1. Inhalt
  2. Navigation
  3. Weitere Inhalte
  4. Metanavigation
  5. Suche
  6. Choose from 30 Languages

تقویم روز آلمان

۵ مارس ۱۸۱۵: پدربزرگ هیپنوتیزم

۵ مارس ۱۸۱۵: ۲۰۱ سال پیش در چنین روزی پزشک آلمانی، فرانتس آنتون مسمر در مرزبورگ درگذشت. همه روزه در این بخش یکی از شخصیت‌ها یا رویدادهای مهم سیاسی، اجتماعی یا فرهنگی آلمان را معرفی می‌کنیم.

نیروی تلقین در درمان یا دستکم شتاب بخشیدن به آن امروزه در میان دانشمندان واقعیتی انکارناپذیر است. شاید نخستین کسی که ناخودآگاه به این نیرو رنگ و بوی علمی داد، فرانتس آنتون مسمر (Franz Anton Mesmer) بنیانگذار روش یا مکتب مسمریسم است.

مسمر بر این باور بود که در موجودات زنده نیرویی مغناطیسی هست که انرژی بدن را تشکیل می‌دهد و تنظیم می‌کند. هرگاه انرژی بدن تعادل خود را از دست بدهد، باید با نوازش یا دست کردن در "آب مغناطیسی" آن را به حالت تعادل بازگرداند.

• به کانال تلگرام دویچه وله فارسی بپیوندید!

طبیعی بود که همکاران مسمر او را یک فریبکار بدانند اما موفقیت‌های چشمگیر او در درمان بیماران شهرتی غریب نصیب او ساخت که بی‌گمان سرچشمه آن چیزی جز تلقین نبود.

مسمر بی‌آنکه نام هیپنوتیسم به کار خود بدهد، پیش از پایه‌گذاران این روش با شیوه‌هایی کم و بیش همانند بیمارانش را درمان می‌کرد.

در سال ۱۷۳۴ در شهرک ایتسنان (Iznan) در کنار دریاچه کنستانس‌ زاده شد. خانواده تنگدستی داشت اما هوش سرشارش آموزگاران مدرسه‌ها را متوجه او ساخت.

در ۲۲ سالگی دکترای خود را در رشته الهیات گرفت و سپس به تحصیل رشته پزشکی رو کرد.

به ویژه از هنگامی که با زنی از طبقه دارا ازدواج کرد، جزو پزشکان بنام اتریش به شمار می‌آمد، به طوری که با هنرمندان بلندآوازه دوران، یعنی موزارت‌ و یوزف هایدن هم‌نشینی داشت.

در ۳۲ سالگی به ناگاه با نظریه مسمریسم به میدان آمد و با چنان واکنشی خشم‌آلود از سوی همکارانش روبرو شد که وین را به قصد پاریس ترک کرد.

مسمر می‌گفت: «وقتی سیاره‌ها در گردش خود بر یکدیگر تاثیر می‌گذارند و ماه و خورشید در کره ما جذر و مد ایجاد می‌کنند، پس باید به این پی برد که نیروی این اجسام بر همه موجودات جاندار هم تأثیر می‌گذارند به ویژه توسط یک مایع سیال بر سیستم عصبی ما.»

مسمر در باور خود تا آنجا پیش رفت که ادعا می‌کرد دارد دختر نابینایی را بینا می‌کند.

با بروز انقلاب کبیر فرانسه و برتری وزن عامل‌ها و تاثیرات اجتماعی بر زندگی، مردم از مسمر روی گرداندند و او در تنهایی و تنگدستی در شهر مرسبورگ در جنوب آلمان درگذشت.