نخستین دیوان محاسبات جهان ۳۰۰ ساله شد
ریختوپاشهای اشرافی، مهمترین عادت فریدریش اول امپراطور پروس بود. فریدریش ویلهم اول وقتی جای پدر را گرفت، در سال ۱۷۱۴ یک "اتاق حسابرسی" تشکیل داد که امروزه به "دیوان محاسبات فدرال آلمان" تبدیل شده و نهادی مستقل است.

شکوه و جلال و ورشکستگی
فریدریش ویلهلم اول شباهت چندانی به پدرش پادشاه فردریش اول نداشت. فردریش اول به ساخت قصرهای مجلل و برگزاری میهمانیهای پرخرج علاقمند بود و خزانه دربار را برای رقابت با خانوادههای سلطنتی اروپا حیف و میل میکرد. هزینه این ولخرجیها را مردم با افزایش مالیاتها پرداخت میکردند. فریدریش ویلهلم اول سال ۱۷۱۳ میلادی حکومتی در آستانه ورشکستگی کامل را در اختیار گرفت.
آموختن از تجربه
آموزش فریدریش ویلهلم اول برای به دست گرفتن سلطنت از کودکی او آغاز شد. او از نه سالگی بخشی از املاک خود را اداره میکرد و از پانزده سالگی در جلسات عالیترین ارگان حکومتی و نشستهای محرمانه شورای جنگ حضور داشت. او به سرعت دریافته بود که خانواده سلطنتی پروس ثروتمند نیست و خارج از برلین قحطی، طاعون و ویرانی جنگ حاکم است.
محکوم به صرفهجویی
او همه چیز را به معرض فروش گذاشت؛ هر چه که به نظرش ضروری نبود: جواهرات، سینیهای نقره، مبلمان، اسبها. مهمترین اصول برای او صرفهجویی و کنترل اقتصادی بودند. فریدریش ویلهلم اول نوامبر سال ۱۷۱۴ میلادی دستور دارد یک اتاق حسابرسی مستقل و بیطرف تأسیس شود که وظیفه آن کنترل نظم و اهمیت اقتصادی تمامی صورتحسابهای ادارات دولتی بود. این اتاق حسابرسی در واقع نخستین دیوان محاسبات تاریخ جهان بود.
مخالف سرسخت تلف کردن وقت
درک فریدریش ویلهم از بهرهوری در تمامی جوانب زندگی کاری او به چشم میخورد. او حتی مخالف هدر دادن وقت بسیار در عبادت بود. آنزمان چون کشیشها ساعتها در کلیسا موعظه میکردند او دستو دارد که کنار هر منبر چهار ساعت شنی نصب شود تا همه بتوانند ساعتها را ببینند. با پایان رسیدن یک ساعت، مردم میتوانستند به خانههایشان بروند.
نخستین "خادم حکومت"
فردریش دوم خود را نخستین خادم حکومت میخواند. پسر بنیانگذار نخستین دیوان محاسبات جهان (اتاق حسابرسی) با نام فردریش کبیر به تاریخ پیوست. فردریش کبیر اما مایل بود که خود تمامی امور مالی حکومت را بررسی و مدیریت کند و برای این کار سفرهای بازرسی متعددی انجام میداد. در سه قرن بعد از تأسیس اتاق حسابرسی این نهاد فراز و فرودهای بسیاری را تجربه کرد.
تنگ، تاریک، ناسالم
محیط کار بازرسان مالی از امکانات چندانی برخوردار نبود. اتاقهای کوچک کار مملو از پرونده بودند. آنها سال ۱۸۴۶ از آنجا که نور شمع چشمهاشان را آزار میداد، درخواست لامپهای نفتی کردند. بازرسان این نهاد تا سال ۱۹۲۰ در حالیکه بسیاری از ساختمانهای برلین برقکشی شده بودند، به دلیل کمبود بودجه هنوز زیر نورچراغهای گازی کار میکردند.
زحمت بسیار، درآمد اندک
قانون حقوق برابر در سیستم پرداخت سلطنت پروس وجود نداشت. اغلب کارمندان مجبور بودند تا زمان مرگ خود کار کنند تا وظیفهشان را انجام داده باشند. تعطیلات تابستانی پدیده تازهای بود که از اواسط قرن نوزدهم میلادی آنهم کارمندان دادگستری و مدارس از آن برخوردار شدند. کارمندان ادراه حسابرسی حتی مرخصی هم نداشتند.
دردسر مستعمرات
بر اساس الگوی فرانسه و بریتانیا آلمان هم از سال ۱۸۸۴ صاحب مستعمره شد. اما درگیریهایی مانند قیام Herero در جنوب غرب آفریقا و اداره این مستعمرات به چالشی بزرگ برای اداره حسابرسی تبدیل شدند. حاکمان مستعمرات از اینکه محبور بودند برای مخارج خود حساب پس دهند متعجب بودند. قبضهای درخواست شده گاه با ۱۳ سال تأخیر به دفتر حسابرسی میرسید و یا حتی هرگز تحویل داده نمیشد.
زیر سایه صلیب شکسته
با به قدرت رسیدن ناسیونال سوسیالیستها در آلمان، اداره حسابرسی استقلال خود را از دست داد و به نهادی زیر سلطه دولت تبدیل شد. این نهاد در دوران جنگ جهانی دوم کنترل و مشاوره امور مالی کشورهای تحت اشغال آلمان را برعهده گرفت. به عنوان مثال، بازرسان این نهاد یهودیان اردوگاه اجباری لودتس را موظف کردند که خود نیازهای مالیشان را تأمین کنند؛ با کار اجباری و پذیرش اسرای بیشتر.
"مفتخر به کنترل مردم"
این لقب شامل آن دسته از شهروندان آلمان شرقی میشد که داوطلبانه از کارگران و کشاورزان بازرسی میکردند و مراقب اجرای برنامههای اقتصادی بودند. نهاد دیگری نیز زیر نظر کمیته مرکزی حزب واحد سوسیالیستی اموال عمومی را کنترل میکرد.
ساختار همگون کارمندان
وظیفه کنترل مالی و رسیدگی به فعلوانفعالات مالی دولت فدرال آلمان پس از جنگ جهانی دوم به عهده دیوان محاسبات سپرده شد. اغلب کارمندان دیوان محاسبات در دهه پنجاه قرن بیستم مرد بودند. این کارمندان مرد در رشتههای حقوقی یا اقتصادی تحصیل کرده بودند و سابقه طولانی کار داشتند. آنها اغلب در میانسالگی وارد دیوان محاسبات میشدند. در این اداره زنان تنها منشی یا نظافتچی بودند.
جشنواره بایروت
دولت فدرال آلمان از فستیوال اپرای بایروت حمایت مالی میکند تا ریچارد واگنر، آهنگساز برجسته اپرا را به مخاطبان بیشتری معرفی کند. دیوان محاسبات آلمان سال ۲۰۱۰ میلادی از اینکه تنها ۴۰ درصد کارتهای این جشنوار برای مخاطبان عادی در نظر گرفته شده بود انتقاد کرد. بازرسان این اداره همچنین توصیه کردند که دستگاههای قدیمی صادر کننده کارت با دستگاههای جدیدتر تعویض شوند.
برای دفاع ویژه
ارتش آلمان یک توبیخ از دیوان محاسبات دریافت کرده است. ارتش تصمیم داشت بخشی از نیازهای سربازان به کرمهای ضد آفتاب، خشکی لب یا پمادهای پوستی را به جای آنکه از تولیدکنندگان ارزانتر بخرد خود تولید کند. دیوان محاسبات به تازگی هواپیما، تانک، هلیکوپتر و سلاحهای ارتش را هم زیر ذرهبین گرفته است. نتیجه: بسیاری از تجهیزات و تسلیحات قدیمی یا از کار افتاده هستند یا در نبرد از دقت کافی برخوردار نیستند.
منظره از دهانه آتشفشان
دیوان محاسبات آلمان فدرال معتقد است خیابانهای این کشور به سطح ماه شبیه شدهاند: آسفالتهای پر چالهچوله، کمبود امکانات مالی و استفاده از مواد سرطانزا. بسیاری از گذرگاهها همیشه در حال تعمیر هستند و برخی پلها در حال ریزش. شماری از طرحها نیز گران و غیرضروری هستند. گزارش سالانه دیوان محاسبات موارد حیف و میل بودجه عمومی کشور را به اطلاع عموم میرساند.
هدایای کوچک
نظم و اهمیت اقتصادی مهمترین اصول کار حرفهای دیوان محاسبات است. بازرسان مالی متعهد به حفظ استقلال و بیطرفی این نهاد هستند. بازرسان دیوان محاسبات که در شهر بن مستقر هستند، در مواردی با ادارات بازرسی سایر کشورها همکار میکنند. هدایای دولتی اغلب از آسیا و اروپای شرقی در آرشیو این اداره نگهداری میشوند.
نوک قله یخ
دیوان محاسبات فدرل آلمان تنها قادر است بخش کوچکی از صورتحسابهای دولتی را کنترل کند. این اداره نتیجه مدیرت مالی و اقتصادی دولت را به مجلس ارائه میدهد. هرچند که گزارشهای منتقدانه این اداره از نحوه عملکرد دولت همیشه دارای پیآمد نیست، اما این نهاد پس از تأسیس آن در سال ۱۹۵۰ میلادی، یکی از ارکان ثابت دمکراسی در آلمان به شمار میرود.