1. Inhalt
  2. Navigation
  3. Weitere Inhalte
  4. Metanavigation
  5. Suche
  6. Choose from 30 Languages

فرهنگ و هنر

یادی از آلبر کامو

هفتم نوامبر سالروز تولد آلبر کامو، یکی از نویسندگان پرآوازه‌ی قرن بیستم و از فیلسوفان اگزیستانسیالیست است. کامو در سال ۱۹۵۷ جایزه ادبی نوبل را برد. نگاه مختصری داریم به زندگی و آثار این نویسنده و فیلسوف ناآرام.

default

آلبر کامو

روز هفتم نوامبر در حالی تولد نودوپنج سالگی آلبر کامو را جشن می گیریم که نزدیک به چهل و هشت سال از مرگ این نویسنده بزرگ فرانسوی گذشته است. آلبر کامو در هفتم نوامبر سال ۱۹۱۳ در دهکده‌ی مون داوی، نزدیک به شهر قسطنطنیه در الجزایر از پدری فرانسوی تبار و مادری اسپانیایی به دنیا آمد. یک سال بعد از به دنیا آمدن او پدرش در جنگ جهانی اول کشته شد و کودکی کامو با تنگدستی سپری شد.

کامو همیشه با سپاس از گذشته یاد کرده است. او می‌گوید: «خانواده‌ای که تقریبا هیچ چیز نداشت و به هیچ چیز رشک نمی‌ورزید، صرفا به خاطر آرامش ویژه‌اش، به خاطر غرور و فخر طبیعی و منحصر به فردش به من عالی‌ترین درس‌ها را داد"»

آغاز فعالیت ادبی

کامو در سال ۱۹۳۲ شروع به کار نویسندگی کرد و تعداد زیادی داستان و رمان از خود به جای گذاشت که از مهم‌ترین آنها می‌توان به "بیگانه" (۱۹۴۲)، "طاعون" (۱۹۴۷) و هم‌چنین مجوعه مقالات "افسانه سیزیف" اشاره کرد. وی نمایشنامه‌هایی نیز با عنوان "شورش آستوری ها" (۱۹۳۶)، "کالیگولا" (۱۹۴۵)، "حکومت نظامی" (۱۹۴۸) و "درستکاران" (۱۹۴۶) را منتشر کرده است.

از کامو مقالات زیادی درباره آثار سارتر، داستایوفسکی و کافکا به جا مانده و آثار این نویسنده تاکنون به ۳۲ زبان دنیا ترجمه شده‌اند.

این نویسنده‌ی پرشور در سال ۱۹۴۷ نخستین جایزه ادبی خود به نام critic را برای "طاعون" دریافت کرد. ده سال بعد مطبوعات با تیتر درشت خبر دادند که آلبر کامو جوان‌ترین برنده جایزه نوبل ادبیات شده است.

زندگی پرتلاطم

Buchcover: Camus - Der Fremde (Hörbuch)

روی جلد کتاب الکترونیکی "بیگانه"

عصر کامو، عصر آرامش و صلح نبود و او به نسلی تعلق داشت که عمیقا تحت تاثیر شرایط تاریخی بود. هجوم اتفاقات پی در پی دهه‌های اول قرن بیستم و تحولاتی که اروپا و دنیای آن زمان را درگیر خود کرده بود در آثار و نوشته‌های کامو بی تاثیر نبودند. این نویسنده پرآوازه‌ی فرانسوی، بیست سال داشت که هیتلر در آشفته بازار سیاسی دهه سی به قدرت رسید . کامو همچنین ظهور چندین دولت توتالیتر، اضمحلال جنبش‌های سوسیالیست و لیبرال در اروپا، "تصفیه روسیه"، تروریسم و شکنجه‌هایی را که پلیس در اروپا به راه انداخت و تمامی جنگ و اردوگاه‌های زندانیان را دید و تجربه کرد و در نهایت، جنگ ویتنام در اوج خود بود که کامو درگذشت.

آلبر کامو از جمله روشنفکرانی بود که لحظه‌ای نسبت به تحولات دوران خود ساکت ننشست. او در راه مبارزه با نازیسم در سال ۱۹۴۲ عضو گروه مقاومت فرانسوی " نبرد" شد و در اکتبر ۱۹۴۳ به کمک دیگر اعضای گروه شروع به فعالیت روزنامه‌نگاری زیرزمینی کرد. کامو در این گروه مقاومت با ژان پل سارترنیز آشنا شد. پس از جنگ در اعتراض به عضویت اسپانیا در سازمان ملل از یونسکو استعفا داد - آن زمان ژنرال فرانکو رهبری اسپانیا را به عهده داشت.

آثار اتفاقات تاریخی و اجتماعی در آثار کامو

تمامی این رخدادها در آثار کامو بی تاثیر نبود. به عنوان مثال اعتراض او را نسبت به روند رو به رشد زندگی صنعتی می‌توان در رمان "طاعون" جستجو کرد. در "طاعون" با شهری مواجه هستیم که زشت و بدریخت است وشهروندانش برای پولدار شدن زیاد کار می‌کنند. در اعتراض به این زشتی و افسار گسیختی برای طلا و ثروت، نویسنده "طاعون" را بر مردم شهر نازل می‌کند.

از سوی دیگر کامو فلسفه خوشبختی را حتی در مرگ هم جستجو کرد. در رمان‌هایی چون "طاعون" و "بیگانه" مرگ به راحتی گریبان شخصیت‌های قصه را می‌گیرد در حالی که زندگی و شوق وشور و امید به آن در لابه‌لای صفحات این رمان‌ها موج می‌زند.

در رمان "طاعون" این بلا گریبان شهری بی کبوتر و بی درخت و بی باغ را می‌گیرد. شهری که درآن نه صدای بالی هست، نه خش خش برگی، و تغییر فصل‌ها را تنها در آسمان می‌توان دید و بهار را از سبدهای گلی که بچه‌های گل فروش از اطراف به شهر آورده‌اند. اما در همین شهر طاعون زده شوق زندگی را می‌توان حتی در طنین بوق‌های ماشین‌های نعش کش نیز یافت.

در رمان "بیگانه" نیز با مردی مواجه‌ایم که رفتارش برای خواننده و دیگر شخصیت‌های داستان غریب و بیگانه است. بیگانه‌ی کامو به علت قتل محکوم به مرگ می‌شود و البته خود نیز باور دارد که بیهوده زنده است. ولی این شخصیت درنهایت به شدت دلبسته زندگی است.

در حقیقت کامو در این آثار با بیهوده انگاشتن زندگی و این که پایان هر زندگی مرگ و نیستی است معنی تازه‌ای به حیات و ادامه آن بخشیده است.

آلبر کامو روز چهارم ژانویه ۱۹۶۰، در روزهایی که مشغول نوشتن رمانی به نام "مرد اول" بود با اتومبیلی که رهسپار پاریس بود با درختی تصادف کرد و کشته شد.