1. Inhalt
  2. Navigation
  3. Weitere Inhalte
  4. Metanavigation
  5. Suche
  6. Choose from 30 Languages

فرهنگ و هنر

گپی با گروه نبض درباره انتشار دومین آلبوم گروه و گذشته و حال و آینده

گروه نبض که در سانفرانسیسکو فعالیت داره و مدتها پیش در چارچوب برنامه موسیقی هفته دست به معرفی اون زده بودیم، بتازگی دومین آلبومش رو به اسم »زرد و آبی و سبز« عرضه کرده. نوشته زیر حاصل گپی است مفصل با علی و آرش دو عضو نبض درباره آغاز فعاليتشون در عرصه موسیقی، شکلگیری گروه، تهیه دو آلبوم نبض و همچنين ديگر تجربيات و فعاليتهای گروه.

آرش (راست) و علی، دو سازنده نبض

آرش (راست) و علی، دو سازنده نبض

شهرام احدی

آرش و علی که ساکن سانفرانسیسکو هستن و آشناییشون با همدیگه برمیگرده به سیزده چهارده سال پیش، سالهای زیادیه که در عرصه موسیقی کار میکنن و با گروه ها و در چارچوپ پروژه های مخلتف همكاری و فعاليت داشتن. آرش که ساز اصلیش کیبورد و پیانوست، خواننده گروه نبضه و علی گیتاریست گروه هم، 23 ساله گیتار میزنه و علاوه بر ا ون ، نوازندگی سازهای دیگه از جمله کیبورد و گیتار باس رو هم یاد گرفته.

آرش مدتها پیش از جمله پروژه ای به اسم واژه رو راه انداخته بود: " واژه پروژه اى بود كه ده دوازده سال پيش دنبالش را گرفته بودم و بردمش لوس آنجلس و مى خواستم برم وسط ميدان غوغا كنم و از اين حرفها. ولى زياد بازار باب ميل من نبود و منهم باب ميل بازار نبودم. واسه ى همين هم برگشتم سانفرانسيسكو. منتها همه مون بيشتر مشغول و گرفتار كارهاى خودمون بودیم. هركى زندگى خودشو داشت. علاوه بر اون من مى خواستم طريق نوشتنم رو عوض كنم، چیزی که میخواستم بگم، تو چارچوب واژه جا نمى شد. واژه يك حالت ديگه اى بود و از اون گذشته میخواستم موزيكم بيشتر صدای گیتار داشته باشه. تو واژه صدا بيشتر روی كيبورد متمرکز بود، به خاطر اينكه ساز خودم هم كيبورد و پيانوست ولى من دنبال گيتار بودم و وقتى صداى گيتار على رو که با هم ديگه كار كرديم شنيدم، مى دونستم كه ميشه باهاش يه كارى كرد. خلاصه برای همین هم ديگه واژه ادامه پیدا نکرد".

اما چطور شد که بچه ها اسمی فارسی روی گروه گذاشتن و نبض رو انتخاب کردن؟ آرش در اینباره میگه: " والا يه مدتى دنبال اسم بوديم و مى خواستيم يك اسمى داشته باشيم كه خارجى ها هم بتونن اون رو خوب تلفظ کنن و بگن. اسمی که كوتاه باشه، سيلاب زياد نداشته باشه، بعدهم در ضمن معنا داشته باشه كه به دلمون هم بچسبه. خلاصه هرچى بالا و پايين رفتيم خودمون نتونستيم زياد كارى كنيم. تا اينكه يكى از دوستان كه اتفاقا تو آلمان زندگى مى كنه، نبض رو پيشنهاد كرد و این اسم به دلمون چسبيد".

نبض در همون اولین ماه های شروع فعالیتش تونست تلاشش رو به نتیجه برسونه و چند ماه بعد از شکگیری گروه بود که نبض اولین آلبومش رو به اسم »پیام سادگی« ارائه کرد که یازده قطعه داشت. همه قطعات پیام سادگی توی استودیوی علی ظبط شد و در کنار فعالیت پیگیر گروه، داشتن چنین امکانی بدون شک در به نتیجه رسیدن نسبتا سریع تلاشهای گروه موثر بوده.

شعرهای قطعات هر دو آلبوم نبض از آرش است، اگر چه این همیشه موسیقی بوده که در شکلگیری یک قطعه نقش برجسته تری رو به عهده داشته، به عبارتی در چارچوب فعالیت نبض، هیچوقت آهنگ برای شعر ساخته نشده بلکه برعکس: "قدیمها من اين كار رو مى كردم، ولی در حقیقت دیگه از این شیوه کار خوشم نمیاد. چونكه اونجورى يه شعرى ميشه كه يك آهنگى بهش انداختيم. اين روزها ترجيح ميدم كه شعر به عنوان موسيقى قاطى بشه، لاى موسيقى باشه، يعنى يك آلات موسيقى ديگه اى باشه تا اينكه شعر بناى آهنگ باشه".

براستی هم باید گفت که يكى از ويژگيهاى ساخته هاى نبض، استفاده كلام به عنوان رنگى در كنار رنگهاى ديگه است. اگر چه آدم شايد مجبور باشه كه براى فهميدن مضمون ترانه هاى نبض با دقت بيشترى به آهنگها گوش بده، اما يكی از جذابيتهای نبض در همين استفاده متفاوت از كلام نهفته. خودش آرش در این مورد میگه: " اتفاقا قصد ما هم يك همچين چيزى بوده. التبه کسانی هستند که شكايت مى كنند، گله مى كنند كه نمیفهمیم چى میگین و چرا بلند نمى خونين و از این جور مسایل. من دقيقا هميشه سعی کردم که تو قطعات این صدای خواننده نباشه که بزنه بيرون. ماشاالله ايرانيها آخه عادت دارن و صدای خواننده هم اینقدر بلنده که حد نداره، هيچى هم براى گفتن ندارن ولى اين بايد خيلى بلند باشه حتما از بلندگو پخش شه".

و علی هم به نکته ای دیگه اشاره میکنه و میگه: " غیرایرونیهایی که از آهنگى خيلى خوشش میاد، بعضى موقعها هفت هشت ده بار میره و با دقت به قطعه گوش میده تا بتونه همه كلمات را ازش بكشه بيرون. همین خودش یک پروسه ای است که برای شنونده لذت بخشه".

همونطور که در پیش اشاره شد، اولين آلبوم نبض » پيام سادگی« يازده تا قطعه داشت. دومين آلبوم گروه هم از همين تعداد ترانه تشكيل شده. پيام سادگی عبارتی بود كه توی يكی از ترانه های اولين آلبوم به اسم »دست من نیست« اومده بود، اين مسئله در مورد دومين آلبوم هم صادقه و اسم اين آلبوم يعنی »زرد و آبی و سبز« تو قطعه »راه نبض« به گوش ميرسه که میگه: "با يک شعر تازه از دست به دست، وصف رنگ زرد و آبی و سبز، نه کلک تو کاره نه راز و رمز، پاک صاف و ساده ست راه نبض".

اما نبض در اين مدت به ويژه از آلبوم اول تا آلبوم جديدش چه راهی رو طی كرده و تفاوت دو آلبوم در چيه؟ علی معتقده: "آلبوم اول خب ما تازه با هم شروع کرده بوديم. الان حس میشه که ما با همديگه مدتی است که کار میکنیم، صدا کمی پخته تر شده و صدای نبض تا اندازه ای خودش را معين کرده. از لحاظ تکنيکی هم بيشتر سعی کرديم روی چيزهای مثل ضبط قطعات و صداهای گيتار و سازهای مختلف دقت بیشتری کنیم و کار رو تا می تونيم حرفه ای تر کنیم. خلاصه فکر می کنم صدايش خيلی پرسروصداتر از سی. دی قبلی مان باشه. ما بيشتر روی اين آلبوم سعی کرديم که قسمت های مختلف بيشتر آهنگ باشه. اون آلبوممان که »پيام سادگی« بود، اسم این رو گذاشتیم "پیام پیچیدگی".

و آرش هم متذکر میشه: "ما در اين آلبوم دومی حس می کنيم که اگر بشنوی،‌ میگی که اين نبض است. آلبوم اولی گذشته از اين که هيچ کس آن را نشنيده بود، ولی آهنگهای مختلفش می تونه شايد تا حدی از گروه مختلفی باشه. از اون گذشته در اون آلبوم اول، شعرها بيشتر جهانی بود و پيامی داشتيم و به اسم نبض می داديم. در آلبوم دومی ديگه دنبال پيام دادن نيستیم. دنبال صدای خوبی هستيم و يک کار خوب".

بد نيست به اين هم اشاره كنيم كه نبض يكی از گروه های شركت در مسابقه "تامو" بود كه در واقع دور دوم مسابقه موسيقی زيرزمينی، یو ام سی، محسوب ميشه، اگر چه بين اين دو دوره از لحاظ كمی و كيفی تفاوتهای زيادی وجود داره. به هر حال نبض با ترانه نقاشی از اولين آلبومش در اين مسابقه حضور داشت: "یو ام سی رو که شنيده بوديم یک چيزی هم نوشته بودند آنجا که اگر می خواهيد در دوره ی بعدی شرکت کنيد، آهنگها را بفرستيد. ما از همان موقع تصميم گرفتيم آهنگی برايشان بفرستيم. در کنار کار هم با بچه های تهران آونیو از طريق سایت اینترکانکت آشنا شده بودیم. بعد هم خلاصه مشورت و تصمیمگیری کرديم و يک آهنگی را فرستاديم. اول قرار بود آهنگ "آخرین حرف" رو بفرستيم. اتفاقا آخرین حرف را هم فرستاده بوديم. بعد اما دوباره تصمیم گرفتیم و آهنگ نقاشی رو فرستادیم. تمام مدت سعی داشتیم،آهنگی از بين آهنگها انتخاب کنیم که نه زياد کسی را بترسونه و نه زياد…. ولی دوستان تو ایران بيشتر هیوی متال دوست دارند. ما هم که ديگر اصلا اهل متال نيستيم. يعنی يه موقعی بوديم ولی ديگه پير شديم".

علی هم در اینباره میگه: "اگر دوباره می تونستيم آهنگی بفرستيم همان "آخرين حرف" را فکر می کنم می فرستاديم. چون يک کمی آهنگ نقاشی، با آنکه خودمون از اون خوشمان می آيد، ولی اگر کنار بقيه بگذاری آرومتره. ولی خب يه چيزی که کلا برای ما جالب بود، بيشتر از شرکت آهنگ خودمون تو این مسابقه، دوست داشتيم آهنگ آدمهای ديگر را بشنويم. واقعا بين اين کارها چيزهای جالب خيلی زياد بود".

آلبوم جديد نبض يعنی زرد و آبي و سبز متشكل از ۱۱ آهنگه. البته اول ۱۴ ـ ۱۵ تا آهنگ درست شده بود، اما بچه ها معتقد بودن که این تعداد زیاده. بعد خلاصه ۱۱ قطعه رو انتخاب کردند که از همه بيشتر به همديگر ربط دارند، از لحاظ صدا به همديگه بيايند و از اون گذشته متنوع هم باشن تا شنونده تفاوت قطعات رو بخوبی حس کنه.

تمام آهنگهای نبض تو سايت اينترنتی گروه يعنی نبض دات كام در دسترس هست که یک سال و یکی دو ماه از عمرش میگذره. كسانی هم كه دوست دارن ميتونن با گروه تماس بگيرن و آلبومها رو سفارش بدن يا اينكه آهنگها رو دانلود كنن. به گفته علی ایرانیهای ساکن 44 کشور مختلف از سایت نبض دیدن کردن و اولین آلبوم نبض هم تا به حال حدود 5 هزار بار دانلود شده. آلبوم دوم را هم ميشه مثل آلبوم اول خيلی راحت دانلود کرد.

و اما بازتاب فعاليتهای نبض تو خود ايران تا به حال چطور بوده؟ به گفته آرش و علی: "خبر ثبت شده ای که نيست، ولی با توجه به آماری که از طريق سايتمان می بينیم ترافيکش از طرف ايران بیشتر شده. چندتا ايميل از دانشجويان دانشگاههای ايران به دستمان رسيده که نشان می دهد که حداقل چندنفری دارند گوش می دهند. اتفاقا يکيشون هم دانشجوی دانشگاه آزاد بود که نامه قشنگی فرستاده بود و نوشته بود، "قول می دهم، آنجا پخشتون کنم". خلاصه ممنويم حالا هرکسی هستی".

ناگفته نمونه كه نبض در كنار تهيه آلبوم كيلپهای ويدئويی هم دست كرده. از جمله قطعه "ريزترين دونه خاك" كه كليپ ويدئويش به زودی تو سايت گروه در دسترس خواهد بود. طبيعه كه ذهن هر گروهی در كنار ساختن كارهای تازه و ارائه آلبوم به يك چيز ديگه هم مشغوله و اون اجراي كنسرته: "فکر کنسرت هم کرديم. میدونی با زندگی ای که ما داريم، کنسرت یک کمی کارش زياد است. ولی اگر موقعيتش پيش بيايد… در هر صورت فکر کرده بوديم، بعد از آلبوم دوم يا اواسط آلبوم سوم به اندازه ی کافی ماتريال خواهيم داشت که بخواهيم کنسرت بذاريم. علاوه بر اون بايد دنبال چند نفر بگرديم تا بتونند کمکمان کنند. يک بيس، يک گيتار و يک درامز حداقلش لازم داريم و شايد هم يک کيبورد".

  • تاریخ 19.09.2004
  • چاپ چاپ مطلب
  • لینک کوتاه شده http://p.dw.com/p/A6E1
  • تاریخ 19.09.2004
  • چاپ چاپ مطلب
  • لینک کوتاه شده http://p.dw.com/p/A6E1