1. Inhalt
  2. Navigation
  3. Weitere Inhalte
  4. Metanavigation
  5. Suche
  6. Choose from 30 Languages

فرهنگ و هنر

گپى با شهرام شعرباف، خواننده گروه اوهام بعد از كنسرت برلين

بعد از پنج سال انتظار، طلسم شكسته شد و گروه اوهام پس صبورى بسيار تونست بالاخره كنسرت برگزار كنه. اگر چه اين كنسرت در برلين برگزار شد، اما فرصتى نيك بود تا اوهام بتونه، از نزديك با طرفداراش رابطه برقرار كنه و حرفش رو بزنه. صبح بعد از كنسرت برلين كه جمعه گذشته برگزار شد، گپى مفصل با شهرام شعرباف خواننده و گيتاريست گروه داشتيم كه در اون از جمله، از سبكبالى بعد از كنسرت و مشكلات سالهاى گذشته سخن گفت.

خانه فرهنگهاى جهان در برلين، اولين ميزبان اوهام در آلمان بود

خانه فرهنگهاى جهان در برلين، اولين ميزبان اوهام در آلمان بود

شهرام احدى

صداى آلمان: بعد از ۵ سال انتظار، چه مقدارى از سنگينى بار از دوش شما برداشته شده است؟ چقدر احساس سبكى مى كنى؟

شهرام شعرباف : امروز صبح كه از خواب پا شدم، يكى از بهترين صبحهايى بود كه در چند سال گذشته از خواب بلند شدم. چون كه اين كابوس ادامه داشت ديگه، تو چهار، پنج سال گذشته هر روز فكر كردم به اين داستان، كه آيا ميشه، نميشه. اينهمه انرژى بذارى و چيز شه. خيلى خوب بود. يه اتفاقى كه منتظرش بوديم بيفته، بالاخره افتاد و تو تهران هم موقعيتهايى پيش اومده بود كه ممكن بود اين كنسرتها برگزار بشه. منتها استرس و ترسى هميشه همراش بود، كنسرتها كه لحظه ى آخر هميشه كنسل ميشه. دو روز مونده يا كمتر، ۲۴ ساعت مونده كه كنسرت كنسل ميشه. قبلش يه خورده خيالمون راحت بود كه حداقل هرچى بشه، كنسرت كنسل نخواهد شد، كسى نمى ياد جلوش رو بگيره. و خود كنسرت هم كه خيلى عالى بود. من خودم خيلى حال كردم و كلا عالى بود.

صداى آلمان: ترانه ى درويش، ترانه ى مورد علاقه ى خودت هم هست يا اينكه چه جوريه كه هم آلبوم با اين ترانه شروع ميشه، و كنسرت هم همينطور؟

شهرام شعرباف : اون روزهاى اول كه ساخته بودمش، آره. ترانه ى مورد علاقه ى خودم بود. منتها الان كه گوشش مى كنم ديگه سرسام مى گيرم. انقدر گوشش كردم و زدمش و خوندمش. ولى خوب فكر مى كنم يكى از آهنگهاى محبوب اين سى دى هستش، كه تو خود سى دى هم آهنگ اوله و كنسرتها هم با اين شروع مى كنيم معمولا چون همه دوسش دارن.

صداى آلمان: توى فعاليتت صدابردارى هم نقش مهمى بازى مى كنه. از صدابردارى كنسرت ديشب خودت راضى بودى؟

شهرام شعرباف : والا، خودم اون ور نبودم تو سالن كه بتونم صدا رو بشنوم. ولى خوب بود. چيزى كه ما خودمان روى استيج مى شينيم خيلى خوب بود و از واكنش مردم هم تو سالن مشخص بود صدا خوبه.

صداى آلمان: از اجراى بچه ها چطور؟ درمجموع راضى بودى و اونجورى كه مى خواستى اجرا شد؟

شهرام شعرباف : آره، خيلى. با توجه به تمام استرسى كه وجود داشت براى همه ى ما، كه بعد از چهار، پنج سال مى خوايم اين كار رو انجام بديم، استيجى كه توى يك كشور خارجيه، شنونده ايرانى هم بودند تو جمعيت، ولى بيشتر خارجى بودن، آلمانى بودن. با توجه به تمام اين چيزها من خيلى راضى بودم. و به نظر من خيلى خوب بود.

صداى آلمان: از اونموقعى كه اوهام كارشو شروع كرد، تا الان خب محيط يه مقدار بازتر شده، و اينكه ۵ سال از اون قضيه گذشته و در اين مدت خيلى تحولات انجام شده. فكر مى كنى اگه اوهام الان كارشو عرضه بكنه، مجوز مى تونه بگيره؟

شهرام شعرباف : بايد اميدوار باشم و مثبت بگم آره. ولى چيزى كه ته دلم فكر مى كنم، فكر مى كنم نه. بازم نه. چون اولا اينكه بازم اون ايده ها و فكرهايى كه خودم دارم توى اين لحظه داريم روش كار مى كنيم، جديد، من فكر مى كنم به يك نوعى باز يك نهال حيرت باشه. حالا كارى به كيفيت ندارم و نمى خوام بگم چى چى. ولى از لحاظ كلى، اون ايده ى كلى، بازم فكر مى كنم براى ذائقه و براى در واقع اون سطحى كه فكر مى كنم، اون آدمهايى كه در واقع بايد اجازه بدن بازم تنده يعنى هضمش سخته. الان نهال حيرت ، آلبوم اول ما، يه جورى تازه، درون اون سيستم تازه هضم شده، دركش كردن، تازه مى تونن قبولش بكنن. خب، ولى اين جديدا ممكنه دوباره ۴ سال وقت بخواد. مگه اينكه بخوايم يه كار تكرارى بكنيم. عينا همونى كه چهارسال پيش بود. شايد اون بتونه مجوز بگيره، كه اينكاره نيستيم ما...

صداى آلمان: خب، مسئله سر اينه كه ارشاد الان ديگه نمى تونه، چون اگر به شما مجوز بده، سر همون قضيه، در واقع خودشو زير سوال مى بره. نهايتا من فكر مى كنم الان اينكارو نمى تونه بكنه، ولى با اين تحولاتى كه شده فكر مى كنى بازم نمى دن بهتون؟ يعنى مثلا الان اگه همچين كارى را امروز عرضه مى كردين و الان مى بردين اينو به ارشاد؟

شهرام شعرباف : من فكر نمى كنم الان هم حتا اجازه مى دادن. به خاطر اينكه چندماه پيش هم، يعنى بهار امسال، بهار سالى كه گذشت، رفتيم و دوباره براى كنسرت درخواست داديم، براى كاست. شايد براى بار دهم، دوازدهم. و جالب اينه كه هردفعه دلايلى مى آوردن و كار رو رد مى كردن. ولى اين دفعه بدون هيچ دليلى گفتن: نه نميشه. من مى خوام اينو بگم كه مشكل با اوهام فقط موسيقيش نيست. مشكل با يك سرى جنبه هاى مختلفشه. موسيقيش هست، اون طرز فكر و ايده هست، كلا اون كنسپت كليش است، اون اثرى كه مى ذاره كه اين شامل خود آدمهايى كه درونش هستن ميشه، قيافه هاى حتا اونا كه شايد براى يه سرى خوشايند نيست كه مثلا چرا كسى سرش رو ميتراشه مى كنه، چرا اون يكى مثلا موهاش بلند بود، چرا اينجورى حرف ميزنه و چى چى چى. يك مجموعه از چيزهاى مختلف است كه باعث ميشه حساسيت بوجود بياد. يعنى واقعا به خود موسيقى و شعرش ربط پيدا نمى كنه. به يك سرى روابط، به يك سرى كانكشنهاى ديگه ارتباط پيدا مى كنه، كه اگه اونا رو داشته باشين شايد بتونين حتا خيلى كارها بكنين.

صداى آلمان: حالا مسئله ى رابطه رو تو عنوان كردى. فكر مى كنى ممنوعيت تا چه اندازه در محبوبيت نقش داره؟ تو خودت، تو يكى از مصاحبه ها گفته بودى اگه اوهام از همون اول، ارشاد بهش مجوز مى داد اينقدر محبوب نمى شد و اينكه بقول خودت ميوه ى ممنوعه شد. حالا تو بعد از ۵ سال گذشت اين جريان از اين توفيق به اصطلاح اجبارى راضى هستى، يا ترجيح مى دادى اون موقع بهت مجوز مى دادن؟

شهرام شعرباف : من خيلى راضى هستم. مى خوام ازشون تشكر هم بكنم از اون كسانى كه جلوى اينكارو هم گرفتن. چونكه، اولا يكى از بزرگترين روشهاى تبليغات تو دنياى امروز، تبليغات منفيه. يعنى شما اگه مى خواين يه كسى به طرف چيزى بره و جذبش بشه، اون رو براش ممنوع كنين. اون آدم جونشو ميذاره سر اين كار كه به او برسه. اين ذات آدمه كه هرچيزى كه دست نيافتنى باشه براش، همه كارى مى كنه تا بهش برسه. از يك طرف ديگه، يك كار ديگه اى كه در واقع اين ممنوعيت كرد، اينه كه اين موزيك شايد زمان زيادى طول مى كشيد، به خاطر نوعش و سبكش، شايد زمان زيادى احتياج داشت تا پخش بشه. شايد اول مى اومد قاتى يه قشر جوانى، بعد آروم آروم پخش مى شد. اين تبليغات باعث شد آدمهايى كه حتا ارتباطى با اين موسيقى نداشتن، اصلا هيچگونه ارتباط احساسى هم برقرار نمى كردن به خاطر همين ذات، كه اين ممنوع است، كنجكاو مى شدن كه اين چيه و چرا ممنوع شده؟ بعد خود موسيقى با اين حاشيه ها، فكر مى كنم يه چيزى بوجود مى آورد كه اصطلاحا تو ايران خودشون بهش ميگن جنجالى. اون جارو جنجال رو خودشون به پا كردن.

  • تاریخ 19.04.2004
  • چاپ چاپ مطلب
  • لینک کوتاه شده http://p.dw.com/p/A6Eg
  • تاریخ 19.04.2004
  • چاپ چاپ مطلب
  • لینک کوتاه شده http://p.dw.com/p/A6Eg