1. Inhalt
  2. Navigation
  3. Weitere Inhalte
  4. Metanavigation
  5. Suche
  6. Choose from 30 Languages

Funktionsblockartikel

گشت و گذاری در وبلاگستان: مذاکره‌ی ایران و آمریکا

۲۸ ماه مه سال ۲۰۰۷ یک روز تاریخی بود. در این روز مقام‌های ایرانی و آمریکایی، پس از گذشت ۲۷ سال که از قطع رابطه میان این دو کشور می‌‌گذشت، بر سر میز مذاکره نشستند. مو ضوع این نشست رسمی ۴ ساعته مسئله‌ی عراق بود.

default

موضوع مذاکره‌ی مستقیم وزرای امور خارجه‌ی ایران و آمریکا، در هفته‌ی گذشته یکی از جنجال بر انگیز ترین موضوعات رسانه‌ها بود. دو کشور با تأکید بر این مسئله که محور گفت‌و گوها بحث بر سر عراق و امنیت در آن کشور است، در این دیدار شرکت کردند.

برای روشن‌تر شدن محل برگزاری و موضوع این نشست، گشت و گذار این هفته‌مان را با مصاحبه‌ی "حاجی واشنگتن" با یک شهروند آمریکایی آغاز می‌کنیم:

« دیروز برای یک گزارشی، یک ساعت و نیم تو خیابون ولو بودم و دست آخر هم تونستم تنها با ۵ نفر مصاحبه کنم. بخشی از یکی از مصاحبه‌ها رو براتون می نویسم. مصاحبه‌شونده دختری جوان و دانشجوی دانشگاه جورج واشنگتن بود.

من: با گفتگوی پیش روی آمریکا و ایران موافقید؟

دانشجو: «بله، فکر می کنم خیلی هم ضروری و مهمه. هر چه باشه، ما ایران رو اشغال کردیم و این عراقی ها دائم خرابکاری می کنن، سربازهای ما رو می کشن. باید با دولت ایران صحبت کرد تا به این عراقی ها بگن به شورشی ها کمک نکنن. باید با مردم عراق هم صحبت کنیم تا جلوی دخالت دولتشون رو در امور ایران بگیرن»

جالب این که مصاحبه شونده چنان با اعتماد به نفس پاسخ می داد که من در یک لحظه شک کردم که ایرانی هستم یا عراقی. یکی دو تا دیگه سوال ازش پرسیدم تا شاید اشتباهش رو اصلاح کنه ولی نشد که نشد»

مخالفان دیدار مستقیم ایران و آمریکا

اعلام موافقت ایران برای دیدار مستقیم با آمریکا بر سر موضوع عراق، از همان ابتدا با مخالفت‌ برخی، از جمله وابستگان جناح راست روبرو شد. روزنامه‌های این جناح، از مذاکره‌ی ایران با آمریکا به شدت انتقاد کردند.

"عقل سرخ"، به عنوان مثال به کار بردن لفظ "مذاکره" در دیدار ایران و آمریکا را صحیح نمی‌داند، به تشریح علت حضور ایران در نشست پرداخته است: « ایران می رود تا به امریکا بگوید منشا همه مشکلات در عراق اشغالگری است. ایران می رود تا برای امریکا روشن کند انتهای خط تروریسم در عراق به خود آمریکایی ها می رسد. ایران می رود تا به آمریکایی ها بگوید، نمی توانند حقوق مردم مظلوم عراق را به راحتی پایمال کنند، نفت و ثروت آنها را به یغما ببرند، عزت و شرف و ناموسشان را هتک کنند و توقع داشته باشند کسی در مقابل آنها نایستد. مقام های ایرانی به بغداد می روند تا روشن کنند شیعه و نوری مالکی در مقابل زورگویی های اشغالگران تنها نیست و ایران در هر حال نسبت به سرنوشت عراق و برادران شیعه خود کاملا حساس خواهد ماند و ... این، هرچه باشد «مذاکره» نیست.» یک اتفاق تاریخی

در این میان عده‌ای از وبلاگ‌نویسان، اولین دیدار رسمی دو کشور را پس از سال‌ها، اتفاقی تاریخی دانسته و این رویداد را مدیون بر سر قدرت بودن دو رئیس جمهور "رادیکال" می‌نامند. . در "نوشته‌های یک دل‌گرفته" می‌خوانیم: « دیدن ایران و آامریکا دور یک میز. دیدن پرچم های دو کشور ایران و آمریکا روی یک میز و نشستن نمایندگان اونها روبروی هم، دور یک میز بر سر مسئله عراق (البته به قول هردو طرف) اون هم پس از 27 سال قطع هر نوع رابطه دیپلماتیک، جالب که نه در نوع خودش بی نظیر بود. جالبتر از اون هم اتفاق افتادن این موضوع در دوره ای است که در هر دو کشور ایران و آمریکا افرادی در راس امور کشور هستند که رادیکال ، بی پروا ، جنگ طلب و البته هرچند بی عقل (البته منهای این گفتگوی رودررو) اما باهوش هستند . باهوش از این نظر که هردو طرف میدونند که اگر افراد دیگری غیر از اونها در راس حکومت طرف مقابل باشد امکان مذاکره و گفتگو منتفی است و تا اونها باشن نمیگذارن که باب گفتگو بین دو حکومت به وسیله افرادی غیر از اونها میان دو کشور جاری شود .بالاخره این گفتگوها نمدی است که کلاهش قرار است به وسیله رادیکالترین افراد ممکن بافته شود (البته امیدوارم این کلاه بافته شده به سر مردم بیچاره مردم ایران نرود...آمین»

شکستن خط قرمزها

"آماتور" با تبیین سیاست احمدی نژاد در قبال آمریکا، پیش از نشست،با نگاهی بدبینانه، نگران نتایج این نشست است و می‌نویسد: «برای من که علم دیپلماسی نمی دانم مساله، کمی خنده دار است. هنگامی که ما خود مشکل داریم، چگونه می خواهیم گره از کار دیگری بگشاییم. اما مساله چندان هم عجیب نیست. چرا که دولت فعلی ایران، دولت عجایب است. محمود احمدی نژاد اگرچه اصول گرا خوانده می شود و در لباس یک رییس جمهور حزب الهی شعار مخالفت با استکبار جهانی و انقلاب اسلامی جهانی سر می دهد اما راز ماندگاری خویش را در این یافته است که باید برخی از خط قرمزها را بشکند. سفر بی برنامه او به امارات که چشم به سه جزیره ما دارد، اعلام آمادگی برای برقراری رابطه با مصر و... نشان از آن دارد که رییس جمهور برای رسیدن به آن چه که می خواهد ممکن است پای بر روی ارزش هایی بگذارد که خود روزگاری با دوستانش، دیگران را به خاطر آن ها شماتت می کردند. این گونه است که برای نتایج مذاکره ایران و امریکا باید نگران بود. نگران این که ایران بازهم چون مساله ملوان های انگلیسی بازی راببازد و بعد ناچار شود دروغ بگوید... »

"موضوع" مذاکره دغدغه‌ی بسیاری از اهالی وبلاگستان بود. "نون، قلم، کاغذ" نمی‌تواند خود را راضی کند که تنها امنیت عراق موضوع این نشست است: «اگر قرار است پیام ما به آمریکا در این مذاکرات ، به تسریع در خروج از عراق محدود شود ، چه نیازی به مذاکره بود ؟ ....اگر می توانیم با آمریکا درباره مسایل عراق فارغ از مساله رژیم صهیونیستی به توافقاتی دست یابیم چرا نتوانیم درباره مساله خودمان به همین سطح از توافق دست پیدا کنیم ؟» مذاکره بر سر مشکلات ایران

این مذاکره به نوشته‌ی برخی خبرگزاری‌ها "بدون رسیدن به نتایجی ملموس" به پایان رسید و دو کشور تنها بر سر امنیت عراق با هم گفت‌وگو کردند. اما شاید این آغازی باشد برای دیدارهای بعدی با موضوع‌های دیگر. نویسنده‌ی "وب نوشت" می‌نویسد: « اما در هر حال در هفته‌ی گذشته، اولین دیدار رسمی دو جانبه بین نمایندگان دولت ایران و آمریکا در عراق انجام شد. این کار با ذوق زدگی جمعی و مخالفت کمرنگ مخالفان پر رنگ دیروزی روبرو شد. اما آینده روشن می کند که این روش به نفع ایران هست یا نه. به نظر میرسد اگر چه ظاهر دیدارها برای مسئله ی عراق است اما بعید است دولتمردان ایرانی که آن منبع قدرت را از دست می دهند، در مورد مشکلات ایران مذاکره نکنند.»

http://hajiwashington.com/

حاجی واشنگتن

http://www.webneveshteha.com/weblog/?id=2146308759

وب نوشت

http://mohammadikayhan.blogfa.com/post-34.aspx

عقل سرخ

http://mostafa2003.persianblog.com/

نوشته های یک دل گرفته

http://amatour.blogfa.com/

آماتور

http://hadijamalian.blogfa.com/post-14.aspx

نون قلم کاغذ

  • تاریخ 02.06.2007
  • نویسنده الف
  • چاپ چاپ مطلب
  • لینک کوتاه شده http://p.dw.com/p/AnQV
  • تاریخ 02.06.2007
  • نویسنده الف
  • چاپ چاپ مطلب
  • لینک کوتاه شده http://p.dw.com/p/AnQV