1. Inhalt
  2. Navigation
  3. Weitere Inhalte
  4. Metanavigation
  5. Suche
  6. Choose from 30 Languages

ایران

گشایش اندک در فضای مطبوعات بدون چشم‌انداز روشن

آیا می‌توان انتشار دوباره روزنامه اعتماد را نشانه‌‌ای کوچک از کم شدن فشار بر رسانه‌ها در ایران تلقی کرد؟ عباس عبدی، بازتر شدن فضای رسانه‌ها در هفته‌های اخیر را مشهود می‌داند اما درباره علت این اتفاق نظر قطعی نمی‌دهد.

محمد خاتمی در پیام تبریک خود دربعر انتشار مجدد روزنامه اعتماد نوشته است: ستاره اعتماد هرچند زمانی دراز در محاق تعطیلی افتاد، اینک باز آغاز به درخشش می‌کند

محمد خاتمی در پیام تبریک خود درباره انتشار مجدد روزنامه اعتماد نوشته است: ستاره اعتماد هرچند زمانی دراز در محاق تعطیلی افتاد، اینک باز آغاز به درخشش می‌کند

روزنامه اصلاح‌طلب "اعتماد" كه در اسفند ماه ۱۳۸۸ توقیف شده بود، از روز شنبه ۲۸ خرداد ۱۳۹۰، با شعار «بازگشت اعتماد به جامعه»، انتشار خود را از سرگرفته است. اعتماد به چند روزنامه‌ی دیگری همچون روزگار، شرق و ابتکار می‌پیوندد که در چند ماه اخیر انتشار خود را آغاز کرده‌اند. این روزنامه‌ها به طیف "اصلاح‌طلب" در ایران متمایل هستند، هر چند به لحاظ انتشار آزادانه اخبار و تحلیل تا رسیدن به شرایط پیش از انتخابات راه زیادی در پیش دارند.

هم‌زمان انتشار هفته‌نامه اصول‌گرای "۹ دی" توقیف شده است. این هفته‌نامه را حمید رسائی، روحانی تندرو و نماینده مجلس منتشر می‌کرد. وی از نمایندگان حامی محمود احمدی‌نژاد در مجلس است. هیات نظارت بر مطبوعات ایران دلیل توقیف این هفته‌نامه را "چاپ كاريكاتورخلاف اصول اخلاقی" عنوان کرده است. حمید رسایی مدیرمسئول و سردبیر نشریه "۹دی" دلیل توقيف این نشريه را چاپ كاريكاتور محمد خاتمی، رئیس‌جمهور پیشین ایران اعلام كرده و به خبرگزاری فارس گفته است: «اين‌كه هيات نظارت بر مطبوعات مدافع خاتمی شده در جای خود جالب است.»

علی مطهری، نماینده مجلس و عضو هیات نظارت بر مطبوعات نشریه "۹ دی" را "هتاک و افترازن" خوانده و گفته است: «درج کاریکاتور یک روحانی، تنها یکی از تخلفات این نشریه است. در این دوره هیات نظارت بر مطبوعات به نشریات اصلاح‌طلب و اصول‌گرا به یک چشم نگاه می‌کند و این‌طور نیست که نشریات موسوم به اصول‌گرا در حاشیه امن قرار داشته باشند.»

عباس عبدی، تحلیل‌گر مسائل سیاسی و روزنامه‌نگار در گفت‌و‌گو با دویچه وله با مثبت ارزیابی کردن سخنان اخیر علی مطهری، به تغییرات اخیر فضای مطبوعات و رسانه‌‌های داخل ایران پرداخته است.

بشنوید: گفت‌و‌گو با عباس عبدی

دویچه وله: آیا نشانه‌هایی از کاهش شدت برخورد با روزنامه‌های اصلاح‌طلب در فضای مطبوعات ایران که بعد از انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸ به اوج خود رسید بود، به وجود آمده است؟

به گفته عباس عبدی، صدا و سیمای ایران با صدها میلیارد بودجه و هزاران پرسنل قادر به رقابت با چند شبکه ماهواره ای نیست.

به گفته عباس عبدی، صدا و سیمای ایران با صدها میلیارد بودجه و هزاران پرسنل قادر به رقابت با چند شبکه ماهواره ای نیست.

عباس عبدی: با توجه به این‏که روزنامه‌نگار هستم، تغییرات اندک در فضای رسانه‌ای را مشهود می‌بینم. اما در این‌باره چند نکته وجود دارد،

اول این‌که این تغییرات هنوز در حد قابل توجهی نیست. مورد بعد این‌که واقعا نمی‏دانم، آیا این تصمیم از بالا گرفته شده یا به دلیل برخی تغییر مدیریت‏ها این اتفاق افتاده است. شاید این امر به دلیل تغییر افراد باشد. مثلا این که مدیریت سابق مطبوعات داخلی که خیلی ضد مطبوعات و ضد آزادی بوده، جای خود را به فرد دیگری داده است. نکته‏ دیگر این‌که نمی‏دانم، این حالت چقدر در آینده پایدار است. آیا ثبات خواهد داشت و بسط پیدا می‏کند یا موقتی است؟

بنابراین تغییر فضای مطبوعات مشهود است اما معلوم نیست انتشار مجدد روزنامه "اعتماد" یا حتی "روزگار" و… به خودی خود ناشی از تصمیم خاص و اندیشیده شده‌ای باشد. این اتفاقات در روال عادی هم رخ می‏دهد.

در ایران انتخابات مجلس پیش روست، از طرفی اختلافات بین اصولگرایان آشکار شده است. این عوامل می‌توانند دلیل تغییرات هر چند کوچک در فضای مطبوعاتی ایران باشد؟

دراین‌باره می‌توان دو گونه صحبت کرد. زمانی تحلیلی اظهار نظرمی‌کنیم و زمانی درباره اطلاعاتی که وجود دارد صحبت می‌کنیم. یعنی باید خبر و اطلاعی داشته باشیم تا بتوانیم درباره آن صحبت کنیم. ولی من اطلاعی ندارم که بخواهم دقیقا بگویم پشت این جریان چیست. لذا فقط تحلیلی می‌گویم که هر دو امکانی که به آن اشاره کردید، در این مورد موثر است و شاید مورد سومی هم باشد.

در ارتباط با آشکار شدن اختلاف بین اصولگرایان، وقتی این اختلاف‏ها زیاد می‏شود، به‏هرحال برای گروه‏های دیگر جای نفس کشیدنی فراهم می‏شود.

از طرفی هرچه به انتخابات نزدیک‌تر می‌شویم، طبیعی است که حکومت بخواهد فضای انتخاباتی ایجاد کند. این امر مستلزم بازتر شدن فضای موجود است.

ممکن است به بن‏بست رسیدن سیستم سیاسی در مواجهه با مسائل و ناموفق دانستن آن مواجهه در برابر اتفاقات گذشته هم، موجب شده باشد تا مقداری از سیاست‏های قبلی دست بردارند.

با این همه مطمئن نیستم که درباره این سیاست‏ها، تصمیمی جدی گرفته شده باشد. ولی این، به معنای بی‏اعتبار کردن و کم‏اهمیت جلوه دادن تغییرات موجود نیست، بلکه به این معنا است که تصمیم‌گیران احتمالا در برابر امر واقع قرار می‏گیرند و از آن تمکین می‏کنند.

علی مطهری، عضو هیات نظارت بر مطبوات ایران درباره توقیف نشریه اصول‌گرای "۹ دی" گفته است، "در این دوره هیات نظارت بر مطبوعات، به نشریات اصلاح‌طلب و اصول‌گرا به یک چشم نگاه می‌کند." این سخن را چه طور ارزیابی می‌کنید؟

از یک جهت این سخن خیلی مثبت است. معنای مخالف این سخن این است که در گذشته اصلا این‏طور نبوده است. این سخن اقراری است از جانب یک عضو هیات نظارت بر مطبوعات و می‏تواند مستند قرار بگیرد که در گذشته این‏طور نبوده و این دو گروه از مطبوعات، با دو چشم مختلف دیده می‏شدند.

ولی این‏که آیا در آینده، هیات نظارت بر مطبوعات به نشریات اصلاح‌طلب و اصول‌گرا به یک چشم نگاه ‌کند، با توجه با شناختی که از آقای مطهری در مطبوعات وجود دارد، می‌توان اعتماد کرد که او در مقام خود درست می‏گوید و همان‏طور عمل می‏کند که می‏گوید. اما هیات نظارت بر مطبوعات تنها یک نفر و آقای مطهری نیست. نمی‏دانم آیا دیگران در هیات نظارت بر مطبوعات هم همین نگاه را خواهند داشت یا نه.

آیا می‌توان نتیجه گرفت که در حال حاضر، حداقل در فضای روزنامه های داخل ایران، یک نقطه اشتراک بین روزنامه های اصلاح طلب و اصولگرا برای انتقاد از "جریان انحرافی" به وجود آمده است؟ با توجه به این که خود شما هم یادداشت‌ها و گزارش‌هایی در همین روزنامه‌ها درباره "نچسباندن جریان انحرافی به اصلاح طلبان" و انتقاد از جریان انحرافی ‌می‌نویسید.

بعد از انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸ بسیاری از روزنامه‌ها در ایران توقیف شدند

بعد از انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸ بسیاری از روزنامه‌ها در ایران توقیف شدند

این نقطه اشتراک در ظاهر وجود دارد، ولی معلوم نیست از یک منظر باشد. وقتی اصلاح‏طلب‏ها انتقاد می‏کنند، قصدشان انتقاد از یک‌سری شیوه‏هاست. حالا در شرایط موجود، چون دولت در مصدر کار است، این انتقادها بیشتر متوجه آن‏ها می‏شود.

حتی انتقاد اصلاح‌طلبان ممکن است به نقد مخالفان دولت در میان اصولگرایان هم بیانجامد که تا دیروز و تا مدت بسیار بسیار کوتاهی پیش از این، دربست از دولت حمایت می‏کردند و همه‏ی منتقدین آن را به باد ناسزا می‏گرفتند.

اما نقد آن طرف (نقد اصول‌گرایان به دولت)، یک نقد اصولی نیست. بیشتر یک نقد حذفی است که می‏خواهند آن‏ها(دولتی‌ها) را حذف کنند و بیش از آن‏که معطوف به هدف‏هایی باشد که مجموعه‏ی اصلاح‏طلب‏ها در پی آن هستند، مسئله‏ی داخلی خودشان است. البته در ظاهر دیده می‏شود که هردو طرف قضیه، نسبت به این موضوع (دولت) انتقادهایی دارند.

چه‌قدر امکان دارد این اشتراک ظاهری رسانه‏ای بین اصول‏گرایان و اصلاح‏طلبان در انتقاد از "جریان انحرافی"، از فضای رسانه‏ای فراتر رود و به فضای سیاسی منتقل شود؟

فکر نمی‏کنم اصلاح‏طلب‏ها به صورت جدی وارد این دعوا شوند. چون مسئله‏ آن‌ها نیست. اگرچه ممکن است از این وضعیت استفاده کنند، ولی مسئله‏ی اصلی اصلاح‌طلبان انتقاد از یک‏سری شیوه‏ها است.

کسانی از اصول‏گرایان که قبلا از دولت دفاع می‏کردند، الان آن‏ها را منحرف می‏دانند. امروز هم با همان روش‏ها با دولت مخالفت می‏کنند. یعنی شیوه‌هایشان را تغییر نداده‏اند. فقط مصداق‏‌هایشان تغییر کرده است، این‏که از چه کسی حمایت می‏کردند، چگونه حمایت می‌کردند، با چه کسی مخالفت می‏کردند و چگونه مخالفت می‌کردند، بر مبنای شیوه‏هایی غلط بوده است. متاسفانه بخشی از جناح اصول‏گرا هنوز هم همان شیوه‏ها را پی‏گیری می‏کند.

مثلا به‏طور مشخص، آقای مصباح یزدی که دربست از این دولت حمایت می‏کرد و انواع و اقسام تعریف و تمجیدها را از دولت داشت، امروز به راحتی، آن‏ها را به اصلاح‏طلب‏ها منتسب می‏کند.

یعنی اصلا برای‏شان مهم نیست حرفی که می‏زنند، چه‌قدر واقعیت خارجی دارد. چه‌قدر با واقعیت انطباق دارد. مسئله فقط این است که می‏خواهند کسی را تایید یا نقد کنند. برای ما مهم نیست که امروز جناح اصول‏گرا با دولت موافق است یا مخالف، شیوه‏ی مخالفت یا موافقت اهمیت دارد که متأسفانه در بخشی از اصول‌گرایان هیچ تغییری نکرده است.

عملکرد و نقش رسانه‌های دولتی ایران مثل صدا و سیما را در فضای بعد از انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸ تا به امروز چه‌طور ارزیابی می‌کنید؟

من اصلا از برنامه‌های صدا و سیما استفاده نمی‏کنم. در ماشین هم فقط "رادیو پیام" گوش می‏دهم. آن هم به‏خاطر این‏که موسیقی پخش می‌کند و اخبار ترافیک آن را می‌شنوم که معمولا به ندرت اتفاق می‌افتد که دروغ باشد.

به‌نظر من صدا و سیما کلا اوت است. فکر هم نمی‏کنم هیچ‏گونه اثر عمیق مثبت، تاکید می‏کنم اثر عمیق مثبت از این رسانه، در جامعه وجود داشته باشد. هرچه هست، ظاهرسازی و دورویی و… است.

همان‌طور که می‌بینید، صدا و سیما با اعداد و رقم‏های وحشتناک، با صدها میلیارد بودجه و هزاران پرسنل و… در برابر چند شبکه ماهواره‏ای مستقل که یک‏هزارم صدا و سیما هم بودجه و نیرو ندارند، قادر به رقابت نیستند.
من فکر می‏کنم به‏طور کلی صدا و سیما خارج از مدار تاثیرگذاری است. تاثیرگذار‏ی‏ هم اگر دارد خیلی سطحی و غیرعمیق است و در اولین فرصت آثار خود را از دست می‏دهد. ضمن این‏که در مجموع اثر منفی صدا و سیما برای حکومت حتی از این آثار کوتاه‏ مدت‏ ان هم بیشتر است.

حسین کرمانی
تحریریه: مصطفی ملکان

در همین زمینه:

مطالب صوتی و تصویری مرتبط