose from 30 Languages

افغانستان

آيا مي توان بحران افغانستان راحل نمود؟! ویا...

آيامي توان بحران افغانستان را حل نمود ويا با افغانستان چه بايدکرد؟!اين گونه پرسش ها که طي ماهها وهفته هاي اخيربيشترازپيش درمطبوعات غرب مطرح مي گردند ، براي بسياري ها غيرواقعي وغيرقابل قبول به نظرمي رسند.

آيا يگانه راه حل همانا واگذاري افغانستان به حال خودش وفرارازاين سرزمين است؟بخش اعظم مردم افغانستان آرزو دارندکه درصلح وآرامش زندگی کنند.

آيا يگانه راه حل همانا واگذاري افغانستان به حال خودش وفرارازاين سرزمين است؟بخش اعظم مردم افغانستان آرزو دارندکه درصلح وآرامش زندگی کنند.

شهروندان کشورهاي غربي اکثراً به اين باوربودند که با شکست طالبان وفرارگروه دهشت افگن القاعده ازافغانستان دوران رنج وبدبختي اين کشور به پايان رسيده است. اما اوضاع امروزافغانستان واقعيت ديگررا آشکارمي سازد که با خواست وآرزوهاي مردم اين کشور و ممالک کمک کننده يکسان نيست. به همين شکل آنا ني که شش سال قبل درکنفرانس بن شرکت نموده بودند به اين باوربودند که ديگرهرگزپرسش ، با افغانستان چه بايد کرد ويا بحران افغانستان قابل حل مي باشد را ، نخواهد شنيد.

اما درست همين پرسش ها که به اصطلاح پرسش هاي يک ميليارد دالري استند؛ اين روزها مطرح مي گردند و کمترکسي قادراست تا به اين گونه پرسش ها پاسخ قانع کننده ارائه کند. افغانستان که بابرگزاري انتخابات رياست جمهوري و پارلماني اولين گامها را درراه دموکراسي گذاشته بود ، درحال حاضردرحالت قراردارد که حتي مراکزپژوهشي امريکايي ازوفروپاشي قريب الوقوع دولت دراين کشور،هشدارمي دهند.

عدم موفقيت رهبريافغانستان

حامدکرزي اولين رييس جمهورمنتخب افغانستان ضعيف ترازآن است که بتواند به تنهايي مشکلات موجود درافغانستان را حل نمايد. اوطي شش سال گذشته موفق نگرديده است که حتا ساحه نفوذش را بيرونازکابل بيشترگسترش دهد. کرزي که براي مستحکم نمودن پايه هاي قدرتش مانند تمامي کرسي نشينان اين کشوروابسته به همکاري با حکام محلي مي باشد؛ حتا ازهمکاري باجنگسالاران که دربين مردم نام نيک ندارند، خود داري نورزيد. او گذشته هاي آنان را ، و به عين شکل زورگويي ها وتجارت مواد مخدرشانرا ناديده گرفت، تا موقف خود را بهترساخته باشد. اما موقف کرزي بهترنشده است .

کرزي که تلاش مي نمود تا ازکشوردست نشانده غرب وازسوي ديگرازدست جنگسالاران معرفي نگردد ، دراين راستا موفق نبوده است.

حالا وضع درافغانستان به شکلي است که طالباني که تا چند سال قبل شکست خورده به حساب مي رفتند دوباره سرازغارهاي خود بيرون آورده وهمه روزه قويترمي گردند. با بيشترشدن نيروهاي طالبان شرايط درافغانستان وخيم گرديده وجاي تعجب نيست که برخي ازکشورهاي غربي درحالت عقب نشيني ازاين کشورمي باشند.

البته آلمان دراين ميان هنوزهم به وعده هايش براي کمک به مردم افغانستان وفاداراست . اما آلمان نمي تواند که به تنهايي چرخش اوضاع درافغانستان را به طرف بهبودي تغييربدهد. بدون شک که درافغانستان به نيروهاي نظامي بيشتر، به کمک بيشتربراي بازسازي وبه پشتيباني بيشترازروند دموکراسي نيازدارد؛ اما طوري که ديده مي شود کشورهاي کمک کننده به افغانستان ديگرآن شوق واشتياق سالهاي گذشته را براي انجام دادن کمک هاي بيشتربه افغانستان را ندارند.

پس چه بايد کرد؟!

آيا يگانه راه حل همانا واگذاري افغانستان به حال خودش وفرارازاين سرزمين است؟!

البته که نه ؛ بخش اعظم مردم افغانستان يک آرزو دارند وآن هم زندگي کردن درصلح وآرامش است . اين صلح وآرامش بدون کمک جامعه جهاني ممکن نيست . بناءً وقت آن رسيده تا بادرک واقعيت هاي اجتماعي سياسي افغانستان به اين کشورکمک صورت بگيرد. البته اين کمک تنها درصورت مي تواند موثرواقع شود که همکارقوي و ورزيده درکابل باشد. درغيرآن ، روزي فرامي رسد که پيشگويي ها در رابطه بافروپاشي دولت افغانستان ،درست ازآب درخواهند آمد.